کارگردان : Neill Blomkamp
نویسنده : Neill Blomkamp
بازیگران : Matt Damon,Jodie Foster,Sharlto Copley

خلاصه داستان :
در سال 2154 جایی که افراد ثروتمند در ایستگاه فضایی به نام بهشت زندگی می کنند و افراد عادی و فقیر روی زمینی پر جمعیت و آلوده،طی ماموریتی یک مرد می تواند جهانی تک قطبی را به ارمغان آورد و ...



"بهشت/Elysium) "Elysium نام یک افسانه یونانی است) فیلمی علمی تخیلی و سراسر هیجان است و بار دیگر توانایی نیل بلومکمپ در مسحور کردن بینندگان را تایید می کند.البته به شخصه دوست داشتم داستان این فیلم تبدیل به یکی از آن سریال های کوتاه شبکه HBO می شد.یکی از قوانین نقد فیلم این است که چیزی که روی پرده است را نقد کنید،ولی می خواهم به این نکته اشاره کنم که جا داشت به این فیلم زمان و فضای بیشتری برای نفس کشیدن داده می شد.دنیایی که نیل بلومکمپ به تصویر کشیده شگفت انگیز و فیلم سرشار از ایده است،اما تمام این ایده ها در زمان 109 دقیقه ای فیلم و با توجه به زمان اختصاص داده شده به صحنه های اکشن فیلم،فرصتی برای شکوفا شدن نیافته اند.در نتیجه با اینکه در پایان فیلم سالن را با رضایت ترک کردم اما توقع بیشتری نیز داشتم.


داستان "بهشت/Elysium" در اواسط قرن 22 اتفاق می افتد.زمین پر جمعیت و آلوده است و افراد ثروتمند آن را به مقصد "بهشت/Elysium"،بهشتی فضایی شبیه به حلقه استنفورد (طراحی پیشنهاد شده برای اقامت گاهی فضایی با ظرفیت 10 تا 140 هزار نفر) ترک کرده اند.عموم مردم روی زمین باقی مانده اند.کارگران،مجرمان و سایر مردم روی زمین تلاش می کنند به نوعی گذران زندگی کنند،وقتی چشمشان به آسمان و "بهشت/Elysium" دوخته شده،جایی که چمن ها کوتاه و مرتب اند،مراقبت های پزشکی در دسترس هستند و از کمبود و جرم خبری نیست.صحنه های ابتدایی فیلم روی این تضاد تمرکز کرده اند و با نمایش صحنه های مجذوب کننده فاصله بین آرامش و زیبایی "بهشت/Elysium" با فضای سرد و تاریک لس آنجلس را نمایان می کند.در کل هیچ قسمتی از فیلم شکوه آغازین آن را ندارد.


بعد از چیدمان ابتدایی فیلم،کارگردان اقدام به معرفی قهرمان داستان خود،مکس دکاستا (مت دیمون) می کند.مکس در گذشته سارق ماشین بوده،اما اکنون با عفو مشروط آزاد شده و شغل و زندگی عادی دارد.با این وجود،دوست او،جولیو (دیگو لونا) همیشه در حال وسوسه کردن او برای بازگشت به زندگی قبلی اش است.عشق کودکی او،فری (آلیس براگا) اکنون با دختری مریض و در انتظار مرگ نزد او آمده است.بعد از حادثه ای که در محل کار برای او اتفاق می افتد،مکس هم مثل دختر فری به مرضی مرگبار دچار می شود.او پنج روز بیشتر زنده نیست و برای زنده ماندن باید راهی برای نفوذ به "بهشت/Elysium" و دسترسی به امکانات پیشرفته پزشکی آن پیدا کند.


حت شرایط عادی این کار دشوار است،اما همزمان با این اتفاقات،وزیر دفاع "بهشت/Elysium"،دلاکورت (جودی فاستر) در حال تدارک یک کودتا با همکاری جان کارلایل (ویلیام فیچنر) میلیاردر است که این اتفاق می تواند شرایط سیاسی "بهشت/Elysium" را بی ثبات کرده،آن را در شرایط آماده باش قرار داده و کار را دشوار کند.به علاوه مکس پول لازم برای سفر غیر قانونی با شاتل به "بهشت/Elysium" را ندارد و در نتیجه مجبور می شود تن به ماموریتی خطرناک،یعنی ربودن جان کارلایل دهد.ماموریتی که با آمدن مامور نیمه دیوانه دلاکورت،کروگر(شارلتو کوپلی) چالش برانگیز می شود."بهشت/Elysium" به اندازه کافی صحنه اکشن برای راضی نگاه داشتن بینندگان علاقه مند به این صحنه ها دارد.داستان مکس از بعضی جهات شبیه داستان های ابرقهرمانانه است که کروگر در آن نقش ضد ابرقهرمان را دارد.دو صحنه اکشن قابل توجه در فیلم وجود دارد،یکی روی زمین و دیگری روی "بهشت/Elysium" که با استادی تمام کارگردانی شده اند.


