• داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد...

  • لک لک ها دیگر به جای نوزادان، وظیفه ی تحویل محصولات اینترنتی را به عهده دارند, اما وقتی که بصورت اتفاقی یک سفارش نوزاد از راه می رسد, بهترین و سریعترین لک لک تصمیم می گیرد که نوزاد را به خانواده اش برساند...

  • خلبانی بنام چسلی سالی سولنبرگر (تام هنکس) پس از اینکه هواپیمایش دچار نقص فنی می شود، آن را سالم و بدون تلفات بر روی رودخانه ی هادسون فرود می آورد و با این عمل شجاعانه تبدیل به یک قهرمان می شود. ولی با تحقیقاتی که بعداز سقوط هواپیما آغاز میشود آبروی او در خطر قرار میگیرد...

  • یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • یک پسر نوجوان به نام کوبو باید به دنبال یک سری وسایل جادویی بگردد تا با استفاده از آنها بتواند روحی که از گذشته آمده را شکست دهد...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      دي ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      193
      نوشته ها
      3,201
      محل زندگی
      همونجا که نیستم/ In Lousy tim
      فیلم مورد علاقه
      The Tree of Life
      پسندیده : 579
      مورد پسند : 707 بار در 397 پست

      بیوگرافی مایکل مان (Michael Mann)



      نام اصلی:مایکل کنت مان
      تولد:۵ فوریه ۱۹۴۳ شیکاگو، ایلی نوی
      محل زندگی:آمریکا
      پیشه:کارگردان، نویسنده، تهیه کننده
      سال های فعالیت:۱۹۷۱ تاکنون
      همسر(ها):سامر مان


      مایکل کنِت مان (به انگلیسی: Michael Kenneth Mann)‏ کارگردان، فیلمنامه نویس و تهیه کنندهآمریکایی متولد پنج فوریه سال ۱۹۴۳ است. او بارها نامزد دریافت جایزه از جشنواره های بین المللی شده است که شامل جایزه آکادمی بفتا، جشنواره فیلم کن و آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک می شود. او دو بار در سال*های ۱۹۹۷ (۷۲امین سالگرد) و ۱۹۹۹ (۷۷امین سالگرد) جشن مراسم اسکار را تهیه کرده است.
      مجله «توتال فیلم» او را در میان ۱۰۰ کارگردان برتر دنیا در جایگاه بیست وهشتم قرار داده است.
      [۱]و مجله «تصویر و صدا» در رتبه پنجم از میان ۱۰ کارگردان برتر ۲۵ سال اخیر قرار داده است. هفته نامه «اینترتینمنت ویکلی» مایکل مان را در رده هشتم از میان فهرست ۲۵ کارگردان فعال دنیا قرار داده است.


      ابتدای زندگی


      مان در شیکاگو در یک خانواده یهودی خواربار فروش به دنیا آمد. پدرش یک مهاجر اوکراینی بود که در جنگ جهانی دوم مانند سربازی کهنه کار خدمت کرد. مادرش متعلق به یک خانواده محلی شیکاگویی بود. مان رابطه نزدیکی با پدر و پدربزرگش داشت. او در نزدیکی هامبولت پارک بزرگ شده و نوجوانی خود را با کار در موزیک بلوز شیکاگو گذرانده است.
      او در دانشگاه ویسکانسین-مدیسن زبان انگلیسی خواند و به تاریخ، فلسفه و معماری علاقه مند بود. درهمین دوران بود که برای اولین بار فیلمی از استنلی کوبریک به نام دکتر استرنج لاو (۱۹۶۴) را تماشا کرد و عاشق فیلم شد. در مصاحبه اخیر هفته نامه لس آنجلس، او در توضیح اثر این فیلم بر خودش گفت: «این فیلم به تمام فیلمسازان هم نسل من می گوید که شما می توانید سبک منحصر به فرد خودتان را در حد کمال پرورش دهید و فیلم های مستقلی داشته باشید که به طور همزمان مورد توجه تماشاگران زیادی قرار خواهد گرفت. به عبارت دیگر اگر می خواهید در جریان اصلی صنعت فیلمسازی دنیا کار کنید، مجبور نیستید که فیلم «هفت عروس برای هفت برادر» (استنلی دانن- ۱۹۵۴) را بسازید یا مطیع سیستم فیلمسازی نیچه ای موجود شوید.این همان چیزی است که کوبریک قصد داشت به ما بفهماند.»




