• داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد...

  • لک لک ها دیگر به جای نوزادان، وظیفه ی تحویل محصولات اینترنتی را به عهده دارند, اما وقتی که بصورت اتفاقی یک سفارش نوزاد از راه می رسد, بهترین و سریعترین لک لک تصمیم می گیرد که نوزاد را به خانواده اش برساند...

  • خلبانی بنام چسلی سالی سولنبرگر (تام هنکس) پس از اینکه هواپیمایش دچار نقص فنی می شود، آن را سالم و بدون تلفات بر روی رودخانه ی هادسون فرود می آورد و با این عمل شجاعانه تبدیل به یک قهرمان می شود. ولی با تحقیقاتی که بعداز سقوط هواپیما آغاز میشود آبروی او در خطر قرار میگیرد...

  • یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • یک پسر نوجوان به نام کوبو باید به دنبال یک سری وسایل جادویی بگردد تا با استفاده از آنها بتواند روحی که از گذشته آمده را شکست دهد...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      489
      نوشته ها
      1,558
      پسندیده : 217
      مورد پسند : 386 بار در 264 پست

      نقد و بررسی فیلم The Great Gatsby (گتسبی بزرگ)


      کارگردان : Baz Luhrmann
      نویسنده : Craig Pearce ، Baz Luhrmann
      بازیگران :
      Leonardo DiCaprio...Jay Gatsby
      Tobey Maguire...Nick Carraway
      Carey Mulligan...Daisy Buchanan
      Joel Edgerton...Tom Buchanan
      Isla Fisher...Myrtle Wilson
      Jason Clarke...George Wilson
      Amitabh Bachchan...Meyer Wolfsheim
      ژانر : درام
      رده سنی : PG-13 ( مناسب برای افراد بالای 13 سال)
      زمان : 143 دقیقه
      خلاصه داستان :
      خلاصه داستان: یک سرباز از جنگ برگشته، خودش را اسیر گذشته و سبک زندگی همسایه میلیونرش می بیند.

      « گتسبی بزرگ » در ادبیات داستانی غرب، به عنوان یکی از آثار ارزشمند و بی نهایت دقیق در زیبایی شناسی، شناخته می شود که مدتهاست دانشجویان رشته های


      ادبیات انگلیسی و حتی تئاتر، با آن سر و کار دارند و حتی به نوعی می توان گفت که تقریباً امروزه هیچ دانشجویی نیست که از « گتسبی بزرگ » و داستان پر پیچ و خمی که دارد، اطلاعی نداشته باشد.


      « گتسبی بزرگ » را فرانسیس اسکات کی فیتزجرالد در سال 1925 به رشته نگارش در آورد که به هیچوجه با استقبال خوبی در زمان خودش مواجه نشد (این کتاب در ایران هم با ترجمه آقای کریم امامی از انتشارات نیلوفر، قابل دریافت است که البته ترجمه روان و گرمی نیست). « گتسبی بزرگ » را حتی می توان یکی از آثار شکست خورده فیتزجرالد در زمان انتشار به حساب آورد اما پس از جنگ جهانی دوم ، ناگهان این کتاب بازنشر پیدا کرد و توانست تبدیل به یکی از محبوب ترین آثار بازار کتاب گردد که حتی نحوه نگارش متن در آن، به نوعی تبدیل به یک سَبک، در ادبیات غرب شد.

      جدای از تحسین های بی شماری که از رمان « گتسبی بزرگ » تا به امروز شده، در عالم سینما نیز چند اقتباس کم اهمیت از این داستان انجام شده که معروف ترین آن ، فیلمی با عنوان « گتسبی بزرگ » بود که در سال 1974 به کارگردانی جک کلایتون و بازی رابرت ردفورد و میا فارو اکران شد و از لحاظ هنری، هرگز در حد و اندازه کتاب نبود. حال پس از نزدیک به 40 سال، بار دیگر « گتسبی بزرگ » اینبار با انبوهی از ستارگان خوش نام هالیوودی به سینما آورده شده و امید دارد تا شاید بتواند اینبار تحسین طرفداران سرسخت این داستان را برانگیزد.


      نیک ( توبی مگوایر ) فردی است که برای ادامه زندگی و ایجاد موقعیت های جدید شغلی از غرب آمریکا به نیویورک آمده و در مجاورت خانه مرد ثروتمندی به نام جی گتسبی ( لئوناردو دیکاپریو ) اقامت کرده است و در ادامه شاهد اتفاقات عجیبی در خانه همسایه اش می شود. گتسبی، هر شب مهمانی های پر سر و صدا و گرانقیمتی برگزار میکند که مهمانان بسیار زیادی در آن رفت و آمد دارند. نیک که بی میل به ورود به این دنیای پر زرق و برق است، در نهایت خودش را مجاب میکند تا وارد این مهمانی ها شود .

