رومن پولانسکی :
Roman Polanski
زمینه فعالیت:کارگردان و بازیگر
متولد:۱۸ اوت ۱۹۳۳
محل تولد: پاریس ،فرانسه
نام دیگر: ریمون رومن لیبلینگ(Rajmund Roman Liebling)
ملیت: فرانسوی لهستانی تبار
سال*های فعالیت: ۱۹۵۳ تا کنون
همسر:باربارا لاس
شارون تیت
امانوئل سنیه ۱۹۸۹ تا کنون


گزیده جوایز و افتخارات

• برنده جایزه اسکار بهترین کارگردانی برای فیلم پیانیست در سال 2003 ، همچنین نامزد دریافت جایزه اسکار در رشته بهترین فیلم نامه اقتباسی برای فیلم بچه رز مری در سال 1969 ، نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین کارگردانی برای فیلم محله چینی ها در سال 1975 ، نامزد دریافت اسکار بهترین کارگردانی برای فیلم تس در سال 1981 و نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم برای فیلم پیانیست در سال 2003.

• برنده جایزه گلدن گلوب در رشته بهترین کارگردانی برای فیلم محله چینی ها در 1975 و نیز نامزد دریافت این جایزه در رشته بهترین کارگردانی برای فیلم تس در سال 1981 و در رشته بهترین فیلم نامه برای فیلم بچه رزمری در سال 1969.

• برنده نخل طلای جشنواره کن برای فیلم پیانیست در سال 2003 و نیز نامزد دریافت نخل طلا برای فیلم مستاجر در سال 1976.

• برنده جایزه بافتا در رشته بهترین کارگردانی برای فیلم های محله چینی ها در سال 1975 و پیانیست در سال 2003.




زندگی


وی در پاریس از پدری لهستانی و مادری روسی زاده شد و در چهار سالگی همراه والدین و خواهر ناتنی خود، آنت، به کراکوف لهستان مهاجرت کرد. وی تنها عضو خانواده پولانسکی است که توانسته از بازداشت و تبعید اجباری یهودیان بگریزد. مادر پولانسکی در اردوگاه آشویتس جان خود را از دست داد و وی دوران کودکی سختی را در گتو کراکوف ، آوارگی، زندگی و کار در خانواده*های روستایی سپری کرد. بخشی از شهرت او که کارگردان فیلم*های مشهوری چون بچهٔ رزماری (۱۹۶۸) و محلهٔ چینی*ها (۱۹۷۴) است، به زندگی عجیب و غریبش برمی*گردد. در سال ۱۹۶۹ چارلز منسون و پیروانش همسر او شارون تیت را به قتل رساندند. در آن زمان رومن پلانسکی در آمریکا نبود و در انگلستان مشغول کارگردانی فیلمی بود که به علت قتل شارون تیت هرگز ساخته نشد. در دادگاه مانسون و همدستانش به حبس ابد محکوم شدند. با اقامهٔ دعوایی علیه او به اتهام برقراری رابطهٔ جنسی با فردی نابالغ، به فرانسه گریخت. او در سال ۲۰۰۲ به خاطر فیلم پیانیست جایزهٔ اسکار بهترین کارگردانی را دریافت کرد. پولانسکی در سال ۱۹۵۸ با هنرپیشهٔ لهستانی باربارا کویاتکووسکا، در سال ۱۹۶۸ با هنرپیشهٔ آمریکایی شارون تیت و در سال ۱۹۸۹ با هنرپیشهٔ فرانسوی امانوئل سنیه ازدواج کرد و از ازدواج آخر خود دو فرزند به نام*های مورگان و الویس دارد.




