همه می دانیم که تمدن های باستانی همیشه محل رمز و راز بوده اند: مصر، چین، هند و ایران. رمز و راز یک صفت مشهور دارد: «عجیب!» و به نظر می رسد خیلی از چیزهای عجیب هنوز هم در ایران اتفاق می افتد که از فرط عجیب بودن، تلویزیون کشور هم با وجود دست به عصا بودن در این موارد، لااقل در اخبار 20:30 نشانشان می دهد.


البته مورد عجیبی که می خواهم درباره اش حرف بزنم هنوز در اخبار 20:30 سراغ اش نرفته اند شاید به این دلیل ساده که سیاسی نیست و ربطی هم به وقایع اجتماعی داخل ایران ندارد. رنگ خاصی ندارد و مشمول قوانین راهنمایی و رانندگی و انحراف در بزرگراه نمی شود.


روزگاری بود که دوبلور ها متهم بودند به ادا کردن جمله هایی که ربطی به فیلم اصلی نداشت و مخصوصاً در دهه 50 پشت سر هم به شکل پسِ گردنی اداشان می کردند تا فیلم بامزه تر شود. [«جمله پسِ گردنی» از آنجا اصطلاح شد که به محض اینکه بازیگر سرش را برمی گرداند و پسِ گردن اش را نشان تماشاگر ایرانی می داد، دوبلور نامردی نمی کرد و در جا دیالوگ خودش را پسِ گردن طرف ادا می کرد! کار البته در اواسط دههٔ 50 به جایی رسید که دوبلور روی لب های بسته چارلز برانسون در «تلفن» دان سیگل گفت: «بگو تو! فدای تو!»] اما الان که بازار فیلم های زیرنویس دار گرم و گرم تر می شود تازه متوجه شده ایم که لااقل بخشی از آن جمله ها کار دوبلور ها نبوده و شاهکار مترجم هاست!


همه می دانیم که «فردین بازی» اصطلاحی متعلق به سینمای ایران است که بین عامه تا حد ضرب المثل ارتقا پیدا کرده و یادآور روزگاری ست که محمدعلی فردین در این سینما نماد رفاقت و جوانمردی و معرفت بود پس حضور این اصطلاح در زیرنویس فیلمی اکشن محصول سال 2012 امریکا نه تنها خنده دار که اسفناک است!


در سکانسی از فیلم قسمت دوم «Taken » ساخته اولیور مگتان، موقعی که قهرمان اکشن فیلم [لیام نیسن] دست بسته دارد توسط رد سربدزیجا تهدید به مرگ می شود آن هم جلوی چشم زن سابق اش، می*گوید: «منو که داری اونو ول کن» و شخصیت منفی فیلم داد می زند: «برای من فردین بازی در نیار!» یعنی زیرنویسی که مترجم محترم گذاشته برای ما تا ما لذت کافی را از فیلم ببریم این را به ما می گوید!


این البته تنها مورد در سال های اخیر نیست و در فیلمی دیگر، مترجم محترم دیگری موقعی که شخصیت فیلم می گوید: «یا مسیح!» زیرنویس اش را این طور به عرض ما می رساند: «یا حضرت عباس!» [پس لطفاً دیگر هی دوبلور جان وین را به خاطر گفتن «لااله الا الله» یا «استغفرالله» در دهه 50 ملامت نکنید! خب شاید بشود با دیدگاه تئوریسن های تلویزیون ایران این را بخشی از پیشروی جامعه ایران به سمت ارزشی شدن دانست!]


این جریان عجیب را فقط در ترجمه دیالوگ فیلم ها شاهد نیستیم و پای اش به ترجمه رمان ها و داستان های کوتاه در کتاب ها و خصوصاً در نشریات هم کشیده شده که در ترجمه دیالوگ انیمیشن ها [برای دوبله] یا کتاب های کودکان و نوجوانان، صاحب تئوری هم شده و به آن «انقلاب در هنر ترجمه» لقب داده اند!

کلاً ما ملت بذله گویی هستیم و هیچ فرصتی را برای خندیدن و خنداندن از دست نمی دهیم اما باید توجه داشته باشیم اینکه «دیگران با ما بخندند» با اینکه «دیگران به ما بخندند» فرق دارد!



--------------


منبع: خبرآنلاین