دیوید لینچ:david Lynch
تاریخ تولد:۲۰ ژانویه ۱۹۴۶
محل تولد: میسولا, ایالت مونتانا
نام دیگر: دیوید کیت لینچ
ملیت: آمریکایی
قد:180

جوایز

نخل طلا، جشنواره کن برای فیلم از ته دل وحشی ، ۱۹۹۰
شیر طلایی، جشنواره ونیز برای یک عمر فعالیت هنری، ۲۰۰۶
چهار بار نامزد کسب اسکار بهترین کارگردان شد، که البته در هیچ کدام برنده نشد.



دیوید کیث لینچ (David Keith Lynch) متولد ۲ ژانویه ۱۹۴۶ در میسولا، منهتن. او کارگردان، فیلمنامه نویس آهنگساز، بازیگر نقاش و عکاس آمریکایی است. لینچ تابه حال سه نامزدی اسکار برای فیلم های “مرد فیلم نما”، “مخمل آبی” و “بلوار مالهالند” به دست آورده است و از جشنواره های ونیز و کن هم جوایزی را کسب کرده است. لینچ بعد از ساختن فیلم “مخمل آبی” و سریال موفق تلویزیونی “تویین پیکس” شهره خاص و عام شد.
بعد از سالها فیلم سازی، لینچ روایتی ممتاز و غیر معمول را برای فیلم سازی برگزیده است که به شیوه “لینچی” (Lynchian) معروف شده است که برای تمامی سینما بین ها و منتقدان سراسر جهان قابل تشخیص است. فیلم های لینچ بیشتر درون مایه های سورئال، کابوس مانند، تصاویر رویایی را در بر دارد و وسواس زیادی در طراحی صدا برای فیلم هایش دارد لینچ اغلب کارهایش را در جاهای کوچک و خلوت مانند (“مخمل آبی” و “تویین پیکس”) و یا در کلان شهرهایی مانند کالیفرنیا در “بزرگراه گمشده”، “بلوار مالهالند” و در آخرین فیلمش “امپراطوری درون” درست می کند.


اوایل زندگی


لینچ در سال ۱۹۴۶ در میسولا، منهتن به دنیا آمد پدرش دونالد محقق بخش علمی سازمان کشاورزی ایالات متحده و مادرش معلم زبان انگلیسی بود. او سراسر بچگی اش را در کارولینای شمالی گذراند لینچ همیشه دوست داشت که یک هنرمند شود و به همین دلیل به مدرسه هنر “کارکوران” در واشنگتن پیوست و بعد از آن در مدرسه هنرها در بوستن ثبت نام کرد و یک سال را در آنجا سپری کرد. او قبل از ترک آمریکا به قصد رفتن به اروپا همراه با دوستش جک فیسک، مشغول برنامه ریزی برای مطالعه با نقاش اکسپرسیونیست اتریشی به نام اسکار کوکوشکا بود.


اوایل کار و فیلم های کوتاه

در سال ۱۹۶۶ لینچ به خاطر پیوستن به آکادمی هنرها در پنسیلوانیا به فیلادلفیا نقل مکان کرد. در سال ۱۹۶۷ لینچ اولین مکانش اش را برای فیلمبرداری انتخاب کرد. خانه ای کوچک در فیلادلفیا که الان به عنوان موزه ی هنرها شناخته شده است و می توانید آن را در فیلم های کوتاه دیوید لینچ ببینید. در همان وقت او مشغول فیلم برداری فیلم کوتاه شش مرد مریض (۱۹۶۶) بود که جایزه سالانه آکادمی هنرها را به دست آورد. فیلم کوتاه بعدی لینچ “الفبا” بود و بعد از آن “مادربزرگ” را ساخت که جایزه ی ۵ هزار دلاری را از اتحادیه فیلم های آمریکایی (Afi) را به دست آورد. این فیلم ۳۰ دقیقه ای تمام عناصری را که لینچ را با آنها در فیلم سازی می شناسند را در بردارد مانند صداهای عجیب و غریب، تصویرهایی آشفته و سورئال و…