در "بهشت/Elysium" تلاش زیادی برای غافل گیر کردن بیننده صورت گرفته و می توان گفت یکی از طرح های داستان در این زمینه موفق بوده است.با اینکه صحنه های مردانه فیلم بیشتر با حضور مت دیمون اتفاق می افتد،به شخصه با صحنه های جودی فاستر به عنوان سیاست مداری توطئه گر و در صدد احراز ریاست بیشتر ارتباط برقرار کردم.متاسفانه نزاع سیاسی در طول داستان در پس زمینه باقی مانده و از آن تنها برای جلو رفتن کلی داستان استفاده شده است.در نتیجه شخصیت دلاکورت به خوبی پرداخت نشده است.عکس این حرف را می توان در مورد شخصیت کروگر زد،ایفای نقش شارلتو کوپلی که در فیلم "منطقه 9/District 9" از نیل بلومکمپ نیز حضور داشت،حق مطلب را در مورد این شخصیت ادا کرده است.نقش یادآور بازی جرالد باتلر در فیلم "300/300" است،با این تفاوت که در این فیلم با نیمه رباتی دیوانه طرف هستیم.


شارلتو کوپلی تمام صحنه هایی که در آن ها حضور دارد را تحت الشعاع قرار می دهد،حتی صحنه هایی که مت دیمون هم در آن ها حضور دارد.مت دیمون که با بازی در سه گانه جیسون بورن در زمینه اکشن برای خود اعتبار زیادی کسب کرده،در نقش مکس باور پذیر ظاهر شده است اما شخصیت مکس تا حدودی کسل کننده است.درگیر شدن بیننده با شخصیت او را می توان بیشتر مرهون بازی شارلتو کوپلی در مقابل او دانست که به طرز جذابی شرارت آمیز از آب درآمده است.اما آیا فیلم طوری که برخی منتقدان ادعا می کنند "تبلیغات لیبرالیستی در لفافه" است؟در واقع این طور نیست.درست است که در فیلم آینده تاریکی برای زمین ترسیم شده،جهنمی پر جمعیت که حتی تنفس در آن سخت است و اختلاف طبقاتی در آن بیداد می کند،اما این ایده در ژانر علمی تخیلی ایده تازه ای نیست و معمولا با لحنی کنایه آمیز به کار می رود.به علاوه می توان گفت نیل بلومکمپ برای پرداختن به این ایده از ریشه های آفریقای جنوبی خود الهام گرفته است.


گر قرار باشد ایرادی از "بهشت/Elysium" بگیریم،این ایراد نه سیاست موجود در آن که نحوه سهل الوصول رویدادهای آن است.تعلیق و غافل گیری به کار رفته در فیلم بد نیست اما در پایان فیلم برخی رویدادهایی که رخ دادن آن ها بعید می نماید،ظرفیت پذیرش بیننده را به چالش می کشند."بهشت/Elysium" زمانی روی پرده می رود که فصل فیلم های پر خرج سال 2013 رو به اتمام است.فیلم به اندازه کافی با عناوین چند ماه اخیر متفاوت است و ارزش دیدن حتی برای کسانی که دچار خستگی از فیلم های پر خرج شده اند را دارد،اما فیلم به اندازه "منطقه 9/District 9" اصیل و دیدنی از آب در نیامده است.


درجه کیفی R (درجه بندی سنی محدود یا Restricted،افراد زیر 17 سال با حضور والدین مجاز به تماشای این فیلم ها هستند) عمدتا به خاطر خشونت موجود در فیلم به آن تعلق گرفته و آن را تبدیل به فیلمی مناسب برای بزرگسالان کرده است،نه صرفا یکی از خیل فیلم های PG-13 (افراد زیر 13 سال با حضور والدین مجاز به تماشای این فیلم ها هستند) تابستانی که ملاحظه بینندگان کم سن و سال را می کنند.در کل فیلم تماشایی است،ضرب آهنگ خوبی دارد و احتمال موفقیتش در گیشه بالا است.

