• داستان فیلم در سال 1926 رخ می دهد و درباره فردی به نام نیوت (ادی ردماین) است که به واسطه نگارش کتاب جدیدش رهسپار ایالات متحده و شهر نیویورک می گردد. در چمدان نیوت موجودات عجیب و غریبی وجود دارند که بر اثر یک اتفاق آزاد شده و سر از نیویورک و منطقه منهتن در می آورند و...

  • فضاپیمایی که مقصدش یک سیاره مستعمره بسیار دور است و هزاران نفر مسافر دارد، دارای یک نقص فنی در قسمت اتاق خواب است. این نقص باعث می شود دو تن از مسافران 90 سال زودتر از زمان برنامه ریزی شده بیدار شوند...

  • "موانا" از استعدادهای دریانوردی خود استفاده میکند تا به یک جزیره ی افسانه ای برود و قهرمان او، "مائویی" نیز در این ماجراجویی او را همراهی میکند.

  • یک جراح با استعداد اما متکبر و مغرور که پس از حادثه ای ناگوار شغلش را از دست می دهد، راه تازه ای را پیش روی زندگی اش می بیند. او توسط یک جادوگر آموزش هایی را فرا میگیرد تا از دنیا در برابر افراد شرور محافظت کند.

  • فیلم ماجرای افسر اطلاعاتی مکس (برد پیت) می باشد که در سال 1942 و در شمال آفریقا با یک مبارز نیروی مقاوت فرانسه بنام ماریان (ماریون کوتیار) در پشت خطوط دشمن آشنا می شود. آنها رابطه ی صمیمانه ای را با هم آغاز میکند اما فشار جنگ این رابطه را تهدید میکند...

  • یک پسر پنج ساله هندی هزاران کیلومتر دور از خانه اش، در خیابانهای کلکته گم می شود. او مخاطرات زیادی را پشت سر می گذارد و سرانجام زوجی در استرالیا او را به فرزند خواندگی قبول میکنند. 25سال بعد او عزم خود را جزم میکند تا خانواده ی گمشده اش را پیدا کند...

  • این فیلم داستان مردی سیاه پوست را از دوران کودکی تا بزرگسالی روایت می کند که در شهر میامی و سردرگم در گرایش جنسی با شرایطی سخت بزرگ می شود.

  • سوزان یک گالری دار موفق است که به طور اتفاقی با رونوشتی از رمان منتشرنشده ی شوهر سابقش تام مواجه می شود که حاوی مطالب خشونت آمیز و یک انتقام نمادین است...

  • «سلن» (کیت بکینسیل) میجنگد تا به نبرد میان قبیله لایکن و جناح خون آشامی که به او خیانت کردند، پایان دهد...

  • داستان فیلم درباره مرد جوانی به نام لی چندلر است که پس از مرگ برادرش جوئی، مجبور می شود حضانت پسر برادرش را برعهده بگیرد و می بایست به این منظور به شهر زادگاه خود بازگردد. چندلر که خیلی راغب به بازگشت نیست، در هنگام ورود به شهر با افراد مختلفی از جمله همسر سابقش رندی، که ...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      20
      نوشته ها
      1,483
      نام واقعی
      نازنین
      محل زندگی
      TEHRAN
      فیلم مورد علاقه
      Taitanic , Twilight
      سریال مورد علاقه
      Vampire Diaries
      پسندیده : 91
      مورد پسند : 643 بار در 282 پست

      نقد و بررسی فیلم The Debt (بدهی)



      ژانر : ترسناک، هیجانی
      کارگردان : Troy Nixey
      نویسنده : Guillermo del Toro
      تاریخ اکران : 31 آگوست 2011
      زمان فیلم : 114 دقیقه
      زبان : انگلیسی
      درجه سنی : R
      بازیگران :
      Helen Mirren,Tom Wilkinson,Ciarán Hinds,Romi Aboulafia



      تماشای فیلم بدهی آدم را به یاد داستانهای حادثه ای و سرگرم کننده در مورد دوران جنگ سرد میاندازد. فیلمی که بسیاری از عناصر آن برگرفته از فیلم اسرئیلی Ha – Hov در سال 2007 بوده وبه نوعی بازسازی آن میباشد. همچنین فیلم از لحاظ مضمون شباهت زیادی به "مونیخ" اسپیلبرگ و رمانهای John Le Carre و Len Deighton دارد. نویسندگانی که استاد خلق ماجراهای پیچیده و رمانهای جاسوسی هستند و داستانهای مربوط به مسائل بعد از جنگ جهانی دوم شان همواره جزو آثار پرفروش بوده است. اما با وجود اینکه بدهی به پیچیدگی داستانهای این دو نیست ولی در نهایت همچنان به نوعی تماشاگر را غافلگیر میکند (که در واقع همین تبدیل به نقطه ضعف فیلم میشود).


      سکانسهای اول فیلم مدام و گاهی آزاد دهنده تماشاگر را بین وقایع سالهای 1966 و 1997 جلو و عقب میبرد. اما وقتی داستان بروی روال میافتد متوجه میشویم که آن صحنهای ابتدایی سرنخ های داده است که به درک باقی داستان کمک میکند. داستانی که از این پس بسیار سر راست و بدون جابجایی زمانی تا پایان ادامه میابد. روشی نو در بیان حادثه کلیدی داستان که قدرت روایت از سوی راوی نامعتبر را بخوبی نشان میدهد. به طوری که سکانسهای ظاهراً نامرتبط ابتدایی باعث گیرا تر کردن اتفاقات پایانی داستان میشود.


