• یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • یک پسر نوجوان به نام کوبو باید به دنبال یک سری وسایل جادویی بگردد تا با استفاده از آنها بتواند روحی که از گذشته آمده را شکست دهد...

  • فیلم داستان واقعی دو مرد جوان به نام های دیوید و افریم است که برنده ی یک قرارداد 300 میلیون دلاری می شوند تا مهمات جنگی آمریکا را در افغانستان تامین کنند و...

  • مکس یک سگ خانگی است که به تازگی مجبور شده سگی دیگر به نام دوک را در کنار خود تحمل کند. اما جدال این دو و اشتباهاتشان باعث می شود به دام ماموران کنترل حیوانات بیافتند و...

  • "دوری" به یاد دارد که در گذشته یِ دور خانواده ای داشته و از همین رو جستجو را برای پیدا کردن خانواده خود آغاز می کند. "نمو" و "مارلین" هم از آنجا که حافظه کوتاه مدت دوری مشکل دارد، او را همراهی می کنند تا گم نشود. این جستجو آنها را به یک موسسه زیر دریایی می کشاند و...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      20
      نوشته ها
      1,483
      نام واقعی
      نازنین
      محل زندگی
      TEHRAN
      فیلم مورد علاقه
      Taitanic , Twilight
      سریال مورد علاقه
      Vampire Diaries
      پسندیده : 91
      مورد پسند : 643 بار در 282 پست

      نقد و بررسی فیلم The Way Way Back (مسیر،مسیر بازگشت)



      کارگردان : Nat Faxon,Jim Rash
      نویسنده : Nat Faxon,Jim Rash
      بازیگران : Steve Carell,Toni Collette,Allison Janney

      خلاصه داستان :
      تعطیلات تابستانی دانکن به همراه مادرش،دوست مادرش و دخترش،به یک تجربه آزار دهنده تبدیل شده،اما دوستی ناگهانی دانکن با یک مربی در پارک آبی،اتفاقات جالبی را به همراه دارد و ...



      هنگامی که تیتراژ پایانی "The Way Way Back/مسیر،مسیر بازگشت" به نمایش درآمد،به خودم آمدم و مشتاق بودم که این فیلم بخش بعدی هم داشته باشد.نه به این دلیل که احساسات روایی آن نیمه تمام باقی ماند یا اینکه رشته های طرح داستان کامل نبودند.دلیل آن ساده است،چون حاضر هستم دو ساعت دیگر را هم با این افراد بگذرانم.این روزها شخصیت های خوب و به طور موثر شکل یافته به حدی نادر هستند که وقتی با آن ها مواجه می شوم،نمی خواهم بگذارم بروند.


      "The Way Way Back/مسیر،مسیر بازگشت" داستان تازه ای را به تصویر نمی کشد.در واقع مسیری از داستان بالغ شدن را در پیش می گیرد که قبلا توسط افراد دیگر به خوبی طی شده است.برداشت من این است که اگر بیننده با جزییات اتوبیوگرافی (شرح حال خود) بیشتری در داستان بالغ شدن مواجه شود،تاثیر بیشتری بر او خواهد گذاشت.این موضوع برای من،در "The Way Way Back/مسیر،مسیر بازگشت" اتفاق افتاد.من در شخصیت اصلی یعنی دانکن (لیام جیمز)،چیزی بیشتر از انعکاس ساده خودم را در 14 سالگی ام دیدم:خجالتی بودن،در جمع دختران معذب بودن و وصله ناجور بودن.من هم مانند دانکن وقتی به تعطیلات می رفتم،آخرین چیزی که می خواستم انجام دهم،این بود که با خانواده ام وقت بگذرانم.


      در نتیجه،هنگام تماشای "The Way Way Back/مسیر،مسیر بازگشت" دانکن را مانند خود در نوجوانی دیدم.نوستالژی،غالبا خاطرات ما را به رنگ های آرام و گرم نشان می دهد؛چیزی مانند "The Way Way Back/مسیر،مسیر بازگشت" که خوبی،بدی و خجالتی بودن را به خاطر ما می آورد.موقعیت خانواده دانکن کمی آشفته است.پم (تونی کالت)،مادر طلاق گرفته دانکن،با ترنت (استیو کارل)،پدر تنهای یک دختر نوجوان،آشنا شده است.به نظر می آید ترنت مرد خوبی باشد،اما نوع مخصوص "عشق خشن" او با دانکن به طور ناراحت کننده ای ناموفق است و وقتی به دوران خوش گذرانی گذشته (و احتمالا کنونی) می رسد،فقدان تدبیرش فشاری بر رابطه اش با پم می شود.دانکن اطراف خانه ساحلی ترنت پرسه می زند و سعی می کند تا با او،مادرش و بتی (الیسون جنی) زن همیشه مست خانه ی همسایه برخورد نکند.