منتقد:جیمز برادینلی
مترجم:رضا اسدی
منبع:سایت نقد فارسی





"بهشت/Elysium" داستانی علمی تخیلی با چاشنی سیاسی است،فیلم آغازی هیجان انگیز دارد که با پیشرفت داستان کم کم زمین گیر می شود."بهشت/Elysium" سومین فیلم پر خرج و ناکام تابستانی سونی بعد از دو فیلم "After Earth/پس از زمین" و "White House Down/سقوط کاخ سفید" است.مشکلات فیلم را می توان ناشی از اصلاحات و مختصر سازی های انجام شده روی فیلم نامه دانست،مشکلاتی که به نظر می آید قابل شناسایی و رفع بوده اند.این فیلم مثل فیلم موفق و غافل گیر کننده "منطقه 9/District 9" ساخته نیل بلومکمپ،قصد دارد اکشن قوی و جلوه های ویژه با کیفیت را در خدمت خط داستانی جامعه شناسانه با نگاهی به بایدها و نبایدها قرار دهد،اما فیلم از کار در نیامده و کم رمق است."بهشت/Elysium" مطمئنا هواداران خود را خواهد داشت،اما بعید است مقبول عموم واقع شود.


فیلم ترسیم کننده یک پاد آرمان شهر است.شهری نیمه ویران با محله های شلوغ و کثیف شبیه به مکزیکوسیتی یا سائوپائولو،اما این شهر در واقع لس آنجلس سال 2154 است.بیشتر سکنه فقیر به نظر اسپانیایی زبان هستند و به کارهای پست و پر زحمت مشغول هستند،در عین حال مراقبت های پزشکی به ندرت یافت می شود.در مقابل،"بهشت/Elysium" با ظاهری شبیه به چرخ پنچ پر بر بالای زمین شناور است؛یک ایستگاه فضایی غول پیکر که افراد ثروتمند در محیطی عاری از استرس در آن زندگی می کنند و فناوری حیرت انگیز پزشکی به آن ها امکان زندگی تقریبا جاودانه را می دهد.شورایی شبیه به سازمان ملل و متشکل از افراد ثروتمند "بهشت/Elysium" را اداره می کند و از گزند زمین پر جمعیت و آلوده زیرین در امان نگاه می دارد.


معضل اصلی آن ها به خصوص پناه جویان مریضی هستند که برای درمان شدن رنج سفر 19 دقیقه ای اما مشکل با سفینه های موقتی را به جان می خرند.فیلم احتمالا به مذاق لیبرال ها (آزادی خواهان) خوش خواهد آمد و محافظه کاران ممکن است به خاطر دفاع آشکار از "حق مساوی مراقبت های پزشکی برای همه" فیلم را مورد انتقاد قرار دهند.نیل بلومکمپ تعمدا برای دراماتیک کردن داستان در ترسیم شکاف بین فقیر و غنی غلو کرده،ساکنان نگون بخت زمین توسط ربات ها به کار گرفته می شوند و شرایط برای عموم به حدی ناگوار است که همین افراد دارای کار خوش شانس شمرده می شوند.


کی از این افراد،مجرم سابق،مکس (مت دیمون) است که با گروه های انقلابی زیر زمینی در ارتباط است و یکی از کارهای آن ها قاچاق پناه جویان مریض به "بهشت/Elysium" است.فیلم شباهت زیادی به "منطقه 9/District 9" دارد،اما در "بهشت/Elysium" خبری از موجودات بیگانه نیست.مقدمه فیلم تصویر کاملی از شرایط نکبت بار زندگی روی زمین و خطراتی که در کمین ساکنان آن است ارائه می دهد.شرایطی که در آن گریز از فقر و بیماری ممکن نیست و "بهشت/Elysium" شناور بالای سر آن ها تمام این شرایط را به آن ها یادآور می شود.


نیل بلومکمپ چندین خط روایی را به آهستگی پیش می برد که به سرانجام رسیدن آن ها نوید یک رویارویی نهایی هیجان انگیز و یک پیچیدگی غیر منتظره در پایان فیلم را می دهد.اما در عوض فیلم تا سطح تیراندازی های معمولی،انفجار،تعقیب و گریز،زد و خورد و احساساتی شدن های کسل کننده افت می کند و تمام چیزی که مقدمه فیلم پایه ریزی کرده در ادامه توسط صحنه های تکراری و قابل انتظار و پر از شعار از بین می رود.


