• یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • یک پسر نوجوان به نام کوبو باید به دنبال یک سری وسایل جادویی بگردد تا با استفاده از آنها بتواند روحی که از گذشته آمده را شکست دهد...

  • فیلم داستان واقعی دو مرد جوان به نام های دیوید و افریم است که برنده ی یک قرارداد 300 میلیون دلاری می شوند تا مهمات جنگی آمریکا را در افغانستان تامین کنند و...

  • مکس یک سگ خانگی است که به تازگی مجبور شده سگی دیگر به نام دوک را در کنار خود تحمل کند. اما جدال این دو و اشتباهاتشان باعث می شود به دام ماموران کنترل حیوانات بیافتند و...

  • "دوری" به یاد دارد که در گذشته یِ دور خانواده ای داشته و از همین رو جستجو را برای پیدا کردن خانواده خود آغاز می کند. "نمو" و "مارلین" هم از آنجا که حافظه کوتاه مدت دوری مشکل دارد، او را همراهی می کنند تا گم نشود. این جستجو آنها را به یک موسسه زیر دریایی می کشاند و...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      دي ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      193
      نوشته ها
      3,201
      محل زندگی
      همونجا که نیستم/ In Lousy tim
      فیلم مورد علاقه
      The Tree of Life
      پسندیده : 579
      مورد پسند : 707 بار در 397 پست

      بیوگرافی الیشا کاتبرت (Elisha Cuthbert)



      نام اصلی: الیشا ان کاتبرت
      زمینه فعالیت:بازیگر
      ملیت:کانادا
      تولد :۳۰ نوامبر ۱۹۸۲ (سن:۳۰ سال)
      کانادا، آلبرتا، کالگری
      سال های فعالیت:۱۹۹۶ تاکنون


      الیشا کاتبرت (به انگلیسی: Elisha Cuthbert)‏ (زاده ۳۰ نوامبر ۱۹۸۲ در کالگری، کانادا) بازیگر سینما و تلویزیون کانادایی می باشد.




      زندگی نامه


      الیشا ان کاتبرت در ۳۰ نوامبر سال ۱۹۸۲ (به خورشیدی ۹ آذر سال ۱۳۶۱) در کانادا، ایالت کالگری در منطقه آلبرتا به دنیا آمد پس از او دو عضو دیگر خانواده اش یعنی برادرش جاناتان و خواهر کوچکترش لی آن به دنیا آمدند. بعدها او به همراه والدینش کوین و پاتریشیا به ونکور مهاجرت نمودند. سرانجام خانواده کاتبرت به سواحل شرقی مهاجرت نمودند و در مونترال در شهر کبک در حومه پارک گرین فیلد ساکن شدند.


      دوران مدلینگ


      نقش الیشا در صنعت سینما از سال ۱۹۹۰ شروع شد.او درآن زمان فقط هفت سال داشت. درست در همان سال بود که او به عنوان مدلینگ لباس برای کودکان شروع به کار کرد که در رسانه ها و مطبوعات و دیگر جراید به نمایش گذارده می شد. اولین نقش او در فیلم نه چندان مشهوری به نام رقص در ماه در سال ۱۹۹۶ میلادی بود اما سال ۱۹۹۷ سال قطعی نقش او در سینما بود.




