• یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • یک پسر نوجوان به نام کوبو باید به دنبال یک سری وسایل جادویی بگردد تا با استفاده از آنها بتواند روحی که از گذشته آمده را شکست دهد...

  • فیلم داستان واقعی دو مرد جوان به نام های دیوید و افریم است که برنده ی یک قرارداد 300 میلیون دلاری می شوند تا مهمات جنگی آمریکا را در افغانستان تامین کنند و...

  • مکس یک سگ خانگی است که به تازگی مجبور شده سگی دیگر به نام دوک را در کنار خود تحمل کند. اما جدال این دو و اشتباهاتشان باعث می شود به دام ماموران کنترل حیوانات بیافتند و...

  • "دوری" به یاد دارد که در گذشته یِ دور خانواده ای داشته و از همین رو جستجو را برای پیدا کردن خانواده خود آغاز می کند. "نمو" و "مارلین" هم از آنجا که حافظه کوتاه مدت دوری مشکل دارد، او را همراهی می کنند تا گم نشود. این جستجو آنها را به یک موسسه زیر دریایی می کشاند و...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      489
      نوشته ها
      1,558
      پسندیده : 217
      مورد پسند : 386 بار در 264 پست

      نقد و بررسی فیلم Oblivion (فراموشی)



      کارگردان:
      Joseph Kosinski
      نویسنده : Joseph Kosinski
      بازیگران: Tom Cruise, Morgan Freeman, Olga Kurylenko

      خلاصه داستان :
      سال 2077 است. زمین به یک زباله دانی متروک و بایر تبدیل شده است. این امر نتیجه ی نبردی میان انسان ها و موجودات فضایی است که 60 سال قبل رخ داده است. بشریت جنگ را برده اما زمین را از دست داده است...



      این روزها کمتر پیش می آید که با یک فیلم علمی تخیلی روبرو شویم که بر مبنای ایده و فکر ساخته شده باشد، بنابراین وقتی چنین فیلمی بر روی پرده برود، نشان دهنده ی یک تغییر خوشایند در روند فیلم های فانتزی و فضایی احساساتی ای است که این ژانر را تحت سلطه ی خود درآورده اند. با وجود اینکه «فراموشی/ Oblivion» به اندازه ی کافی با صحنه های اکشن پر شده تا مانع از خستگی و بی حوصلگی مخاطبان بی توجه شود، این فیلم هنوز هم از 90 درصد فیلم هایی که در هالیوود به عنوان علمی تخیلی شناخته می شوند، محتویات علمی تخیلی ناب و حقیقی تری دارد. محتوای علمی تخیلی فیلم آنقدرها هم سخت نیست که در رده ی آثار برگرفته از نوشته های ایزاک آسیموف قرار بگیرد، اما از بسیاری از فیلم هایی که در صدر جدول فروش قرار می گیرند، بسیار اصیل تر می نماید و همین نکته ممکن است در نهایت به ضرر فیلم باشد. با وجود چندین صحنه ی تیراندازی، زد و خورد، تعقیب و گریز و تصادف، «فراموشی» فیلمی نیست که مورد علاقه ی نوجوانان و جوانان کم سن و سال قرار بگیرد. خط داستانی فیلم بیش از حد فشرده و متراکم و ریتم آن بیش از حد نامنظم است.