اتهام تجاوز


پولانسکی در سال ۱۹۷۷ متهم شد که در جریان یک میهمانی در منزل جک نیکلسون در شهر لس آنجلس دختری ۱۳ ساله را وادار به استفاده از مشروبات الکلی و مواد مخدر کرده و سپس به او تجاوز کرده*است. از نظر قوانین ایالت کالیفرنیا هم*آغوشی با دختران زیر ۱۶ سال به هرحال «تجاوز» به حساب می*آید و قابل تعقیب است. او در دادگاه اذعان کرد که با این دختر رابطه جنسی غیرقانونی برقرار کرده*است اما پس از گذراندن چند هفته بازداشت و پیش از اتمام دادرسی، از آمریکا به فرانسه گریخت. پولانسکی دیگر هرگز به آمریکا بازنگشت و حتی برای دریافت جایزه اسکار به خاطر فیلم «پیانیست» به آمریکا نرفت. در این سال*ها مقامات دادگستری آمریکا حکم تعقیب را همچنان معتبر نگه داشتند. در سال ۲۰۰۵ با حکمی مجدد از پولانسکی خواسته شد که خود را به مقامات قضایی کالیفرنیا معرفی کند. پولانسکی از این امر خودداری ورزید.


دستگیری در سوئیس

در ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۹ رومن پولانسکی برای دریافت جایزه*ای که قرار بود در جشنواره فیلم زوریخ به مناسبت تجلیل از کارنامهٔ هنری*اش به او داده شود، به این شهر سفر کرد ولی در فرودگاه زوریخ و با استناد به درخواست دادگستری ایالات متحده آمریکا توسط پلیس دستگیر شد.
زنی که بیش از ۳۰ سال پیش مورد تجاوز قرار گرفته، اینک ازدواج کرده، مادر سه فرزند است و اعلام کرده که «خطای جوانی» پولانسکی را بخشیده*است. اما دادگستری کالیفرنیا همچنان خواهان محاکمهٔ پولانسکی و مجازات اوست، که احتمال دارد چند سال زندان باشد. وزارت دادگستری سوئیس با درخواست آزادی پولانسکی به قید وثیقه به دلیل فرار احتمالی او از سوئیس، مخالفت کرد.[۴] با این حال، خانم اولین ویدمر شلومپف، وزیر دادگستری سوئیس روز دوشنبه ۱۲ ژوئیه ۲۰۱۰ (۲۱ تیر ۱۳۸۹) اعلام کرد که چون دلایل بازداشت پولانسکی دیگر اعتبار ندارد، دولت او با تقاضای دادگستری آمریکا مبنی بر تحویل پولانسکی مخالفت کرده و این فیلمساز را آزاد می*کند.



آثار رومن پولانسکی :

دوران کودکی او در فضای دیکتاتوری حکومت استالینی پیش از جنگ گذشت و در هشت سالگی نازی ها ، پدر و مادرش را روانۀ بازداشتگاه های مرگ کردند. خاطره ای که تلخی آن را هرگز فراموش نکرد و بعدها به طور آشکار از آنها در فیلم پیانست(2002) استفاده کرد. قبل از این که والدینش دستگیر شوند ، پدرش او را در شکاف دیوار مخفی کرد . او بعد از دستگیری والدینش تحت سرپرستی خانواده ای لهستانی قرار گرفت.

پولانسکی از دوران نوجوانی به بازیگری در نمایشنامه های رادیویی و تئاتر و به طور کلی هنر های نمایشی دلبستگی فراوانی پیدا کرد و در گروه های نمایشی مشغول کار شد. سیزده ساله بود که نقش اول یک نمایش را بازی کرد و بعد از آن به بازیگری و گاهی کارگردانی تئاتر پرداخت. در سال 1950 به مدرسه بوزار کراکو وارد شد تا نقاشی و طراحی و مجسمه سازی را فرا گیرد ، اما یک سال بعد ، از آن جا اخراج شد. در 1954 به مدرسۀ سینمایی ایالتی شهر لودز وارد شد و تا پنج سال بعد در آن جا سینما و عکاسی آموخت. در طول پنج سالی که پولانسکی به تحصیل سینما مشغول بود در تعدادی فیلم سینمایی بازی کرد و هفت فیلم کوتاه ساخت.

