• فیلم هفت دلاور، درباره هفت تیرانداز به سرپرستی مردی به نام کریس آدامز (دنزل واشنگتن) در غرب وحشی است که تصمیم می گیرند از مردم یک دهکده در برابر راهزنان دفاع کنند…

  • داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد...

  • لک لک ها دیگر به جای نوزادان، وظیفه ی تحویل محصولات اینترنتی را به عهده دارند, اما وقتی که بصورت اتفاقی یک سفارش نوزاد از راه می رسد, بهترین و سریعترین لک لک تصمیم می گیرد که نوزاد را به خانواده اش برساند...

  • خلبانی بنام چسلی سالی سولنبرگر (تام هنکس) پس از اینکه هواپیمایش دچار نقص فنی می شود، آن را سالم و بدون تلفات بر روی رودخانه ی هادسون فرود می آورد و با این عمل شجاعانه تبدیل به یک قهرمان می شود. ولی با تحقیقاتی که بعداز سقوط هواپیما آغاز میشود آبروی او در خطر قرار میگیرد...

  • یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      20
      نوشته ها
      1,483
      نام واقعی
      نازنین
      محل زندگی
      TEHRAN
      فیلم مورد علاقه
      Taitanic , Twilight
      سریال مورد علاقه
      Vampire Diaries
      پسندیده : 91
      مورد پسند : 643 بار در 282 پست

      نقد و بررسی فیلم Wreck-It Ralph (رالف کار خراب کن)


      کارگردان: Rich Moore
      نویسنده : Phil Johnston
      بازیگران: John C. Reilly, Jack McBrayer , Jane Lynch

      خلاصه داستان :

      یک شخصیت منفی بازی های ویدئویی می خواهد تبدیل به قهرمان شود و به جاده می زند تا آرزوی خود را برآورده کند، اما خواست او باعث ایجاد آشوب در کل دنیایی می شود که محل زندگی اوست


      تنها نوجوان درون من که به بازی های ویدئویی معتاد بود نیست که انیمیشین جدید دیزنی، «راف خراب کار/Wreck-It Ralph» را ستایش می کند. محوریت این اثر بر روی ماجراهای یک شخصیت گردن کلفت و دوست داشتنی از درون بازی های ویدئویی است و میزان حساسیت ویرانگرانه ی فیلم و ترکیب احساس زمان قدیم و جدید فیلم از نکات فوق العاده ی آن به شمار می روند.
      موجودات انیمیشنی عجیب و غریب سه بعدی این فیلم به سبک بازی های ویدئویی arcade دهه ی 80 میلادی رنگ آمیزی شده اند، در عین حال تمایلات خرابکارانه ی ضدقهرمان داستان او را وا می دارند تا در یک برنامه فوق العاده جدید برای ترک عادات بد خود شرکت کند.
      «جان سی.ریلی/John C. Reilly»، «سارا سیلورمن/Sarah Silverman»، «جین لینچ/Jane Lynch» و «جک مک برایر/Jack McBrayer» صداپیشگی گروه آشوبگری را بر عهده دارند که قرار است یک arcade به خصوص در capital fashion را به هم بریزد. گرچه فیلم از لحاظ نظری در زمان حال می گذارد، تمامی جزئیات آن دوران نه چندان دوری را به یاد می آورد که کودکان می توانستند با یک سکه ی یک سنتی زمان زیادی را صرف بازی های کامپیوتری کنند و arcade هنوز برای گروه نوجوان، تفریح جذاب و تازه ای به شمار می رفت.


