• فیلم هفت دلاور، درباره هفت تیرانداز به سرپرستی مردی به نام کریس آدامز (دنزل واشنگتن) در غرب وحشی است که تصمیم می گیرند از مردم یک دهکده در برابر راهزنان دفاع کنند…

  • داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد...

  • لک لک ها دیگر به جای نوزادان، وظیفه ی تحویل محصولات اینترنتی را به عهده دارند, اما وقتی که بصورت اتفاقی یک سفارش نوزاد از راه می رسد, بهترین و سریعترین لک لک تصمیم می گیرد که نوزاد را به خانواده اش برساند...

  • خلبانی بنام چسلی سالی سولنبرگر (تام هنکس) پس از اینکه هواپیمایش دچار نقص فنی می شود، آن را سالم و بدون تلفات بر روی رودخانه ی هادسون فرود می آورد و با این عمل شجاعانه تبدیل به یک قهرمان می شود. ولی با تحقیقاتی که بعداز سقوط هواپیما آغاز میشود آبروی او در خطر قرار میگیرد...

  • یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      24
      نوشته ها
      374
      محل زندگی
      TeH
      پسندیده : 45
      مورد پسند : 71 بار در 25 پست

      بیوگرافی دارن آرنوفسکی (Darren Aronofsky)

      دارن آرنوفسکی:
      Darren Aronofsky
      تاریخ تولد: 12فوریه 1969
      ملیت:آمریکا
      حرفه :کارگردان




      معرفی:


      دارن آنوفسکی، متولد 12فوریه 1969، بروکلین ایالات متحده آمریکا است. او کارگردان، فیلمنامه نویس و تهیه کننده ی آمریکایی هالیوود است. او پسر شارلوت و آبراهام آرنوفسکی است که هر دو معلمان مدرسه عمومی بودند. او دارای یک خواهر به نام پتی است. پتی به طور منظم به کلاس های باله می رفت و هم اکنون به صورت حرفه ای این سبک را دنبال می*کند. پدر و مادر آنها اغلب در تئاتر برادوی بازی می کردند و این باعث ایجاد علاقه ای ویژه برای آنها شده بود. او می گوید: «من به عنوان یک یهودی فرهنگی مطرح و بزرگ شدم، اما در طول زندگی ام حضور معنوی بسیار کمی در معبدها داشته ام.»
      دارن آرنوفسکی از دبیرستان معتبر ادوارد مارو فارغ التحصیل شد و به عنوان یک زیست شناس در سال های 1985 و 1986 به ترتیب به کنیا و آلاسکا رفته و در این کشورها آموزش دیده است. او بعدا به سبب علاقه به ungulates در مدرسه ای در کنیا حضور یافت. وی بعدها گفت: «در مدرسه به سبب مطالعات میدانی، راه زندگی ام و میزان درکم از جهان تغییر پیدا کرد.» علاقه ی آرنوفسکی به خارج از خانه موجب شد که کوله پشتی خود را ببندد و به سفر در اروپا و شرق بپردازد. او در دانشگاه هاروارد، جایی که به مطالعه فیلم و انسان شناسی اجتماعی و مؤسسه های فیلم آمریکا و کارگردانی پرداخت، تحصیل کرده است.
      وی به عنوان یک دانش آموز آکادمی، فینالیست جایزه ملی شده است. دارن آرنوفسکی درجه MFA خود را در کارگردانی از هنرستان AFI گرفت. او همچنین از بین اسکات نقره ای، داگ الین و مارک واتر، برنده فرانکلین جی (مدال فارغ التحصیلان مؤسسه Schaffner) شد.
      فیلمبردار مورد علاقه ی آرنوفیسکی Matthew Libatique است که در چند فیلم با آرنوفسکی همکاری داشته است. همچنین آهنگساز مورد علاقه ی او کلینت منسل است که او نیز همانند فیلمبردارش، در چندین فیلم با او همکاری داشته است. اکثر فیلم های دارن در ژانر خشونت آمیز با فضایی سرد، تاریک و دلگیر همراه است. البته بر خلاف فضای سرد و دلگیر، داستان و موضوعات فیلم های آرنوفسکی دارای جذابیت خاصی است که باعث شده وی هم اکنون به یک کارگردان معروف هالیوود تبدیل شود.