      دوران مجری گری


      برای مدت سه سال متوالی، او به سراسر نقاط دنیا سفر کرد و کارهای را انجام داد که کودکان دیگر فقط تصورش را می کردند، کارهای از قبیل خوردن گوشت فوک در قطب شمال، قواسی با کوسه های خطرناک و ناخدا ی یک ناو هواپیما بر شدن، و کارهایی از این دست در مجموعه سریال مکانیک معروف برای کودکان باعث شد که نظر هیلاری کلینتون بانوی رییس جمهور وقت آمریکا به او جلب شود و او را به جلسه ای خصوصی درواشنگتن دی سی دعوت کند.
      با وجود اینکه الیشا هنوز درگیر برنامه مکانیک های معروف برای کودکان بود، او پروژه ای دیگری را هم به عهده گرفت.وی در سال ۱۹۹۸ به عنوان یک ستاره سینما به همراه شخص دیگری به نام جو منتگنا در برنامه ماجراجویی در فضا با سرعتی سر سام آور نقش خودش را ادامه داد. او در برنامه فانتزی خانوداگی دیگری به نام NICO the Unicorn در سال ۱۹۹۸ به نقش آفرینی در سینما ادامه داد.
      بعد از مطرح شدن تصویر الیشا در فیلم ها، او برای ایفای نقش در نقش های بین الملی آماده می شد. همزمان با این موفیقیت او در سال ۲۰۰۰ از دیبرستان فارغ التحصیل شد و می دانست که آینده روشنی در انتظار اوست. اینک او نه تنها دو موفیقت داشت بلکه چندین موفقیت دیگر در پیش رو داشت.




      الیشا به عنوان خوشبخت ترین و خوش شانس ترین دختر مطرح شد. در عین حال، زمان آن رسیده بود که با فیلم کانادایی دختر خوش شانس خودش را به همه اثبات کند و خوشبختی خودش را تضمین کند و سپس از مونترال در کانادا به لوس آنجلس در آمریکا رفت.

      الیشا در سال ۲۰۰۲ با گرفتن جایزه خودش، که بهترین بازیگر نقش اول زن در فیلم دختر خوش شانس شده بود، برای یک سفر شش ماهه به لوس آنجلس رفت و نقش دوست دختر مرد عنکبوتی در فیلم مرد عنکبوتی به او پیشنهاد شد. اما سرانجام این نقش به کیرستن دانست واگذار شد.



      حضور در مجموعه تلویزیونی ۲۴

      در حالی الیشا برای بازگشت به منزل آماده می شد، توسط هموطن کانادایی خودش برای بازی در یک قسمت از مجموعه تلویزیونی ۲۴ دعوت شد. در این فیلم قرار بود که ۲۴ رخداد در ۲۴ ساعت برای افراد مختلف رخ دهد، فیلمی مهیج بود که باعث شد که جرقه*ای عظیمی در پیشرفت الیشا داشته باشد.
      شرکت فیلم سازی فاکس از الیشا استقبال کرد و تصمیم گرفت که بر روی او بیشتر سرمایه گذاری کند. الیشا هم مثل دیگر بازیگران هالیودی شروع به فعالیت رسمی کرد و جای خود را در هالیود به تثبیت رسانید. سپس دوستان صمیمی برای خود انتخاب کرد که نظیر اندرو کیگان و جاستین تیمبرلیک و تریس آیالا که او را در حرفه*ای بازیگری یاری کردند. آنها از ماه می ۲۰۰۳ تا اواخر سال ۲۰۰۵ با یگدیگر دوست بودند.
      الیشا در سال ۲۰۰۳ در دو فیلم مدرسه قدیمی و عشق واقعی خوش درخشید. همچنین فیلم ۲۴ در سال ۲۰۰۴ به عنوان بهترین مجموعه تلویزیونی شناخته شد. در همان سال الیشا در فیلم دیگری نیز بازی کرد که بسیار زیبا و جذاب بود وخوش درخشید و بهترین بازیگر نقش اول زن در سینمای آمریکا شد و در سال ۲۰۰۵ در فیلم دلهره آور خانه ای از شمع بازی کرد.
      الیشا در اواخر سال ۲۰۰۵ از دوست پسرش تریس آیالا جدا و شخص دیگری به نام شان آوری را برگزید.





      فیلموگرافی


      فیلم ها



      سریال ها


      جوایز



      منبع:ویکی پدیا
      ویرایش توسط Luna : ۱۳۹۲-۰۶-۳۱ در ساعت ۰۶:۱۲ بعد از ظهر
      تو را باید دوست داشت
      هر روز برای تو باید نوشت
      باید در انتظارت ماند.....
      چه فصلمان بهار باشد و یا دیگر فصلهای خدا...
      و من دیوانه وار عاشق
      این بایدهای زندگیم هستم...




      ***
      بیایید اسپم ندهیم! ***