• در سال 1965 یک زن بیوه به همراه دو دخترش در منزلشان با روح بی رحمی مواجه می شوند که مزاحمت های فراوانی برای آنها ایجاد میکند...

  • جف و کارن که در حال گذران زندگی شان هستند، زوج خوشحال و خوشبختی را مشاهده می کنند که در همسایگی شان حضور دارند. در ادامه آنها با یکدیگر آشنا می شوند اما بزودی مشخص می شود که آن زوج جاسوسان دولت هستند و اکنون جف و کارن نیز درگیر نقشه ی جاسوسی بین المللی آنها شده اند...

  • ریچل زن مطلقه و دائم الخمری است که هنگام رفت و آمد توسط قطار از طریق پنجره، زندگیِ زوج جوانی به نام اسکات و مگان را مشاهده می کند و معتقد است که آنها یک زوج ایده ال و خوشبخت هستند. اما ریچل بزودی متوجه می شود که مگان مفقود شده و حال، بازجویی ها از وی در دستور کار قرار گرفته. این در حالی است که ...

  • داستان فیلم درباره مردی به نام تام (مایکل فاسباندر) می باشد که در یک جزیره واقع در سواحل استرالیا نگهبان فانوس دریایی است. وی بزودی در این محل عاشق ایزابل (آلیشیا ویکاندر) می شود و در آن سو ...

  • رابرت لنگدن خود را در بیمارستانی در ایتالیا می بیند بی آنکه به یاد بیاورد به چه دلیل در این مکان حضور دارد. در ادامه او با دکتر بروکس همراه می شود تا پرده از یک توطئه جهانی بردارد...

  • داستان فیلم درباره تکنسینی واقعی به نام مایک ویلیامز (مارک والبرگ) می باشد که قرار است به سکوی نفتی "دیپ واتر هوریزن" ملحق شود و در آنجا وظیفه خودش را به نحو احسن انجام دهد. اما زمانی که مایک به محل کار خود می رود، در آنجا با ویدرین (جان مالکوویچ) مواجه می شود ...

  • «کریستن ولف» یک ریاضیدان نابغه است که تمایل بسیار زیادی برای کار با اعداد و ارقام دارد. او در پوشش یک دفتر حسابداری، برای سازمان های جنایی خطرناک پولشویی می کند و سرمایه آنها را مدیریت می کند. در همین حین که یک مامور ویژه مبارزه با جرائم اقتصادی به او نزدیک می شود، مشتری جدیدی به سراغش می آید و...

  • فیلم هفت دلاور، درباره هفت تیرانداز به سرپرستی مردی به نام کریس آدامز (دنزل واشنگتن) در غرب وحشی است که تصمیم می گیرند از مردم یک دهکده در برابر راهزنان دفاع کنند…

  • داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد...

  • لک لک ها دیگر به جای نوزادان، وظیفه ی تحویل محصولات اینترنتی را به عهده دارند, اما وقتی که بصورت اتفاقی یک سفارش نوزاد از راه می رسد, بهترین و سریعترین لک لک تصمیم می گیرد که نوزاد را به خانواده اش برساند...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      2
      نوشته ها
      179
      محل زندگی
      شیراز
      پسندیده : 13
      مورد پسند : 175 بار در 53 پست

      تفاوت های فرهنگی باخت در ایران و اروپا

      مربی تیم بازنده شطرنج در اروپا:
      امروز روز ما نبود و زیاد هم خوب بازی نکردیم.

      مربی تیم بازنده شطرنج در ایران:
      کورنومنت که افتضاح بود. هوا هم آلوده بود و اسب و فیل ما رو از نفس انداخت. زمین بازی هم به درد گوسفند چرانی می*خورد.


      مربی تیم بازنده والیبال در اروپا:
      امروز تمرکز خوبی روی بازی نداشتیم و تیم رقیب بهتر از فرصت*ها استفاده کرد.

      مربی تیم بازنده والیبال در ایران:
      تور که سوراخ بود! توپ که باد نداشت و مربع بود و من نمی*دانم فدراسیون خجالت نمی*کشد از این وضع توپ. من واقعا متاسفم برای این ورزش.


      مربی تیم بازنده منچ و مارپله در اروپا:
      مقصر شکست امروز من بودم و دیگر هیچ. به تیم برنده هم تبریک می*گم.

      مربی تیم بازنده منچ و مارپله در ایران:
      تاس که اصلا نمی*چرخید. مارها هم که برای آنها خوش رقصی می کردند و فقط به ما نیش می*زدند. داوری هم که فاجعه! تماشاگر هم دائم توی صورت ما لیزر انداخت…واقعا یه مشت بووووووق دارند این ورزش را اداره می*کنند! خاک بر سر ما که آمدیم توی این ورزش. و خاک بر سر تیم مقابل که با این دودره*بازی*ها تیم ما را برد و خاک بر سر تماشاگری که اینطوری به بچه*های ما فحش داد و خاک…


      مربی تیم بازنده واترپلو در اروپا:
      بچه های ما امروز خسته بودند و نشد تاکتیک*ها به درستی اجرا بشه.

      مربی تیم بازنده واترپلو در ایران:
      آبش که خیس بود. زمین که موج داشت. تیر دروازه ها هم به اراده تیم مقابل تکون می*خورد. بازیکنان حریف هم توی آب هر کاری خواستند کردند، آب رو اصلا نمی*شد بو کرد! توپ هم که لیز بود. من نمی*دونم واسه چی اصلا ما مسابقه برگزار می*کنیم.


      مربی تیم بازنده فوتبال در اروپا:
      تیم مقابل امروز خیلی بهتر از روزهای قبل بازی کرد و متاسفانه خط دفاع ما نتونست اونطور که باید ظاهر بشه.

      مربی تیم بازنده فوتبال در ایران:
      یعنی من …(از انتشار باقی کلمات معذوریم!)

      اینا رو فهمیدم فهمیدم نفهمیدم
      فهمیدم نفهمیدم بهتره از فهمیدن
      زیر حرفام چند نفر میرن
      اونایی که فهمیدن نفهمیدن فهمیدن
      که بازم نگا کنی نفهمیدن
      مثل اونایی که فهمیدن ولی فک میکنن نفهمیدن
      اونایی که نفهمیدن نفهم میان نفهم میرن
      همین چند تا نفهمیدن رو نفهمیدن