ژانر :
درام، عاشقانه، علمی تخیلی
کارگردان :David Mackenzie
نویسنده : Kim Fupz Aakeson
تاریخ اکران :فوریه 2012
زمان فیلم : 92 دقیقه
زبان : انگلیسی
درجه سنی :NR
بازیگران:
Ewan McGregor،Eva Green،Connie Nielsen




داستان نهفته در فيلم " حس كامل " آنقدر دلنشين است كه هيچ دوستدار سينمايي نميتواند آن را ناديده بگيرد. يك بيماري كه حواس بيماران خود را يك به يك از بين مي برد. اما در همين اثنا آرامشي خاص در هر وخامتي وجود دارد. آرامشي كه موجب مي شود فرد با هر محدوديتي سازگاري پيدا كند؛ اما نه به اندازه اي كه از شرايط موجود راضي و خوشنود باشد. در ابتدا، به دليل غليان احساسات غم و اندوه حس بويايي از بين مي رود، سپس در پي وحشت و گرسنگي حس چشايي نابود مي شود. پس از آن خشم حس شينداري را نابود مي كند و در نهايت قبل از آن كه همه چيز تاريك شود و حس بينايي هم از بين برود،لحظاتي كوتاه و ناب از عشق و شادي و اميد مي درخشد.



اين بيماري همه گير است و به سرعت و بي وقفه در سراسر جهان شايع مي شود. جامعه علمي در جلوگيري از رشد آن عاجز و سياستمداران نيز راه حلي براي حل اين مشكل ندارند. حتي هيچكس نميداند، دليل اين بيماري چيست: پاتوژن، سم، مواد راديو اكتيو و يا بيگانگان. هيچ درماني هم براي آن وجود ندارد. در حاليكه انسانها هنوز قادر هستند پس از نابودي دو يا سه حواس، به زندگي خود ادامه دهند، اما با حذف حس چهارم كه به معني مهرومو كردن آنها در پيله اي تاريك و ساكت است، زندگي آنها خاتمه مي يابد. اما همانند فيلم Melancholia ساخته لارس فون تریر، اين فيلم در مورد آخرالزمان نيست.



"حس كامل" نوعي داستان حماسي ارائه مي دهد. اين فيلم بر عكس فيلم سرايت (contagion) عمل كرده است، فيلمي كه در آن كاراكتر قرباني كل داستان مي شود. در روش كارگردان ديود كنزلي و نويسينده آن كيم فاپز آكسون دو اشكال وجود دارد. اول اينكه داستان عاشقانه فيلم مبتذل و همه گير است. دوم اينكه شخصيت زن اصلي فيلم كه متخصص اپيدميولوژي است و خود را در خط مقدم مبارزه با اين بيماري قرار ميدهد، كار وي به عنوان كاري حاشيه اي و نه اصلي فيلم نشان داده شده است. مثلا با وجود همه گير شدن اين بيماري مرگبار،او هنوز در شيف 9 تا 5 كار ميكند. (7 ساعت در روز)



ايوان مك گريگور و اوا گرين در نقش مايكل و سوزان، دو عاشق بخت برگشته اي هستند كه شاهد به پايان رسيدن نسل بشر هستند. در اولين شب هم نوازيشان با هم، هر دو حس بوياي خود را از دست ميدهند. پس از هفته ها و ماهها آنچه براي آنها باقي مي ماند، تنها حس لامسه است. در ادامه، بيننده تصاوير متعددي از نحوه دست و پنجه نرم كردن مردم با اين مبياري و پشرفت آن و تغغير زندگي در سراسر جهان مشاهده مي كند. پس از اينكه حس بويايي دنيا را كرت ميگويد، مردن بيشتر به دنبال غذاهاي ادويه دار و تند هستند. در اين زمان طعم و مزه مهم است كه مردم فقط زمان خوردن غذا، در دهان خود نرمي، اسفنجي بودن، ترد بودن و غيره را حس ميكند. " حس كامل" تجربه قدم به قدم تغييرات دنيا را با پيشرفت بيماري به بيننده نشان مي دهد. در انتهاي فيلم است كه همه چيز مصنوعي مي شود و دنياي واقعي پرهرج و مرج تر و آشفته تر مي گردد.



داستان عاشقانه مايكل و سوزان، بر خلاف بسياري از فيلمها عاشقانه اي بي انتها نيست. هردوي آنها متعهد هستند، بنابراين مدت زماني چند طول ميكشد تا به احساسات پيش آمده بينشان اذعان كنند. اما تقريبا دير شده است. آنها چند صحنه بسيار خوب به نمايش مي گذارند (لحظه اي آنها با هم حمام مي كنند و طعم كرم اصلاح را در دهانشان حس مي كنند). اما حس ايجاد شده از سوي بيننده در وجود اين دوكاراكتر آن چيزي نيست كه يك بيماري واگيردار بتواند تاروپود رابطه عاشقانه آنها را از هم جدا كند.
بر خلاف فيلم Blindness (كوري) كه در آن تنها حس بينايي نابود مي شود، " حس كامل" منسجم تر است و كمتر ذات تمثيلي دارد. اما اين دو فيلم در برخي از ايده ها مشترك هستند. مشكلي كه در رابطه با "حس كامل" وجود دارد، ناتواني داستان در عشق مبتني بر شخصيت و يا مسئله اي بزرگتر و پر رنگتر است. اين فيلم تا اندازه اي،در هر دو سطح خسته كننده است، اما چيزي فراتر از حد معمول از يك سناريوي پايان دنيا به نمايش مي گذارد. اين فيلم در زمره بسياري از فيلم هاي پرفروش هم رده خود نيست، اما تاثيرگذارتر از آنهاست.

منتقد : جیمز براردینلی
مترجم : سعید هوشنگی
منبع:سایت نقد فارسی