• یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • یک پسر نوجوان به نام کوبو باید به دنبال یک سری وسایل جادویی بگردد تا با استفاده از آنها بتواند روحی که از گذشته آمده را شکست دهد...

  • فیلم داستان واقعی دو مرد جوان به نام های دیوید و افریم است که برنده ی یک قرارداد 300 میلیون دلاری می شوند تا مهمات جنگی آمریکا را در افغانستان تامین کنند و...

  • مکس یک سگ خانگی است که به تازگی مجبور شده سگی دیگر به نام دوک را در کنار خود تحمل کند. اما جدال این دو و اشتباهاتشان باعث می شود به دام ماموران کنترل حیوانات بیافتند و...

  • "دوری" به یاد دارد که در گذشته یِ دور خانواده ای داشته و از همین رو جستجو را برای پیدا کردن خانواده خود آغاز می کند. "نمو" و "مارلین" هم از آنجا که حافظه کوتاه مدت دوری مشکل دارد، او را همراهی می کنند تا گم نشود. این جستجو آنها را به یک موسسه زیر دریایی می کشاند و...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      489
      نوشته ها
      1,558
      پسندیده : 217
      مورد پسند : 386 بار در 264 پست

      صد و نهمین فیلم برتر Metropolis (متروپلیس)=Imdb 109



      کارگردان :
      Fritz Lang
      نویسنده : Thea von Harbou
      بازیگران: Brigitte Helm,Alfred Abel,Gustav Fröhlich

      خلاصه داستان :
      مترو پلیس شهری قرن بیست ویکمی است و رهبر صنایع آن «یون فردرسن» است.شهر به روش برده داری اداره میشود.حاکمان روی زمین در قصرها و کارگران زیرزمین زندگی می کنند.پسر یون « فردر» با حکومت پدرش موافق نیست.او طی یکی از گشت و گذارهایش در دنیای زیر زمینی به ماریا دل می بندد.ماریا دختری است که کارگران را به آرامش دعوت میکند تا پیامبری که نوید میدهد ظهور کند و عدالت و برابری ایجاد شود.اما شورش به راه میافتد و ...



      متروپولیس:شهری که با دست و سَر و دل ساختند!

      به زودی پروژه*ای دو ساله رسما (و امید که موقتا) پایان می*پذیرد تا آرزویی جامه*ی واقعیت به تن کند. چه پروژه*ای؟ چه آرزویی؟ و چرا آن امیدِ گیر افتاده درون پرانتز؟ از قدیمی*ترین بیآغازیم که عمری هشتاد و چند ساله دارد و به یکی از جاه*طلب*ترین فیلمساز*های همه*ی تاریخ سینما برمی*گردد که بلندپروازانه*ترین پروژه*اش به رغم خواستش به جز اولین شبِ نمایشش هیچگاه در آن شکل که در نظر داشت رنگ پرده را ندید، تا برای نمایش*های عمومی بخش*های قابل توجهی از آن زیر قیچی*های پخش*کننده*ها (همزمان دو نسخه*ی کوتاه شده یکی در آلمان و دیگری در آمریکا) برود و تاریخ هم به مدد قیچی*ها آمده کار فراموشی را کاملتر کند تا عملا تاریخ سینما متروپولیس را در شمایلی جدای از آن که سازنده*اش در نظر داشت پذیرفته باشد، هر چند در تمام این سال*ها چیزهایی از آن حذف شده*ها هر از چندی اضافه می*شد و متروپولیس*های متعدد اینجا و آنجا دیده می*شدند که حتی کاملترینشان نیز که همان نسخه*ی سالِ دو هزار و یکی بود که کمپانی کینو عرضه کرده بود باز یک چهارم نسخه*ای اصلی را نداشت که همگان تا ابد گم شده پذیرفته بودندش. «متروپولیس نیز، همانند چند فیلمِ دیگر، کامل و جبران*ناپذیر از دست رفته است» - جمله*ای است که از اِنو پاتالاس (Enno Patalas)، آرشیویستی که عمری را به احیای متروپولیس گذرانده بود، به عنوان جمع*بندی کارش در 1985 روایت کرده*اند.



