• "موانا" از استعدادهای دریانوردی خود استفاده میکند تا به یک جزیره ی افسانه ای برود و قهرمان او، "مائویی" نیز در این ماجراجویی او را همراهی میکند.

  • یک جراح با استعداد اما متکبر و مغرور که پس از حادثه ای ناگوار شغلش را از دست می دهد، راه تازه ای را پیش روی زندگی اش می بیند. او توسط یک جادوگر آموزش هایی را فرا میگیرد تا از دنیا در برابر افراد شرور محافظت کند.

  • فیلم ماجرای افسر اطلاعاتی مکس (برد پیت) می باشد که در سال 1942 و در شمال آفریقا با یک مبارز نیروی مقاوت فرانسه بنام ماریان (ماریون کوتیار) در پشت خطوط دشمن آشنا می شود. آنها رابطه ی صمیمانه ای را با هم آغاز میکند اما فشار جنگ این رابطه را تهدید میکند...

  • یک پسر پنج ساله هندی هزاران کیلومتر دور از خانه اش، در خیابانهای کلکته گم می شود. او مخاطرات زیادی را پشت سر می گذارد و سرانجام زوجی در استرالیا او را به فرزند خواندگی قبول میکنند. 25سال بعد او عزم خود را جزم میکند تا خانواده ی گمشده اش را پیدا کند...

  • این فیلم داستان مردی سیاه پوست را از دوران کودکی تا بزرگسالی روایت می کند که در شهر میامی و سردرگم در گرایش جنسی با شرایطی سخت بزرگ می شود.

  • سوزان یک گالری دار موفق است که به طور اتفاقی با رونوشتی از رمان منتشرنشده ی شوهر سابقش تام مواجه می شود که حاوی مطالب خشونت آمیز و یک انتقام نمادین است...

  • «سلن» (کیت بکینسیل) میجنگد تا به نبرد میان قبیله لایکن و جناح خون آشامی که به او خیانت کردند، پایان دهد...

  • داستان فیلم درباره مرد جوانی به نام لی چندلر است که پس از مرگ برادرش جوئی، مجبور می شود حضانت پسر برادرش را برعهده بگیرد و می بایست به این منظور به شهر زادگاه خود بازگردد. چندلر که خیلی راغب به بازگشت نیست، در هنگام ورود به شهر با افراد مختلفی از جمله همسر سابقش رندی، که ...

  • فیلم بر اساس داستان واقعیِ یک مخالف جنگ و پزشک ارتش آمریکا به نام دزموند داس (اندرو گارفیلد) است که حاضر نمی شود سلاحی حمل کند، اما طی نبرد اوکیناوا در جنگ جهانی دوم با وجود شلیک های بی وقفه ی دشمن، یک تنه جان بیش از ۷۵ نفر از هم رزمانش را نجات می دهد...

  • کانر (لویس مک دوگان) پسربچه ای است که مشکلات زیادی را تحمل می کند. مادر او (فلیسیتی جونز) در حال دست و پنجه نرم کردن با سرطان است و در مدرسه نیز قلدرها دست از سرش بر نمی دارند. با اینحال یک شب هیولای درختی غول پیکری نزد او می آید و معامله ای را با کانر انجام می دهد که...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      دي ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      193
      نوشته ها
      3,201
      محل زندگی
      همونجا که نیستم/ In Lousy tim
      فیلم مورد علاقه
      The Tree of Life
      پسندیده : 579
      مورد پسند : 707 بار در 397 پست

      بیوگرافی Marc Maron بازیگر نقش Marc Maron در سریال Maron



      نام کامل: Marc Maron
      تولد:24 سپتامبر سال 1963
      ملیت:آمریکایی
      سالهای فعالیت:1980_تاکنون
      همسر(ها): Kimberly Reiss
      Mishna Wolff



      ابتدای زندگی:

      مارون در یک خانواده یهودی در جرسی سیتی ،نیوجرسی متولد شد.تا زمانی که 6 ساله بود در نیوجرسی زندگی میکردند.
      پس از آن پدر مارون به نیروی هوایی ایالات متحدا آمریکا پیوست و مارون و خانواده اش برای زندگی به آلاسکا رفتند.هنگامی که پدرش نیروی هوایی رو ترک کرد، او و خانواده اش به نیومکزیکو رفتند.در سال 1986 مارون با مدرک لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه بوستون فارغ التحصیل شد.



      زندگی حرفه ای:

      شروع فعالیت مارون با بازی در The Comedy Store در لس آنجلس آغاز شد. به مدت 15 سال در کار نوشتن و اجرای کمدی برای صحنه ی نمایش و رادیو و تلویزیون بود. وی کتابی به نام The Jerusalem Syndrome: My Life نوشته است که بر پایه نمایش زندگی انفرادی او می باشد.
      مارون به عنوان مهمان در Late Show with David Letterman حضور یافت و تجربه حضور بیش از 40 بار حضور در Late Night with Conan O'Brien را دارد.در می سال 2013 در سریال Maron بازی کرد که علاوه بر بازی در آن نویسنده سریال هم بود.


      زندگی شخصی:

      مارون در آستوریا زندگی میکردو در پاییز سال 2009 به لس آنجلس نقل مکان کرد.او دوبار ازدواج کرده است.همسران او Kimberly Reiss و Mishna Wolff می باشند.مارون به طور آشکار در باره ی مصرف الکل و مواد مخدر در طول سال 1990 صحبت میکند. همچنین در مورد مراقبت از گربه های ولگرد در خانه اش معترف است.


      کارهای منتشر شده



      این مطلب بصورت اختصاصی برای " انجمن تخصصی رسانه کوچک " به نگارش درآمده و هر گونه کپی برداری از آن تنها با ذکر منبع و درج لینک بلامانع می باشد.
      ویرایش توسط Luna : ۱۳۹۲-۰۸-۰۱ در ساعت ۰۳:۲۲ بعد از ظهر
      تو را باید دوست داشت
      هر روز برای تو باید نوشت
      باید در انتظارت ماند.....
      چه فصلمان بهار باشد و یا دیگر فصلهای خدا...
      و من دیوانه وار عاشق
      این بایدهای زندگیم هستم...




      ***
      بیایید اسپم ندهیم! ***