• داستان فیلم در سال 1926 رخ می دهد و درباره فردی به نام نیوت (ادی ردماین) است که به واسطه نگارش کتاب جدیدش رهسپار ایالات متحده و شهر نیویورک می گردد. در چمدان نیوت موجودات عجیب و غریبی وجود دارند که بر اثر یک اتفاق آزاد شده و سر از نیویورک و منطقه منهتن در می آورند و...

  • فضاپیمایی که مقصدش یک سیاره مستعمره بسیار دور است و هزاران نفر مسافر دارد، دارای یک نقص فنی در قسمت اتاق خواب است. این نقص باعث می شود دو تن از مسافران 90 سال زودتر از زمان برنامه ریزی شده بیدار شوند...

  • "موانا" از استعدادهای دریانوردی خود استفاده میکند تا به یک جزیره ی افسانه ای برود و قهرمان او، "مائویی" نیز در این ماجراجویی او را همراهی میکند.

  • یک جراح با استعداد اما متکبر و مغرور که پس از حادثه ای ناگوار شغلش را از دست می دهد، راه تازه ای را پیش روی زندگی اش می بیند. او توسط یک جادوگر آموزش هایی را فرا میگیرد تا از دنیا در برابر افراد شرور محافظت کند.

  • فیلم ماجرای افسر اطلاعاتی مکس (برد پیت) می باشد که در سال 1942 و در شمال آفریقا با یک مبارز نیروی مقاوت فرانسه بنام ماریان (ماریون کوتیار) در پشت خطوط دشمن آشنا می شود. آنها رابطه ی صمیمانه ای را با هم آغاز میکند اما فشار جنگ این رابطه را تهدید میکند...

  • یک پسر پنج ساله هندی هزاران کیلومتر دور از خانه اش، در خیابانهای کلکته گم می شود. او مخاطرات زیادی را پشت سر می گذارد و سرانجام زوجی در استرالیا او را به فرزند خواندگی قبول میکنند. 25سال بعد او عزم خود را جزم میکند تا خانواده ی گمشده اش را پیدا کند...

  • این فیلم داستان مردی سیاه پوست را از دوران کودکی تا بزرگسالی روایت می کند که در شهر میامی و سردرگم در گرایش جنسی با شرایطی سخت بزرگ می شود.

  • سوزان یک گالری دار موفق است که به طور اتفاقی با رونوشتی از رمان منتشرنشده ی شوهر سابقش تام مواجه می شود که حاوی مطالب خشونت آمیز و یک انتقام نمادین است...

  • «سلن» (کیت بکینسیل) میجنگد تا به نبرد میان قبیله لایکن و جناح خون آشامی که به او خیانت کردند، پایان دهد...

  • داستان فیلم درباره مرد جوانی به نام لی چندلر است که پس از مرگ برادرش جوئی، مجبور می شود حضانت پسر برادرش را برعهده بگیرد و می بایست به این منظور به شهر زادگاه خود بازگردد. چندلر که خیلی راغب به بازگشت نیست، در هنگام ورود به شهر با افراد مختلفی از جمله همسر سابقش رندی، که ...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    صفحه 1 از 2 12 آخرین
    نمایش نتایج: از 1 به 5 از 8
    1. #1

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      473
      نوشته ها
      1,542
      پسندیده : 39
      مورد پسند : 6 بار در 2 پست

      ♧ ولاבتـــــ جوانہ ے خورشیـב ڪـربلا و روز جواטּ مبارڪـــ ♧




      بســــــــــمه تعـــــالی







      آیینه رسول خاتم





      نوزاد را در آغوش گرفت
      پارچه سفید را از صورتش کنار زد وپیشانی روشنش را بوسید.

      به چشم های سیاه و کوچکی که بی هدف همه جا را نگاه می کرد، خیره شد.
      دست های سفید و مشت شده نوزاد را در دستش گرفت.

      این نگاه ها، این چهره، این چشم ها، این لب و دهان کوچک، برایش آشنا بود.
      اصلاً زینب با آنها بزرگ شده بود.

      نوزاد را در آغوش فشرد.
      چه قدر او را دوست می داشت.
      گویا آمده بود تا تمام خاطرات کودکی اش را برایش زنده کند.

      دلش برای آن روزها می تپید. لحظه هایی که با برادر از
      خانه تا مسجد می دویدند و بعد جدشان او را از زمین بلند
      می کرد می بوسیدش و روی شانه هایش می گذاشت.

      این نوزد آینه بود، آینه ای برای آن روزها.
      بوییدش، دست هایش را بوسید، نوزاد خندید.
      دست ها و پاهایش را تکان داد، و بعد گریه کرد.

      گرسنه اش بود.
      او را در آغوشش فشرد و بعد به مادر سپرد.

      در دلش گفت: آمنه شده ای لیلا، برایم آینه آورده ای که در آن جدم را
      ببینم و روزهای خوش زندگی ام زنده شود.

      و بعد زمزمه کرد:
      السلام علیک یا رسول الله.

      کودک در آغوش مادر آرام بود و شیر می خورد.