      زندگی حرفه ای:

      دارن آرنوفسکی در سال 1998 در جشنواره ی بین المللی فیلم ساندنس، جایزه ی بهترین کارگردانی را کسب کرد. وی همچنین در همین سال، به عنوان فیلمنامه نویس، جوایز فیلم مستقل را دریافت کرد. یکی از اشتباهات بزرگ دارن آرنوفسکی رد پروژه ی بتمن در سال 2005 میلادی بود که به دستان توانمند کریستوفر نولان سپرده شد. در سال 2011، سه ساخته ی معروف وی در تاپ 250 سایت معروف و معتبر imdb قرار گرفت: مرثیه ای برای یک رؤیا (2000)، کشتی گیر (2008) و قوی سیاه (2010).
      یکی از دلایل معروف شدن آرنوفسکی ساختن فیلم «مرثیه ای برای یک رؤیا» بود که برگرفته از رمان هوبرت سلبی جونیور است. او این فیلم را به هزینه شخصی خودش ساخت و توانست در این فیلم از بازیگرانی همچون آلن بارستین و جارد لتو و بازیگری که بعدها معروف شد، یعنی جنیفر کانلی استفاده کند. ساخت این فیلم برای دارن آرنوفسکی مبلغی حدود 3500000 خرج در بر داشت. سر انجام پس از یک سال انتظار و مشقت این فیلم تولید شد و در 27 اکتر سال 2000 اکران جهانی خود را آغاز کرد .
      این فیلم در سراسر جهان مبلغی در حدود 8 میلیون دلار فروش کرد و سودی حدود 4 میلیون دلار برای آرنوفسکی در بر داشت. دارن که قبلا جایزه ی بهترین فیلمنامه نویس را از سینمای مستقل دریافت کرده بود، این بار نامزد دریافت جایزه ی بهترین کارگردانی شد. این فیلم آرنوفسکی به طور کلی نامزد 5 جایزه بین المللی شد که توانست از این 5 جایزه، 2 جایزه را از آن خود کند.
      دو فیلم «پی» و «مرثیه ای برای یک رؤیا» به کارگردانی آرنوفسکی برای اولین بار با استفاده ی بوجه ای کم و نیز مونتاژهای کوتاه ساخته شده اند. فیلم ها دارای کم کم 600 تا 700 کات هستند و معمولا به 2000 کات نیز میرسند. زمانی هم آرنوفسکی قصد ساخت فیلمی با موضوع پستانداران گوشتخوار داشت که آغاز و شروع تولید این فیلم برای سال 2011 برنامه ریزی شده بود، اما او از راه اندازی و ساخت این پروژه صرف نظر کرد و دلیلش را مسائل مربوط به برنامه ریزی برای ساخت فیلم نام برد.

      در همین سال دارن آرنوفسکی کارگردانی ویدئوی «لو رید و متالیکا» را بر عهده گرفت که این ویدئو به طور قابل توجهی مورد توجه مردم قرار گرفت.
      چندی بعد، در اواخر سال 2011 دارن آرنوفسکی قصد ساخت فیلمی با عنوان زندگی حصرت نوح را داشت.
      آرنوفسکی درباره این فیلم گفت: «این فیلم بازگویی کتاب مقدس داستان کشتی نوح است و این پروژه مبلغ عظیمی را در بر می گیرد که طبق محاسبه ی من برای ساخت این فیلم به مبلغی حدود صد و پانزده میلیون دلار نیاز است.»

      اکثر فیلم های دارن آرنوفسکی دارای داستانی است که مواد مخدر نیز در آن نقش دارد. کلید موفقیت آرنوفسکی یعنی «مرثیه ای برای یک رؤیا» درباره اعتیاد است و به رابطه انسان ها در جامعه و دو نسل مختلف می*‎پردازد.
      «مرثیه ای برای یک رؤیا» فقط برای دارن آرنوفسکی موفقیت آمیز نبود، بلکه بازیگر آن، جنیفرکانلی نیز با بازی در این فیلم خود را ثابت کرد. آرنوفسکی آنقدر به موفقیت «مرثیه ای برای یک رؤیا» اهمیت می داد که از مارلون وایانس و جارلد لتو درخواست کرده بود که تا سی روز با کسی ارتباط جسمی نداشته باشند و در این سی روز از خوردن شکر و شیرینی و شکلات بپرهیزند تا بتوانند بهتر بازی کنند و حس نقش خود را به بهترین شکل به بیننده منتقل کنند.