      دوره زندگی


      مان در اواسط ۱۹۶۰ به منظور ادامه تحصیل به آموزشگاه فیلم لندن رفت. پس از اینکه هفت سال را در بریتانیا به مدرسه سینما رفت، همراه با هم نسل هایش آلن پارکر، ریدلی اسکات و آدریان لین به ساخت آگهی های تبلیغاتی پرداخت. در سال ۱۹۶۸ فیلم هایی که او از انقلاب دانشجویان پاریسی گرفت در یک فیلم مستند به نام «قیام» در برنامه «سه شنبه اول» شبکه NBC به نمایش گذاشته شد. بعد از آن او از تجربیاتش در سال۶۸ فیلم کوتاهی بنام «Jaunpuri» ساخت که جایزه هیات داوران جشنواره فیلم کن را در سال ۱۹۷۰ به خود اختصاص داد.
      مان در سال ۱۹۷۱ پس از اینکه از همسر اولش جدا شد برای ساخت یک مستند جاده ای بنام "17Days Down the Line" به ایالات متحده برگشت. مان سال ۱۹۷۱ نمایشی به نام «داستان پلیس» را به همراه پلیسی نویس معروف جوزف ومبوگ نوشت. «داستان پلیس» در بیان جزئیات واقع گرایانه زندگی واقعی پلیس ها بسیار رضایت بخش بود و مان به ضرورت تحقیق اولیه برای اعتبار بخشیدن به کارهایش پی برد.
      اولین فیلم قابل توجه او که در قطع تلویزیونی ساخته شد، «جریکو مایل» نام داشت که به صورت تئاتر هم در اروپا به نمایش درآمد. این فیلم جایزه امی بهترین فیلم تلویزیونی و بهترین کارگردانی را در سال ۱۹۷۹ از آن خود کرد. او در تلویزیون با دو سریال "میامی وایس" و "داستان پلیس" بعنوان مدیر تهیه همکاری داشت. بر خلاف باور عمومی، او این سریال*ها را نساخته و فقط بعنوان مدیر تهیه با این سریال*ها همکاری داشت ولی با این حال تاثیرات سینماتیک او بر روی بازی و سبک این سریال*ها دیده می*شود.
      در حال حاضر مایکل مان نه تنها کارگردانی آینده دار بلکه یکی از بهترین فیلمسازان آمریکاست. سبک بسیار متمایز او در کارهایش پیداست.
      دانته اسپینوتی به عنوان مدیر فیلمبرداری بیشترین همکاری را با مان داشته است. مان علاقه زیادی به مناظر بی روح شهری دارد و در سبک تصویری کارش اغلب بر دورنگ آبی بی رنگ و سفید استریل تاکید دارد.
      اولین کار سینمایی موفق مان به عنوان کارگردان فیلم «سارق» (۱۹۸۱) با بازی درخشان جیمز کان بود. تریلر هوشمندانه ای که در آن با استفاده از سبک خاص خود ثروت و احساس را در کنار هم قرار داده است. فیلم بعدی او «محافظ» (۱۹۸۳) بازنگری اشغال رومانی توسط نازی هاست که به آن بُعد ماوراالطبیعه داده شده است. کار از نظر تجاری با شکست روبه رو شد و کار تا آنجا پیش رفت که تقریبا یونیورسال متقاعد شد کسی برای تماشای فیلم به سینما نخواهد آمد. اگر چه ۹۶ دقیقه فیلم خیلی کوتاه تر از چیزی بود که مان قصد داشت عرضه کند، اما فیلم توانست هواداران زیادی در بین دوستداران سینما بیابد ولی هنوز پخش آن به صورت DVD باقی مانده است.
      در سال ۱۹۸۶ مان اولین کسی بود که برایان کاکس را در شخصیت هانیبال لِکتِر در فیلم «شکارچی انسان» به نمایش گذاشت. در مقدمه DVD «شکارچی انسان» ویلیام پترسون توضیح می دهد که به دلیل دقت و توجه بیش از حد مان بر کارهایش ساخت این فیلم چندین سال به طول انجامیده است. در سال ۱۹۹۲ فیلم اقتباسی او از کتاب فنیمور کوپر با نام «آخرین بازمانده موهیکان ها» با اقبال عمومی روبرو شد. مان در این فیلم با همکاری فیلمنامه نویس کریستوفر کرو توانسته فضایی ایجاد کند که در آن ستمگری، غیرتمندی، دلخستگی، انتقام جویی و غرور موجود در جامعه سرخپوستی را به خوبی نمایش دهد. بزرگ ترین موفقیت وی در نزد منتقدان در دهه ۱۹۹۰ با دو فیلم «مخمصه»(۱۹۹۵) و «نفوذی» (۱۹۹۹) بود. در فیلم «مخمصه» رابرت دنیرو و آل پاچینو و در «خودی» راسل کرو نقش های اصلی را بر عهده داشتند.
      در فیلم بعدی اش «علی» (۲۰۰۱) با بازی ویل اسمیت کار با دوربین دیجیتال را تجربه کرد. این فیلم به شهرت بیشتر ویل اسمیت کمک کرد و او نامزد دریافت جایزه اسکار شد. در «وثیقه» او تمامی نماهای خارجی را با دوربین دیجیتال تصویربرداری کرده و به همین دلیل توانست جزئیات بیشتری را در نماهای شب تصویر بگیرد، در حالی که بیشتر نماهای داخلی فیلم با دوربین آنالوگ فیلمبرداری شده است. در سال ۲۰۰۴ مان در مقام تهیه کننده فیلم «هوانورد» را بر اساس زندگی هاوارد هیوز ساخت. نقش هاوارد هیوز را لئوناردو دی کاپریو برعهده داشت.
      بعد از آن مان فیلم اقتباسی «میامی وایس» را کارگردانی کرد. در سال ۲۰۰۹ مان «دشمنان مردم» را برای کمپانی یونیورسال نوشته و کارگردانی کرده است. «دشمنان مردم» درباره فضای ناامیدکننده موج جنایی آمریکا در دهه ۳۰ براساس کتاب ارزشمند برایان بروگ با همین نام است که بزرگ ترین موج جنایت آمریکا و ایجاد FBI را در سال ۱۹۳۳-۳۴ مورد بررسی قرار داده است. «دشمنان مردم» یک فیلم بلند ۱۴۰ دقیقه ای است که به هیچ عنوان بلند به نظر نمی رسد.