پولانسکی در سال 1958 یک فیلم تجربی بیست دقیقه ای به نام دو مرد و یک گنجه را بر اساس فیلمنامه ای از خودش ساخت که نقش کوتاهی نیز در آن بازی کرد . این فیلم پنج جایزۀبین المللی گرفت و نام پولانسکی را به سر زبان ها انداخت . دو مرد و یک گنجه خوش درخشید اما فیلم کوتاه بعدی او ، وقتی فرشتگان سقوط می کنند ، که یک سال بعد برای دریافت دیپلم ساخت و در آن بازی کرد ، از نظر ارزش های هنری به پای آن نرسید.

پولانسکی پس از پایان تحصیل به فرانسه رفت و حدود یک سال در آن جا به عنوان دستیار کارگردانان فرانسوی ، تجربه های زیادی کسب کرد. یک فیلم کوتاه نیز به نام چاق و لاغر ( 1961) ، بر اساس اندیشه های ساموئل بکت ساخت که فیلمنامه اش را خودش نوشته بود. پس از آن پولانسکی به لهستان برگشت و اولین فیلم بلند ش را به نام چاقو در آب ( 1962) ساخت. این فیلم با بودجه ای بسیار محدود و امکانات ساده ساخته شد و یرژی لیپمن ، فیلمبردار سرشناس لهستانی ، موافقت کرد فیلمبرداری آن را بر عهده بگیرد. در اواسط فیلمبرداری ، یک بار مقام های دولتی ورشو ، به دلیل اتهامی بی پایه و اساس مبنی بر اقدامات خلاف قانون در قایق ، مانع از ادامۀ فیلمبرداری شدند ، اما در نهایت رفع اتهام شد و فیلمبرداری همان گونه که پولانسکی می خواست ، ادامه یافت و به پایان رسید. چاقو در آب یک کمدی – درام روان شناسانه است که با ستایش منتقدان جهان روبه رو شد . از جملۀ ، برندۀ جایزۀ منتقدان جشنوارۀ ونیز و نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم خارجی شد. این فیلم تنها فیلم بلندی است که پولانسکی در لهستان ساخت و پس از آن وی در 1965 دومین فیلم بلندش تنفر را در انگلستان کارگردانی کرد ، اما پیش از آن در 1963 یک اپیزود از فیلم زیباترین کلاهبرداران دنیا را با عنوان آمستردام در هلند ساخت .

پولانسکی سه فیلم بعدی اش را در انگلستان ساخت. تنفر ، نخستین فیلم انگلیسی زبان پولانسکی ، بر اساس فیلمنامه ای نوشتۀ خودش و ژرژ براک ساخته شد. این فیلم یک کار درخشان در زمینۀ سینمای دلهره آور روان کاوانه به روش آثار آلفرد هیچکاک(به ویژه روانی )بود.

پولانسکی با فیلم بعدی اش بن بست (1966) ، بار دیگر یک رابطۀ سه نفره را در قالب یک کمدی سیاه به نمایش می گذارد. این فیلم فاقد ارزش های هنری چاقو در آب و شیوۀ ساده و زیبایی شناسانۀ آن است و موفقیت چندانی برای پولانسکی نداشت.

فیلم بعدی پولانسکی ، رقص خون آشام (1967) است که با اسامی قاتلین خون آشام ها و ببخشید ، دندانتان روی گردن من است نیز به نمایش در آمده است. این فیلم آمیزه ای جذاب از سینمای طنز و وحشت است و ماجرا های یک پروفسور و دستیارش را شر ح می دهد که برای نابودی یک خاندان خوان آشام و نجات دختری که در بند آنهاست تلاش می کنند. پولانسکی در این فیلم نقش دستیار پروفسور را بازی کرد و شارون تیت ( Sharon Tate)نقش دختر قهوه خانه چی را . این دو یک سال بعد با یکدیگر ازدواج کردند.