      اگر چه درست است که آرنوفسکی با کارگردانی «مرثیه ای برای یک رؤیا» محبوبیتش را تا حد زیادی افزایش داد، اما نباید از زحماتی که آرنوفسکی برای ساخت فیلم پی کشیده است، چشم پوشی کنیم. وی آنقدر به فروش بالای پی اطمینان داشت که برای خرید سخت افزار و نرم افزار و قطعات دیجیتالی مورد نیاز برای ساخت این فیلم، از دوستان، آشنایان، اقوام و همکاران خود پول قرض کرد. در پایان نیز پی فروش 600000 هزار دلاری داشت و به دنیا نشان داد که آرنوفسکی کارگردانی مصمم و با روحیه و بدون ترس است که با چنین ریسکی توانست سودی 600000 هزار دلاری کسب کند.
      فیلم پی داستان زندگی ماکسیمیلیان کوهن، ریاضی*دانی نابغه، است که سعی دارد با علم ریاضی، ماهیت خدا را کشف کند. او برای این کار نظریه*هایی را هم ارائه می*کند. کوهن دچار بیماری صرع است و گاه و بیگاه دچار تشنج*های شدید عصبی و مغزی می*شود.

      جالب است بدانید آرنوفسکی یکی از کارگردانانی است که با وجود اینکه تعداد کمی فیلم ساخته، مورد توجه منتقدان قرار گرفته است. آرنوفسکی به شدت دارای روحیه ای فلسفی است طوری که اجازه نمی دهد فیلمنامه های فیلم هایش را شخص دیگری بنویسد. در سال های مختلف چند فیلمنامه نویس خلاق و مشهور به آرنوفسکی کارگردانی فیلم هایی با فیلمنامه قوی را پیشنهاد کردند، آرنوفسکی می دانست که اگر آن فیلم ها را کارگردانی کند بیشتر مشهور می شود و آوازه اش در تمام دنیا می پیچد، اما به دلیل اخلاق خاصی که دارد، فقط به فیلمنامه هایی که خود می نویسد اعتقاد دارد. تاکنون او خود تمام فیلمنامه های فیلم هایش را نوشته است.


      «کشتی گیر» کار ضد ایرانی دارن:

      «کشتی گیر» دارن آرنوفسکی به عنوان یک فیلم "ضد ایرانی" در بسیاری از روزنامه ها و وب سایت های ایران مورد بحث قرار گرفت، چرا که در صحنه ای که "میکی روک" در رینگ در حال مبارزه با یکی از کشتی گیران است، چوب پرچم ایران را به دو نیم تقسیم می کند و پرچم ایران را بر زمین می کوبد.
      به خاطر همین موضوع، روزنامه ها و سایت های ایرانی به شدت از این صحنه انتقاد کردند. همچنین در همین صحنه کشتی گیر مذکور "آیت الله" لباسی عربی می پوشد که به گفته روزنامه ها و سایت های ایرانی این کار تمسخر آداب کشورهای عربی و به خصوص ایران است.



      زندگی شخصی:

      آرنوفسکی در سال 2001 با ریچل ویسز، بازیگر انگلیسی تبار، آشنا شد و با او رابطه ای جدید در زندگی اش را شروع کرد. این دو در سال 2005 با یکدیگر نامزد کردند و ماحصل این نامزدی یک پسر به نام هنری است که در 31 نوامبر 2006 به دنیا آمد! دارن و ریچل در نوامبر سال 2010 اعلام کردند که دیگر با یکدیگر زندگی نمی کنند و از هم جدا شده اند اما دوستان نزدیک یکدیگر باقی خواهند ماند و هنری را با کمک یکدیگر بزرگ خواهند کرد. این دو هم اکنون در نیویورک زندگی می کنند.




      علاقمندی های دارن آرنوفسکی:

      فیلم های کلاسیک
      هنر گرافیت
      این کارگردان سرشناس سینما، طی مصاحبه ای که درباره زندگی خود داشته است، می گوید که عاشق این است در فیلم های خود سکانس های غیرقابل پیش بینی و ناباورانه ای را به تصویر بکشد و همچنین علاقه دارد بدن بازیگرانی که در فیلم های او بازی می*کنند، در تصویر زمخت نشان داده شود.

      ویژگی هایی که می توان به وسیله آنها دارن را شناخت:

      غالبا با استفاده از یک تکنیک شناخته شده به عنوان هیپ هاپ مونتاژ استفاده می کند که دنباله ای از تصاویر یا اقدامات در حرکت سریع با جلوه های صوتی همراه هستند و معمولا برای شبیه سازی یک عمل خاص، مانند مصرف مواد مخدر استفاده می شود.

