• فیلم هفت دلاور، درباره هفت تیرانداز به سرپرستی مردی به نام کریس آدامز (دنزل واشنگتن) در غرب وحشی است که تصمیم می گیرند از مردم یک دهکده در برابر راهزنان دفاع کنند…

  • داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد...

  • لک لک ها دیگر به جای نوزادان، وظیفه ی تحویل محصولات اینترنتی را به عهده دارند, اما وقتی که بصورت اتفاقی یک سفارش نوزاد از راه می رسد, بهترین و سریعترین لک لک تصمیم می گیرد که نوزاد را به خانواده اش برساند...

  • خلبانی بنام چسلی سالی سولنبرگر (تام هنکس) پس از اینکه هواپیمایش دچار نقص فنی می شود، آن را سالم و بدون تلفات بر روی رودخانه ی هادسون فرود می آورد و با این عمل شجاعانه تبدیل به یک قهرمان می شود. ولی با تحقیقاتی که بعداز سقوط هواپیما آغاز میشود آبروی او در خطر قرار میگیرد...

  • یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    صفحه 1 از 2 12 آخرین
    نمایش نتایج: از 1 به 5 از 7

    موضوع: **یلدا**

    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      41
      نوشته ها
      1,369
      پسندیده : 146
      مورد پسند : 592 بار در 257 پست

      **یلدا**


      یلدا پیشاپیش مبارکــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـ


      .


      .
      .

      به صد یلدا الهی زنده باشی / انار وسیب وانگورخورده باشی
      اگریلدای دیگرمن نباشم، تو باشی وتو باشی وتو باشی
      پیشاپیش یلدات مبارک





      مهم نیست هندونه ی شب یلدات شیرین نباشه
      یا انارات ترش از آب دراد
      یا کدو تنبلی که بار میذاری بیمزه بشه
      یا چند تا از گردوهایی که می شکونی پوک باشه
      مهم اینه که کسی داری که یلدا رو بهت تبریک بگه




      لبی سرد و دلی افسرده داریم / به سر افکار تیپا خورده داریم
      رسد پایان پاییز و از آغاز / هزاران جوجه ی نشمرده داریم !



      پاییز ثانیه ثانیه می گذرد، یادت نرود این جا کسی هست که به اندازه
      تمام برگ های رقصان پاییز برایت آرزوهای خوب دارد.
      عمرت یلدایی، دلت دریایی، روزگارت بهاری
      یلدای خوشی را برایتان آرزو می کنم . . .





      من بلندای شب یلدا را تا خود صبح شکیبا بودم
      شب شوریده ی بی فردا را با خیال تو به فردا کردم
      چه شبی بود ، عجب زجری بود غم آن شب که شب یلدا بود



      شب یلدا همیشه جاودانی است / زمستان را بهارزندگانی است
      شب یلدا شب فر و کیان است / نشان ازسنت ایرانیان است




      سهم من از شب یلدا شاید…
      قصه ای از غصه و انار سرخی که پر از دلتنگی ست
      غم هایم بلند همانند شب یلداست





      شب یلدا شب بزم و سرور است / شبی طولانی و غمها بدور است
      شباهنگام تا وقت سحرگاه / بساط خنده و شادی چه جوراست
      یلدا مبارک



      باور به نور و روشنایی است
      که شام تیره ،از دل شب یلدا
      جشن مهر و روشنایی به ما هدیه میدهد
      یلدا یتان مبارک


      شب یلدا ز راه آمـــــــــــد دوبـــــــــاره / بگیر ای دوست! از غمهـــــــا کناره
      شب شادی وشـــور و مهربانی است / زمـــــــان همدلی و همزبانی است

    2. #2

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      14
      نوشته ها
      533
      محل زندگی
      tehran
      پسندیده : 323
      مورد پسند : 183 بار در 102 پست
      یلداتون مبارک بچه ها.....
      ایشالا فرداشب به همگی خیلی خیلی خوش بگذره و
      و خنده رو لباتون برای همیشه جا خوش کنه.





      آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!




      امشب موقع خواب ،


      بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی ...


      بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی ...


      بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی ...


      فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟!


      جوجه ها را بعدا با هم میشماریم

      ...
      ...


      دلخوشی ها کم نیست.!!!!!!!!!
      زندگی باید کرد................

