• فیلم هفت دلاور، درباره هفت تیرانداز به سرپرستی مردی به نام کریس آدامز (دنزل واشنگتن) در غرب وحشی است که تصمیم می گیرند از مردم یک دهکده در برابر راهزنان دفاع کنند…

  • داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد...

  • لک لک ها دیگر به جای نوزادان، وظیفه ی تحویل محصولات اینترنتی را به عهده دارند, اما وقتی که بصورت اتفاقی یک سفارش نوزاد از راه می رسد, بهترین و سریعترین لک لک تصمیم می گیرد که نوزاد را به خانواده اش برساند...

  • خلبانی بنام چسلی سالی سولنبرگر (تام هنکس) پس از اینکه هواپیمایش دچار نقص فنی می شود، آن را سالم و بدون تلفات بر روی رودخانه ی هادسون فرود می آورد و با این عمل شجاعانه تبدیل به یک قهرمان می شود. ولی با تحقیقاتی که بعداز سقوط هواپیما آغاز میشود آبروی او در خطر قرار میگیرد...

  • یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      دي ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      193
      نوشته ها
      3,201
      محل زندگی
      همونجا که نیستم/ In Lousy tim
      فیلم مورد علاقه
      The Tree of Life
      پسندیده : 579
      مورد پسند : 707 بار در 397 پست

      بیوگرافی لوک بسون (Luc Besson)



      زادروز:18 مارس 1959
      ملیت:فرانسوی
      پیشه:کارگردان
      سال های فعالیت:1981_اکنون


      لوک بسون (به فرانسوی: Luc Besson)‏ (زاده ۱۸ مارس ۱۹۵۹ در پاریس) کارگردان فرانسوی است.
      لوک بسون که از ۱۷ سالگی با رها کردن درس به فیلم سازی پرداخت اکنون به عنوان کارگردان،نویسنده و تهیه کنندهٔ مطرح سینما از او یاد می شود . در کارنامه او فیلم های بزرگی چون لئون و ژاندارک دیده می شود.


      معرفی کوتاه

      لوک بسون در سال 1959 در پاریس پایتخت کشور فرانسه به دنیا آمد
      وی در نوجوانی (17 سالگی) تحصیل را رها کرد و چون علاقه زیادی به سینما داشت به حرفه فیلمسازی مشغول شد.
      در فرانسه خیلی ها لوک بسون را به عنوان سازنده فیلم های تجاری می شناسند، هرچند خودش این موضوع را بی اهمیت می داند و می گوید حتی ژان لوک گدار هم فیلم تجاری می سازد.
      سال 2006 لوک بسون، موفق ترین فیلمساز فرانسه در گیشه های فروش اعلام کرد آخرین فیلمش را ساخته است.
      او بیش از یک دهه بود که می گفت تنها 10 فیلم خواهد ساخت و آن سال سهمیه اش کامل شد.
      لوک بسون به عنوان نویسنده، کارگردان و تهیه کننده مطرح سینما شهرت جهانی فراوانی دارد.



      نگاهی به کارنامه لوک بسون

      لوک بسون سرانجام دهمین فیلم خود را ساخت .سال هاست که تاکید می کند تنها ده فیلم خواهد ساخت و دهمین فیلمش آخرین نیز خواهد بود ,راستش باور ندارم که چنین کند ,فیلمساز فوتبالیست نیست که بگوید مثلا در پایان این فصل فوتبال دیگربازی نمی کنم ,بازی سینما بستگی دارد به آن که حرفی ویا میلی برای ساختن داری یا نه والبته درخیلی موارد امکان آن را.حتی خودش درطی مصاحبه ای به مناسبت نمایش آنجل - آ گفته که این برایش نوعی یاد آوری است که بداند چند تا فشنگ بیشتر برایش باقی نمانده وآن ها را نباید هدر درهد.لوک بسون در سال ۱۹۵۹ در پاریس متولد شد اما به همراه خانواده وبه ضرورت شغل پدرش که مربی غواصی ودر استخدام یک شرکت مسافر گردانی بود ,تمام کودکیش بروی سواحل یونان ,ایتالیا,یوگسلاوی سابق و...گذشت.در ابتدا می خواست که مانند پدرش غواص حرفه ای بشود اما حادثه ای که نزدیک بود موجب نابینایش بشود,این رویا را نا فرجام گذاشت. بعدها به عکاسی وسپس سینما علاقمند شد ودر سن هفده سالگی برای رفتن به پاریس به قصد ورود به عالم سینما مادرش را ترک کرد.بعداز یک تلاش ناموفق در آمریکا, موفق شد درچندین فیلم به عنوان دستیارکارگردان مشغول شود و ازآن جمله لولو ساخته موریس پیالا به سال۱۹۸۰بود .
      درسال ۱۹۸۸ با آبی بزرگ درجشنواره کن حضور یافت که با انتقادهای بسیار مواجه شد اما موفقیت بزرگی در زمان نمایش عمومی یافت. نمی دانم آیامی توان از ژانری به نام فیلم های آبی /دریایی نام برد یانه اما در هرصورت آبی بزرگ یکی از بهترین ودوست داشتنی ترین فیلم هایی است که با تم دریا ساخته شده است ،این فیلم ومستند بلندش آتلانتیس(۱۹۹۱) که درمورد جهان زیر آب است ,مدیون تجربیات وشناخت لوک بسون نسبت به موضوعی است که با کودکی او عجین شده است .