      استفاده از ابزار تکنو ترکیبی ضرب و شتم برای موسیقی متن فیلم .
      به استفاده از Snorricam وسواس شدیدی دارد.


      نقل قول از گفته های آرنوفسکی:

      به نظر من تماشای یک فیلم مانند رفتن به پارک است.
      فیلمسازی یعنی هنر کامل، شاید سخت تر از هنر نیز باشد.
      به نظر من این درست است که به چیزهای جدیدی که قرار است در زندگی مان اتفاق بیافتد فکر کنیم تا به گذشته.



      مشخصه های فیلمهای آرنوفسکی:

      استفاده از سبک های سوررئال و پیچیده

      استفاده از چند عکس و تصویر با فاصله بسیار کم (Hip Hop Montage)
      قطع ناگهانی تصویر, محو کردن یک تصویر سفید رنگ برای تاکید
      استفاده از موسیقی های نامعقول و موسیقی های که در سینما تابحال استفاده نشده است
      به تصویر کشیدن صحنه های نامعقول و زمخت بدن بازیگران
      اولین فیلم ارنوفسکی فیلمی بود که در دوران دانشجوی خود ساخت با نام supermaket sweep بود. این فیلم هم در آن زمان به بخش نهایی اکادمی فیلم های دانشجوی راه یافت. این فیلم متاسفانه اصلاً در دسترس نیست و اصلاً برای موارد تجاری فروش نرفت.
      ارنوفسکی در دوران دانشجوی خود یکبار دیگه هم فیلم ساخت. نام فیلم Protozoa بود. ارنوفسکی این فیلم رو درسال 1993ساخت این فیلم مانند فیلم Supermarket Sweep هیچ وقت برای فروش منتشر نشد. داستان این فیلم مربوط به 3 نفر معتاد به تماشای تلویزیون است.
      بعد از این فیلم ارنوفسکی حدود 5 سال هیچ فیلمی نساخت و بعد از این زمان طولانی فیلمPi را ساخت.
      ارنوفسکی با ساختن فیلمPi یک ارزش و مقام بسیار قوی را در جهان بدست آورد. ارنوفسکی این فیلم را در سال 1998ساخت و بخاطر ساخت این فیلم مجبور شد پول های زیادی از دوستان و فامیل های خود قرض کند و تعداد زیادی قطعات کامپیوتری برای استفاده در این فیلم بخرد. این کمبود پول به حدی بغرنج شده بود که از هر دوست و آشنایی که اونها رو می شناخت در خواست 100 دلار پول برای پایان دادن فیلم می کردند. ولی بعد از اکران فیلم فروش بسیار خوبی کرد (حدود 60000دلار) و موفق شد برنده جایزه بهترین فیلمنامه از Independent Spirit award بشه بعلاوه کاندید و برنده بهترین جوایز از جشنواره های مختلف هم شد. بسیاری از نقادن ارنوفسکی را بخاطر اینکه توانسته در سنین جوانی خود فیلم ای پرمحتوا و تاثیر گذار بسازد تحسین کردن.
      چهارمین فیلم ارنوفسکی Requiem For Dream و یا مرثیه ای برای یک رویا است.
      ارنوفسکی در این فیلم نیز بسیار موفق بود و توانست جایزه بهترین کارگردان در ژانر دراماتیک را از فستیوال sundance برای این فیلم کسب کند و همچنین توانست یکی از کاندیداهایIndependent Spirit award بشود و توانست جوایز بسیار دیگری را نیز بدست بیاره.
      این فیلم نقد های بسیار زیادی رو در برداشت حتی می توانید به CNN و Newyork Times سر بزنید و نقدهای در رابطه به این فیلم را پیدا کنید و می توانید در سایت های سینمای از زبان بازیگران فیلم نقد ها و خاطراتی رو بشنوید.
      از این فیلم دو نسخه پخش شده یک نسخه , نسخه ای است که با چندین سانسور و در اون سالها در سالن های سینمایی و تئاتر پخش شد و نسخه دیگر نسخه ای هست که بر رویDVD و VHS منتشر شد. در یکی از مصاحبه های که با ارنوفسکی انجام شده بود ارنوفسکی این مطالب رو عنوان کرد و گفت: این فیلم قرار است در سالن های تئاتر پخش شود ولی بخاطر اینکه به این فیلم می توان از دو زاویه متفاوت نگاه کرد پخش این فیلم برای افراد کمتر از 17 یا 16 سال غیر مجاز است. برا همین فیلم رو مجبور شدن با سانسور در سالن ها پخش کنن.
      این فیلم نیز مانند فیلم Pi واکنش های جهانی رو در پی داشت و بیشتر نقادان مطرح سینما این فیلم را یکی از بهترین فیلم های دنیای سینما معرفی کرده بوده اند.
      ارنوفسکی نمایشنامه فیلمBelow را در سال 2002 با همکاری چند تن از دوستان دیگرش تمام کرد ولی اون فیلم رو خودش کارگردانی نکرد. در سال 2003 ارنوفسکی در فیلم مستند Hollywood High که در رابطه با مواد مخدر بود بازی کرد و تمام بازیگران در این فیلم که بیشترشون یا همه اشون کارگردان های بزرگی هستن با اسم حقیقی خودشون در این فیلم بازی کردن البته نمیشه گفت بازی چون در فیلم های مستند بازی در کار نیست.کارگردانی این فیلم برعهده Bruce Sinofsky بود.