      نیک پس از مواجه با گستبی، متوجه می شود که وی این جشن های پر هزینه را تنها به دلیل جلب توجه معشوقه اش به نام دیزی باچنان ( کری مولیگان ) ترتیب می دهد تا شاید بتواند به این واسطه ، او را عاشق خودش کند. البته معشوقه جناب گتسبی ، همسرِ دوستِ گتسبی به نام تام باچنان ( جوئل ادگرتون ) می باشد که وی از طبقه ثروتمند آمریکا محسوب می شود. گتسبی و تام ، رابطه خوبی با هم ندارند و این اختلاف گاهاً بصورت علنی مطرح می شود.رابطه میان تام و دیزی هم تعریف چندانی ندارد. این دو مدتهاست که از یکدیگر خسته شده اند و حالا تام معشوقه ای در شهر به نام میرتل ( آیسلا فیشر ) دارد که او هم همسر یک مکانیک از طبقه پائین جامعه است! در این میان ، نیک که با دیزی و گتسبی رفت و آمد دارد، ترتیب ملاقات این دو را می دهد و بزودی رابطه عاشقانه این دو آغاز می شود اما ...

      « گتسبی بزرگ » را باز لورمن کارگردانی کرده که علاقه بسیاری به ساخت آثار اقتباسی و پر زرق و برق دارد. وی در سال 1996 فیلمی با عنوان « رومئو و ژولیت »


      ( با بازی دیکاپریو ) ساخت که اثری به شدت متوسط اما خوش رنگ و لعاب بود که البته پس از گذشت 17 سال از آن فیلم، تنها موزیک ویدئوی معروف این فیلم در یادها مانده است! آخرین اثر این کارگردان هم ، یک فیلم پر هزینه و نه چندان دلچسب به نام « استرالیا » با بازی هیو جکمن و نیکول کیدمن بود که علی رغم تبلیغات وسیع اش ، نتوانست حتی به یک اثر متوسط هم تبدیل شود. « گتسبی بزرگ » دقیقاً حال و هوایی شبیه به آثار پیشین لورمن دارد. اثری که می توان رگه های از سلیقه شخصی سازنده و چشم پوشی از جزئیات داستان را در آن مشاهده کرد. همچنین لورمن نکات ریزی که در روابط شخصیت ها موجود بوده و بسیار هم خواندنی و جذاب بوده را در این اقتباس سینمایی نادیده گرفته و مستقیماً تصمیم به ارائه اصل ماجرا به سبک و سیاق خودش گرفته است.


      « گتسبی بزرگ » به احتمال فراوان مخاطبینش را به دو دسته تقسیم خواهد کرد ( البته در این میان شاید افرادی هم پیدا شوند که جزو هیچکدام نباشند! ) که وضعیت هرکدام از این 2 دسته را به اختصار توضیح خواهم داد.

      دسته اول ، مخاطبین سینما و هنر هفتم هستند که احتمالاً از فیلم و کارگردانی راضی خواهند بود چراکه لورمن به خوبی توانسته یک داستان رمانتیک و به شدت درگیر کننده را با جزئیات فراوان و دیالوگ هایی در خور توجه ، به تصویر بکشد. « گتسبی بزرگ » در پرده نقره ای ، به اندازه ای خوش رنگ و لعاب است که کمتر کسی بتواند روابط میان گتسبی و دیزی را غیرجذاب بخواند و به راحتی از کنار آن بگذرد.


      پس مخاطبین سینما که کتابِ آقای اسکات کی فیتزجرالد را نخوانده اند، خیالشان راحت باشد که « گتسبی بزرگ » می تواند به راحتی آنان را درگیر کند و حتی شاید به عنوان یک اثر فاخر هم نزد آنان شناخته شود که شکوه آن ، بهرحال چشم نواز خواهد بود.


