• داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد...

  • لک لک ها دیگر به جای نوزادان، وظیفه ی تحویل محصولات اینترنتی را به عهده دارند, اما وقتی که بصورت اتفاقی یک سفارش نوزاد از راه می رسد, بهترین و سریعترین لک لک تصمیم می گیرد که نوزاد را به خانواده اش برساند...

  • خلبانی بنام چسلی سالی سولنبرگر (تام هنکس) پس از اینکه هواپیمایش دچار نقص فنی می شود، آن را سالم و بدون تلفات بر روی رودخانه ی هادسون فرود می آورد و با این عمل شجاعانه تبدیل به یک قهرمان می شود. ولی با تحقیقاتی که بعداز سقوط هواپیما آغاز میشود آبروی او در خطر قرار میگیرد...

  • یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • یک پسر نوجوان به نام کوبو باید به دنبال یک سری وسایل جادویی بگردد تا با استفاده از آنها بتواند روحی که از گذشته آمده را شکست دهد...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      20
      نوشته ها
      1,483
      نام واقعی
      نازنین
      محل زندگی
      TEHRAN
      فیلم مورد علاقه
      Taitanic , Twilight
      سریال مورد علاقه
      Vampire Diaries
      پسندیده : 91
      مورد پسند : 643 بار در 282 پست

      نقد و بررسی فیلم Rust and Bone (زنگار و استخوان)



      کارگردان: Jacques Audiard
      نویسنده : Jacques Audiard
      بازیگران: Marion Cotillard, Matthias Schoenaerts , Armand Verdure



      «زنگار واستخوان/Rust and Bone» داستان عاشقانه ای لطیف را روایت می کند که میان یک مشت زن با دستانی شکسته و یک مربی نهنگ های وحشی با پاهایی از دست رفته رخ می دهد و با اینحال به خوبی از شدت احساسات آن کاسته شده و از افتادن به دام ملودرام ld پرهیزد. این فیلم تضادی فوق العاده میان بازیگر تازه وارد فیلم «کله شق/Bullhead» یعنی «ماتیاس شون ارتس/Matthias Schoenaerts» و بازیگر مشهور و زیبای فرانسوی «ماریون کوتیار/Marion Cotillard» ایجاد می کند که تلاش آنها برای گذران زندگی روزمره همه چیز را از آنها می گیرد جز کششی را که میانشان به وجود آمده است. این فیلم که از روی داستانی از مجموعه داستانی به همین نام از کریگ داویدسن نویسنده ی کانادایی ساخته شده، دنباله ای مجزا بر اثر پیشین کارگردان «ژاک اودیار/ Jacques Audiard» یعنی فیلم «یک پیام آور/A Prophet» به شمار می رود. ژاک اودیار و همکار فیلمنامه نویس اش «تامس بیدگین/» با تکیه بر داستان های کوتاه و عامیانه ی داویدسن، شخصیت های جدیدی را ابداع می کنند که پیرو یکی از شیوه های قدیمی فیلمسازان فرانسوی است. این فیلمسازان به تصویرسازی قشری از جامعه ی آمریکا می پردازند که در عین نگون بختی با دل و جرأت پیش می روند، قشری که در آن مشت زن ها و افراد پست جامعه با تلاشی بیهوده سعی می کنند با چنگ و دندان از دیواره های سرنوشت تلخ خود بالا بیایند اما سرنوشت با نیروی ظالمانه اش آنها را پس می راند.


      آلی با بازی شون ارتس که یک چنین گردن کلفتی است، آخرین مورد از این دست قهرمان های غیر معمول فیلم های کارگردان اثر، اودیار است که فیلم های پیشین او «یک قهرمان خود ساخته /A Self-Made Hero» و «یک پیام آور» در جشنواره ی کن برنده ی جایزه شدند.آلی در ابتدای امر شخصیتی ترحم برانگیز به نظر می رسد، شاید تنها به این دلیل که او سرپرستی پسر 5 ساله اش سم (آرماند وردور/ Armand Verdure) که همسر سابقش وی را وارد کار قاچاق مواد مخدر کرده بود، را بر عهده گرفته است و حالا به منزل خواهر کارگرش (سلین سالیت/ Celine Sallette) در آنتایبز نقل مکان کرده است. آلی شغل های عجیبی را امتحان می کند، مدتی به عنوان یک نگهبان و مأمور امنیتی کار می کند و بعد با یک مسئول امور مشت زنی (بولی لنرز/ Bouli Lanners) که شخصی مشکوک و مرموز است و در فروشگاه های زنجیره ای دوربین های نظارتی غیرقانونی نصب می کند، ارتباط پیدا می کند. یک شب در کلوب، او دختری به نام استفانی (کوتیار) را که لباسی تحریک کننده پوشیده، از میان جدالی نجات می دهد و او را با اتومبیل به آپارتمانش می رساند. استفانی و دوست پسر بیش از حد سختگیرش با یکدیگر در این آپارتمان زندگی می کنند