موفقیت های اولیه (۱۹۷۵-۱۹۷۹)


در سال ۱۹۷۱ لینچ به لس آنجلس برای پیوستن به استودیوهای M.F.A نقل مکان کرد. او با ده هزار دلاری که از AFI گرفته بود کارش را روی اولین پروژه فیلم بلندش به نام “کله پاک کن” شروع کرد، ولی این مقدار پول برای ساختن آن کافی نبود و به همین خاطر لینچ از دوستان و آشنایان اش برای ساختن فیلم مقدار پول لازم را برای ساختن فیلم جمع کرد و به همین دلیل ساختن فیلم تا سال ۱۹۷۷ به درازا انجامید. فیلم سرد و خشک و مبهم “کله پاک کن” داستان مرد جوان آرامی (جک نانس) را روایت می کند که در شهری صنعتی کار می کند و یک روز همسرش به او خبر می دهد که باردار شده است و بعد از مدتی بچه ای عجیب الخلقه را به دنیا می آورد. لینچ با ساختن این فیلم گفت که “کله پاک کن” به نوعی داستان فیلادلفیایی من است و اثراتی را که زندگی و تحصیل در فیلادلفیا بر او داشته است را، در “کله پاک کن” نشان داده است. در اوایل، فیلم را غیر قابل پخش اعلام کردند ولی بعد از اینکه مدیر سینمای (The Elgin Theatre) فیلم را برای اولین بار روی پرده آورد، فیلم به یکی از بهترین فیلم های آن دهه تبدیل شد و نزدیک به ده سال یکی از ستون های نمایش شبانه سینما ها بود. فیلم نقد های خوبی را از منتقدان دریافت کرد و لینچ را به عنوان کارگردانی مستعد به دنیا شناساند. استنلی کوبریک در مصاحبه ای درباره فیلم گفته بود که یکی از محبوب ترین فیلم های عمرش است و این آغازی بود بر موفقیت های بعدی لینچ.


گام های بعدی موفقیت (۱۹۸۰-۱۹۸۶)


