• داستان این فیلم که مدت کوتاهی قبل از رویدادهای «امیدی تازه» (A New Hope) رخ داده، متمرکز بر گروهی از جاسوس های شورشی است که نقشه می کشند تا «ستاره مرگ»، سلاح جدید امپراتوری کهکشانی را پیدا کرده و بدزدند...

  • فیلم بر اساس اتفاقات به وقوع پیوسته در مسابقه ی ماراتن سال ۲۰۱۳ در بُستن آمریکا که با یک بمب گذاری همراه بود ساخته شده و وقایع آن روز را دنبال می کند و…

  • ویروس "تی" که توسط شرکت آمبرلا ساخته شده بود اکنون به سراسر جهان شیوع کرده و موجب تبدیل شدن انسان ها به زامبی، موجودات شیطانی و هیولا شده است. "آلیس" کارمند اسبق این شرکت که هم اکنون یک جنگجوی سرکش است، به دوستانش ملحق شده تا وارد هسته مرکزی شرکت آمبرلا در ...

  • «سلن» (کیت بکینسیل) میجنگد تا به نبرد میان قبیله لایکن و جناح خون آشامی که به او خیانت کردند، پایان دهد...

  • زمانی که "کالوم لینچ" (مایکل فاسبندر) خاطرات جد خود "آگولار" را مرور می کند و متوجه مهارت های یک استاد قاتل می شود، در می یابد که خود او نیز یکی از نوادگان حزب مخفی "آدمکش ها" می باشد.

  • کوآلایی به نام باستر بهترین دوستش را به استخدام خودش در می آورد تا با کمک وی کسب و کار تئاترش را از طریق میزبانی یک مسابقه ی آوازخوانی رونق بخشد و...

  • یک بازیکن حرفه ای بیس بال سیاه پوست (دنزل واشینگتن) که بازنشته شده است، اکنون به عنوان رفتگر مشغول به کار است تا از پس مخارج خانواده و شرایط سخت زندگی بر آید. پسر او به فوتبال علاقه مند شده و قصد دارد به عنوان بازیکن در تیم کالج شرکت کند، سر ناسازگاری پدر و ...

  • فضاپیمایی که مقصدش یک سیاره مستعمره بسیار دور است و هزاران نفر مسافر دارد، دارای یک نقص فنی در قسمت اتاق خواب است. این نقص باعث می شود دو تن از مسافران 90 سال زودتر از زمان برنامه ریزی شده بیدار شوند...

  • داستان فیلم در سال 1926 رخ می دهد و درباره فردی به نام نیوت (ادی ردماین) است که به واسطه نگارش کتاب جدیدش رهسپار ایالات متحده و شهر نیویورک می گردد. در چمدان نیوت موجودات عجیب و غریبی وجود دارند که بر اثر یک اتفاق آزاد شده و سر از نیویورک و منطقه منهتن در می آورند و...

  • یک پسر پنج ساله هندی هزاران کیلومتر دور از خانه اش، در خیابانهای کلکته گم می شود. او مخاطرات زیادی را پشت سر می گذارد و سرانجام زوجی در استرالیا او را به فرزند خواندگی قبول میکنند. 25سال بعد او عزم خود را جزم میکند تا خانواده ی گمشده اش را پیدا کند...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2
    1. #1

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      556
      نوشته ها
      306
      محل زندگی
      پشت لپتاپم
      پسندیده : 6
      مورد پسند : 80 بار در 59 پست

      News --> {راجر ایبرت، منتقد سرشناس فیلم درگذشت}

      راجر ایبرت اولین منتقد فیلم برنده جایزه پولیتزر و یکی از معدود منتقدانی که عامه مردم با او آشنا بودند، بر اثر عوارض ناشی از سرطان از دنیا رفت.

      راجر ایبرت (ابرت) که حدود پنج دهه بود به عنوان منتقد فیلم در روزنامه شیکاگو سان*تایمز مطلب می*نوشت، پنجشنبه شب (به وقت ایران) درگذشت. او 70 ساله بود.

      ایبرت به لطف برنامه*های تلویزیونی مختلف خود با موضوع نقد فیلم، همین طور شیوه خاص برای نشان دادن ارزش فیلم*ها برای بسیاری از مردم چهره*ای آشنا بود. (او با بالا و پایین بردن انگشت شست خود به سبک امپراتورهای رومی در صادر کردن دستور مرگ یا عفو گلادیاتورها، خوب بودن یا بد بودن فیلمی را نشان می*داد.)

      ایبرت از سال 2002 با سرطان غده تیروئید مبارزه می*کرد و در چند سال اخیر از طریق یک دستگاه حرف می*زد. آخرین برنامه تلویزیونی که نام او را با خود داشت مجموعه «راجر ایبرت برنامه در سینما را تقدیم می*کند» تولید شبکه پی*بی*اس بود که او در آن با یک چانه مصنوعی حضوری کوتاه داشت و مسئولیت نقد فیلم*ها بر عهده منتقدان دیگر بود.

      ایبرت سال 2010 در برنامه اپرا وینفری شرکت کرد و با دستگاهی حرف زد که باعث شده بود صدایش به صدای طبیعی* نزدیکی بیشتری داشته باشد.

      او با وجود اوج گرفتن بیماری به نوشتن نقد بر فیلم*های مختلف ادامه داد و همچنان در انظار عمومی ظاهر می*شود. ایبرت در وبسایت محبوب خود همچنان می*نوشت و اغلب در توتیتر فعال بود.