      با شباهت کمی به فیلم «ترون/ Tron» محصول 1982، این فیلم هم بیشتر درون خود دنیای بازی های ویدئویی می گذرد. هنگامی که بچه های بیرون بازی شخصیت های خوب و بد مختلف بازی ها را حرکت نمی دهند، آنها زندگی عادی خودشان را دارند. فیلم در استفاده از نسبت دادن ذهنی ما که در این دنیا همه چیز به چیزهای دیگر مرتبط است فوق العاده هوشمندانه عمل می کند. تصویر کردن ناامیدی ویران کننده ی یک کودک هنگامی که بازی ویدئویی هنگ کرده و درست عمل نمی کند لحظه ای دیدنی و تاریخی را خلق می کند.
      اما « راف خراب کار» بی آنکه بیش از حد سنگین و سخت فهم شود، کمی بیشتر به عمق ماجرا می پردازد. این فیلم درباره ی راه هایی که دنیای الکترونیکی روابط انسانی را از نو تعریف کرده اند سخن می گوید؛ انزوایی که میتواند از آن نشأت بگیرد، تلقین کردن طبقه بندی میان برنده گان و بازنده گان و آن تعریف و تمجیدات اجتماعی که وقتی کسی در مقابل آن مقاومت می کند معلوم می شود به شدت شکننده و پوچ است.
      بازی های را که الهام بخش « راف خراب کار» بوده اند، در نظر بگیرید. بخش اکشن بازی در سه قسمت و هر کدام با سبک تصویری و پیش زمینه ی فرهنگی خاص خود تغییر می کند. داستان از بازی محل زندگی راف (با صدا پیشگی ریلی) آغاز می شود که یک بازی ساده به اسم «فلیکس همه کاره ی کوچک/ Fix-It Felix Jr.» است. محتوای داستان بر اساس مهارت های خرابکارانه ی گردن کلفت بازی (راف) و چکش جادویی فلیکس (با صداپیشگی مک برایر) که خرابی ها را درست می کند شکل می گیرد. حتی طراحی شخصیت ها مربوط به طبقه ی کارگر است، راف هیکل بزرگی دارد و فلیکس با اینکه کوچک اندام تر است به همان اندازه کار راه انداز است.


      کمی آن سو تر، با دنیای بازی جنگی «وظیفه ی قهرمان/Hero's Duty» روبرو می شویم که یک بازی به شدت خشن با سبکی جدید و با کیفیت است. اینجا اندام همه ی شخصیت ها سفت و سخت است، به خصوص گروهبان کالهون (با صدا پیشگی لینچ) که سرباز زن نحیف و به شدت سخت کوش و سختگیری است که تا به حال جز با مردانی که قصد داشته به آنها دستور بدهد، با مرد دیگری آشنا نشده است.
      بعد از آن به قسمت جذاب فیلم می رسیم، بازی «به دنبال شکر/Sugar Rush» که سبک آن کمکی تحت تأثیر انیمه/ انیمیشن های ژاپنی است. محیط این بازی یک گاری فانتزی است که از شکلات ها و شیرینی های دهان آب انداز ساخته شده که آنقدر اغوا کننده هستند که باعث دندان درد می شوند. اینجا یک مانع پرشور و کوچک به نام ونلوپ ون شوویتز زندگی می کند (او را به عنوان نسخه ی کامپیوتری یک نقص شخصیتی در نظر بگیرید) که سیلورمن با تمام وجود در صداپیشگی او مهارت به خرج می دهد. ونلوپ می خواهد بتواند در یک رقابت قهرمانی شرکت کند، اما بازی اجازه نمی دهد موانع وارد این رقابت بشوند و یک گروه دختر بدجنس هم آن دور و بر هستند تا زندگی او را سخت تر کنند.
      ونلوپ در بدترین زمان ممکن به شیطنت های خود ادامه می دهد و تصویرش پیکسل پیکسل و شطرنجی می شود (وقتی این اتفاق روی صفحه ی نمایش لپ تاپ تان بیفتد دیوانه کننده است اما اینجا راه نبوغ آمیزی برای هیجان دادن به داستان به شمار می رود). او در تلاش های خود برای تغییر موقعیت اش در بازی، در یک قدمی به یاری گرفتن راف و ایجاد یک دوستی شکننده میان خودشان قرار دارد. آزمودن پیوند میان آن دو به شکل گیری وقایع فیلم خیلی کمک می کند، اما کمی زمان می برد تا راف به آنجا برسد.