    3. #3

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      2
      نوشته ها
      179
      محل زندگی
      شیراز
      پسندیده : 13
      مورد پسند : 175 بار در 53 پست
      هه هه یلدا مبارک منم کل میزنم

      کلیووووووو کلیووووووووووو کلیوووووووووووو

    4. #4

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      41
      نوشته ها
      1,369
      پسندیده : 146
      مورد پسند : 592 بار در 257 پست



    5. #5

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      41
      نوشته ها
      1,369
      پسندیده : 146
      مورد پسند : 592 بار در 257 پست
      آشنایی با آداب و رسوم شب یلدا در نقاط مختلف ایران
      خوی - آذربایجان*غربی:

      در شهر خوى هدیه دادن شیرینى پشمک رواج دارد و این کار گویا به مناسبت شباهت پشمک با برف است. در روستاهاى خراسان و آذربایجان در این شب خانواده پسرى که با دخترى نامزد شده طى مراسمى شاد با ساز و دف هدایایى براى دختر مى فرستند.

      انزهای فیروزکوه:

      در انزهاى ـ Anzeha فیروزکوه ـ به شب یلدا شال هشو مى*گویند. در این شب مردم محل به خانهٔ همدیگر مى*روند. صاحبخانه براى مهمان*هاى خود از همه رقم میوه به*خصوص قیسی؛ برگه؛ هستهٔ شیرین بوداده؛ گردو و انگور مى*آورد.

      انزها؛ یکى از نقاط خوش آب و هواى فیروزکوه است با زمستان*های طولانى و پر برف. جوانان محل در این شب رسمى دارند به نام "شال انداختن" و به این ترتیب که یک دستمال نسبتاً بزرگ را چهار گره مى*کنند و به سر طنابى گره مى*زنند و بر بالاى بام خانه*ها مى*روند.

      دستمال چهار گره را از بالاى بام به صحن خانه یا اطاق آویزان مى*کنند و چند لگد به بام خانه مى*زنند. صاحبخانه مقدارى آجیل، شیرینى در دستمال مى*گذارد و دستمال را تکان مى*دهد.

      صاحب دستمال مى*فهمد که توى دستمال چیزى ریخته*اند. آن*را بالا مى*کشد و چیزهائى که در آن ریخته شده است در کیسه*اى که همراه دارد مى*ریزد و بعد مى*رود بالاى بام خانهٔ دیگرى و به این ترتیب به همهٔ خانه*هاى آبادى سر مى*زند و شال مى*اندازد.

      این کار تا نیمه*هاى شب ادامه دارد. این رسم را دلدادگان و نامزدداران خیلى دوست دارند زیرا که فرصتى است تا پنهان از همگان عهدایائى بدهند و بگیرند.

      مردم این نقطه شب*هاى زمستان به خانه*هاى همدیگر مى*روند و تا پاسى از شب مى*نشینند و قصه*ها و سرگذشت*هائى براى یکدیگر تعریف مى*کنند و در اواسط شب*نشینى شبچره مى*آورند.

      شبچره عبارت است از مرکبات از قبیل پرتقال، سیب، انار و گلابى و از خشکبار مانند برگه، گردو و فندق که صاحبخانه در بشقاب*ها مى*ریزد و در سینى بزرگى مى*گذارد و براى مهمان*ها مى*آورد و همگى در حالى*که زیر کرسى داغ براى یکدیگر صحبت مى*کنند و با سرگذشت*ها و افسانه*هاى قدیمى مانند جنگ رستم با دیو سفید یا امیر ارسلان نامدار خودشان را مشغول مى*کنند.

      البته شب*نشینى این دسته جنبهٔ تفریح دارد و به غیر از خندیدن و قصه گفتن کار دیگرى نمى*کنند و میزبان وظیفه دارد بعد از چند شب به خانهٔ هر یک از آنها که به منزل او آمده*اند برود تا آنها بار دیگر بیایند را پس نداد معلوم مى*شود مایل به آمد و رفت با طرف نیست.


      قزوین و رسم و رسوم یلدایی:

      در شهرستان قزوین در شب اول چند فقیر و غنى هندوانه مى*خورند و اعتقاد دارند مایهٔ تندرستى و سلامت تابستان است.