      اما دسته دوم ، مخاطبینی هستند که دنیای ادبیات را دنبال میکنند و به خوبی به گل سر سبد ادبیات غرب یعنی « گتسبی بزرگ » مسلط هستند. این افراد مطمئنا با مشاهده فیلمِ لورمن ، به مشکل اساسی برخواهند خورد و این اثر، ابداً جذابیتی برای آنها به همراه نخواهد داشت. « گتسبی بزرگ » اگرچه در قالب سینما و روایت داستان، اثری جذاب و تماشایی محسوب می شود اما در به تصویر کشیدن جزئیات روابط میان شخصیت ها – که مشخصاً اصلی ترین دلیل جذابیت کتاب هم بوده -، کوتاهی های بسیاری در آن مشاهده می شود که اصلاً برای خواننده های کتاب جالب نیست. در رمان آقای اسکات کی فیتزجرالد ، رابطه میان گتسبی و دیزی و توصیفات مسحور کننده گتسبی از دیزی ، به حدی زیبا و جذاب بود که هر خواننده ای را شیفته خودش می کرد. در بخشی از کتاب گتسبی بزرگ آمده : « هیچ آتش یا طراوتی قادر نیست با آنچه آدمی در قلب پر اشباح خود انبار می کند برابری کند . » این تنها نمونه ای از صد توصیف زیبا و خواندنی این کتاب می باشد که آدمی را جذب در خود می کند.

      اما لورمن در برگردان سینمایی این اثر، توجه اش را از این توصیفات آتشین معطوف به تصویرسازی های رایج رمانتیک هالیوودی کرده که اگرچه اینکار را به خوبی و



      استادی انجام داده، اما هرگز نمی تواند جابی خالی لحظات شیرین با هم بودن گتسبی و دیزی را در کتاب بگیرد. البته بی انصافی است که اگر « گتسبی بزرگ » را اثری ضعیف و متزلزل بدانیم. « گتسبی بزرگ » اگرچه در فیلمنامه مشکلات ریز و درشت زیادی دارد، اما از لحاظ فنی یکی از شایسته ترین هاست که احتمالاً نامش در اسکار 2014 در بخش طراحی لباس و صحنه خواهد درخشید. همچنین باید به فیلمبرداری بی نقص سایمون دوگان ، که نماهای کلوزآپ و لانگ شات های بی نظیرش واقعاً چشم نواز است،اشاره کنم که « گتسبی بزرگ » را تبدیل به یک اثر باشکوه کرده است. اثری که به واسطه جلوه های ویژه پر زرق و برقش، از حالا می تواند برای اسکار 2014 ، مدعی باشد.


      بازی لئوناردو دیکاپریو در نقش گتسبی ، شایسته تقدیر است اما مشخصاً نقش آفرینی وی در این اثر جزو بهترین های او محسوب نخواهد شد. شخصیت گتسبی یکی از پیچیده ترین شخصیت های دنیای ادبیات است که خشم ، مهربانی، عشق و نفرت را می شد همزمان در کلام او حس کرد. اما این شخصیت به شدت خاص در اقتباس سینمایی، فردی عاشق پیشه و عصبی است که در حال دست و پا زدن برای بدست آوردن دیزی است. دیکاپریو تلاش کرده تا گتسبی دنیای ادبیات را به سینما بکشاند و به مخاطب ارائه دهد اما شاید باید عدم موفقیت او را به پای عدم درک درست موقعیت گتسبی توسط باز لورمن گذاشت که در مجموع اعتقاد چندانی به پیچیده شدن رفتار شخصیت های داستانش نداشته است. در مجموع درباره دیکاپریو باید بگویم که اگر نقش آفرینی های گذشته اش مورد توجه آکادمی اسکار قرار نگرفته ، گتسبی بزرگ اصلاً این قابلیت را ندارد که بتواند او را صاحب مجسمه ای کند ( البته هیچ چیز از این آکادمی بعید نیست! ). کری مولیگان در نقش دیزی ، همان معصومیت و مهربانی همیشگی را اینبار هم به تصویر کشیده و نمی توان خرده ای بر او گرفت. مولیگان مدتهاست که در چنین نقشهایی پذیرفته شده و با توجه


      به فرم صورت و حالت رفتارش، بعید به نظر می رسد که بتواند به این زودی از این کالبد خارج شود.


      توبی مگوایر در نقش نیک، آن بازیگری نیست که قدرت تعریف داستان و به اصطلاح راوی بودن را داشته باشد. توبی مگوایر که لئوناردو دیکاپریو در انتخابش برای این نقش بی تاثیر نبوده، نمی تواند به اندازه دیگر بازیگران فیلم موثر و خوب ظاهر شود. شاید باید مدتها بگذرد که خودِ توبی مگوایر هم باور کند که دیگر مرد عنکبوتی نیست و لازم هست که او را در حال و هوای دیگری ببینیم. جوئل ادرگرتون در نقش تام، بهترین بازیگر فیلم است که استایل چهره اش و حالت عصبی اش ، بدجوری به گریم اش می آید و بهترین گزینه برای ایفای نقش تام محسوب می شود. بهترین بازی ادگرتون بدون شک در 20 دقیقه پایانی داستان است که می توانید از آن لذت ببرید.