      سفر راف آغاز می شود، مانند بسیاری از سفرهای دیگر این روزگار، و در یک جلسه ی گروهی برای روحیه بخشی که با شخصیت های منفی دیگر بازی های arcade برگزار می شود، کمی احساس جستجوی خود واقعی به او دست می دهد. بعد از گذراندن 30 سال در نسخه های دموی بازی ها، افکار جدیدی به ذهن او می رسند و به شک افتاده است. خراب کردن تنها کار روزانه ی اوست، اما شب ها راف هنوز بیدار است و از بیرون به درون وجود خود می نگرد. او احساس می کند نقشی اشتباه به او داده اند و دیگران در فهمیدن او دچار سوءتفاهم شده اند.
      بنابراین راهی بازی ای می شود که بتواند برنده شود، و مدال طلایی وجود داشته باشد که بتواند مدعی آن باشد. راف مطمئن است که این تنها کلید برای پذیرفته شدن در زادگاه اصلی اش است. سرکشی و یاغی گری راف باعث می شود فلیکس و گروهبان کالهون درگیر تعقیب و گریزی آتشین بشوند و حسابی به جنب و جوش بیفتند. البته این صفت آتشین برای رابطه ی غافلگیر کننده میان آن دو نیز قابل استفاده است!


      برای خلق دنیای راف، توجه فوق العاده ای به جزئیات شده است، هم از نظر ظاهری و طراحی و هم مفهومی. مثلاً به سیستم حمل و نقلی که درون کابل های الکتریکی جریان دارد توجه کنید، نه تنها به نظر جالب و سرگرم کننده است، بلکه اجازه می دهد شخصیت ها از قالب اولیه ی خود خارج شوند. و چه کسی است که هر از گاهی به چنین کاری نیاز نداشته باشد؟ پایگاه مرکزی بازی/ Game Central Station- که فوق العاده با شکوه و با جزئیات تصویر شده - راه ورود به درون دنیای بازی های arcade است. قطعاً این پایگاه، اشاراتی به یکی از بخش های خاص آکادمی هنرهای زیبای نیویورک سیتی دارد و این تنها یکی از چندین کنایه ی تصویری به شدت جذاب فیلم است.
      ترس همیشه پابرجایی که در دل این عناصر بازی جای دارد این است که یک باگ/خطای کامپیوتری سیستم آنها را به هم بریزد، ترسی که خیلی زود به تهدیدی برای به وقوع پیوستن تبدیل می شود. از طریق باگ هجوم آورنده و روش گسترش آن به فضای داخلی کامپیوتری شده ی بازی هاست که انیماتور ها فرصت لازم برای نشان دادن قابلیت های خود را به دست می آورند.


      با وجود طیف های مختلف تصویری انیمیشن « راف خراب کار» که ذهن آدمی را به چالش می کشند، عمده دارایی و ارزش فیلم در انسانیت آن است. «ریچ مور/Rich Moore» که این اولین تجربه ی کارگردانی انیمیشن بلند سینمایی اش به شمار می رود، در هیچ یک از لحظات این فیلم پر جنب و جوش، چیزی را از قلم نمی اندازد. انگار آن ده سالی که در ساخت مجموعه ی «خانواده ی سیمپسون/ The Simpsons» سپری کرده، به او کمک کرده است.
      فیلمنامه نویسان اثر «فیل جانستون/Phil Johnston» - که اولین اثر سینماایی اش فیلم کمدی « Cedar Rapids» بود- به همراهی «جنیفر لی/Jennifer Lee» که این اولین تجربه ی سینمایی اش است، به هیچ وجه گوشه ای از عناصر داستان اصلی را برای ایجاد یک موقعیت خنده دار قربانی نمی کنند. این تصمیم فضایی ایجاد می کند تا ریلی و سیلورمن بتوانند هنگام صداپیشگی بداهه گویی هایی هم در زمینه ی طنز داستان انجام بدهند که بی نظیر انجام شده و بار اعظم طنز فیلم هم بر عهده ی آنهاست.