      شب*نشینى و فرستادن چشم روشنى براى داماد تازه و عروس آینده نیز مرسوم است. شام را هم که پاچهٔ گوسفند مى*خورند و عقیده دارند خاصیت فراوان دارد.

      نودهٔ رودبار الموت:

      در نودهٔ رودبار الموت معروف*ترین و بهترین خوراکى شب چلهٔ مردم ماهى*پلو است که آن*را به عوض هندوانه یا خربزه*اى که در جاهاى دیگر مرسوم است مى*خورند.

      براى تهیه و پختن ماهى*پلو، هر کس چند روز قبل از شب چله حتماً باید یک ماهى بخرد و بعد یک شب مانده به شب چله این ماهى را درسته در ظرفى مى*پزد و در جاى خنگ نگهدارى مى*کنند.

      شب چله که شد با مقدارى سبزى خشک و روغن و برنج و مخلفات دیگر سبزى*پلو مى*پزند بعد ماهى را مى*آورند و به تعداد افراد خانواده تکه*تکه مى*کنند و لاى سبزى*پلو مى*گذارند و سر سفره مى*آورند هر نفر باید سهمیهٔ ماهى خودش را بخورد و ظرف غذاى هرکس هم جدا باشد.

      رسم است که باید در شب چله هرکسى در خانهٔ خودش باشد و عقیده دارند چنانچه ماهى را قسمت نکنند و ظرف هر کسى هم جدا نباشد در زمستان آن سال به افراد آن خانواده خیلى سخت مى*گذرد و برعکس اگر ظرف هر نفر جدا باشد زمستان خوبى در پیش خواهند داشت و رزق و روزى سال آینده* آنها فراوان خواهد بود. بعد از اینکه شام خورده شد.

      مقدارى از پولک یا فلس*هاى ماهى را که قبل از پختن ماهى از آن تراشیده*اند در یک سینى مى*ریزند و خوب مى*شویند و تمیز مى*کنند و به سر سفره مى*آورند. سپس سفره را جمع مى*کنند و این سینى را جاى سفره قرار مى*دهند.

      آن*وقت پدر یا مادر یا بزرگ*تر خانواده به یکى از بچه*ها که از همه کوچک*تر باشد اشاره مى*کند تا مقدارى از پولک*ها را بردارد. بعد مقدارى پولکى را که در دست بچه است مى*شمارند اگر جفت درآمد خوب است و زمستان بارندگى فراوان خواهد شد.

      به همین علت اگر به*طور اتفاق براى یک نفر پیش آمد بدى رخ بدهد دیگران به او مى*گویند: "فلانی! مگر خداى نکرده شب چله طاق آوردی؟." اگر طرف بگوید: "بله طاق آوردم" مى*گویند: "خدا بزرگ است برو شکر کن" اما اگر بگوید: "نه، جفت آوردم." مى*گویند: "انشاءالله که در همه سال جفت بیاری."

      کرمانی*ها و شب چله:

      در کرمان، در شب یلدا گاهى مردم تا صبح بیدار مى مانند و مى پندارند که در این شب قارون به شکل هیزم شکنى که پشته اى هیزم بر پشت دارد به خانه نیکوکاران مستمند مى رود و به آنها هیزم مى دهد و این هیزم ها تبدیل به شمش هاى طلا مى*شوند.

      در ایام قدیم برخى از مردم به چله مى*نشستند و چهل روز مراسم چله نشینى انجام مى*دادند به امید این که قارون به خانه آنها وارد شود و به آنها شمش زر بدهد. این رسم یادآور بابانوئل در مراسم کریسمس است و چنین مى نماید که یلداى ایرانى و کریسمس از یک مایه سرچشمه گرفته اند. از این گونه آئین هاى خاص در برگزارى یلدا فراوان مى توان شمرد..


      مازندرانی*ها و مقدمات شب یلدا:

      دو روز مانده به شب چله، در نقاط مختلف مازندران مردم به تهیه* مقدمات این شب می*پردازند و بعد از غروب آفتاب، آن شب را جمع شده و دور کرسی می*نشینند و سالمندان حاضر در مجلس به تعریف از سردی زمستان و دوره*های یخبندان گذشته، داستان*ها و افسانه*های می*پردازند.

