• فیلم هفت دلاور، درباره هفت تیرانداز به سرپرستی مردی به نام کریس آدامز (دنزل واشنگتن) در غرب وحشی است که تصمیم می گیرند از مردم یک دهکده در برابر راهزنان دفاع کنند…

  • داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد...

  • لک لک ها دیگر به جای نوزادان، وظیفه ی تحویل محصولات اینترنتی را به عهده دارند, اما وقتی که بصورت اتفاقی یک سفارش نوزاد از راه می رسد, بهترین و سریعترین لک لک تصمیم می گیرد که نوزاد را به خانواده اش برساند...

  • خلبانی بنام چسلی سالی سولنبرگر (تام هنکس) پس از اینکه هواپیمایش دچار نقص فنی می شود، آن را سالم و بدون تلفات بر روی رودخانه ی هادسون فرود می آورد و با این عمل شجاعانه تبدیل به یک قهرمان می شود. ولی با تحقیقاتی که بعداز سقوط هواپیما آغاز میشود آبروی او در خطر قرار میگیرد...

  • یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      489
      نوشته ها
      1,558
      پسندیده : 217
      مورد پسند : 386 بار در 264 پست

      نقد و بررسی فیلم Le Havre (بندرگاه)



      ژانر :
      درام، جنگی
      کارگردان :Aki Kaurismäki
      نویسنده :Aki Kaurismäki
      تاریخ اکران :سپتامبر 2011
      زمان فیلم : 93 دقیقه
      زبان :فرانسه
      بازیگران:
      André Wilms, Blondin Miguel, Jean-Pierre Darroussin





      Le Havre زنده ترین و پرامیدترین فیلمی است که از Aki Kaurismaki دیدم. اثری که حاکی از سرزندگی کارگردانی دارد که دنیایش معمولاً مملو از انسانهای بازنده و پوچ است، کارگردانی که فیلمهایش علیرغم داشتن فضای تاریک و بیروح، کمدی است. تناقضی که بعضی از تماشاگران را گیج و بعضی دیگر را شیفته خود کرده است. قهرمانان داستانهایش انسانهایی تنها و نگرانند که از طرفی از محیط خسته کننده و ایستای کاریشان سرخورده شده اند و طرفی دیگر آمال و آرزوهایشان از سوی جامعه ای سرد و بی تفاوت به یاس تبدیل شده است. و هنر Kaurimaki این است که با استفاده از این قهرمانها، کمدی میسازد.


      Le Havre در بندری به همین نام در فرانسه میگذرد، جایی که بسیازی از کانتینرهای باری بجای کالا مملو از مهاجرین غیرقانونی است که از آفریقا آورده شده اند. روزی پلیس که در حال بازداشت گروهی از همین مهاجران هستند، پسری سیاهپوست از دستشان فرار میکند. پسری بانمک، خجالتی و جدی بنام ادریس که از گابون آمده است. درحالی که پلیس عده ای را مامور پیدا کردن این پسر کرده است، پیرمردی بنام مارسل (با بازی Andre Wilms) در حالی که مشغول ماهی گیریست، وی را در حالیکه زیر اسکله ای مخفی شده است و مظلومانه نگاهش میکند، میبیند. سپس مارسل میرود تا برای ادریس غذا میاورد و به همین سادگی رابطه میان او و پسر شکل میگیرد. رابطه ای که درآن پیرمرد خود را مسئول محافطت از او در برابر پلیس میداند.



      باقی شخصیتها فیلم افرادی از طبقه کارگر هستند که حس همدردی مشترکی با پیرمرد نسبت به پسر دارند و در مخفی نگه داشتن او از دید پلیس به مارسل کمک میکنند. همسر مارسل، آرلتی (با بازی Kati Outinen، بازیگر مورد علاقه کارگردان) نیز شخصیتی دیگری است که در ابتدا از کاری که مارسل انجام میدهد خبر ندارد ولی بعداً در این راه کمکش میکند.



      مارسل و آرلتی در واقع زوجی قدیمی و خوشبخت هستند که فرزندی ندارند و به همین سبب مراقبت از ادریس به نوعی خلائی را در زندگیشان پر میکند. مارسل که از راه واکس زدن کفشهای مردم روزگار میگذارد و مدتی نیز هست که کار و کاسبی اش رونقی ندارد. کمک به این پسر و فراری دادنش از این خانه به آن خانه گویی سرگرمی شده تا او و همسایگان کارگرش مدتی از یکنواختی و مرامت زندگی رهایی پیدا کنند.



      یکی از سکانسهای مهم فیلم زمانی است که آرلتی برای اولین بار ادریس را میبیند. آرلتی که بیمار شده است برای آنکه حس نگرانی همسرش را که مدتی نسبت به او بیتفاوت شده است را برانگیزد، در مریض اش اغراق کرده، بطوریکه به بیمارستان منتقلش میکنند. مارسل هم برای اینکه از وضعیت وی با خبر شود، ادریس را به بیمارستان میفرستد. صحنه ای که مارسل ابتدا گمان میکند که همسرش مرده و بعداً متوجه میشود که اینطور نیست، کاملاً سبک سینمایی Kurismaki را در روایت پوچ و بیروح لحظه حساس و پراضطرابی مانند این نشان میدهد.
      این فیلم مانند کمدیهای صامت قدیمی است و به اندازه همانها نیز دوست داشتنی است. با وجود اینکه رویدادهای فیلم در محیطی سرد، بیروح و بیرحم اتفاق میافتند، اما داستان آن بسیار روشن و امیدوار کننده است. مارسل بدنبال پیدا کردن پدر ادریس به کمپ پناهجویان میرود و برای فرستاندن او نزد مادرش در انگلستان پول جمع میکند. Le Harve جوایز زیادی از جشنواره های مختلف مانند شیکاگو برای کارگردان فنلاندی اش به ارمغان آورده است و دیدن آن را به همه از جمله کودکان باهوش توصیه میکنم. اگر بدبینی را کنار بگذاریم، هیچ نکته منفی در آن مشاهده نمیشود. داستانی زیبا و ساده که همین سادگی اش تماشاگر را جذب خود میکند.

      منتقد : راجر ایبرت
      مترجم : بهروز آقاخانیان
      منبع:سایت نقد فارسی

      ویرایش توسط mercedess : ۱۳۹۲-۰۵-۱۵ در ساعت ۰۳:۵۷ بعد از ظهر
      C U In HeLL...