      در همین حال،دانکن مجذوب سوزانا (آناسوفیا راب) دختر مو بور بتی می شود،اما نمی داند که باید چه کار کند.تلاش می کند تا با او صحبت کند،اما نتیجه یک صحبت ناموفق دو دقیقه ای است.تعطیلات دانکن زمانی لذت بخش می شود که پارک آبی عمومی "واتر ویز" را کشف می کند و برخلاف انتظارش متوجه می شود با کسانی که در آن کار می کنند و انسان های عجیب و غریبی هستند جور می شود.اوون (سم راکول)،مدیر پارک آبی،از پسر بچه خجالتی خوشش می آید و کاری به او پیشنهاد می دهد.دانکن هنگامی که تلاش زیادی می کرد تا از تنش در خانه جلوگیری کند،روزهای خود را در میان استخرها و سرسره های مکانی می گذراند که از دهه 80 تا الان تغییری نکرده بودند (عصری که همه فیلم ها در آن به نظر ترفند دار می رسید).


      سوزانا که به طور غریبی مجذوب دانکن خجالتی شده بود،شروع به تعقیب او می کند تا متوجه شود وقتی که ساعت ها ناپدید می شود،به کجا می رود."The Way Way Back/مسیر،مسیر بازگشت" از یک طرف به خاطر صحنه پارک تفریحی تابستانی و از طرف دیگر به خاطر به تصویر کشیدن رشد پسر بچه ای که به آغاز بزرگسالی می رسد،یادآور فیلم "Adventureland/سرزمین ماجراها" است که توجه زیادی به آن فیلم نشد.برای کسانی که در جستجو فیلم مشابه جدید هستند،"The Way Way Back/مسیر،مسیر بازگشت" یادآور فیلم "The Perks of Being a Wallflower/مزایای گوشه گیر بودن" است."The Way Way Back/مسیر،مسیر بازگشت" یک فیلم سینمایی جذاب با موقعیت ها و شخصیت های قابل قبول و معتبر است.هیچ شخصیت بدی در آن وجود ندارد که در موردش صحبت کنیم.


      حتی ترنت هم شخصیتی است که بیشتر دارای نقطه ضعف است تا اینکه آدم بدی باشد.او می خواهد با پم و دانکن کنار بیاید؛اما فقط از وظایف خود یا وظایف پدری چیزی نمی داند.این فیلم اولین حضور کارگردانی دو نویسنده یعنی نت فکسون و جیم رش است (که نقش کارگران در پارک آبی را ایفا نموده اند؛نت فکسون همان کسی است که در نظر دارد تا به دخترانی که لباس شنا دارند نگاه کند و جیم رش آن مرد در کیوسک است که کسی به ملاقاتش نمی رود).این دو نفر که پیش از این "The Descendants/نوادگان" را نوشته بودند،با طبیعت انسان و چیزی که داستان بالغ شدن را جذاب می سازد،آشنا هستند.


      داستان دانکن در مورد تغییر او به یک فرد بالغ،اینکه چطور با خود کنار می آید و پشیمانی اش از روی پای خود ایستادن است.و با اینکه در اصل در مورد آشنایی او با دختری نبوده است،اما در فیلم اشاره اندکی به این موضوع شده است.از همه مهمتر اینکه فیلم در مورد ارتباط مجدد او با مهمترین شخص زندگی اش،غیر از خود او بود:مادرش."The Way Way Backمسیر،مسیر بازگشت" بازی های زیبا متعددی را به تصویر می کشد.مهمترین آن ها متعلق به سم راکول است،بازیگر شخصیت محترم و خاص که اغلب در این نوع فیلم های کم بودجه و مستقل ظاهر می شود.سم راکول در بهترین حالت خود است،در حال ارائه ی دقیق مکالمه های نوشته شده نت فکسون و جیم رش و ایجاد یکی از آن افراد غیر عادی که جاذبه اش غیر قابل انکار است.


      سم راکول از زمان فیلم "Moon/ماه" به این خوبی نبوده است.تونی کالت که دمدمی مزاج بودنش،بیش از یک مادر عادی بودن را نشان می دهد،در این داستان زنی دارای نیازهای مختلف است که سعی دارد خودش را با علایق پسرش هماهنگ کند.استیو کارل که مانند همیشه بازیگری دوست داشتنی است،ترنت را بدون اینکه تبدیل به یک غول کند،نامهربان نشان می دهد.سرانجام،لیام جیمز است که احساس بیم و خجالت یک نوجوان را پیش از ورود به بزرگسالی به آسانی به تصویر می کشد.


      تماشای "The Way Way Back/مسیر،مسیر بازگشت" مانند رفتن به تعطیلات و فاصله گرفتن از تمام محصولات عظیم و پر هیاهو است که این فیلم را تهدید به کنار رفتن از پرده های سینما می کنند.تعطیلاتی خنده دار،اثرگذار و جذاب و بهتر از بیشتر چیزی که در خارج از خانه وجود دارد.غالبا،داستان های بالغ شدن از رویدادهای روایی کلیشه ای بهره می گیرند،اما "The Way Way Back/مسیر،مسیر بازگشت" از آغاز تا پایان نو و تازه باقی می ماند.

      منتقد:جیمز برادینلی
      مترجم:رضا اسدی
      منبع: سایت نقد فارسی
      ویرایش توسط mercedess : ۱۳۹۲-۰۵-۱۵ در ساعت ۰۴:۵۲ قبل از ظهر
      دختر 5 ساله ای از برادرش پرسید معنی عشق چیست :

      برادرش جواب داد : عشق یعنی تو هر روز شكلات من رو از كوله پشتی مدرسه ام بر میداری ،

      و من هر روز بازهم شكلاتم رو همونجا میگذارم ...