      آنها بعد از صرف شام و چای، روی کرسی، سفره*ای پهن می*کنند که در آن سفره، خوراکی*هایی از قبیل: پرتقال، نخود برشته، کشمش، بادام شیرین، نارنگی، سیب، لیموترش، خربزه و هندوانه که شاه میوه این مجلس است، به اضافه انواع تنقلات و شیرینی*های محلی وجود دارد.

      افراد خانواده*ها به شوخی، بذله گویی و گفت و شنود و تفال به دیوان حافظ می*پردازند. در پایان جشن، هر نفر با چشم*های بسته تعدادی گردو برداشته و هنگام خواب زیر تشک خود گذاشته و صبح گردوها را می*شکند اگر مغز آن سفید و خوب بود، نیت*اش برآورده می*شود.

      همچنین در این شب برای دخترانی که نامزد دارند، از طرف داماد « خرجی »*می*فرستند. داماد در این خوانچه، تمام چیزهایی که برای شب چله لازم است به اضافه*ی ماهی و مرغ قرار می*دهد و بعد از غروب آفتاب به خانه*ی همسر آینده خود می*فرستد.

      مردم مازندران معتقدند که اگر در این شب ننه سرما گریه کند، هوا بارانی و اگر پنبه*های توی لحاف را بریزد بیرون برف و اگر گردنبند خود را پاره کند تگرگ می*بارد.

      شهرها و روستاهای گیلان:

      در گیلان و شهرها و روستاهای آن، شب چله را جشن می*گیرند، و هرکس بنا به توانایی مالی خود میوه و آجیل تهیه می*کند. میوه*ها شامل: انار، لیمو، پرتقال و هندوانه است.

      گیلانی*ها، خوردن هندوانه را واجب و مفید می*دانند. آنها هندوانه*هایی که محصول بوستان خودشان بوده را برای شب چله در ساقه*های برنج بافته شده نگه می*دارند. افراد خانواده با چند خانواده که خویش و قوم هستند، در یک جا برگرد سفره*ای جمع می*شوند وبه گفتگو و ترانه خوانی و بزن و بکوب می*پردازند.

      کسانی که نامزد دارند برای همسر آینده*ی خود «شب چله گر» می*فرستند که اگر این کار را نکنند به علت ترک رسم، مورد سرزنش خانواده*ی عروس قرار می*گیرند.

      شب چله و لرستانی*ها:

      مردم لرستان در شب چله، با گوسفند یا بوقلمونی که برای شب چله، پروار و چاق کرده*اند غذا تهیه می*کنند. افراد خانواده*ها به همراه بزرگان خانواده*ها دور هم جمع می*شوند، به گرفتن فال و تعریف داستان و خاطره می*پردازند.

      آنها برای این شب مانند دیگر شهرهای ایران انواع تنقلات و میوه*ها، خربزه و هندوانه تهیه می*کنند.

      در شب چله نیز نوجوانان و جوانان محله*های مختلف در لرستان، به گروه*های دو یا چهار نفری تقسیم شده و به پشت بام خانه*ها می*روند و از مسیر دودکش بخاری*های خاموش خانه*های قدیمی یا جلو پنجره*ها، شال می*فرستند و با خواندن ترانه*های مخصوص این شب تقاضای آجیل و تنقلات می*کنند و صاحب خانه نیز مقداری از مواد خوراکی آن شب را به پرشال می*بندد و با تکان دادن شال اشاره می*کند که بالا بکشند.

      شیراز:

      سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج*ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج*ها موجود است.

      حافظ*خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی*هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله*نشینان شده*است.

      همدان:

      همدانی*ها فالی می*گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می*نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می*خواند.

      دختر بچه*ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می*زند و مهمان*ها بنا به ترتیبی که نشسته*اند شعرهای پیرزن را فال خود می*دانند.

      همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه*است در این شب خورده می*شود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می*شود که از معمولترین خوراکی*های موجود در ابن استان هاست.


      خراسان:

      در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.

      اردبیل:

      در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می*دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می*خورند.

      کردستان:

      در کردستان نیز خانواده*هایی که عروس به خانه بخت فرستاده*اند خوانچه*هایی حاوی هندوانه و آجیل و همچنین هدیه را به خانه نو عروس و داماد می*فرستند.