      در نهایت درباره « گتسبی بزرگ » باید بگویم که این اثر دقیقاً همان حال و هوایی را دارد که با شنیدن نام باز لورمن می توانستم آن را در ذهنم مرور کنم! در اینجا خبری از جزئیات ادبی و مسائل دست و پا گیر آن نیست، در اقتباس سینمایی ما با انواع و اقسام اتفاقات عجیب و غریب نظیر موسیقی رپ اقای " جی زی " مواجه هستیم که البته با نگاه به لیست تهیه کنندگان ،اصلاً این حضور تعجب برانگیز نیست. به نظرم می شود که « گتسبی بزرگ » را دوست داشت چراکه دلایل زیادی برای این علاقه وجود دارد که می توان به « فیلمبرداری فوق العاده ، بازی عالی بازیگران، جلوه های ویژه خیره کننده و طراحی لباس و کارگردانی هنری قابل توجه اشاره کرد. اگرچه فاصله میان رمان « گتسبی بزرگ » و اقتباس سینمایی اش، بسیار زیاد و دور از تصور است، اما هنوز هم می شود از این داستان زیبا و پر کشش حتی با از دست دادن جزئیاتش ، لذت برد.


      منتقد : میثم کریمی
      منبع: سایت " مووی مگ "




      گتسبی بزرگ، به عنوان یکی از بزرگترین رمان های آمریکایی قرن بیستم شناخته می شود و با این وجود خیلی ها هم آن را به عنوان کتابی به یاد دارند که در دبیرستان مجبور به خواندنش بودیم. تا به حال، چندین بار سعی شده تا این کتاب را به فیلم تبدیل کنند (که قابل توجه ترینشان نسخه سال 1974 با بازی رابرت ردفورد بود). اما هیچ کدام آن ها نتوانستند جادویی که در کتاب وجود داشت را به پرده نمایش منتقل کنند. متاسفانه این نسخه جدید با جلوه های سه بعدی و دیگر حقه های تصویری و صوتی، باز هم نتوانسته آن روند را تغییر دهد. با وجود این که به داستان اسکات فیتز جرالد وفادار است اما داستان روح ندارد و در جریان فیلم، قدرتش ضعیف می شود. شاید برای کارگردانی پر انرژی مثل باز لارمان خیلی بعید به نظر برسد، اما او یک فیلم سینمایی خواب آور را ساخته است.


      واضح است که گتسبی بزرگ، برای این که درست از آب درباید، رمان سختی است اما شاید به لارمان برای اینکه تلاشش را کرده است، اعتبار خوبی بدهد. بعضی از انتخاب های او عجیب و غریب است و مواقعی هست که به نظر می رسد او به همان فرزند خوانده احمق مولین روج(فیلم قبلی او) تغییر شکل داده است. صحنه های میهمانی که شامل موسقی هایی از کینی وست و جی زی می شود کاملاً از محدوده کل فیلم خارج است و مخاطب را کاملاً از حال خود خارج می کند. همچنین یک احساس دیگر هم وجود دارد که شاید لارمن می خواسته با این صحنه ها پا را فراتر بگذارد و به نمایش هرزگی و عیاشی بپردازد اما برای اینکه درجه پی جی 13 بگیرد آن صحنه ها را کوتاه کرده است. این که فیلم را به صورت سه بعدی بسازند، شاید تصمیمی فاجعه بار نبوده است، اما قطعاً خوب هم نبوده است. چرا که مشکلات تصاویر پر عمق و تصاویر محو مربوط به موقعیت، باعث شده که گتسبی بزرگ دچار نقصان شود. و همچنین استفاده از کلمات پاپ آپ بنا بر موقعیت فیلم، باعث ایجاد حواس پرتی می شود.