“کله پاک کن” توجه تهیه کننده (مل بروکس) را به لینچ جلب کرد و لینچ را برای کارگردانی فیلم مرد فیل نما استخدام کرد فیلم بعد از اکران موفقیت بزرگی را کسب کرد و در هشت رشته در آکادمی اسکار از جمله بهترین کارگردان و بهترین فیلم نامه نامزد شد و جایگاه لینچ را به عنوان کارگردانی با استعداد محکم کرد، هر چند که کمی مبهم و غیر عادی است. بعد از آن لینچ با ساختن فیلم پر هزینه ای به نام شن (DUNE) که اقتباسی بود از رمان علمی تخیلی فرانک هاربت برای تهیه کننده ایتالیایی “دینو د لائورینتی” موافقت کرد. اگرچه دینو د لائور تینی می خواست که “شن” همانند جنگ ستاره ای باشد ولی فیلم از از نظر منتقدان و همچنین در گیشه سینما به یک شکست تبدیل شد. بودجه اصلی فیلم ۴.۵ میلیون دلار بود ولی تنها ۲۷. ۴ میلیون دلار از فروش آن نصیب آنها شد. کمپانی مقداری از برداشت های دیگر را به فیلم اضافه کردند و در تلویزیون به طور همگانی اعلام کردند که اشتباهی سهوی در نسخه اکران شده رخ داده است و آن را برطرف کرده اند ولی دیگر کار از کار گذشته بود و آب رفته دیگر به جوی باز نگشت و شکست سنگینی برای کمپانی به بار آورد. آن صحنه های اضافی را می توان در Dvdهای فیلم دید. دومین فیلم لینچ با دینو د لائورینتی پروژه ی “مخمل آبی” در سال ۱۹۸۶ بود که داستان پسر دانشگاهی را روایت می کرد که نمای پنهانی و تاریک زندگی اش را بعد از جست و جو برای پیدا کردن صاحب یک گوش بریده که در یک مزرعه پیدا کرده بود را کشف کرد. فیلم شامل اجراهای خیره کننده ای از ایزابلا روسلینی به عنوان یک خواننده ی زجر کشیده و دنیس هوپر در نقش یک مرد ظالم است. اگر چه لینچ قبلا موفقیت را با فیلم “مرد فیل نما” به دست آورده بود ولی جدال “مخمل آبی” با بینندگان و همینطور منتقدان، لینچ را به عنوان جریان اصلی این سبک فیلم سازی مطرح کرد و نقدهای مثبت و گیشه خوبی را در سینما به دست آورد. مخمل آبی دومین نامزدی اسکار را برای لینچ به ارمغان آورد. “مخمل آبی” عناصری را در نوع روایتش در بر داشت که لینچ از آنها در فیلم های بعدی اش استفاده کرد. نظیر زن های بد کاره، محله های کوچک، استفاده از آهنگ ها در شیوه ای عجیب و غریب (سبکی که بعد از موفقیت فیلم در بسیاری از فیلم هایش مورد استفاده قرار داد) و…. این فیلم همچنین اولین همکاری لینچ با آهنگ ساز آنجلو با دالامنتی بود که برای تمام فیلم های آینده ی لینچ به غیر از امپراطوری درون آهنگ سازی کرد. وودی آلن که فیلم هانا و خواهرانش آن سال نامزد بهترین فیلم اسکار بود گفت که “مخمل آبی” یکی از بهترین فیلم های عمرش است. این فیلم همچنین به یکی از بزرگترین آثاری که تابحال درست شده است تبدیل شد و طرفداران زیادی را به این سبک فیلم سازی جذب کرد.


ادامه موفقیت (۱۹۸۶-۱۹۹۶) و سریال تلویزیونی


لینچ در اواخر دهه ی ۸۰ با تهیه کننده (مارک فارست) برای ساختن سریال توئین پیکس قرار داد بست. توئین پیکس درباره محله کوچکی در واشنگتن بود که چند داستان عجیب و غریب را روایت می کرد. فیلم درباره تحقیقات FBI درباره مرگ یک دانش آموز دبیرستانی است که هرچه فیلم جلوتر می رود داستان هم پیچیده تر می شود. لینچ ۶ قسمت ار آن را کارگردانی کرد و حتی در چند قسمت هم نقش مامور FBI را بازی کرد. فیلم در ۸ آوریل ۱۹۹۰ در شبکه ABC نمایش داده شد و به تدریج طرفداران زیادی را به خود جلب کرد و به موفق ترین سریال تلویزیونی دهه ۹۰ تبدیل شد. اگر چه لینچ و شبکه بر سر چند مورد اختلاف پیدا کردند (مانند اختلافشان بر سر اینکه آیا قاتل آن دختر دبیرستانی در فیلم فاش شود یا نه) ولی ABC پافشاری می کرد که لینچ سری دوم مجموعه را کارگردانی کند که لینچ قبول نکرد. همچنین این فیلم اولین همکاری لینچ با مری سوئینی (تدوین گر/تهیه کننده) بود که در فیلم مخمل آبی به عنوان دستیار تدوین گر همکاری داشته بودند و این همکاری در ۱۱ کار بعدی آنها هم پایدار بود همچنین مری سوئینی فرزند پسرشان را به دنیا آورد. وحشی در قلب که اقتباسی بود از رمان بری گیفرود فیلمی جاده ای/جنایی با بازی نیکلاس کیج و لورا درن بود. فیلم برنده ی جایزه کن در سال ۱۹۹۰ شد ولی منتقدان و تماشاگران آمریکایی استقبالی از آن نکردند.