      « راف خراب کار» در مقایسه با سایر آثاری که نام دیزنی را به دوش می کشند، از نظر فرهنگی بار بیشتری دارد و با نشاط تر است. این انیمیشن با هنرمندی تمام ترکیبی ایجاد کرده که به خوبی موفق می شود همانطور که تحسین مخاطبان بزرگسال را برمی انگیزد، کودکان را نیز به خنده های نخودی بی اندازد. شاید حضور «جان لستر/John Lasseter» از کمپانی پیکسار در گروه گرداننده ی استودیوی انیمیشن سازی دلیل اصلی باشد و شاید هم بچه های تازه واردی در منطقه ی فیلمسازی ساکن شده باشند، در هر صورت این فیلم مانند یک نسیم تازه و خنک قرن 21 امی بر چهره ی تماشاگر می وزد و او را سر حال می آورد.

      منتقد: بتسی شارکی
      مترجم: الهام بای
      منبع:سایت نقد فارسی
      ویرایش توسط Angel : ۱۳۹۲-۰۵-۱۰ در ساعت ۰۶:۴۴ بعد از ظهر
      دختر 5 ساله ای از برادرش پرسید معنی عشق چیست :

      برادرش جواب داد : عشق یعنی تو هر روز شكلات من رو از كوله پشتی مدرسه ام بر میداری ،

      و من هر روز بازهم شكلاتم رو همونجا میگذارم ...

    2. #2

      تاریخ عضویت
      خرداد ۱۳۹۲
      شماره عضویت
      2650
      نوشته ها
      31
      پسندیده : 10
      مورد پسند : 13 بار در 4 پست
      واقعا انیمیشن فوق العاده ای بود
      خیلی وقت بود والت دیزنی زمینه و چشمه ی خلاقیتش خشک و برهوت شده بود ولی با این انیمیشن نشون داد که هنوز که هنوز همون والت دیزنی سابق,هر موقع که اراده کنه و بخواد...!!!
      موضوعش که ناب و عالی بود
      فقط اگر به کاراکار های اصلی شخصیت هائی مثل "سونیک" و "قارچ خور" و "..." هم اضافه می شد دیگه جای هیچ حرف و حدیثی رو باقی نمیزاشت...
      بغیر از مسائل فنی که
      دوستان
      بهش اشاره کردن
      دوبلر ها واقعا عالی بودن,فکر کنم اولین انیمیشنی بود که انقدر دوبلورها هماهنگ بودن با شخصیتها طوری که موقع تماشا گاهی احساس میکردم بجای کاراکتر انیمیشنی آدمهای واقعی بودن مخصوصا شخصیتVanellope(که من عاشقش شدم
      )
      روند داستان عالی(در عین سادگی) و پایان بندی هم فوق العاده
      کلا یک انیمیشنی که از هر لحاظ تماشاگر رو ارضا میکنه از دیدنش
      توصیه میکنم حتما حتما ببینیدش
      .When you catch in a calumny, you know your real friends

      Elizabeth Taylor

    3. #3

      تاریخ عضویت
      دي ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      370
      نوشته ها
      79
      سن
      18
      محل زندگی
      کرج
      سریال مورد علاقه
      Nikita
      کارگردان مورد علاقه
      Tim Burton
      پسندیده : 32
      مورد پسند : 88 بار در 53 پست
      واقعا منم موافقم عالی بود . تنها انیمیشنی بود که من بیشتر از Despicable Me ازش خوشم اومد یعنی در این حد...