پولانسکی پس از این فیلم به آمریکا رفت و آن جا در 1968 نخستین فیلم آمریکایی اش ، بچۀ رزمری ، را بر اساس داستان هراس انگیز آیرا لوین (Ira Levin )ساخت. بچه رزمری ماجرای هراس انگیز زوج جوانی است که به آپارتمانی مرموز نقل مکان می کنند. زن جوان در آنجا دچار توهم شده و گمان می کند نیرویی شیطانی در ان خانه حکم فرماست که همسر و کودکی را که در شکم دارد احاطه کرده است و... . بچۀ رزمری یکی از بهترین آثار پولانسکی است که شهرت فراوانی برایش کسب کرد و به عنوان یک فیلم موفق تجاری – هنری مورد استقبال قرار گرفت. این فیلم جوایز زیادی دریافت کرد ، از جمله نامزد دریافت جایزه اسکار برای بهترین فیلم نامه شد.

در تابستان 1969، شارون تیت ، همسر پولانسکی که هشت ماهه باردار بود در خانه اش به طرز وحشیانه ای کشته شد و تأثیر های روحی ناشی از این رویداد تلخ و ناگوار ، تا مدتی پولانسکی را از فعالیت های سینمایی باز داشت . او در 1971 به انگلستان بازگشت و فیلم بعدی اش مکبث را که بازسازی خشن و خونباری از اثر معروف شکسپیر بود ، در آن جا کارگردانی کرد. بسیاری معتقدند خشونت موجود در مکبث پولانسکی از همین حادثه وحشتناک قتل همسرش ناشی شده. پولانسکی در سال 1972 به ایتالیا رفت و فیلم چی ؟ را با شرکت مارچلو ماسترویانی ساخت که کمدی گستاخانه ای دربارۀ آشنایی یک دختر جوان معصوم با یک میلیونر غیر عادی است.


پولانسکی یکی از مهم ترین آثارش یعنی محلۀ چینی ها را در سال 1974در آمریکا کارگردانی کرد. محله چینی ها فیلمی بود به سبک آثار دو نویسنده معروف داستان های کاراگاهی- جنایی یعنی ، دشیل همت و ریموند چندلر. جک نیکلسون (Jack Nicholson )در این فیلم با بازی فوق العاده خود ، در نقش کارآگاهی ظاهر شد که درگیر یک ماجرای پیچیده می شود. فیلم محله چینی ها بسیار مورد استقبال هم تماشاگران و هم منتقدان قرار گرفت و در همان سال نامزد دریافت یازده جایزه اسکار شد. بسیاری از منتقدان این فیلم را یکی از آثار درخشان دهه هفتاد می دانند.

فیلم بعدی پولانسکی ، کمدی سیاه مستاجر بود که در سال 1976 در فرانسه ساخت و یکی از دشوارترین نقش هایش را در آن بازی کرد. در 1977 پولانسکی به اتهام یک رسوایی اخلاقی در کالیفرنیا بازداشت شد وبه همین منظور آمریکا را به قصد فرانسه ترک کرد. فیلم های بعدی پولانسکی ، همگی در فرانسه تولید شدند. اولین فیلمی که پولانسکی در فرانسه ساخت ، تس (1979) نام داشت که به مشکلات و رنج های دختری روستایی و فقیر می پرداخت. تس سه جایزۀ اسکار را در رشته های فیلم برداری ، طراحی لباس و طراحی صحنه از آن خود کرد.

فیلم بعدی پولانسکی با نام دزدان دریائی(1986 ) ، یک کار ضعیف و ناموفق بود که تنها از بازی دیدنی والتر ماتائو در نقش یک دزد دریایی شمشیر زن ودوست داشتنی برخوردار بود. دیوانه وار (1988 ) ، فیلم بعدی پولانسکی ، فیلمی نسبتا هیچکاکی درباره یک زوج آمریکایی است که در سفرشان به پاریس درگیر یک ماجرای جاسوسی می شوند.این فیلم با کارگردانی پولانسکی و بازی خوب هریسن فورد ( Harrison Ford ) توفیق تجاری و هنری نسبتاًخوبی را در برداشت.