      درسال ۱۹۹۰ نیکیتا را باحضور آن پریو همسر آینده اش ساخت .داستان فیلم درباره دختری ساده و وحشی است که به کمک یک مامور امنیتی در قالب یک آدم کش حرفه ای فرو می رود بدون آنکه از عشق پرهیزی داشته باشد. فیلم با استقبال فراوانی روبه رو شد وحتی بر اساس آن یک سریال تلویزیونی ساخته شد وبه روی فیلم وسریال های بسیار دیگری نیز تاثیر گذاشت .کلمه نیکیتا مانندلولیتا وارد فرهنگ عامه شده وبه جز اسم خاص بودن معنائی کنائی یافته است.لئون (ویا «حرفه ای »درپخش جهانی ) ساخته شده به سال ۱۹۹۵ شاید محبوب ترین فیلم لوک بسون است .گری الدمن در نقش پلیس فاسد است.در اینفیلم ,فیلم ژان رنو در نقش لئون است .از آن نقش هائی که یقه بازیگر را می گرد ودیگر رهایش نمی کند مانند لورنس عربستان که با نام پیتراوتول عجین شده است.فیلم راه ژان رنو را که قبل از آن در فیلم های بسون نقش های دوم ویا فرعی را داشت در هالیوود باز کرد واو ازآن زمان تا حال درکنار فعالیت در سینمای فرانسه نقش های قابل قبولی در فیلم های آمریکایی ایفا کرده است که آخرین شان امسال درداوینچی کد بود.درضمن باید اشاره کرد لئون برای ناتالی پورتمن نیز هم آن کاری را کرد که راننده تاکسی پیشتر برای جودی فاستر کرده بود .
      بسون که درتمام این سالها هر فیلم جدیدش را بزرگتر از فیلم قبلی اش ساخته بود ,باز بر هم این رویه عنصر پنجم را باشرکت بروس ویلیس و میلاژوویچ ساخت که بزرگترین موفقیت تجاری بسون تا به امروز است.فیلمی تجاری و خوش ساخت با تم موجودات فضایی و نجات جهان که از مشابه های آمریکایی خود چیزی کم ندارد .درسال ۱۹۹۹ژاندارک رابا بازی میلاژویچ وبا حضور بازیگرانی چون جان مالکوویچ,ونسان کسل,فی داناویوداستین هافمن...ساخت .ژاندارک بسون فیلم بدی نبود اما از آن جا که تبدیل به سنت شده که هر ژندارکی را باساخته آبل گانس قیاس کنند ,باسردی از آن استقبال شد.صحنه های مکاشفه روحی ژاندارک و باحضور داستین هافمن به فیلم لطمه زیادی زده است.میلاژوویچ که دراصل مانکن است وهم آن سال با لوک بسون ازدواج کرد وطلاق گرفت ,بهترین بازی عمرش را کرده است .