آخرین کارهای او (۱۹۹۷تا حاضر)


در سال ۱۹۹۷ لینچ فیلم بزرگراه گمشده را ساخت. فیلم در گیشه موفق نبود و نقدهایی مخلوط (مثبت و منفی) دریافت کرد اگرچه همه آهنگ های زمینه فیلم را تحسین کردند و باعث شد طیف جدیدی از بیننده ها را به کارهای لینچ جذب کند. در سال ۱۹۹۹ لینچ طرفداران و منتقدان را با ساختن فیلمی درجه بندی شده در رده G که کمپانی دیزنی آن را تهیه می کرد سورپرایز کرد. “داستان سر راست” داستان پیرمردی ساده بود که که از شهرشان به شهر دیگری برای آشتی کردن با برادر تند خویش مسافرت می کرد. فیلم نقدهای مثبتی را به دست آورد و طرفداران دیگری را به کارهای لینچ افزود. همان سال یک بار دیگر از طرف ABC دعوت به همکاری برای ساختن مجموعه ای درام به نام بلوار مالهالند شد ولی دوباره با جروبحث هایی درباره فیلم پروژه به بعد موکول شد. لینچ با دریافت ۷ میلیون دلار از تهیه کننده فرانسوی، فیلمنامه “بلوار مالهالند” را تمام کرد. فیلم درباره طرف پنهانی و تاریک وضعیت هالیوود با بازی نائومی واتس و لورا هرینگ است. این فیلم در سرتاسر جهان گیشه موفقی داشت و نقدهای بسیار مثبتی را دریافت کرد. بلوار مالهالند برنده جایزه بهترین کارگردان در جشنواره کن برای دیوید لینچ شد. همچنین لینچ جایزه ی انجمن منتقدان نیویورک را از آن خود کرد و نامزد اسکار هم شد.
در سال ۲۰۰۵ در فستیوال فیلم کن لینچ اعلام کرد که در حال ساختن اولین پروژه دیجیتالش به نام امپراطوری درون است. این فیلم در سال ۲۰۰۶ اکران شد و منتقدان باز به خوبی از آن استقبال کردند. لورا درن و جاستین تروکس بازیگران این فیلم هستند و جرمی آیرونز هم در صحنه ای از فیلم ظاهر شد. لینچ همانند وودی آلن طرفداران زیادی در فرانسه پیدا کرد. امپراطوری درون، بلوار مالهالند و بزرگراه گمشده همه توسط تهیه کننده های فرانسوی تهیه شده اند.