فیلم بعدی پولانسکی به نام ماه تلخ ( 1992) ، شرح یک سفر دریایی است که برای یک مرد جوان اصیل انگلیسی تبدیل به سفری پیچیده و نفرین شده می شود و در ماجرا های تلخ و عجیب یک نویسندۀ آمریکایی افلیج گره می خورد. فیلم واکنش های متفاوتی را از سوی منتقدان در بر داشت. در پروژه بعدی اش ، مرگ و دوشیزۀ (1994) ، پولانسکی به بازسازی موفق نمایشنامه ای از آریل دورفمن ( Ariel Dorfman ) شیلیایی می پردازد. نمایش نامه مرگ و دوشیزه از موضوعی تاثیر گذار برخوردار است. وقایع فیلم در کشوری ناشناخته در آمریکای جنوبی می گذرد و در باره زنی است که در رژیم سابق دیکتاتوری ، زندانی سیاسی بوده و پس از سقوط رژیم سعی دارد تا از مردی که او را شکنجه می داده انتقام بگیرد. پولانسکی با فضاسازی قوی و تنها با بهره گیری از سه هنرپیشه توانا ، مکانی واحد و زمانی کوتاه در حدود چند ساعت دادگاهی از عدالت خواهی یک زن را به نمایش می گذارد و اثری تکان دهنده را خلق می کند.

دروازه نهم ( 1999) ، اثری معمایی ، جنایی است پیرامون شیطان پرستان و تلاش آن ها برای راهیابی به قلمرو شیطان. شخصیت های فیلم که هر یک به دنبال این راهیابی هستند درواقع خود شیطان های کوچکی هستند که شرارت و جنون خود را با از بین بردن رقبایشان نشان می دهند ، آن هم از طریق مکری که شیطان به کار برده و جالب آنجاست که در نهایت کسی به قلمرو شیطان دست می یابد که به نظر نمی رسید اصلا در پی آن باشد.


در سال 2002 ، سرانجام پولانسکی تصمیم گرفت فیلمی درباره آنچه همیشه او را آزار می داده ، یعنی درباره جنایات نازی ها در جنگ جهانی دوم بسازد. پولانسکی پیانیست را بر اساس رمان مرگ یک شهر اثر ولادیسلاو اشپیلمن ( Wladyslaw Szpilman) ساخت. اشپیلمن ، این رمان را بر اساس داستان واقعی زندگی اش نوشته است. او یک پیانیست ماهر و مطرح بوده که خانواده اش توسط نازی ها قتل عام شدند. او به مدد حمایت یک افسر آلمانی که نبوغ و هنر او را تحسین می کرد می تواند از اردوگاه ورشو بگریزد. اشپیلمن در سال 1946 خاطراتش را تحت یک رمان منتشر کرد.
پولانسکی که خودش طعم اردوگاه های ورشو را کشیده بود ، امتیاز اقتباس از این کتاب را خرید. پیانیست در واقع آمیزه ای است از رمان اشپیلمن و خاطرات پولانسکی ، داستانی مملو از امید و خوش بینی ، چرا که او نیز مانند قهرمان داستان از معدود کسانی بود که توانست از اردوگاه ورشو جان سالم به در برد. پیانیست بسیار مورد توجه قرار گرفت و منتقدان ، بسیار آن را ستودند.

آخرین فیلم پولانسکی تا امروز فیلم الیور توئیست ( 2005) است که پولانسکی آن را بر اساس رمان مشهور چارلز دیکنز (Charles Dickens) ساخت. فضا سازی پولانسکی از رمان دیکنز قابل قبول و تماشایی است اما همگان معتقدند که تا امروز نیز بهترین فیلمی که از روی این کتاب ساخته شده الیورتوئیست ، ساخته دیوید لین است.


فیلم*شناسی



به عنوان کارگردان

به عنوان بازیگر







منابع:ویکی پدیا
سینما جهان