      اگر آن آرزو ماحصل بداقبالی فریتز لانگِ کبیر بود، این پروژه*ی دوساله اما از خوش*اقبالی تاریخ سینماست از پسِ از آن لحظه*ای* که فرناندو مارتین پنا (Fernando Martin Pena)، مورخِ سینما، به همراه دوستش که مدیر موزه*ای است در آرژانتین به حلقه*های 16 میلی*متری فیلمی برخوردند که معلوم شد همان نسخه*ی فیلمسازِ بزرگ است. حلقه*های یافته شده آسیب بسیار دیده بودند و کینو (که نقشش در این سال*ها، شاید به دلیل محبوبیتِ گسترده*ی کرایترین، آنچنان که باید قدر دانسته نشده) عهده*دار احیای فیلمِ کامل شد. پروژه عمدتا دو بخش را در بر می*گرفت. کار روی بخش*هایی از فیلم که در نسخه*های موجود نبودند و اضافه کردنشان به نسخه*ی عرضه شده در سال 2001 در کنار کار روی بهبود کیفیت قسمت*های موجود. متروپولیسِ تازه (و اصیل) اولین نمایشش را در جشنواره*ی برلین اخیر در فوریه داشت و پس از آن در جشنواره*های کوچک و بزرگ و نیز در چند نمایش ویژه عمدتا در آمریکا توری چند ماهه را گذراند تا سرانجام با وعده*ی کینو ابن هفته نسخه*های DVD اش در بازار عرضه شود. آیا این پایان کار است؟ آیا نسخه*ی لانگ را می*بینیم؟ متاسفانه نه هنوز به صورتِ کامل! لحظاتی از فیلمِ پیدا شده چنان صدمه دیده بودند که احیایشان ممکن نبود و در نسخه*ی کینو تنها با میان*نویس*هایی مشخص شده*اند که داستان رخ داده در آن فاصله را تعریف می*کند و شاید باید منتظر معجزه*ای نظیر مورد آرژانتین باشیم تا نسخه*ای دیگر یافت شود تا آرزوی فیلمسازِ بزرگ به تمامی برآورده شود. و چرا که نه؟ حادثه*ی آرژانتین نشان داد که هنوز عصرِ معجزه*ها به پایان نرسیده و خوب است که هنوز می*توانیم به امکانِ وقوعشان دل ببندیم.
      متروپولیسِ تازه را چند هفته* پیش دیدم، روی پرده، در یکی از آن اکران*های جشنواره*ای و با اجرای زنده*ی موسیقی گروهِ ارکسترِ الوی. روشن شدن ابهام*های داستانی (و بعضا شخصیت*پردازی) که در نسخه*ای که پیشتر دیده بودم محسوس بودند، آشکار شدن کامل مسبر داستانگویی لانگ، جزئیاتِ تصویرها و ایده*های تدوینی او که روی پرده*ی بزرگ دسترس*پذیرتر شده بودند در کنار دینامیک موسیقی الوی فیلم را به چیزی یکسر تازه بدل کردند. دوربین لانگ هر جا که پا به بیرون می*گذاشت فیلم کیفیت استثنایی*اش را به رخ می*کشید. آن لحظات که گروه اوباش پس از تصرفِ قلبِ شهرِ ماشین فاتحانه به رقص در آمدند یا آنجا که ماریای دروغین مردم شهر را به شورش فراخواند تصاویر لانگ خود را به یاد ماندنی*ترین تجربه*های سینمایی پیوند زدند. آیا فریتز لانگ با این تصاویر چیزی را برای کارگردان*های پس از خود باقی گذاشته است؟ و اگر مقایسه کنیم بین این فیلمی که در 1927 ساخته شده با مثلا «بیگ پروداکشنِ» سالِ 2010 سینما، القای کریستوفر نولان، آیا سینما از لحاظ اجرایی واقعا به اندازه*ی 83 سال پیشرفت کرده است؟ طبعا در هر دو سوال به ترکیبِ جاه*طلبی و هنرمندی در برابرِ امکانات و مجدودیت*های مقابل نظر دارم چه خوب می*دانیم که هم فیلمسازان نسل*های بعدتر عرصه*های شگفت*انگیزی را در این مدت طی کرده*اند و هم تکنولوژی توان*هایی نامحدود به آن*ها بخشیده است.کریس فوجیوارا در شماره*ی می/ژوئن فیلم کامنت و دیوید بوردول در این مطلبش گزارشی کامل از آنچه که در این مرمتِ تازه به فیلم اضافه شده ارائه داده*اند. این بخش*ها حتی به صورت تک*نماهایی جدا در طولِ فیلم پراکنده شده*اند اما به طور عمده قسمت*های زیر را در بر می*گیرند (و عملا در فیلم هم کیفیتِ پایینِ تصویری*شان از باقی قسمت*ها متمایزشان می*کند):*مصائب گئورگی، کارگری که در شهر زیرزمینی، شهرِ ماشین*هایی که متروپولیس را می*گردانند، مشغول به کار است.*صحنه*هایی از برخوردهای جان فردسون، اربابِ متروپولیس، با روتوانگ (Rotwang)، دانمشندی که متروپولیس بسیار به ایده*هایش مدیون است، و به ویژه اشاره به هِل (Hel)، زنی که هر دو زمانی عاشقش بودند.*تلاش*های مردِ لاغر،ماموری که مقرر شده فِردر، پسرِ فردسون، را در شهر تعقیب کند.*همراهی فِردر با منشی اخراج شده*ی پدرش، جوزفت (Josaphat).*چند فصل از درگیری*های پایانی نظیرِ تحریکِ اوباش توسطِ ماریای دروغین برای حمله به ماشینِ مادر که قلبِ شهر زیرزمینی است یا بخش*هایی از نجاتِ کودکان توسط فِردر و جوزفت.


