• فیلم هفت دلاور، درباره هفت تیرانداز به سرپرستی مردی به نام کریس آدامز (دنزل واشنگتن) در غرب وحشی است که تصمیم می گیرند از مردم یک دهکده در برابر راهزنان دفاع کنند…

  • داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد...

  • لک لک ها دیگر به جای نوزادان، وظیفه ی تحویل محصولات اینترنتی را به عهده دارند, اما وقتی که بصورت اتفاقی یک سفارش نوزاد از راه می رسد, بهترین و سریعترین لک لک تصمیم می گیرد که نوزاد را به خانواده اش برساند...

  • خلبانی بنام چسلی سالی سولنبرگر (تام هنکس) پس از اینکه هواپیمایش دچار نقص فنی می شود، آن را سالم و بدون تلفات بر روی رودخانه ی هادسون فرود می آورد و با این عمل شجاعانه تبدیل به یک قهرمان می شود. ولی با تحقیقاتی که بعداز سقوط هواپیما آغاز میشود آبروی او در خطر قرار میگیرد...

  • یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4
    1. #1

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      489
      نوشته ها
      1,558
      پسندیده : 217
      مورد پسند : 386 بار در 264 پست

      ♥♥♥♥ پائیزانه ♥♥♥♥


      دیدی آخرش تابستان آنقدر غصه ما را خورد که پاییز شد!

      ببین تو یادت نیست ما کجای دفتر خاطرات پاییز سال گذشته

      نوشتیم و زیرش را مشترکا امضا کردیم که...

      سرخی ما از تو و زردی تو از ما؟

      که هنوز مهر نشده روی خط نه چندان صاف سر نوشتمان زرد کشیدند...

      خلاصه از قدیم و دور گفته اند و میگویند که پاییزفصل عاشق هاست !

      به عاشقیم یقین دارم که مینویسم و گمان میکنم اگر تبریک تولد پاییز را ننویسی باید به عاشق نبودنت یقین کرد.

      مهم نیست اصلا فدای سرت که یک تابستان دیگر گذشت و...

      و بازهم معجزه نشد به قول خودت صبر را با

      وفاداریمان تا پاییز بعد شرمنده میکنیم شاید از بس رو سفید شدیم پاییز آینده جای باران برف در سرزمینمان بارید...






      دوباره پاییز…

      اما نه ((فصل خزان)) زرد!

      دوباره پاییز…

      اما نه فصل اندوه و درد!

      دوباره پاییز…

      فصل زیبای سادگی…

      دوباره پاییز، موسم شدید دلدادگی!






      تنهایی

      نامِ دیگر پاییز است

      هرچه عمیق تر

      برگ ریزانِ خاطره هاتْ بیش تر . . .





      پاییز سرد و بی رحم نیست ، فقط جسارت زمستان را ندارد !

      ذره ذره زرد می کند ، اندک اندک جان می ستاند و قطره قطره می گریاند …

      پاییز سرد نیست ، نامهربان است …

      بی رحم نیست ، عشق را نمی شناسد …

      جسارت ندارد ؛ درست مانند “تو” ...





      می پسندم پاییز را که معافم میکند از پنهان کردن دردی که در صدایم میپیچد !

      اشکی که در نگاهم میچرخد !

      آخر همه میدانند . . .

      که سرما خورده ام ! همین . . . !





      فراموشی می آید مانند همین پاییز با ابرهای سهمگینش . . .

      دیروز برگ خشکی دیدم که نمی دانست از کدام شاخه جدا شده !





      آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
      ابر با آن پوستین سرد نمناکش
      باغ بی برگی ... روز و شب تنهاست
      با سکوت پاک غمناکش ... ساز او باران سرودش باد ...
      جامه اش شولای عریانی است ... ور جز اینش جامه ای باید ...
      بافته بس شعله ی زر تار پودش باد ...
      گو بروید یا نروید هر چه در هر جا که خواهد
      یا نمی خواهد باغبان و رهگذاری نیست ...
      باغ نو میدان ... چشم در راه بهاری نیست ...
      گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد ...
      ور به رویش برگ لبخندی نمی روید ..
      باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟
      داستان از میوه های سر به گردون سای اینک
      خفته در تابوت پست خاک می گوید باغ بی برگی ...
      خنده اش خونی است اشک آمیز ...
      جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
      پادشاه فصل ها پــــــــایـیز ...



      تقدیم به همه دوستان خوبم ...
      پاییزتون قشنگ...


      C U In HeLL...

    2. #2

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      69
      نوشته ها
      29
      نام واقعی
      sheida
      سن
      19
      محل زندگی
      tehran
      فیلم مورد علاقه
      batman begins
      سریال مورد علاقه
      The Vampire Diaries----supernatural---lost--Arrow----پروانه---ارمغان تاریکی
      بازیگر مورد علاقه
      Ian somerhalder
      پسندیده : 24
      مورد پسند : 2 بار در 1 پست
      شد خزان گلشن آشنایی..........
      بازم آتش به جان زد جدایی.................
      tabiat___pix2hd_-8-jpg
      life sucks either away

    3. #3

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      20
      نوشته ها
      1,483
      نام واقعی
      نازنین
      محل زندگی
      TEHRAN
      فیلم مورد علاقه
      Taitanic , Twilight
      سریال مورد علاقه
      Vampire Diaries
      پسندیده : 91
      مورد پسند : 643 بار در 282 پست
      محشره

      اونقد قشنگه که اگه صد بار هم بخونمش سیر نمیشم ...

      ممنون فرشته جونم ..
      دختر 5 ساله ای از برادرش پرسید معنی عشق چیست :

      برادرش جواب داد : عشق یعنی تو هر روز شكلات من رو از كوله پشتی مدرسه ام بر میداری ،

      و من هر روز بازهم شكلاتم رو همونجا میگذارم ...

    4. #4

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      489
      نوشته ها
      1,558
      پسندیده : 217
      مورد پسند : 386 بار در 264 پست

      پاییز
      بمان...
      کجا می روی؟ من هنوز دلتنگم...هنوز دستهایش را نگرفته ام ..
      پاییز بمان...
      قول داده بود تا تو نرفته ای برگردد...
      قول داده بود زردی برگها را زیر پایمان حس کنیم ..



      پاییز بمان...
      وقت رفتن نیست...من هنوز نگفته ام دوستش دارم...نگفته ام ..
      پاییز بمان...
      زمستان که بیاید و گرمِ دستانش نباشد سرما امانم نمـــی دهد ...



      پاییز بمان...
      هنوز بر نگشته است...هنوز جایش خالیست...هنـــــوز منتظرم ...
      پاییز بمان...
      می ترسم تا ابد در زمستان دفن شوم..!

      C U In HeLL...