      در سال 1966 سه مامور موسات بنامهای استفان(با بازی Marton Csokas)، دیوید (با بازی Sam Worthington) و راشل (با بازی Jessica Chastain ) برای انجام ماموریتی سری با هدف دستگیری نجایتکار جنگی نازی بنام برنهارت (با بازی Jesper Christensen) موسوم به "قصاب بیرکناو" و انتقال وی به اسرائیل جهت محاکمه عمومی، به برلین شرقی اعزام میشوند. نقشه ای جسورانه که البته همه چیز هم طبق معمول بر اساس آن پیش نمیرود. تقریباً 30 سال بعد این سه مامور بار دیگر دور هم جمع شده و تصمیم میگیرند کار ناتمام خود را تمام کنند. استفان (حال با بازی Tom Wilkinson) رازی دارد آن را تا به امروز مخفی نگه داشته، دیوید (حال با بازی Ciaran Hinds) به خاطر احساس گناهی که دارد دچار عذاب وجدان است و نهایتا راشل (حا با بازی Helen Mirren) که مجبور میشود بعد از سالها بازنشستگی دوباره به سر کار برگردد.


      بخشهایی از بدهی که در برلین شرقی دوران جنگ سرد اتفاق میافتد مسلماً پرکشش تر و خوش ساخت تر از باقی فیلم است. این بخش که دو سوم زمان فیلم را شامل میشود پر از تنش و صحنه های حادثه ای است. John Madden کارگردان اثر با هنرمندی جو بدبینی و خفقان دهه 60 در برلین را به تصویر کشیده است. پرده آهنین فرو ریخته و بخشی از شهر که تحت کنترل شوروی است کم کم رو به زوال و فراموشی است. دنباله داستان در سال 1997 روند کند تری داشته ولی هنوز نوعی تعلیق را بهمراه دارد. روشی که اغلب نویسنده بکار میگیرد تا پایانی مناسب و توجیح پذیر برای فیلم رقم بزند.


      بازی بازیگران اثر به خصوص جوانترها واقعاً قابل تقدیر است. Martin Csokas ، Jessica Chastain (که که بازیهایش در سال 2011 میتواند وی را نامزد اسکار برای چند فیلم کند) و Sam Worthington که ارتباطشان در فیلم با یکدیگر بجز همکار بودن مخلوطی از عشق و دوستی است. ولی انتخاب بازیگران برای میانسالی شخصیتها میتوانست بهتر از باشد. شاید بهتر بود سن همان بازیگران دوران جوانی را با گریم بالا برد. بخاطر اینکه بازی Wilkinson, Hinds و Mirren ایرادی نداشته، فقط چهرشان چندان شباهتی با شخصیتهای دوران جوانیشان ندارد!


      بیشتر فیلمهای حادثه ای که با حفظ عناصر اکشن دست به تعلیق میزنند، فضاسازی خوبی انجام میدهد و بدهی هم از این قاعده مثتسنی نیست. سکانسهای برلین شرقی بهترین نمونه از همین روش ساخت است که تا حدی در تلاویو سال 1997 هم ادامه میابد. اکثراً Madden را بخاطر فیلم برنده اسکار شکپیر عاشق میشناسند، اما تجربه هایش در ساخت تعدادی سریال بریتانیایی سبب شد تا همان فضا را در فیلم حاضر ادامه دهد و رویدادهای داستان را جذابتر سازد.


      بدهی با اینکه فیلمی حادثه ای است ولی در عین حال درامی است تاثیر گذار در مورد رابطه عاشقانه و البته گاهی همراه با خصومت و دعوا میان سه شخصیت اصلی داستان. همچنین در بخشهایی از داستان زمانی که برنهارت اسیر شده است، سعی میکند تا با بهره گیری از تکنیکهای روانشناختی میان گروگانگیران خود اختلاف بیاندازد. هرچند نمونه بهتری از آن را در فیلمهای دیگر دیده ایم ولی باز هم تاثیر زیادی بر هیجان انگیز شدن روند داستان میگذارد.فیلم بدهی اگر تعادل بهتری میان اتفاقات سال 1997 و 1966 برقرار میکرد، میتوانست جزو بهترین آثار این ژانر باشد. چیزی هم که این عدم تعادل را باعث شده، ناسازگاری دوره های زمانی و عدم تطبیق ظاهری شخصیتهای اصلی در این دو دوره است. اما در کل فیلم اثری ارزشمند است و دیدن آن توصیه میشود.

      منتقد : جیمز براردینلی
      مترجم : بهروز آقاخانیان
      تهیه و ترجمه: سایت نقد فارسی
      ویرایش توسط Luna : ۱۳۹۲-۰۵-۱۵ در ساعت ۰۳:۳۰ بعد از ظهر
      دختر 5 ساله ای از برادرش پرسید معنی عشق چیست :

      برادرش جواب داد : عشق یعنی تو هر روز شكلات من رو از كوله پشتی مدرسه ام بر میداری ،

      و من هر روز بازهم شكلاتم رو همونجا میگذارم ...