• یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • یک پسر نوجوان به نام کوبو باید به دنبال یک سری وسایل جادویی بگردد تا با استفاده از آنها بتواند روحی که از گذشته آمده را شکست دهد...

  • فیلم داستان واقعی دو مرد جوان به نام های دیوید و افریم است که برنده ی یک قرارداد 300 میلیون دلاری می شوند تا مهمات جنگی آمریکا را در افغانستان تامین کنند و...

  • مکس یک سگ خانگی است که به تازگی مجبور شده سگی دیگر به نام دوک را در کنار خود تحمل کند. اما جدال این دو و اشتباهاتشان باعث می شود به دام ماموران کنترل حیوانات بیافتند و...

  • "دوری" به یاد دارد که در گذشته یِ دور خانواده ای داشته و از همین رو جستجو را برای پیدا کردن خانواده خود آغاز می کند. "نمو" و "مارلین" هم از آنجا که حافظه کوتاه مدت دوری مشکل دارد، او را همراهی می کنند تا گم نشود. این جستجو آنها را به یک موسسه زیر دریایی می کشاند و...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      24
      نوشته ها
      374
      محل زندگی
      TeH
      پسندیده : 45
      مورد پسند : 71 بار در 25 پست

      بیوگرافی ویگو مورتنسن (Viggo Mortensen)

      ویگو مورتنسن:
      Viggo Mortensen
      زمینه فعالیت: بازیگری، موزیسین، شاعر، نقاش، عکاس
      ملیت: آمریکایی
      تولد:۲۰ اکتبر ۱۹۵۸
      محل تولد: نیویورک، آمریکا
      والدین: مادر: گریس گمبل پدر: ویگو پیتر مورتنسن
      سال*های فعالیت: ۱۹۸۴ تا کنون

      همسر(ها): اکسر کروانکا
      فرزندان:هنری بلک مورتنسن

      جوایز: در سال ۲۰۰۷ نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای نقش نیکلای در فیلم وعده*های شرقی به کارگردانی دیوید کراننبرگ شد که به آن نرسید.





      زندگی شخصی


      مورتنسن 20 کتبر سال 1958 در نیویورک سیتی چشم به جهان گشود. گریس گمبل(نی آتکینسن) مادر آمریکایی و ویگو پیتر مورتنسن پدر دانمارکیش یکدیگر را در نروژ پیدا کردند. پدربزرگ مادریش اهل نووا اسکوشای کانادا و خانواده ی مادربزرگ مادریش اهل نیوانگلند بودند. خانواده ی مورتنسن به ونزوئلا، دانمارک و ایالت های کوردوبا، چاکو و بوینس آیرس آرژانتین(جاییکه او در آن اسپانیایی را آموخت) رفتند. پدرش در آرژانتین مرغداری داشت. آنها تا یازده سالگی او (زمانی که پدر مادرش از هم جدا شدند) در آنجا ماندند و بعد از آن مادرش به نیویورک بازگشت. مورتنسن و پدرش به کپنهاگن دانمارک رفتند و سرانجام به واترتون نیویورک بازگشتند جاییکه او در دبیرستانش فارغ التحصیل شد.
      بعد از دبیرستان دوباره به دانمارک بازگشت و درشهر اسج برگ پیش از آنکه برای دنبال کردن بازیگری دوباره به آمریکا برگردد، مشغول رانندگی کامیون شد. او با حضور در دانشگاه لاورنس در شهر کانتون نیویورک مدرک لیسانس زبان اسپانیایی را دریافت کرد. او اسپانیایی را به این دلیل انتخاب کرد که می توانست بدون مطالعه ی زیاد نمرات خوبی در آن بگیرد و وقت آزاد زیادی برای بازیگری داشته باشد. در آغاز او از پوشیدن روپوش آکادمیک سرباز می زد چراکه آن جامه ها را کارگرانی تحت شرایط نامناسب و با مدت زمان کار زیاد می ساختند1 . هرچند بعد از سه گانه ی ارباب حلقه ها که دانشگاهش به او دکترای افتخاری اعطا کرد، در آن جامه ها ظاهر شد