      در سينماي آمريكا ، تعداد انگشت شماري كارگردان وجود دارند كه در طول 25 سال گذشته ، چنين فيلم هايي منسجم و هيجان انگيزي ارائه كرده ولي نسبتاً گمنام باقي مانده باشند . اگر چه مان هم عصر كارگردانان سرشناسي چون كوپولا و اسكورسيزي و ديگر فيلم سازان سركش موج نوي سينماي آمريكاست اما هيچ گاه نام او در كنار آن ها نيامده است . بخشي از دليلش به اين برمي گردد كه او تا سال 1981 دست به ساخت فيلم داستاني نزده . او تنها يك بار نامزد اسكار بهترين كارگرداني ( براي نفوذي ) شده و شايد تنها كارگردان مهم سينماي آمريكا باشد كه بالاترين ميزان محبوبيت را در تلويزيون تجربه كرده است .

      همه مي دانند كه او كارگردان كمال گرايي است . سر صحنه ، اغلب اوقات خودش با دوربين كار مي كند و در زمان تماشاي تصاوير گرفته شده هم آن قدر صندلي عوض مي كند تا مطمئن شود زاويه مناسب را پيدا كرده است .

      شاهكار مان تا امروز ، مخمصه است ؛ فيلمي چند لايه و پيچ در پيچ درباره سارقي حرفه اي به نام نيل مك كالي (رابرت دنيرو) كه قصد دارد پيش از كنار گذاشتن كار خلاف ، يك سرقت نان و آب دار را به پايان برساند . در سمت ديگر ماجرا ، وينسنت هانا (آل پاچينو) ، كارآگاه كاركشته اداره پليس ، قرار دارد كه تصميم گرفته به هر ترتيبي شده او را به زانو دربياورد . مخمصه داستان ديگري درباره حرفه اي گري در دنياي تبهكاران و نيروهاي پليس است كه سال ها ذهن مان را به خود مشغول كرده بود ؛ فيلم نامه را در دهه هفتاد نوشت و بحث ساخت آن را اولين بار در دهه هشتاد مطرح كرد و نيمي از آن را به عنوان فيلمي تلويزيوني به نام موج جنايت در لس انجلس در 1989 ساخت . مخمصه به عنوان اولين رويارويي دو بازيگر اسطوره اي هاليوود مورد توجه قرار گرفت و به خاطر سكانس نفس گير تيراندازي در مركز شهر لس انجلس به سرعت به اثري كلاسيك تبديل شد ، اما نكته اي كه بيش از همه اهميت داشت ، گستره وسيع فيلم بود كه مان با موفقيت تمام در آن چندين شخصيت مختلف - از جمله نيروهاي پليس ، تبهكاران و اشخاص ديگر - را با ديدي كاملاً انساني زير ذره بين گرفته بود .

      او نسبت به تماشاگرانش ، بسيار پر توقع است اما پيش از آن در مورد خودش بيش تر سخت گيري مي كند و اين موضوع شايد تا حدي نشان دهد كه چرا فيلم هاي مان تا اين حد قوي هستند اما در گيشه چندان نمي درخشند . او تا به امروز فيلم بسيار پرفروشي نداشته و از اقبال نيك ماست كه تا اين لحظه ذره اي از سازش با جريان رايج سينماي آمريكا در وجود او به چشم نخورده است .





      فیلم شناسی بعنوان کارگردان


      سارق(۱۹۸۱)
      شکارچی انسان(۱۹۸6)
      آخرین موهیکان(۱۹۹۲)
      مخمصه(۱۹۹۵)
      نفوذی(۱۹۹۹)
      علی(۲۰۰۱)
      وثیقه(۲۰۰۴)
      میامی وایس(۲۰۰۶)
      دشمنان ملت(۲۰۰۹)

      منابع:

      #ویکی پدیا
      #
      نشريه ماهنامه سينمايي فيلم شماره398
      ویرایش توسط Luna : ۱۳۹۲-۰۶-۳۱ در ساعت ۰۵:۴۹ بعد از ظهر
      تو را باید دوست داشت
      هر روز برای تو باید نوشت
      باید در انتظارت ماند.....
      چه فصلمان بهار باشد و یا دیگر فصلهای خدا...
      و من دیوانه وار عاشق
      این بایدهای زندگیم هستم...




      ***
      بیایید اسپم ندهیم! ***