      بسون که در طول این سالها با شرکت ویا به عهده گرفتن تهیه کنندگی فیلم هایش ثروت هنگفتی به دست آورده بود در سال 2000 شرکت فیلم سازی EUROPA CORP را تاسیس کرد که تاکنون بسیار فعال بوده است. به مدت چند سال درکنار تهیه کنندگی ,بیشترین فعالیت بسون به نوشتن فیلم نامه هایی اختصاص یافت که توسط دیگران و به تهیه کنندگی خودش ساخته شده اند .فیلم نامه هایی سطحی وشتاب زده که بعضا آن ها را درمدت تنها یک هفته نوشته است.فیلم های چون تاکسی (سه قسمت),کامیکاز,حومه 13 ,...که سود فروانی نصیب او ساختند اما در عین حال لطمه فراوانی به وجهه او وارد کردند.در امتداد بلند پروازی هایش,ازسال ۲۰۰۵درحومه شمالی پاریس با مشارکت دولت شروع به ساخت بزرگترین شهرک سینمائی اروپا کرد. در هم آن سال بعداز شش سال پشت دوربین قرارگرفت برای ساخت آنجل -آ. فیلم نامه را براساس طرحی قدیمی از خودش در طول بیست روز نوشت که سستی و بی رمقی آن در فیلم به راحتی به چشم می خورد ,ساخت این فیلم تقریبا کم هزینه و سیاه وسفید تلاش ناموفقی برای بازگشت به سالهای نوآوری تلقی شد.فیلم که درکمال مخفی کاری ساخته شد خیلی بی سروصدا به نمایش درآمد بدون آنکه هیچ واکنش جدی برانگیزد.
      بسون که هیچ وقت علاقه خود را برای ساختن فیلم در ژانرهای مختلف پنهان نکرده است, درسال ۲۰۰۶ با ساخت آرتور و مینی مای ها به سراغ سینمای کودکان رفت .فیلم ترکیبی است از نقاشی متحرک و صحنه های واقعی با حضور میافارو در نقش مادر بزرگ مهربان که هیچ امتیاز خاصی برای فیلم به ارمغان نمی آورد به جز آنکه به سینما دوستان گذر زمان را یاد آور شود ,قسمت های کارتونی آن آشکار نسبت به قسمتهای دیگر برتری دارند اما هم آن ها نیز از کلیشه ها فراتر نمی روند.عشق بین یک دختر وپسر ,دستیار بامزه وارجاعات به فرهنگ پاپ شخصیت بد سیاه پوش وپایانی که راه را برساخت ادامه فیلم هموارمی سازد.درنسخه انگلیسی وبرای شخصیت های کارتونی از صداهای داوید بودی و مدونا استفاده شده که پیشتر برای این آخری لوک بسون چند ویدئو کلیپ ساخته است . لوک بسون را استیون اسپیلبرگفرانسه لقب داده اند .شباهت ها کم نیست .هردو با اولین اثرشان خود را چون فیلم سازانی با استعداد مطرح کردند ,هردوبه سرعت به سمت سینمای تجاری رفتند وفیلم های موفقی در این زمینه ساخته اند,هردو با تهیه کنندگی ثروتی به هم زدند وشرکت فیلم سازی خودشان را تاسیس کردند.اما اسپیلبرگ هم چنان یک عشق سینما باقی ماند .او بهترین فیلم هایش را بعداز موفقیت های تجاریش ساخته است و دوبار جایزه اسکار بهترین کارگردانی را دریافت داشته است .لوک بسون بیش تر یاد آور فاوست قهرمان کتاب گوته به هم این نام است که روحش را درقبال برآورده شدن آرزوهایش با ابلیس معامله می کند ,بسون به مانند استعدادهای چون استیون سودربرگ یا کریستفر نولان درقبال ساختن فیلم های بزرگ وبزرگتر از یک فیلم ساز متفاوت تبدیل به یک تجاری ساز موفق شده است. معدود بودند کسانی چون استنلی کوبریک که به هنگام ساخت اسپارتاکوس متوجه می شود که سیستم هالیوودی وتجاری امکان خلاقیت مورد نظرش را نمی دهد و یکباربرای همیشه فیلم سازی در نظام هالیوودی /تجاری را رها می سازد.






      فیلموگرافی







      منابع:
      #ویکی پدیا
      #همشهری آنلاین
      #وبلاگ سینما ادیسه
      ویرایش توسط Luna : ۱۳۹۲-۰۶-۲۹ در ساعت ۰۳:۵۹ بعد از ظهر
      تو را باید دوست داشت
      هر روز برای تو باید نوشت
      باید در انتظارت ماند.....
      چه فصلمان بهار باشد و یا دیگر فصلهای خدا...
      و من دیوانه وار عاشق
      این بایدهای زندگیم هستم...




      ***
      بیایید اسپم ندهیم! ***