      بازیگری

      بعد از چند سال تجربه ی تاترهای زنده، او در اولین فیلمش «شاهد» ساخته ی پیتر ویر در نقش کشاورز آمیشی2 را ایفا کرد(در واقع مورتنسن در دو فیلم دیگر به نام های swing shift و رز بنفش قاهره هم بازی کرده بود اما صحنه هایی که او در آنها حضور داشت در تدوین نهایی حذف شد). در سال 1985 هم در فیلم در جستجوی فردا نقش براگ را ایفا کرد. نقش او در فیلم بنت در سال 1987 در تاتر جزیره لس آنجلس برایش جایزه درامالوگ منتقدان را در بر داشت.
      در دهه ی 90 مورتنسن در فیلم های زیادی همچون: «پرتره ی یک بانوی» جین کمپیون ، Young Guns 2، زندان، Leather face: The Texas Chainsaw Massacre 3 ، دونده ی سرخ پوست از شان پن، روش کارلیتو، Crimson Tide، G.I Jane، روشنی روز، قدمی در ماه، یاکوزای3 آمریکایی، بازسازی «نقطه تلاقی» ساخته ی جارلز رابرت کارنر، دوفیلم فیلیپ ریدلی به نام های «پوست بازتابنده» و «هیجان ظهر تاریک»، فیلم های قتل تمام عیار و سایکوی به کارگردانی گاس ون سنت (بازسازی فیلم های آلفرد هیچکاک به نام های سایکو و «شماره ی M را برای قتل بگیر») و دو فیلم «28 روز» و «رسالت» از کریستوفر واکن، نقش مکمل را ایفا کرد. از میان این نقش ها، مورتنسن بیشتر به خاطر نقش استوار یکم جان ارگیل در فیلم G.I. Jane معروف شد.
      نقطه ی عطف مسیر او در سال 99 بود زمانیکه پیتر جکسون او را برای نقش آراگورن در سه گانه ی ارباب حلقه ها انتخاب کرد. طبق نسخه ی مخصوص دی وی دی ارباب حلقه ها: یاران حلقه، مورتنسن در آخرین لحظات جانشین استوارت تونسند شد و اگر علاقه ی پسرش به رمان جی آر آر تالکین نبود این نقش به او نمی رسید. در دی وی دی فیلم ارباب حلقه ها: دو برج، باب اندرسن مربی شمشیرزنی، مورتنسن را بهترین شمشیرزنی توصیف کرد که تاکنون به او آموزش داده است. مورتنسن اغلب مسیر رسیدن به لوکیشن های دور فیلم را با شمشیرش بر دوش، پیاده می پیمود تا مسافر به نظر بیاید؛ همچنین تمام کارهای سخت را خودش انجام می داد و حتی زخم هایی که گه گاه داشت نمی توانست جلوی اشتیاقش را بگیرد. در یکی از صحنه های ارباب حلقه ها: دو برج، مورتنسن، ارلاندو بلوم و خصوصا جان ریس دیویس همگی به طور جدی زخمی شدند و در یکی از صحنه ها که روی کوه می دویدند، پیتر جکسون به شوخی آنها را «زخمی های در حال حرکت» نامید. همچنین بر اساس نسخه ی تکمیلی دی وی دی ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه، مورتنسن اسبی به نام اورائوس خریده بوده تا در مدت فیلم برداری سه گانه از آن استفاده کند.
      او در سال 2005 در فیلم «پیشینه ی خشونت» دیوید کروننبرگ ایفای نقش کرد.و برای ایفای برجسته ی این نقش نامزد جایزه ی Satellite Award سینما شد. در محتوای متفرقه ی دی وی دی این فیلم، کروننبرگ او را بازیگری می نامد که از گذراندن آخر هفته ها در کنار خانواده اش می گذرد تا لوازم صحنه را بخرد و تهیه کند.
      در سال 2006 مورتنسن نقش کاپتان دیه گو آلاتریست را در فیلم آلاتریست ایفا کرد که بر اساس سری رمان های ماجراهای کاپتان آلاتریست نوشته آرتورو پرز ریورته نویسنده ی اسپانیایی بود.
      در سپتامبر سال 2007، فیلم وعده های شرقی به کارگردانی دیوید کروننبرگ، با تحسین منتقدان هم برای خود فیلم و هم به خاطر عملکرد مورتنسن به عنوان گنگستر روسی که در لندن ظاهر شده، روبرو شد. راجر ابرت، صحنه ی نبرد برهنه ی مورتنسن در اتاق بخار را تحسین می کند و می گوید: « تا سال ها بعد این صحنه معیاری برای مقایسه خواهد بود». بازی چشمگیر مورتنسن در این فیلم، جایزه ی بهترین بازیگر مرد در یک فیلم مستقل انگلیسی در فستیوال British Independent Film awards و همینطور نامزدی اسکار را برایش به همراه داشت.
      در سال 2009 نقش خودش را در فیلم Reclaiming The Blade ایفا کرد که درباره ی اشتیاقش به شمشیر و شمشیرزنی هایش در فیلم هایی مثل ارباب حلقه ها و آلاتریست و همینطور کارش با باب اندرسن مربی شمشیرزنیش در آن دو فیلم و دزدان دریای کارائیب و ... توضیحاتی می داد.
      در سال 2009 در فیلم مستند «سخن مردم» که از عملکردهای موزیکال و دراماتیک واژه ها، یادداشت های روزانه و حرف های روزمره ی مردم آمریکا استفاده می کرد(بر اساس «پیشینه ای از مردم آمریکا» از هاوارد زین) ایفای نقش کرد.
      در آوریل سال 2009 او در مصاحبه ای اذعان داشت که برای مدتی موقتا حرفه ی بازیگری را به خاطر پر استرس بودن برنامه ی لازم برای ساخت یک فیلم کنار می گذارد.