      ارائه داستان با یک ابزار قاب بندی غیر ضروری آغاز می شود، جایی که نیک کاراوی (توبی مک گوایر) داستانش را به یک روانشناس در یک آسایشگاه می گوید. به سال 1922 در نیویورک فلاش بک می خورد و کاراکترهای اصلی معرفی می شوند. به اضافه نیک، که به شهر نقل مکان کرده بود که اوراق بهادر بفروشد، با دخترخاله اش، دیزی بوچانان (کری مولگیان)، شوهر او، تام (جوئل ادگرتون) و بهترین دوست دیزی، جوردن بیکر(الیزابت دبکی) آشنا می شویم. و بعد جی گتسبی(لئوناردو دی کاپریو) را می بینیم. مرد مرموز و ثروتمند که در منزلی در همسایگی کلبه کوچک، یعنی جایی که نیک اقامت دارد، زندگی می کند. گتسبی وقت را برای دوست شدن با نیک تلف نمی کند. اما او انگیزه های بالاتری هم دارد. او از دوستش می خواهد که یک مهمانی ترتیب دهد که در آن جا بتواند به طور مثلاً «اتفاقی» با دیزی روبه رو شود. معلوم می شود که این دو زمانی خیلی به هم نزدیک بودند و گتسبی می خواهد که دوباره به عشق گذشته شان بازگردند.


      گتسبی بزرگ، به عنوان یک کتاب، بسیار قابل قبول است. اما وقتی توسط لارمن به یک فیلم ترجمه شده است، جای بحث باقی می گذارد. فیلم به طور مداومی فاقد ریتم است. فیلم چرخش های ناهماهنگ دارد و بیننده را مجبور میکند که علاقه مند باقی بماند. سرانجام اینکه هیچ کدام از کاراکترها برایت اهمیت داشته باشند، سخت است. جزئیات زمانی، وقتی توسط سه بعدی به خطر نمی افتند، به خوبی نمایش داده می شوند. با این وجود باز هم حس اینکه در دهه 20 میلادی است را به ما نمی دهد. پیچش های خارج از زمانی بسیاری وجود دارند که جادوی داستان را باطل می کنند. اگر لارمن این کارها را در یک فیلم موزیکال و فانتزی چون مولین روج انجام می داد، یک چیز بود و انجام دادن همه آن ها در یک اقتباس از رمانی که حرمت دارد، یک چیز دیگر است. یکی از نقاط قوت رمان فیتزجرالد این است که پنجره ای را باز می کند که خودت را در دهه پر سر و صدای 20 می بینی. تصویری از یک علاقه بزرگ که در ادامه اش یک افسردگی بزرگ هم در پی دارد. این یکی از معدود چیزهایی است که اقتباس سال 1974 درست انجام داد. لارمن بدون نیاز یا علاقه به بالا بردن شدت هر چیزی، این نکته را هم فراموش می کند.


      هیچ بحثی نیست که لئوناردو دی کاپریو نقش گتسبی را اجرا کرده است. بهترین عنصر فیلم هم وقتی خود را نشان می دهد که در اوایل آن او یک حضور نیمه درک شده دارد. یک سایه روی یک اردک یا یک شمایل نصفه و نیمه در یک پنجره. آشکارسازی چهره او بی نظیر است، یک کلوز آپ بسیار خوب از دیکاپریو در حال لبخند زدن. بعد از آن، بازیگر در یکی شدن با کاراکتر مشکل دارد. تجربه او با گتسبی، کشمکش های سختی دارد و وقتی او می گوید: «ورزش قدیمی»، لحنی که کلمات را با آن ادا می کند، قانع کننده نیست. اجرای دی کاپریو از ردفورد بهتر است اما این هم از چهره ای که جی گتسبی داشته است، خیلی متفاوت است. توبی مگوایر در نقش نیک خوب است، اما حضور بیشتر مثل یک تماشاچی است تا کسی که نقشی داشته باشد. کریمولیگان در نقش دیزی از هر جهت که نگاه کنی، قابل توجه نیست.
      باید جالب باشد که بدانیم، طرفداران گتسبی بزرگ چطور به این فیلم واکنش نشان خواهند داد چرا که آن ها تنها افرادی هستند که مناسب تماشای این فیلم هستند. بین لحظات افراطی فیلم، لحظاتی هم هست در مورد مفاهیم عمیق و زیبای کتاب در رابطه با عشق، ثروت، شهرت و قدرت که بی عیب هستند. در رومئو و ژولیت، باز لارمن قادر بود که از سبک افراطی خود برای نشان دادن یک داستان هیجان انگیز کلاسیک استفاده کند. در گتسبی بزرگ، او ثابت م یکند که در تکرار تاریخ ناتوان است و نتوانست کسانی را که می گفتند، خوب بودن فیلم استرالیا، از دستش در رفته بود را قانع کند!

      مترجم: شبنم سیدمجیدی

      منبع:سایت نقد فارسی

      ویرایش توسط Angel : ۱۳۹۲-۰۵-۱۲ در ساعت ۰۴:۵۶ بعد از ظهر
      C U In HeLL...