      کار ساده ای ست که آنقدر «فراموشی» را بکوبیم که دیگر چیزی از آن باقی نماند. ناهماهنگی ها و تناقضات و حفره های زیادی در فیلم وجود دارند. مشکل به نسبت میان محتوا و زمان نمایش برمی گردد. مواد اولیه ی داستان بسیار بیشتر از آن هستند که به زور در 126 دقیقه جای داده شوند. داستان فرعی فیلم به تنهایی می توانست چنین زمانی را به خود اختصاص دهد. در نتیجه چیزهایی هستند که از آنها چشم پوشی شده و توضیحاتی هم حذف شده اند. توجیه و استدلال منطقی آوردن برای بیشتر چیزهایی که توضیح داده نشده اند کار سختی نیست، اما همین که این استدلال آوردن ها امری لازم هستند، به خودی خود آزار دهنده است.«فراموشی» درباره ی ذات هویت است، موضوعی رایج در کارهای علمی تخیلی سطح بالا. آیا یک فرد به واسطه ی دی ان ای/ DNA خود تعریف می شود؟ یا مجموعه ی خاطرات شخص هستند که او را تعریف می کنند؟ چه چیزی ذات اصلی بشر بودن را تشکیل می دهد؟ فیلم های «سفرهای ستاره ای/Star Trek» (به ویژه در «نسل بعد/ The Next Generation ») به دفعات به این سؤال اشاره می کند، مانند آنچه در بازسازی جدید مجموعه ی « Battlestar Galactica » اتفاق می افتد. «فراموشی» علاوه براین به دیگر موضوعات رایج در فیلم های علمی تخیلی نیز اشاره ای دارد. اما من در این نوشته چیزی از آنها نمی گویم، به این دلیل که اشاره به آنها می تواند به نوعی موجب لو رفتن داستان بشود. داستان فیلم چند نکته ی غافلگیری هم در خود دارد.


      سال 2077 است. زمین به یک زباله دانی متروک و بایر تبدیل شده است. این امر نتیجه ی نبردی میان انسان ها و موجودات فضایی است که 60 سال قبل رخ داده است. بشریت جنگ را برده اما زمین را از دست داده است. نجات یافتگان به سیاره ی تیتان فرار کرده اند و آنجا یک منطقه ی مهاجرنشین ساخته اند. بقایای درخشانی که از "وطن" به جا مانده اند توسط تعدادی فضاپیمای بی سرنشین و مراقبان انسان شان محافظت می شوند. در همین حین، دشمن به کلی از بین نرفته است. نجات یافتگان جدا افتاده در خرابه های شهرهای قدیمی مخفیانه حرکت می کنند و هر از گاهی به فضاپیماها حمله کرده و آنها را ناقص می کنند. ایستگاه های تغییر ماهیت شناور و بزرگی ساخته شده اند تا آب را به نیروی بخار تبدیل کند و آن را به تیتان بفرستند تا برای منطقه ی مهاجرنشین انرژی فراهم کنند.


      جک (تام کروز/ Tom Cruise) و ویک (آندره آ رایزبورو/ Andrea Riseborough) یک "تیم" هستند که به پایان دوره ی مأموریت خود به عنوان مراقبان زمین نزدیک می شوند. از آنجاییکه حافظه ی هر دو پیش از مأموریت پاک شده است، هیچ کدام درباره ی به یادآوری روزهای زندگی شان، پیش از اینکه در یک آپارتمان با معماری سبک صنعتی-تجاری که به منطقه ی ساحل شرقی اشراف دارد، حرفی نمی زنند. آنها ازدواج نکرده اند اما رابطه ی شان مانند یک زوج ازدواج کرده است. ویک با فرمانده ی از راه دورش سالی (ملیسا لئو/ Melissa Leo) در ارتباط می ماند و جک با یک فضاپیمای پرسرعت به اطراف پرواز می کند و موقعیت فضاپیماهای بی سرنشینی را که آسیب دیده اند شناسایی کرده و به تعمیر آنها می پردازد.اما در حالیکه ویک به گذشته علاقه ای ندارد و می خواهد هر چه زودتر به تیتان بازگردد، جک خواب یک زن زیبا و مرموز به نام جولیا (اولگا کریلنکو/ Olga Kurylenko) را می بیند و ادعا می کند خواب ها بیشتر شبیه به خاطرات هستند. علاوه بر این، او شیفته ی زمین شده و می خواهد آنجا بماند. جک حتی یک اتاقک موقتی ساخته که در یک منطقه ی امن، جایی که گهگاهی فضاپیمای خود را فرود می آورد تا کمی استراحت کند، واقع شده است.