      نکاتی در مورد وی نمیدانید:

      مورتنسن، با بخشی از درآمدش از ارباب حلقه ها، انتشارات پرسیوال را راه اندازی کرد. نام این انتشارات را به خاطر شوالیه ی افسانه ی شاه آرتور نام گذاری کرد تا با چاپ کارهایی که ممکن است انتشاراتی سنتی تر پیدا نکنند به دیگر هنرمندان کمک کند.

      انتشارات پرسیوال همچنین خانه ی خیلی از آثار هنری ویگو در زمینه های هنرهای زیبا، عکاسی، شعر، ترانه و ادبیات است.

      1. واژه ی sweatshop workers به این دسته از کارگران گفته می شود.

      2. به گروهی از پرتستان های مخالف تعمید گفته می شود که طی قرن 18 در آمریکا و کانادا سکنی گزیدند.

      در ژاپن به قتل های سازمان دهی شده و یا سازمان های اینچنینی گفته می شود

      او به خاطر بازی چشمگیرش در نقش نیکلای، مامور مخفی پلیس در فیلم نامزد جایزه اسکار شد ولی به دانیل دی لوئیس در فیلم خون به پا خواهد شد باخت.


      قبل از اینكه مشهور شود, یك كتاب شعر چاپ كرد به اسم: آخرین شب.

      به زبان های انگلیسی اسپانیایی و دانماركی و فرانسوی مسلط است. سوئدی و نروژی را هم به نحو قابل قبولی بلد است.


      عكاسی می كند و نقاشی هم می كشد. نوازنده جاز هم هست.


      وقتی در دانمارك زندگی می كرد, مدتی راننده كامیون بود.


      یكبار چنان در كاراكتر آْراگورن ارباب حلقه ها فرو رفته بود كه حدود نیم ساعت بعد از تمام شدن كار, همچنان فكر می كرد آراگورن است!


      یك دندان و دو تا انگشت پایش موقع فیلمبرداری ارباب حلقه ها شكست, دفعه دیگر هم چنان سمت راست صورت اش صدمه دید كه پیتر جكسون در صحنه هایی از فیلم مجبور ضد فقط از سمت چپ صورت اش فیلم بگیرد.


      نقش آراگورن ارباب حلقه ها را در برخورد اول رد كرد. اما پسرش سعی كرد تا پدر را راضی به حضور در این نقش كند.


      بعد از اینكه فیلمبرداری ارباب حلقه ها و هیدالگو تمام شد, اسب هایی را كه در این فیلم ها زیر پایش بودند خرید.

      كسانی كه بیشتر با او كار كرده اند:

      پیتر جكسون - دیوید كراننبرگ.



