• ویروس "تی" که توسط شرکت آمبرلا ساخته شده بود اکنون به سراسر جهان شیوع کرده و موجب تبدیل شدن انسان ها به زامبی، موجودات شیطانی و هیولا شده است. "آلیس" کارمند اسبق این شرکت که هم اکنون یک جنگجوی سرکش است، به دوستانش ملحق شده تا وارد هسته مرکزی شرکت آمبرلا در ...

  • داستان این فیلم که مدت کوتاهی قبل از رویدادهای «امیدی تازه» (A New Hope) رخ داده، متمرکز بر گروهی از جاسوس های شورشی است که نقشه می کشند تا «ستاره مرگ»، سلاح جدید امپراتوری کهکشانی را پیدا کرده و بدزدند...

  • فیلم بر اساس اتفاقات به وقوع پیوسته در مسابقه ی ماراتن سال ۲۰۱۳ در بُستن آمریکا که با یک بمب گذاری همراه بود ساخته شده و وقایع آن روز را دنبال می کند و…

  • «سلن» (کیت بکینسیل) میجنگد تا به نبرد میان قبیله لایکن و جناح خون آشامی که به او خیانت کردند، پایان دهد...

  • زمانی که "کالوم لینچ" (مایکل فاسبندر) خاطرات جد خود "آگولار" را مرور می کند و متوجه مهارت های یک استاد قاتل می شود، در می یابد که خود او نیز یکی از نوادگان حزب مخفی "آدمکش ها" می باشد.

  • کوآلایی به نام باستر بهترین دوستش را به استخدام خودش در می آورد تا با کمک وی کسب و کار تئاترش را از طریق میزبانی یک مسابقه ی آوازخوانی رونق بخشد و...

  • یک بازیکن حرفه ای بیس بال سیاه پوست (دنزل واشینگتن) که بازنشته شده است، اکنون به عنوان رفتگر مشغول به کار است تا از پس مخارج خانواده و شرایط سخت زندگی بر آید. پسر او به فوتبال علاقه مند شده و قصد دارد به عنوان بازیکن در تیم کالج شرکت کند، سر ناسازگاری پدر و ...

  • فضاپیمایی که مقصدش یک سیاره مستعمره بسیار دور است و هزاران نفر مسافر دارد، دارای یک نقص فنی در قسمت اتاق خواب است. این نقص باعث می شود دو تن از مسافران 90 سال زودتر از زمان برنامه ریزی شده بیدار شوند...

  • داستان فیلم در سال 1926 رخ می دهد و درباره فردی به نام نیوت (ادی ردماین) است که به واسطه نگارش کتاب جدیدش رهسپار ایالات متحده و شهر نیویورک می گردد. در چمدان نیوت موجودات عجیب و غریبی وجود دارند که بر اثر یک اتفاق آزاد شده و سر از نیویورک و منطقه منهتن در می آورند و...

  • یک پسر پنج ساله هندی هزاران کیلومتر دور از خانه اش، در خیابانهای کلکته گم می شود. او مخاطرات زیادی را پشت سر می گذارد و سرانجام زوجی در استرالیا او را به فرزند خواندگی قبول میکنند. 25سال بعد او عزم خود را جزم میکند تا خانواده ی گمشده اش را پیدا کند...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      489
      نوشته ها
      1,558
      پسندیده : 217
      مورد پسند : 386 بار در 264 پست

      نقد و بررسی فیلم Dead Man Down (سقوط مرد مرده)



      کارگردان:
      Niels Arden Oplev
      نویسنده : J.H. Wyman
      بازیگران: Colin Farrell, Noomi Rapace, Dominic Cooper

      خلاصه داستان :
      در شهر نیویورک، معاون یکی از اربابان تبهکار توسط یکی از قربانیان رئیس اغوا می شود: یک زن که در پی گرفتن انتقام است.



      یکی از لذات تماشای فیلم، ایجاد حس دوگانگی برای تمیز دادن واقعیت با چیز های توهمی و غیر منطقی است. با این وجود هیچ وقت کاملاً غرق یک فیلم نمی شوید و هرگز اعتقادتان به دنیای واقعی را کنار نمی گذارید، مگر اینکه یک کودک یا مجنون باشید. شما فقط با رضایت و خوشحالی قبول می کنید که با جریان تخیلات فیلم همراه شوید. بعضی از کارگردانان هیچ وقت دروغ هایشان را نمی توانند به قدر کفایت و با موفقیت به جایی بکشانند که مخاطب را همراه کنند و در عین حال افرادی هم هستند که فیلمشان را با اشتباهات بی مورد، انتخاب بازیگر نامناسب، فیلم سازی بی کیفیت و تصمیمات احمقانه خراب می کنند. بقیه فیلم ها شمارا رها می کنند، فقط برای این که دوباره با یک ضربه هوشمندانه یا تصویری جذاب باز گردانندتان.