      می*آیی و لیلا شده مجنون عطر و بوی تو
      دستی به رویت می*کشد، یک دست بر گیسوی تو


      نه بر نمی*دارد کسی یک لحظه چشم از روی تو

      یک چشم زینب بر حسین آن چشم دیگر سوی تو


      هم باده نوش کوثری، هم مست از جام علی
      باز، ای محمد! می*رسی، این بار با نام علی


      یا رب و یارب ساغرت، یا حق و یا حق باده*ات
      از مستی لب*های تو میخانه شد سجاده*ات

      یک دم علی گل می*کند در آن لباس ساده*ات
      یک دم محمد می*رسد با زلف تاب افتاده*ات


      می*آید از در مصطفی امشب که مستم با علی!

      حالا که تو هر دو شدی پس یا محمد! یا علی!


      تسبیح زیبایت دل روح الامین را می*برد
      آن قد و بالایت دل اهل زمین را می*برد


      ناز قدمهایت دل سلطان دین را می*برد
      موج نگاهت کشتی اهل یقین را می*برد


      غرقند قایق*های ما در بهت اقیانوس تو
      بال ملک می*سوزد از «یا نور و یا قدوس» تو


      وقتی رجز خوان می*شوی، انگار حیدر می*رسد

      یک لافتای دیگر از نسل علی سر می*رسد


      ای نسخه دوم! ـ که با اصلش برابر می*رسد
      پیش تو می*لرزد زمین، گویی که محشر می*رسد


      صف می*کشد یک شهر تا شاید تماشایت کند

      مه می*رسد تا یک نظر در صبح سیمایت کند


      شهزاده! دل را می*بری از شهر با یک گوشه لب
      ای مرد! تو یا یوسفی یا احمدی، یا للعجب!


      چشم انتظارت کوچه*ها، ای ماه زیبای عرب!

      صبح یتیمان می*رسد تا می*رسی تو نیمه شب


      دستان تو میراثی از دست کریم مجتبی
      اصلا تو گلچینی شدی از گلشن آل عبا

      تا پرده*های خیمه را ماه جوان وا می*کنی

      هم دشمن و هم دوست را غرق تماشا می*کنی


      با شرم و خواهش یک نظر در چشم بابا می*کنی
      از او چه می*خواهی؟ چرا این پا و آن پا می*کنی؟


      ای کربلایی این تو و این لحظه*ی دلخواه تو
      ای شیر مست هاشمی اینجاست جولانگاه تو

      می*خواستت در خاک و خون اصلا خدای کربلا
      اصلا سرشتت از گِلی خونین برای کربلا


      تا باز باشی بهترین، در روضه*های کربلا
      اما در این توفان امان از ناخدای کربلا


      با خواهش چشمان تو تا اذن میدان می*دهد

      با رفتنت آرام جان! دارد پدر جان می*دهد









      پیامبر اکرم (ص):
      خداوند جوانی را که جوانی خویش را در راه اطاعت خدای تعالی بگذراند، دوست دارد.



      میلاد سرور جوانان عالم، حضرت علی اکبر و روز جوان مبارک باد









    2. #2

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      473
      نوشته ها
      1,542
      پسندیده : 39
      مورد پسند : 6 بار در 2 پست






      نسل جوان را به جهان رهبری
      جلوه ی توحید، علی اکبری
      هر که هوای رخ احمد کند
      در تو تماشای پیمبر کند

      ولادت باسعادت سرو باغ احمدی، آینه ی محمدی و روز جوان مبارک




    3. #3

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      473
      نوشته ها
      1,542
      پسندیده : 39
      مورد پسند : 6 بار در 2 پست





      خدا کند که جوانان زحقّ جدا نشوند
      به صحبت بد و بدخواه مبتلا نشوند
      سر عقيده خود پاى فشارند چو کوه
      بسان کاه زهر باد جابجا نشوند

      روز جوان مبارک



    4. #4

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      473
      نوشته ها
      1,542
      پسندیده : 39
      مورد پسند : 6 بار در 2 پست





      خواهی که ببینی رخ پیغمبر را
      بنگر رخ زیبای علی اکبر را
      در منطق و خلق و خوی او می بینی
      با دیده ی جان محمدی دیگر را

      میلاد شبیه ترین آینه ی پیغمبری مبارک



    5. #5

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      473
      نوشته ها
      1,542
      پسندیده : 39
      مورد پسند : 6 بار در 2 پست





      میلاد سرو قامت آل ياسين ، رعنا جوان حسين بن علي

      شير مرد صحنه نبرد کربلا،رنگين کماني ازجلوه هاي ايثار

      و جانبازي ، نورچشم آقا ابا عبدالله (ع) الحسين ،

      الگوي جوانان غيور مسلمان

      حضرت علي اکبرعليه السلام

      وبزرگداشت روز جوان بر جوانان دلير

      ايران اسلامي و جميع عاشقان و پيروان

      طريق سرخ علوي مبارکـــ باد

    صفحه 1 از 2 12 آخرین