فیلم شناسی لینچ



1) شش مرد مریض / کارگردان و انیماتور / 1967

لینچ این فیلم یک دقیقه ای انیمیشن را در در دومین سال تحصیل در در آکادمی هنر پنسیلوانیا و با بودجه 200 دلاری ساخت .
2) الفبا / کارگردان ، نویسنده ، انیماتور و طراحی صدا / 1968
این انیمیشن 4 دقیقه ای که به عنوان پایان نامه دانش جویی لینچ ساخته شد موفقیت هایی را برای لینچ جوان به ارمغان آورد
این کار را از اینجا می توانید ببینید . ( لینک از ویدیو های گوگل )
3) مادربزرگ /کارگردان ، انیماتور ، تهیه کننده و طراحی صدا / 1970
این فیلم 34 دقیقه ای داستان پسر خردسالی است که بذری کوچک را می کارد که تبدیل به مادر بزرگ خودش می شود.
Amputee (4 / کارگردان ، نویسنده ، بازیگر و تهیه کننده / 1974
داستان این فیلم 4 یا 5 دقیقه ای ( در دو ورژن ) در مورد تلاش زنی است که می خواهد به یک پرستار مرد ( خود دیوید لینچ ) نامه بنویسد .
این فیلم را می توانید از اینجا ببینید ( لینک یوتیوب )
5) کله پاک کن / کارگردان ، نویسنده ، جلوه های ویژه ، تهیه کننده و طراح صدا / 1976
یک داستان مالیخولیایی را جع به مردی که در یک موقعیت به شدت تیره و دهشتناک
قرار گرفته .
این فیلم 5 سال پس از ساخت به نمایش در آمد . لینچ هیچ گاه از چگونگی ساخت نوزاد ناقص الخلقه فیلم حرفی نزده است . این فیلم موفق ترین فیلم لینچ بوده است چون با هزینه 10000 دلار ساخته شد ولی هفت میلیون دلار فروخت .
لینچ در این فیلم علاوه بر کارگردانی ، مسوول جلوه های ویژه و ساخت موسیقی و طراح صحنه نیز بوده است .
کوبریک که از علاقه مندان این فیلم است آن را برای عوامل و بازیگران فیلم درخشش پخش کرد .
بار اولی که فیلم را دیدم در نیم ساعت ابتدایی بالا آوردم .
به این فیلم به طور جدا گانه خواهم پرداخت .
6) مرد فیل نما / کارگردان ، نویسنده و طراحی صدا / 1980
موجود کریه الشکلی که معروف است به مرد فیل نما در استعمار مردی خبیث قرار گرفته ولی یک دکتر محقق با دیدن او به فکر انجام آزمایشاتی روی او می افتد زندگی مرد فیل نما دچار تغییرات زیادی می شود .
این فیلم نامزد هشت جایزه اسکار شد که هیچ کدام را نبرد و می توان به عنوان یکی از ناکامان بزرگ اسکار از آن نام برد ( کاش هیچ گاه لینچ این جایزه لعنتی را نبرد مثل ارسن ولز/ همین جا حدس می زنم در دهه هفتاد عمرش جایزه یک عمر دستاورد هنری را می برد / لعنت به همشون )
7) دیون / کارگردان و بازیگر / 1984
فیلم از روی رمان معروف Dune نوشته Frank Herbert ساخته شده است که داستانی است علمی – تخیلی که در فضای کهکشانی و ماورای زمینی می گذرد .
این فیلم به گمان بنده و خیلی از منتقدان ضعیف ترین کار لینچ محسوب می شود . فیلمی که شاید می توانست به یک ادیسه فضایی کوبریک تبدیل شود ولی پتانسیل هایش هرز می رود . چندی بعد از ساخت این فیلم لینچ خواهان حذف نامش به عنوان کارگردان از تیتراژ فیلم شد .
این فیلم یک شکست تجاری بزرگ برای لینچ بود فیلمی که هزینه آن 45 میلیون دلار بود ولی تنها 27 میلیون فروخت .
8) مخمل آبی / کارگردان و نویسنده / 1984
داستان پسر جوانی است که در راه بیمارستانی که پدرش در آن بستری است گوش بریده ای را پیدا می کند وی به طور اتفاقی به دختری دل می بندد و باز هم به طور اتفاقی درگیر سوء استفاده های یک مرد شرور از یک زن خواننده می گردد .