      .مانند فیلم «کله شق»، شون ارتس در مقایسه با شخصیت های دور و بر خود شبیه به انسانهای اولیه به نظر می رسد و با اینحال در این ساده گی حیوانی او چیزی وجود دارد که استفانی را جذب می کند. بعد از اینکه وقوع سانحه ای در محل کارش در پارک آبی باعث می شود دو پای خود را از دست بدهد، او با آلی تماس می گیرد و رابطه ی عاشقانه ی تدریجی و به طور عجیبی حساس آنها آغاز می شود.«زنگار واستخوان» با وجود اینکه به شدت ملودراماتیک و احساساتی است، در مقابل بسیاری از ساختارهای کلیشه ای این ژانر مقاومت می کند. به عنوان مثال، استفانی پایی ندارد و وقتی به واسطه ی جلوه های ویژه های تصویری شرایط او به طور مداوم بر روی پرده ی سینما ظاهر می شود، شوک احساسی اولیه به تدریج از بین می رود. و وقتی در زمان خاصی از رابطه ی آن دو، آلی به او پیشنهاد معاشقه می دهد، این حرکات تنها برای برآورده کردن نیازهای اولیه آنهاست. البته، چیزی غیر انسانی در بسیاری از روابط متقابل میان آنها وجود دارد، انگار انگیزه هایی که آنها را تحریک می کند توسط دست نیرومند ملاحظات اجتماعی رام نشده است.حتی مشخص نیست که این زوج به یکدیگر تعلق دارند یا خیر، تا حدی که تدوین رضایت بخشی که فیلم را از انتها به ابتدا روایت می کند چیزی نمانده تا به باقی ایدئولوژی فیلم خیانت کند.


      از نظر معیارهای فرانسوی، این فیلم یک کاملاً به اهداف خود رسیده است ، زیرا جذاب ترین بازیگر زن کشور را در نقشی طاقت فرسا و در عین حال موقر قرار داده و فرصت مناسبی برای شون ارتس فراهم کرده تا توانایی خود را به نمایش بگذارد. او همچنین قادر به صحبت به زبان انگلیسی است و به زودی شهرت بین المللی پیدا خواهد کرد. با وجود اینکه حضور نام اودیار خود احترام تماشاگران و سینمادوستان را برمی انگیزد، اما با مشارکت «بردران داردن/ Dardenne brothers» که فیلم را کمپانی Les Films du Fleuve خود تهیه کرده اند، اعتبار فیلم چندین برابر شده است.مانند فیلم «کشتی گیر/The Wrestler» به کارگردانی «دارن آرونوفسکی/Darren Aronofsky» که چند سال پیش ساخته شد، «زنگار واستخوان» نیز سبک طبیعتگرایانه ی برادران داردن (دوربین های روی دست، اجراهای خام و پرشور، طراحی صحنه ی چرک آلود و واقع گرایانه) را با داستان و ترکیبی قراردادی تر ترکیب می کند. تصاویر اولیه ای که از آلی و پسرش سم می بینیم یادآور فیلم «کودک/ L'Enfant» اثر این دو برادر بلژیکی است که شخصیت را از طریق کنش و واکنش به تماشاگر می شناساند. در حالی که در صحنه های پایانی - مانند صحنه ای که استفانی نیمه معلول به آکواریوم برمی گردد تا گاو ماهی ها را تماشا کند - به شکلی چیده شده اند که بیشترین تأثیر شاعرانه را داشته باشند.


      این ترکیب متشکل از حالت تقریباً مستند مانند و قصه گویی دقیق از چشم خیلی از تماشاگران پنهان می ماند و با این حال مسیری را فراهم می کند که تماشاگران کم ذوق تر این تصاویر احساسی را حقه بازانه و غیر واقعی بی انگارند.مانند ترکیب عجیب موسیقی متن اثر «الکساندر دسپالت/» و 40 آهنگ برتر آمریکایی، دو وجهه ی این زوج هم به نظر کاملاً متضاد می آیند. استفانی دختری روحیه ای شاد و آزادمنش دارد که با رقصیدن و ارتباط با طبیعت به هیجان می آید، در حالی که به نظر می رسد آلی چندان از یک گوریل تکامل یافته تر نباشد. فیلم هرگز بیننده را متقاعد نمی کند که امکان دارد چنین زوجی وجود داشته باشند و در طول دوره ی مشخص افسردگی دراماتیک، به نظر می رسد حتی آدیار هم نمی داند ماجرا به کجا ختم می شود.کوتیار از آن نوع بازیگرانی است که با نگاه به چشمانش شخصیت پردازی عمیقی را منتقل می کند و با وجود اینکه شخصیت او در کنار رابطه ی ناکارآمد پدر و پسری در مرحله ی دوم اهمیت قرار می گیرد، این ویژگی باعث می شود که استفانی موجود دردکش فیلم باشد. شو ارتس بیشتر با فیزیک و جسم خود بازی می کند و در حالیکه تماشاگر می خواهد بداند آلی چه احساسی دارد، او را در فاصله نگاه می دارد، تا آن لحظه ی درد آوری که مشخص می کند غرایز خام و خشن او تنها چیزی هستند که می توانند جلوی عذاب های فعلی سرنوشت را بگیرند تا به یک تراژدی بی پایان تبدیل نشود.

      منتقد: پیتر دبروژ - ورایتی
      مترجم: الهام بای
      منبع:سایت نقد فارسی
      ویرایش توسط Angel : ۱۳۹۲-۰۵-۱۴ در ساعت ۰۷:۰۶ بعد از ظهر
      دختر 5 ساله ای از برادرش پرسید معنی عشق چیست :

      برادرش جواب داد : عشق یعنی تو هر روز شكلات من رو از كوله پشتی مدرسه ام بر میداری ،

      و من هر روز بازهم شكلاتم رو همونجا میگذارم ...