مکس در محل کار در معرض تشعشعات رادیو اکتیو قرار می گیرد و برای درمان و زنده ماندن تنها پنج روز زمان دارد.او با تشویق دوست و همکار زیر زمینی خود،اسپایدر(واگنر مورا) تصمیم می گیرد اسکلتی فلزی را روی بدن خود نصب کند،فرایندی پر درد که او را تبدیل به یک یاغی نیمه رباتیک می کند،یک شوالیه تا دندان مسلح که در جهت حق می جنگد.آن ها قصد دارند یکی از اعضای "بهشت/Elysium" (ویلیام فیچنر) را دستگیر کرده و فایل سازمانی را از مغز او به مغز مکس منتقل کنند تا او از این طریق بتواند به "بهشت/Elysium" نفوذ کرده و درب های آن را به روی عموم باز کند.


در این بین زنی با قدرت بالا از میان اداره کنندگان "بهشت/Elysium" به نام دلاکورت (جودی فاستر) قصد دارد کودتایی در جهت منافع خود انجام دهد و کروگر (شارلتو کوپلی) مامور او روی زمین،در این جهت به او کمک می کند.حضور شخصیت کروگر در فیلم آزار دهنده است،رفتار غیر منطقی،خنده های بلند و شمشیر چرخانی های او بیشتر مناسب شخصیت های منفی کارتونی یا ضد قهرمانان فیلم های پر کشت و کشتاری مثل "300/300" است.لهجه غلیظ آفریقای جنوبی او وضعیت را بدتر کرده و هرچند از قصد و نیت او با خبریم اما فهمیدن دیالوگ های او به این سادگی ها نیست.


تغییر شکل مکس به ماشین مبارزه نیمه آهنی را می توان هم به حساب از خود گذشتگی گذاشت و هم اقدامی برای زنده ماندن در نظر گرفت،اما از حیث درام این اتفاق شخصیت او را محدود و قابل پیش بینی کرده،از تحرک و جذابیتش کاسته و متعاقبا برقراری ارتباط با او را دشوار کرده است.اگر اوج اکشن فیلم تا این حد معمولی نبود،مکس می توانست تبدیل به یک قهرمان اصیل شود اما ظرفیت های شخصیت او تا حد زیادی به هدر رفته است.


نیل بلومکمپ در ارائه تصویری باور پذیر از بالانشینان "بهشت/Elysium" و پایین دستان روی زمین هم موفق نبوده و با اینکه اتفاقات فیلم 131 سال بعد از زمان ما اتفاق می افتند تمام این افراد شبیه دنیای امروز هستند.عمارت های مجلل "بهشت/Elysium" و لباس های ساکنان آن همان هایی هستند که امروز می توانید در میامی یا مالیبو پیدا کنید.از طرفی فقرای فیلم با آن لباس های اسپورت مندرس بیشتر به درد فیلم "Fast & Furious/سریع و خشمگین" می خورند.مت دیمون با آن سر تراشیده،در اوایل فیلم پر شور و حرارت است اما بعد از آن با نصب اسکلت آهنی محدود و کارایی خود را از دست می دهد.


جودی فاستر نقش سیاست مداری فاسد و جاه طلب را ایفا می کند که دائما در حال انجام وظایف رسمی اش است،با همکاران خود به فرانسوی صحبت می کند و انگلیسی را با لهجه ای بین المللی حرف می زند.آلیس براگا در نقش مادری تنها با دختری مبتلا به سرطان خون که سفر به "بهشت/Elysium" آخرین امید او به شمار می رود،موفق به برانگیختن حس همدردی بیننده شده است."بهشت/Elysium" از نظر جلوه های ویژه و انتخاب محل فیلم برداری چیزی از "منطقه 9/District 9" کم ندارد.انتخاب مکزیکوسیتی و ونکوور برای به تصویر کشیدن لس آنجلس و "بهشت/Elysium" به جا بوده و پس زمینه ای باور پذیر و شفاف برای فیلم ایجاد کرده است.

منتقد:تاد مک کارتی
مترجم:رضا اسدی
منبع:سایت نقد فارسی