• ویروس "تی" که توسط شرکت آمبرلا ساخته شده بود اکنون به سراسر جهان شیوع کرده و موجب تبدیل شدن انسان ها به زامبی، موجودات شیطانی و هیولا شده است. "آلیس" کارمند اسبق این شرکت که هم اکنون یک جنگجوی سرکش است، به دوستانش ملحق شده تا وارد هسته مرکزی شرکت آمبرلا در ...

  • داستان این فیلم که مدت کوتاهی قبل از رویدادهای «امیدی تازه» (A New Hope) رخ داده، متمرکز بر گروهی از جاسوس های شورشی است که نقشه می کشند تا «ستاره مرگ»، سلاح جدید امپراتوری کهکشانی را پیدا کرده و بدزدند...

  • فیلم بر اساس اتفاقات به وقوع پیوسته در مسابقه ی ماراتن سال ۲۰۱۳ در بُستن آمریکا که با یک بمب گذاری همراه بود ساخته شده و وقایع آن روز را دنبال می کند و…

  • «سلن» (کیت بکینسیل) میجنگد تا به نبرد میان قبیله لایکن و جناح خون آشامی که به او خیانت کردند، پایان دهد...

  • زمانی که "کالوم لینچ" (مایکل فاسبندر) خاطرات جد خود "آگولار" را مرور می کند و متوجه مهارت های یک استاد قاتل می شود، در می یابد که خود او نیز یکی از نوادگان حزب مخفی "آدمکش ها" می باشد.

  • کوآلایی به نام باستر بهترین دوستش را به استخدام خودش در می آورد تا با کمک وی کسب و کار تئاترش را از طریق میزبانی یک مسابقه ی آوازخوانی رونق بخشد و...

  • یک بازیکن حرفه ای بیس بال سیاه پوست (دنزل واشینگتن) که بازنشته شده است، اکنون به عنوان رفتگر مشغول به کار است تا از پس مخارج خانواده و شرایط سخت زندگی بر آید. پسر او به فوتبال علاقه مند شده و قصد دارد به عنوان بازیکن در تیم کالج شرکت کند، سر ناسازگاری پدر و ...

  • فضاپیمایی که مقصدش یک سیاره مستعمره بسیار دور است و هزاران نفر مسافر دارد، دارای یک نقص فنی در قسمت اتاق خواب است. این نقص باعث می شود دو تن از مسافران 90 سال زودتر از زمان برنامه ریزی شده بیدار شوند...

  • داستان فیلم در سال 1926 رخ می دهد و درباره فردی به نام نیوت (ادی ردماین) است که به واسطه نگارش کتاب جدیدش رهسپار ایالات متحده و شهر نیویورک می گردد. در چمدان نیوت موجودات عجیب و غریبی وجود دارند که بر اثر یک اتفاق آزاد شده و سر از نیویورک و منطقه منهتن در می آورند و...

  • یک پسر پنج ساله هندی هزاران کیلومتر دور از خانه اش، در خیابانهای کلکته گم می شود. او مخاطرات زیادی را پشت سر می گذارد و سرانجام زوجی در استرالیا او را به فرزند خواندگی قبول میکنند. 25سال بعد او عزم خود را جزم میکند تا خانواده ی گمشده اش را پیدا کند...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    صفحه 674 از 763 نخست ... 174574624664672673674675676684724 ... آخرین
    نمایش نتایج: از 3,366 به 3,370 از 3812
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      56
      نوشته ها
      182
      پسندیده : 0
      مورد پسند : 32 بار در 11 پست

      Arrow **__ از ته دل __**

      سکوتـــــــــــــ …
      و دیگر هیچ نمی گویم …!
      که این بزرگترین اعتراض دل من استـــــــــ ـ
      به تو …
      سکوت را دوستـــــــــ دارم
      به خاطر ابهت بی پایانشـــــــ …..

    2. #3366

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      473
      نوشته ها
      1,542
      پسندیده : 39
      مورد پسند : 6 بار در 2 پست
      بهـ پهـلـو ميــ خوابمـ و پاهايمـ را در شـكمـ جمعــ ميكنمـ ،

      جنينــ گونهـ !

      با اينـ اميــدكهـ فردا ،

      با طلوعــ آفتابــ متـولد شومــ ...

      اما در عجبمــ كهــ سالــ ـهاسـتــ بستــر ،

      ...مرا آبستنــ استـــ !

      و منـــ ،

      گستاخانهـ نهـ سقط ميـ شومــ نهـ متولــد!

    3. #3367

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      473
      نوشته ها
      1,542
      پسندیده : 39
      مورد پسند : 6 بار در 2 پست
      رفت ...او رفت ....
      تا هميشه، تا ابد، تا قيامت ،تنهايم گذاشت
      اي ماه، نظاره گر باش تنهايي ام را ،که تنهاتر از تنهايي تو شدم
      اي آسمان باران چشمانم را بنگر،که چشمانم گريان تر از توست
      اي عشق وسعتت را به رخم نکش،نگاهي بيانداز به وسعت تنهايي ام
      اي زندگي ديگر به آغوشت قدم نميگذارم ، که برايم بي معنا تر از معنايي
      اي روزگار ديگر پا روي سنگ فرش اميدت نميذارم، که اميدم نااميديست ديگر
      اي آدميان از من انديشه نخواهيد، که من ديوانه ام . ديوانه را به کدام انديشه ميخوانيد

    4. #3368

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      473
      نوشته ها
      1,542
      پسندیده : 39
      مورد پسند : 6 بار در 2 پست
      خسته ام...

      روحم از این قفس تنگ ، به تنگ آمده است.
      پرو بالم سوخته.
      عشق من طعمه ی کفتار شده.
      من در این قصر فلزی مغموم، جگرم سوخته...
      از این قفس بی روزن.
      از پرواز کلاغان سیاه دل خونم.

      من منم، سایه ی شوم عقابی خسته، در ورای باغ وحشی متروک...

    5. #3369

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      473
      نوشته ها
      1,542
      پسندیده : 39
      مورد پسند : 6 بار در 2 پست
      زمان ِ رفتن فرا رسیده

      این روزها آنقدر دلتنگم که حتی بودن در این کافه آرامم نمیکند

      روی تنهایی خود شناورم

      خسته ام

      خسته

      هی دخـــــــتـــــــــــر میشود لحظه ایی سکوت کنی

      باور کن هیج گوشی منتظر شنیدن ِ صدایت نیست

      هوای پریدن دارم

      به جایی دور !!

    6. #3370

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      473
      نوشته ها
      1,542
      پسندیده : 39
      مورد پسند : 6 بار در 2 پست
      من شیفته ی میزهای کوچک کافه ای هستم...

      که بهانه نزدیک تر نشستن مان می شود...

      و من ...

      روبه روی تو ...

      می توانم تمام شعر های نگفته دنیا را یک جا بگویم

    صفحه 674 از 763 نخست ... 174574624664672673674675676684724 ... آخرین