لینچ در این فیلم آغازگر راهی است که بعدها با دوفیلم متاخر خود بزرگراه گمشده و بلوار مالهالند ادامه می یابد . نشان دادن خشونت جنسی علیه زنان و دستمایه قرار دادن آن برای بسط داستان و همچنین اویلین نشانه های ظهور مردان عجیب غریب در فیلم های لینچ .
9) کابوی و مرد فرانسوی / کارگردان و نویسنده / 1988
فیلم 26 دقیقه ای لینچ که به سفارش تلویزیون فرانسه ساخته شد . این فیلم قسمتی از مجموعه The French as seen by... است .
10 ) توئین پیکس ( نسخه تلویزیونی ) / کارگردان و بازنویسی فیلمنامه / 1989
یک سریال تلویزیونی موفق که شاید در مورد آن بتوان گفت یک سریال کالت در صنعت تلویزیون آمریکا است .
11)قلبن وحشی / کارگردان / 1990
این فیلم از روی رمان پرفروش بری گیفورد ساخته شد که نیکلاس کیج و لورا درن در آن به ایفای نقش پرداخته اند .
برنده نخل طلای کن به ریاست برناردو برتولوچی
12) سمفونی صنعتی / کارگردان / 1990
وقتی لینچ در آکادمی هنر پنسیلوانیا مشغول تحصیل بود موسیقی هایی ضبط کرد با نام سمفونی های صنعتی وی سال ها بعد به کمک آنجلو بادالامنتی ( angelo badalamenty ) به عنوان آهنگ ساز و جولی کروز به عنوان خواننده ترک هایی را روی فیلم های ساخته شده خود نهاد که در نهایت این مجموعه پدید آمد .
13) American chronicles / کارگردان / 1990
یک مستند تلویزیونی 13 قسمتی در مورد تاریخ آمریکا به همراه مارک فراست (mark (frast
14) توئین پیکس ؛ قدم زدن روی آتش / کارگردان و طراح صدا / 1992
زنی به نام لورا پالمر کشته شده است و پلیس ها به دنبال قاتلش هستند ، پلیس ها در این جریان یکی یکی از داستان محو می شوند و داستان پیوند می خورد به زندگی لورا پالمر که معتاد و فاحشه است و همیشه دارای توهماتی ( شاید هم واقعیت ) راجع به شخصی است که دنبال اوست . در این فیلم لورا گاهی خانواده دارد و گاهی هم ندارد . پدر مرموز لورا از آن دست شخصیت های خاص دنیای لینچ است .
این فیلم لینچ برای کسانی که سریال بسیار موفق توئین پیکس را دیده بودند هیچ جذابیت خاصی نداشت . داستان بسیار پر از بال و برگ سریال نمی توانست در زمان محدود سینما مورد توجه قرار بگیرد ، با اینکه این فیلم جزء کارهای نه چندان مطرح لینچ است ولی شاخصه های سینمای لینچ به خوبی در آن نمایان است .
15) روی هوا ( برنامه تلویزیونی ) / کارگردان / 1992
به همراه مارک فراست ( mark frast )
16) اتاق هتل (مینی سریال ) / کارگردان / 1993
این مینی سریال در سه اپیزود ساخته شد که کارگردان دو اپیزود آن به نام های trick و blackout به عهده لینچ بوده . کارگردان اپیزود دیگر آن بری گیفورد ( berry Gifford) بوده است .
17) بزرگراه گمشده / کارگردان ، نویسنده و طراح صدا / 1996
فرد نوازنده ساکسیفون فیلم های ویدیویی را دریافت می کند که تصاویری است از خانه او . فرد روز دیگر به همراه همسر زیبا و مرموزش به یک میهمانی می روند فرد در آن مهمانی با فرد مرموزی آشنا می شود که انگار قدرت پیشگویی و سحر دارد . روز بعد همسر فرد کشته می شود و فرد به اعدام محکوم می شود ، فرد در زندان تبدیل به جوان شاگرد مکانیکی به نام پیت می شود و ... ( شاید هم برعکس ، شاید هم هیچ کدام ، وای چه سخت است تعریف داستان های لینج )
در پست های بعدی به طور مفصل به برداشتهای فلسفی و روانکاوانه ای که از این فیلم شده است خواهم پرداخت .
به این فیلم به طور جدا گانه خواهم پرداخت .