      فیلموگرافی :

      سال نام فیلم
      1991 Supermarket Sweep
      1991 Fortune Cookie
      1993 Protozoa
      1994 No Time
      1998 Pi
      2000 Requiem for a Dream
      2002 Below
      2006 The Fountain
      2008 The Wrestler
      2010 Black Swan
      2010 The Fighter
      2014 Noah


      جوایز:


      Pi
      1999 Sundance Film Festival: برنده بهترین کارگردانی
      1999 Independent Spirit Awards : برنده بهترین فیلمنامه
      Requiem for a Dream
      2001 Independent Spirit Awards : نامزد بهترین فیلم و بهترین کارگردانی
      The Fountain
      2006 Venice Film Festival : بهترین فیلم
      The Wrestler
      2008 Venice Film Festival : بهترین فیلم
      2008 Independent Spirit Awards : بهترین فیلم
      2008 London Critics Circle Film Awards : بهترین فیلم و بهترین کارگردانی
      2008 National Board of Review : بهترین فیلم
      Black Swan
      2010 Venice Film Festival : بهترین فیلم
      2010 Critics' Choice Awards : بهترین کارگردانی
      2010 Independent Spirit Awards : برنده بهترین فیلم و بهترین کارگردانی
      2010 Gotham Awards : بهترین کارگردانی
      2010 Chicago Film Critics Association : بهترین کارگردانی
      2010 Golden Globe Award : بهترین کارگردانی
      2010 Academy Awards : بهترین کارگردانی











      منابع:سینما سنتر
      نقد فارسی

      انسان هم می تونه دایره باشه هم یه خط راست
      انتخاب با خودته
      تا ابد دور خودت
      بچرخی یا تا بی نهایت ادامه بدی ...

    2. #2

      تاریخ عضویت
      خرداد ۱۳۹۲
      شماره عضویت
      2650
      نوشته ها
      31
      پسندیده : 10
      مورد پسند : 13 بار در 4 پست
      اول یک نکته رو بگم همسر دآرن آرنوفسکی بعد از جدائیش با "دانیل گریک" (بازیگر سری جدید جیمزباند)رابطه برقرار کرده...


      در موردِ آرنوفسکی هرچی بگم باز هم کم گفتم!! واقعا فضاسازی فیلمهاش رو دوست دارم همچنین نوعِ روایت داستانیش رو(مخصوصا تو فیلمهای "کشتی گیر" و "مرثیه ای برای یک رویا")
      شاید خیلی ها وقتی فیلمهای آرنوفسکی رو برای اولین بار مــی بینن بگن:اَه این دیگه چه چرتی بود(خودم به شخصی چنددفعه با همچین الفاظی از طرف دورو بریهام روبرو شدم)
      واقعیتش اینکه فیلمهای آرنوفسکی در عین پیچیده و عمیق بودن خیلی ساده و روون هستن(شاید اولین فیلمش "پی" مصداق خوبی باشه برای حرف من)

      یکی از مثبت ترین ویژگی های دارن آرنوفسکی اینکه در عین کم کاربودن گزیده کارِ...تک تک فیلمهاش حرفی برای گفتن دارن مخصوصا اوون فضای رئالیته که برای فیلمهاش در نظر میگیره و به معنای واقعی ملودرام اجتماعی میسازه(بنظرم دو اثر "مرثیه ای برای رویا" و "کشتی گیر" بازهم مصداق خوبی باشن برای این حرفم)

      ممنون بابت تایپیک
      .When you catch in a calumny, you know your real friends

      Elizabeth Taylor