      گلستان:

      در استان گلستان، شب چله از بهترین شب های سال است و برای برگزاری آن از آغاز تابستان زمینه سازی می کنند و سرگرمی هیا شب چله را فراهم می سازند و برای شب چله به گونه خاصی هندوانه نگه می دارند زیرا خوردن هندوانه در شب چله واجب است.

      مردم استان گلستان در شب چله، پس از خوردن شام به خانه یکدیگر می روند، پیرمردان و پیرزنان از گذشته ها تعریف می کنند، میزبان هم با چای و قلیان و تخمه هندوانه و کدو و... پذیرایی می کند. چندی بعد هندوانه ها را به میان می آورند و می خوردند.

      رودبار الموت:

      در رودبار الموت، شب چله گرامی داشته می شود. مردم این روستاها رسم دارند که شب چله ماهی پلو بخورند، ماهی را به شمار افراد خانواده بخش می کنند تا هر فردی سهم خودش را بخورد.

      رسم این است که در شب چله باید هر کس در خانه خودش باشد. عقیده دارند اگر ماهی را پخش نکنند و ظرف هر نفر جدا نباشد، در زمستان آن سال به افراد آن خانواده خیلی سخت خواهد گذشت.

      ولی اگر سهم و ظرف هر فردی از افراد خانواده جدا باشد، زمستان خوبی در پیش خواهد داشت و رزق و روزی سال آینده شان فراوان خواهد بود.

      دماوند:

      مردم دماوند شب چله را بس گرامی دارند، در شب چله به خانه خویشان و بستگان روند و روز پیش از رفتن خبر می دهند که شب چله خواهند آمد.

      صاحب خانه برای میهمانان پلو می پزد و سیب و گلابی هایی را که در تابستان زیر خاک کرده تا تازه بماند با پرتقال و انار و هندوانه می آورد. انار و هندوانه حتماً باید باشد زیرا عقیده دارند که اگر در شب چله انار و هندوانه نباشد تا سال دیگر در ناخوشی و ناراحتی خواهند بود.

      پس از خوردن شام و چای و میوه، بچه ها به پای کوبی و خواندن ترانه های کودکانه می پردازند، پیرمردها اشعار و حکایاتی را که از گذشته به یاد دارند می خوانند و می گویند و جوانان هم به سرگرمی های ویژه خود می پردازند.

      برخی دیگر از مردم دماوند رسم دارند که عصر شب چله به گرمابه روند و پاک و پاکیزه باشند تا در زمستان به آنان سخت نگذرد. پس از خوردن شام، بچه ها چشم می کشند تا مادرشان سیب و انار و هندوانه را که میوه شب اول چله است بیاورد، اگر آورد که چه بهتر از این، اما اگر نیاورد، همه با هم یکصدا شعر می خوانند.

      برخی از مردم دماوند برای شب چله اهمیت زیادی قائلند، لذا پیش از فرا رسیدن این شب، میوه های گونه گون فراهم می سازند. همین که شب چله فرا رسید، پس از خوردن شام که حتماً پلو می باشد، میوه ها را که در سینی های بزرگی چیده اند به میان می آورند و از هر میوه ای اندکی می خورند.

      زیرا بر این باورند که اگر آدمی در این شب، فقط میوه های سرد و خشک بخورد در تمام مدت سال گرم نمی شوند و اگر میوه*های گرم بخورد تنش همیشه گرمی و حرارت خواهد داشت، از این رو هم از میوه های سرد و سردی دار می خورند و هم از میوه های گرم و گرمی دار، از جمله: سیب، گلابی، هویج، گردو، هندوانه، برگه زردآلو، قیسی، هسته قیسی بو داده، اگر اینها همه نبود، هویج و هندوانه حتماً باید بخورد تا از گرما و بیماری در امان باشد.

      خمین:

      مردم خمین شب چله را بسیار گرامی می دارند و بر این باورند که شب چله باید در خانه خودشان باشند.

      مردم این دیار بر این باورند که باید هفت گونه خوردنی سر سفره چله باشد: هندوانه، خربزه، انار، سیب، به، انگور. علاوه بر اینها، ترشی پیاز و ترشی سیر هم باید باشد. خوراکی ها را پدر خانواده پخش می کند، سپس قصه گفتن و چیستان پرسیدن و شعر خواندن تا نیمه های شب ادامه دارد.

    صفحه 1 از 2 12 آخرین