      و در میانِ آن*ها که هنوز جا مانده*اند فصلِ درگیری فردسون با روتوانگ که به رهایی ماریای واقعی از زندانِ روتوانگ منجر می*شود مهمترین است. با نسخه*ی تازه است که ساختارِ پلات، آنچه که لانگ در ذهن داشت، آشکارتر شده است. کاراکترهایی که در نسخه*های موجود کمرنگ بودند برجسته*تر شده*اند (گئورگی، جوزفت و مامورِ لاغرِ بدسگال). ایده*ی دوگانگی*ها حالا دیگر نه فقط در نیمه*ی دوم و در تقابلِ ماریای واقعی با ماریای دروغین که لایت*موتیفی می*شود که از ابتدا به تدریج در فیلم بسط می*یابد و همچون موتور محرکی بخش*های مختلف پلات را انسجام می*بخشد: سفرِ فِردر به شهر زیرزمینی که انعکاسش را در حضورِ گئورگی در شهرِ بالا می*یابد؛ تقابلِ فردسون با روتوانگ حالا در پس*زمینه*ی خود بهتر فهمیده می*شود و ایده*ی خلقِ ماریای دروغین به آرزوی آفریدنِ دوباره*ی هِل، عشقِ سال*های دورِ دو رقیب در ذهنِ روتوانگ پیوند می*خورد، و نسخه*ی دروغین ماریا معشوقِ فِردر انعکاسی از تصویر دروغین مادر نیز می*شود. و این خود راه به ایده*ای دیگر می*دهد – اشتیاق و تمنای زنی غایب، چه در هیات هل برای روتوانگ و چه ماریا برای کارگران شهر زیرزمینی. هل به هیات آن معشوق ابدی*ای در می*آید که شورش پایانی همچون قربانگاهی در پای او جلوه می*کند. با این نسخه*ی تازه است که ریتم و ضربان زندگی در متروپولیس جریان خود را می*یابد و حالا با واضح شدنِ ساختار هندسی پیرنگ امکانِ تحلیل و بازیابی نقش حاشیه*های آن نیز عملی شده است و تازه می*توان گفتگویی بر سر این را آغاز کرد که متروپولیس در کارنامه*ی لانگ در کجا قرار می*گیرد. داوری رودلف آرنهایم، این تحلیل*گرِ بزرگِ همه*ی دوران*ها، در ریویویی که همزمان با نمایش نخستِ فیلم در 1927 چاپ شد، در ضمن ستایشِ فیلم، این بود که لانگ نتوانسته در نهایت از هیچکدام از ایده*های جذابش به نفعِ انسجام غایی اثر صرفنظر کند. داوری آرنهایم تا چه اندازه راست بود؟ در صحنه*ی پایانی آنگاه که ماریا پدر و پسر و مردمِ شورش کرده را به صلح فراخواند از به هم پیوستنِ «دست» و «سر» و «دل» برای برپا ماندن متروپولیس سخن گفت. این تمثیل*ِ آشکار، در آن لحظه*ی پایانی، شاید از آن چیزها باشد که حالا کمتر از انتظار بیابیمش، اما سمتِ اشاره*ی این تمثیلِ آشکار شاید بیش از آنکه به درون، به متروپولیسِ فیلم برگردد به بیرون، به فیلمِ متروپولیس باشد. چه حالا بهتر می*دانیم که سازنده*اش آن را با تمام وجود ساخته بود، با دست، با سر و با دل.


      نویسنده:وحید مرتضوی
      منبع:oldgringo
      ویرایش توسط mercedess : ۱۳۹۲-۱۱-۰۳ در ساعت ۰۳:۵۸ قبل از ظهر
      C U In HeLL...