      سخنان ویگو مورتنسن:

      (درباره نقش یك بازیگر در فیلم) شبیه این حقیقت است كه شما رنگ آبی را آماده می كنید, و آنها بقیه رنگ ها را با آبی شما مخلوط می كنند و ممكن است مقداری رنگ آبی توی نقاشی شما باقی بماند و شاید هم نه. اصلا شاید از اولش هم قرار نبوده چیزی آنجا باشد. بنابراین كمی تفریح می كنی و بالاخره یك آبی خوب می سازی و می روی پی كارت.

      من برای حرفه ام برنامه ریزی نمی كنم. منتظر می مانم و امیدوارم چیز درست مرا پیدا كند.


      اگر دست خودم بود, راست اش دیگر در فیلمی بازی نمی كردم.


      اگر به خاطر موفقیت ارباب حلقه ها نبود مطمئنا این جا نبودم و قیافه ام آنجا روی پوستر نبود. این تنها یك حقیقت است: فیلم ساختن, فروش, زندگی.


      این كه بفهمی با كی داری بازی می كنی خیلی مهم است. در سالار حلقه ها ما كارهای زیادی كردیم در حالی كه هیچ چیزی در برابرمان وجود نداشت...


      در ارباب حلقه ها ستاره ای وجود ندارد. همه یاران حلقه یك واحد هستند.



      دیالوگ های فراموش نشدنی از ویگو مورتنسن:


      آراگورن (نقش اش در تریلوژی ارباب حلقه ها): من از مرگ نمی هراسم.

      .............
      آراگورن: سرزمین خودتان را حفظ كنید! سرزمین خودتان را حفظ كنید! پسران گندور, از روهان, برادران من! در چشمان شما همان هراسی را می بینم كه قلبم را فرا خواهد گرفت. روزی خواهد آمد كه شجاعت مردان فروكش می كند, زمانی كه دوستی هایمان را ترك خواهیم كرد و تما قیود رفاقت را خواهیم شكست, اما آن روز امروز نیست. یك ساعت اندوه و سپرهای خرد شده, وقتی عصر بشر در هم خواهد شكست! اما آن روز امروز نیست! امرز ما می جنگیم! اما همه شما عزیزانی كه این زمین خوب را نگاه داشته اید, به شما فرمان می دهم: "بپا خیزید, مردان غرب"!
      .....................
      آراگورن: امروز متعلق به یك مرد نیست. بلكه متعلق به همه است. بیایید این جهان را كه در روزهای صلح با هم قسمت اش می كنیم, از نو بسازیم.
      .......................
      آراگورن: چه می گویید؟ چه می گویید؟ من وارث ایزیلدور هستم. برایم بجنگید. و من پیمان هایتان را برآورده خواهم كرد. چه می گویید؟
      .......................
      آرون: برو بخواب.
      آراگورن: من خوابم. این یك رویاست.
      آرون: پس چه رویای خوبی است!
      ......................
      برومیر: جهان بشر فرو خواهد ریخت. و همه چیز به تاریكی خواهد گرایید, شهرم نابود خواهد شد.
      آراگورن: نمی دانم در خونم چه قدرتی وجود دارد اما به تو قول می دهم نخواهم گذاشت وایت سیتی فرو بریزد و نه مردمان شكست بخورند./



      مهمترین آثار وی:

      مورتنسن در ۲۰۰۳)
      رز بنفش قاهره (۱۹۸۴)
      رستگاری (۱۹۸۷)
      زندان (۱۹۸۸)
      یکبار در ماه آبی (۱۹۹۰)
      اسلحه برادر من (۱۹۹۷)
      یک قاتل عالی (۱۹۹۸)
      قدمی در ماه (۱۹۹۹)
      ۲۸ روز (۲۰۰۰)
      ارباب حلقه ها: یاران حلقه (۲۰۰۱)
      ارباب حلقه ها: دو برج (۲۰۰۲)
      ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه (۲۰۰۳)
      تاریخچه خشونت (۲۰۰۴)
      وعده*های شرقی (۲۰۰۷)
      خوب (۲۰۰۸)
      جاده (۲۰۰۹)
      یک بازی خطرناک (فیلم)(۲۰۱۱)









      منابع:ویکی پدیا
      tebyan-zn
      hamehchi
      انسان هم می تونه دایره باشه هم یه خط راست
      انتخاب با خودته
      تا ابد دور خودت
      بچرخی یا تا بی نهایت ادامه بدی ...