      سقوط مرد مرده هم چنین فیلمی است. یک تریلر که خیلی به سرعت اساس خود را بر مبنای چیزهای غیر منطقی و خیالی می گذارد و این کار را با بی توجهی آشکاری انجام می دهد و فقط می توان امیدوار بود (دعا کرد) که به زودی فیلم به یک اثر هنری سرگرم کننده تبدیل شود؛ مثل بازسازی ورنر هرزوگ از فیلم ستوان بد. یا لذتی که از تماشای یکی از آن معدود فیم هایی که با خنده های دیوانه وار همراه است، می برید. اما متاسفانه، سقوط مرد مرده آن قدر خنثی و بی ضرر است که نه می توانید اسم خوب روی آن بگذارید نه می توانید با رضایت به آن عنوان بد بدهید. با این وجود کالین فارل با آن ابروهایی که به او چهره ای خاص و سخت کوش می دهد باعث می شود که فیلم از تبدیل شدن به یک اثر کاملاً هجو خلاص شود و فیلم همراه شده است با کلیشه های دنیای جنایتکاران و طرح داستانی دیوانه وار و بازیگرانی مثل اف. موری آبراهام،آرماند آسانته، ایزابل هوپرت که به نظر می رسد به صورت رندوم انتخاب شده اند. با این وجود شما را امیدوار نگه می دارد که شاید بلخره دیوانگی های واقعی فیلم از میان سایه های تاریکی و بدبینی سر بر آورد.
      آقای فارل نقش ویکتور را ایفا می کند که آدم کش با مهارت است با گذشته ای مجهول که برای آلفونس (ترنس هاوارد)، یک قاچاقچی مواد در نیویورک کار می کند. شخصی، آلفونس را تهدید کرده است و در حال نزدیک شدن به اوست. راه حل ابتدایی او این است که یک آپارتمان پر از قاچاقچیان مواد جامائیکایی را خلع سلاح کند. آن ها بخشی از ملت های متحد زیرزمینی هستند که نیویورک را به غربی وحشی تبدیل کرده اند که پر شده است از گانگسترهای کچل آلبانیایی و مجارستانی های مسلح. بازیگر سوئدی با نام نومی راپاس که در نقش اول زن نسخه اصلی سه گانه دختری با خالکوبی اژدها درخشیده بود، در اینجا در نقش بئاتریس، متخصص زیبایی که چهره زشتی دارد ظاهر شده است. خانم هوپرت نقش مادر تقریباً ناشنوای بئاتریس را بازی می کند و بازیگر انگلیسی، دومینیک کوپر نقش دوست جذاب ویکتور را دارد.


      ویکتور و بئاتریس برای اولین بار وقتی همدیگر را می بینند که بئاتریس از ساختمان روبه روی ویکتور برایش دست تکان می دهد. بعداز مدت کوتاهی آن ها با هم قرار می گذارند که تبدیل به مضحکه ای می شود. چرا که بئاتریس موبایلش را بیرون می آورد و فیلمی را نشان می دهد که در آن ویکتور در مقابل پنجره اش یک نفر را خفه می کند. یک صحنه که باعث می شود ویکتور که به ظاهر مردی باهوش است، یک احمق کامل به نظر بیاید و به شما یادآور شود که واقعاً چه قدر فیلم «پنجره عقبی» عالی است. اگر ویکتور قبول نکند مردی را که صورت بئاتریس را خراب و زشت کرده است، بکشد، بئاتریس، «آن وحشی» درونی خود را پدیدار می کند. (آن وحشی، ستاره در فیلم کلاسیک نوار با نام Detour بود).


      اگر کارگردان دانمارکی فیلم، نیلز آردن اوپلو در این آش شله قلمکارش به جای اکشن سرراست، از کلیشه های این ژانر استفاده می کرد، نتیجه خیلی بهتر می شد. به فیلم می خندی، با این وجود تماشایش را ادامه می دهی. در «سقوط مرد مرده» استعداد هم به چشم می آید، حتی اگر نامشخص باشد که آیا جی اچ وایمن فیلمنامه را در حالی نوشته است که زبانش در گونه اش فرو رفته است یا آقای اوپلو فیلم را ناخواسته به حاشیه کمدی کشانده است؟ (آقای واینمن سریال علمی تخیلی معروف به نام فرینج را در کارنامه خود دارد و آقای اوپلو هم کارگردان اولین فیلم خالکوبی اژدها بوده است).
      بازهم زمانی که مهندس مجارستانی، کامیونش را به سمت خانه ای می راند و همراه با اسلحه ای آتشبار از لاشه آن بیرون می پرد، این سوال باقی می ماند که آیا همه این ها به عمد این چنین مسخره بود یا نه!

      منتقد: مانولا دارگیس- نیویورک تایمز
      مترجم: شبنم سیدمجیدی
      منبع:سایت نقد فارسی

      ویرایش توسط Angel : ۱۳۹۲-۰۵-۱۱ در ساعت ۱۱:۳۵ قبل از ظهر
      C U In HeLL...