      ایبرت عموما به عنوان قهرمان فیلمسازان و فیلم*های دست*کم*گرفته*شده شناخته می*شود، یک منتقد منصف با نوعی شوخ*طبعی آشکار و خصلت*های عجیب که برای مشت زدن به فیلم*هایی که به نظرش بی*ارزش می*آمدند، تردید به خود راه نمی*داد، اما نه به شکلی انتقامجویانه. گاهی اوقات او فیلم*ها را به شکل داستان، شعر یا ترانه و تلفیق آن*ها نقد می*کرد.

      ایبرت سال 1967 منتقد فیلم شیکاگو سان تایمز شد. او یک سال قبل از آن به عنوان نویسنده به این روزنامه پیوسته بود.

      او سال 2007 در ورایتی نوشت: «آن روزها نقد فیلم از عصر کروتر (بازلی) به عصر کیل (پالین) در حال حرکت بود. مدیر برنامه*هایی که حواس*شان هست اطلاعات بروز نکند، مانند امروز فراگیر نبودند. می*توانستم وقت زیادی را با سوژه*های گفت*وگو بگذرانم. کسانی مانند لی ماروین، جان وین، گروچو مارکس و رابرت آلتمن عملا هرچه می*خواستند به زبان می*آوردند و برایشان مهم نبود ازشان نقل شود

      ایبرت و همکار و دوستش جین سیسکل در سال 1975 برنامه «Sneak Previews» را راه انداختند که اولین برنامه تلویزیونی با موضوع نقد فیلم بود. اشکال مختلف این برنامه در ادامه هفت نامزدی جایزه امی به همراه داشت.

      ایبرت سال 1975 برای مجموعه نقدهای خود در شیکاگو سان تایمز در سال 1974 برنده جایزه پولیتزر شد.

      او 18 ژوئن 1942 در اربانا در ایالات ایلینویز به دنیا آمد و کار در مطبوعات را از دوران دبیرستان با نوشتن مطالب ورزشی در روزنامه*های محلی همین طور نوشتن مطالبی برای نشریات علمی تخیلی آغاز کرد.

      ایبرت از دانشگاه ایلینویز فارغ التحصیل شد. او سردبیر نشریه دانشگاه بود و نقدهایی بر فیلم*هایی مانند «زندگی شیرین» و «بانی و کلاید» نوشت. او از «بانی و کلاید» به عنوان «یک نقطه عطف در تاریخ سینمای آمریکا و کاری واقعی و عالی» یاد کرد.

      «Sneak Previews» اولین بار از شبکه محلی شیکاگو پخش شد و در 1978 ملی شد. ایبرت و سیسکل در 1982 برنامه «در سینما با جین سیسکل و راجر ایبرت»* را درست کردند و در 1986 برنامه «سیسکل و ابرت و برنامه در سینما» را ساختند. پس از مرگ سیسکل در 1999، نام این برنامه به «راجر ایبرت و سینما» تغییر کرد. با پیوستن ریچارد روپر ستون*نویس شیکاگو سان تایمز به ایبرت نام برنامه او به «در سینما با ایبرت و روپر» تغییر کرد. ایبرت آخرین بار سال 2006 در برنامه «ایبرت و روپر و سینما» ظاهر شد. آن زمان او به خاطر عوارض ناشی از جراحی*های مختلف قادر به حرف زدن نبود.

      برنامه آن*ها چهره*های مختلف مانند ای. اُ اسکات منتقد نیویورک تایمز و دیوید ادلستین منتقد نشریه نیویورک همین طور کوین اسمیت کارگردان سینما به عنوان مهمان شرکت کردند.

      ایبرت از اینکه تعداد منتقدان روزنامه*های محلی روز به روز کمتر می*شد ناراحت بود، اما خیلی زود اینترنت را پذیرفت و متوجه شد وبسایتش مکانی ایده*آل برای برقراری ارتباط با دیگر علاقه*مندان سینماست، بخصوص پس از آنکه صدایش را از دست داد

      او در ورایتی نوشت: «سینماروهای امروزی از هر جنبه خیلی بیشتر از سال*های قبل درباره سینما می*دانند

      ایبرت از مخالفان سیستم درجه*بندی فیلم*ها بود و وقتی فیلم «مصائب مسیح» به خاطر صحنه*های خشن درجه R گرفت، با این مسئله مخالفت کرد.

      او با فیلم*های فدریکو فلینی و اورسن ولز بزرگ شد و «همشهری کین» ولز را «مهم*ترین، اما نه بهترین فیلم تاریخ سینما» می*دانست.

      او بیش از 15 کتاب با موضوعات مختلف از مارتین اسکورسیزی گرفته تا لندن و برنج نوشت. «بیدار در تاریکی» و «Your Movie Sucks» از جمله کتاب*های ایبرت است. کتاب دوم مجموعه*ای از نقدهای منفی اوست.

      ایبرت سه*شنبه دقیقا دو روز پیش از مرگ در مطلبی که در وبسایتش منتشر شد، از بازگشت بیماری سرطان خبر داد.

      او در آن مطلب به پیامدهای بیماری خود اشاره کرد، اما نوشت: «من دست از کار نمی*کشم. می*خواهم همچنان به طور گزیده نقد بنویسم.»



      خبرآنلاین
      اگه خوشتون اومد لایک کنید

      -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
      این زندگی گفت: دو چیزُ یاد پس بگیر // امید بده بجاش ب ی ل ا خ پس بگیر یاد میگیری که نآشتا نرینی // جاهایی میری که یه موقع آشنا نبینی...

    2. #2

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      489
      نوشته ها
      1,558
      پسندیده : 217
      مورد پسند : 386 بار در 264 پست
      منتقد خیلی خوبی بود
      واقعا نقداش عالی بود
      خیلی ناراحت شدم...
      C U In HeLL...