18) Premonitions Following an Evil Deed / کارگردان / 1996
یک فیلم کوتاه 52 ثانیه ای برای مجموعه ای که در بزرگداشت برادران لومیر ساخته شد .
19) داستان سرراست / کارگردان و طراحی صدا / 1999
داستان پیرمردی است که با تراکتور خود برای دیدن برادر خود در سوی دیگر آمریکا سفر می کند .
لینچ این فیلم را به سفارش والت دیزنی ساخت و جالب است بر خلاف فیلم های دیگر لینچ درجه نمایش U دارد . در داستان سر راست اصلن با دنیای دیگر فیلم های لینچ روبرو نمی شویم و هضم این قضیه که این فیلم برای لینچ است خیلی سخت است .
20) بلوار مالهالند / کارگردان / 1999
زن مو مشکی به نام ریتا ( بعدن نام او را می فهمیم ) بعد از یک تصادف وحشتناک به شهر هالیوود می گریزد و در خانه ای خالی پناه می گیرد . زن مو بلوندی به نام بتی برای تست بازیگری به همان خانه در هالیوود که متعلق به عمه اش است وارد می شود وزن مو مشکی را می بیند ، زن مو مشکی که حافظه بلند مدتش را از دست داده است به کمک بتی در پی هویت واقعی خویش است . فرد مرموزی به نام کابوی وارد ماجرا می شود . در ادامه داستان سرنخی از هویت زن مومشکی در خانه شخصی به نام دایان ( که گمان می برند خود زن مو مشکی باشد ) پیدا می شود که ناگهان در ادامه داستان بتی تبدیل به دایان می شود و ...
بلوار مالهالند نسبت به بزرگراه گمشده قابل فهم تر است و قابلیت این را دارد که آن را به یک داستان نه چندان خطی تبدیل کرد که این کار با استفاده از رمز گشایی ها و گمانه زنی هایی راجع به صحنه های فیلم امکان پذیر است که به احتمال قوی کسانی که دی وی دی با زیر نویس فارسی این کار را دیده باشند مطمینن این کد گشایی از کار لینچ را در آن جا دیده اند ، دوستان با یک سرچ ساده می توانند به انبوهی از همان مطلب کپی شده روی وب ها دست یابند .
برنده بهترین کارگردانی از جشنواره کن به طور مشترک با برادران کوئن
21) خرگوش ها / کارگردان و نویسنده / 2002
هشت اپیزود ویدیویی کوتاه که در زمان 50 دقیقه ساخته شده ، نامی واتس یکی از بازیگران این فیلم کوتاه است . بخش هایی از این فیلم در امپراطوری درون مرزی به کار رفته است . این فیلم پخش اینترنتی دارد که می توانید در اینجا آن را مشاهده نمایید .
22) سرزمین گنگ / کارگردان و نویسنده /2002
مجموعه ای از هشت اپیزود کوتاه از انیمیشن هایی ابتدایی با صدا پیشگی خود دیوید لینچ . نام این 8 اپیزود این ها است : همسایه ، treadmill ، دکتر ، دیدار هایی با یک دوست ، فرو ببر ، دندان هایم پیشتازند، عمو باب و مورچه ها .
این انیمیشن در فضایی خشن و مالیخولیایی می گذرد .
اپیزود اول را در اینجا می توانید ببینید و اپیزود دوم را اینجا
این هم لینک برای دیدن در ویدیو های گوگل
23) اتاق تاریک /کارگردان و نویسنده /2002
فیلم کوتاهی که نمایش آن تنها در سایت لینچ انجام می پذیرد . با بازی کرینا وینسنت ( cerina Vincent ) و جردن لاد (Jordan lodd )
24) امپراطوری درون مرزی / کارگردان ونویسنده / 2006
25) لینچ در کارنامه خود تعدادی تیزر تبلیغاتی هم دارد که سه نمونه از آن ها به شدت به فضای فیلم های تیره و تار لینچ نزدیکند .یکی از آن ها که تبلیغ عطر OPIUM است می توانید ببینید کنید. یکی دیگر از تبلیغ های ساخته شده توسط او تبلیغ سیگار PARISIENEکه به طور یقین تبلیغ خاصی است






منابع:ویکی پدیا
takmovie4
cloob
topforum