      در سالهای دهه ی 2000، تام کروز برای بازی در فیلم های علمی تخیلی آمادگی و علاقه نشان داد، گرچه بعد از فیلم «جنگ دنیاها/War of the Worlds» محصول 2005، این اولین حضور مجدد او در این گونه فیلم ها به شمار می رود. او آنچه را که برای ایفای این نقش لازم است در خود دارد: همان نیرومندی و قوای جسمانی که در مجموعه فیلم های «مأموریت غیرممکن/ Mission: Impossible» نیز به او کمک کرد. آندره آ رایزبورو شخصیتی را نشان می دهد که از احساسات تهی است. سطحی بودن این تصویر بیش از آنکه نشانه ی عدم توانایی او باشد، عمدی و از روی قصد قبلی به نظر می رسد. در حالیکه به هیچ وجه ارتباط گیرایی میان او و تام کروز برقرار نمی شود، نمی توان این نکته را به رابطه ی کروز و اولگا کریلنکو با آن بازی اثیری اش تعمیم داد. نقش آفرینی او در این فیلم در مقایسه با آنچه در فیلم «به سوی شگفتی/To the Wonder» به نمایش گذاشت زمینی تر است اما چهره ی پیام رسان و پرمعنی او اینجا نیز به اندازه ی فیلم مالیک ارزشمند و کمک کننده است و بازی او در کنار کروز نیز گیرا و جذاب است. مورگان فریمن/ Morgan Freeman (که سیگار برگی به لب دارد) و نیکولای کوستر والدو/ Nikolaj Coster-Waldauدر نقش های فرعی به عنوان انسان های فراری که روی زمین زندگی می کنند، ایفای نقش کرده اند.


      کارهای مربوط به جلوه های ویژه درجه یک هستند. بیشتر این جلوه ها شامل خلق کردن نیویورک و واشنگتن دی.سی پس از یک دوره ی تحولات عظیم است و شامل نمادهای خاصی مانند ساختمان امپایر استیت، پنتاگون، مجسمه ی یادبود واشنگتن، مجسمه ی آزادی و پل بروکلین می شود. بدیهی است که این اولین باری نیست که ما اینگونه چیزها را می بینیم - فیلم «سیاره ی میمون ها/Planet of the Apes» از پیشروان این گونه به شمار می رود- اما در این فیلم این عمل به همان خوبی و با کیفیتی انجام شده که در هر جای دیگر ممکن بود. افکت های صوتی که شامل یک موسیقی متن پرتپش و لرزاننده هم می شود، آنقدر کوبنده هستند که به یادماندنی باشند. گرچه لحظاتی وجود دارند که آنها توجه بیش از حدی به خود جلب می کنند.این فیلم دومین تجربه ی کارگردانی ژوزف کوسینسکی/ Joseph Kosinski است که با فیلم پرادعا تر « ترون: میراث /TRON: Legacy» پا به این عرصه گذاشت. در این فیلم، او از روی فیلمنامه ای کار می کند که خودش هم در نگارش آن مشارکت داشته و بر اساس رمان تصویری ای نوشته شده که آن هم اثر خودش است. بنابراین اوست که باید بابت نقاط ضعف فیلم سرزنش شود، به خصوص نقاط ضعف داستان و مشکلات مربوط به ریتم فیلم. در عین حال او می تواند اعتبار ساخت فیلم از روی این داستان را به خود اختصاص دهد، داستانی که آنقدر کنجکاوی برانگیز است که تماشاگرانی را به سینما بکشد که از فیلم هایی که در آینده می گذرند، توقع چیزی بیش از چندین انفجار و نبرد فضایی دارند.مانند فیلم «اطلس ابری/Cloud Atlas»، «فراموشی» هم فیلم نقص داری است اما بعضی از این نواقص نتیجه ی جاه طلبی بیش از حد است. علاوه بر این، با وجودی که ممکن است بگویند که در کل فیلم «فراموشی» شخصیت ها نسبت به ایده ها و سیر داستان در اولویت دوم قرار دارند، من شخصاً متوجه شدم برایم مهم است که در انتها چه بلایی سر شخصیت ها می آید و آن لحظه ی آخر در رابطه با مفهوم هویت بر چه چیزی دلالت می کند.

      منتقد: جیمز براردینلی

      مترجم: الهام بای

      منبع:سایت نقد فارسی
      ویرایش توسط Angel : ۱۳۹۲-۰۵-۱۱ در ساعت ۰۴:۰۹ بعد از ظهر
      C U In HeLL...