نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز شده که اول برج حمل و نخستین روز از ماه فروردین در تقویم هجری شمسی است.

در مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) ۲۱ ماه مارس که مطابق اول فروردین است، به*عنوان روز جهانی عید نوروز، به*رسمیت شناخت شد.


در متن به تصویب رسیده نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می*گیرند توصیف شده*است.


کوروش بنیان*گذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد.


در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته می*شد. در این دوران، جشن*های متعددی در طول یک سال برگزار می*شد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بوده است.


اردشیر بابکان، بنیان گذار سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.


اما نوروز که تا قبل از اسلام از اهمیت خاصی بر خوردار بود، با امدن اسلام به ایران نه تنها بفراموشی سپرده نشد بلکه با ارزش های اسلامی مختلت شده و در احادیث معصومین نیز به آن اشاره شده فضیلت زیادی برای این روز ذکر شده است.




نوروز نامۀ حکیم عمر خیام



حکیم عمر خیام در نوروزنامه که مهمترین اثر پارسی قرن پنجم است، درباره جشن نوروز می*گوید:

«سبب نام نهادن نوروز از آن بوده است که آفتاب در هر ۳۶۵ شبانه*روز و ربعی به اول دقیقه حمل بازآید و چون جمشید از آن آگاهی یافت آن را نوروز نام نهاده پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان به او اقتدا کردند و آن روز را جشن گرفتند و به جهانیان خبر دادند تا همگان آن را بدانند وآن تاریخ را نگاهدارند و بر پادشاهان واجب است که آیین و جشن و رسم ملوک را به*جای آرند از بهر مبارکی و خرمی*کردن. در اول سال هر*کسی در نوروز جشن کند تا نوروز دیگر عمر در شادی گذراند.»

حکیم عمر خیام درباره منشأ نوروز نوشته است: «چون گیومرث اول ملوک عجم به پادشاهی بنشست، خواست که ایام سال و ماه را نام نهد و تاریخ سازد تا مردمان آن را بدانند، بنگریست که آن روز بامداد، آفتاب به اول دقیقه حمل آید. موبدان عجم را گِرد کرد و بفرمود که تاریخ از اینجا آغاز کنند. موبدان جمع آمدند و تاریخ نهادند… و این روز را جشن ساختند و عالمیان را خبر دادند تا همگان آن را بدانند و آن تاریخ نگاه دارند.... پس گیومرث این مدت (دوازده ماه سال) را بدین گونه به دوازده بخش کرد و ابتدای تاریخ پدید کرد و پس از آن چهل سال بزیست. چون از دنیا برفت، هوشنگ به جای او نشست… و از پس او طهمورث نشست و آفتاب را پرستید… و از پس او پادشاهی به برادرش جمشید رسید و از این تاریخ هزار و چهل سال گذشته بود… چون از مُلک جمشید چهار صد و بیست و یک سال بگذشت و جهان بر وی راست گشت جشن ساخت و نوروزش نام نهاد و مردمان را فرمود که هر سال چون فروردین نو شود، آن روز جشن کنند… آفریدون از تخم جمشید بود. ..چون صد و شصت و چهارسال از ملک آفریدون بگذشت دور دوم از تاریخ گیومرث تمام شد و او دین ابراهیم پذیرفته بود… و مهرگان هم او نهاد و همان روز که ضحاک را بگرفته مُلک بر وی راست گشت جشن سده بنهاد… و از جهت فال نیک، آن روز را جشن کردندی و هر سال تا امروز آئین آن پادشاهان نیک عهد، در ایران و توران به جای می آرند… و چون روزگار او بگذشت آن دیگر پادشاهان که بعد از او بودند تا به روزگار گشتاسب. چون از پادشاهی گشتاسب سی سال بگذشت زردشت بیرون آمد و دین گبری آورد و گشتاسب دین او پذیرفت و بر آن [می رفت] و از گاه جشن آفریدون تا این وقت نُهصد و چهل سال گذشته بود. و آفتاب نوبت خویش به عقرب آورد. گشتاسب بفرمود تا کبیسه کردند و فروردین آن روز آفتاب به اول سرطان گرفت و جشن کرد و گفت این روز را نگه دارید و نوروز کنید… و بفرمود که هر صد و بیست سال کبیسه کنند. تا سال ها بر جای خویش بماند… پس آن آئین تا به روزگار اسکندر رومی بماند و تا آن مدت کبیسه نکرده بودند و مردمان هم بر آن می رفتند تا به روزگار اردشیر بابکان که او کبیسه کرد و جشن بزرگ داشت و عهدنامه بنوشت و آن روز [را نوروز] بخواند. و هم بر آن آئین می رفتند تا به روزگار نوشین روان عادل. چون ایوان مداین تمام گشت نوروز کرد و رسم جشن به جا آورد…»







برنامه ها و تقسیم بندی های نوروزی در ماه فروردین در عهد باستان

در عهد باستان مراسم جشن نوروز به مدت ۲۱ *روز برگزار می گردید که در هر روز برنامه*یی خاص انجام می گرفت.


۱ـ از اول تا روز سوم برای دید و بازدید خویشاوندان و بزرگان.


۲ـ از روز سوم الی روز ششم فروردین، دید و بازدید همگانی و برگزاری جشن رپیثون.


۳ـ. از روز ششم الی روز نهم، برای اجرای جشن خوردادگان.


۴ـاز روز نهم الی سیزدهم، بار عام شاهی برای پذیرفتن عموم طبقات هر یک به*نوبه خود بود.


۵ـ ازروز سیزدهم الی روز نوزدهم، برای تفریحگاههای خارج از شهر


۶ـ ازروز نوزدهم الی بیست و یکم، برای اجرای مراسم جشن فروردگان


۷ـ روز بیست و یکم پایان جشن و مخصوص تفریح و گردش در خارج از شهر است


در یک تقسیم*بندی دیگر، فروردین به شش قسمت تقسیم می*گردید:


۱ـ پنج روز اول به پادشاه و اشراف مربوط بود و آنها جشن ویژه داشتند.


۲ـ پنج روز دوم برای بخشش اموال ودریافت هدایای نوروزی از طرف پادشاه


۳ـ پنج روز سوم متعلق به خدمتگزاران بود.


۴ـ چهارمین پنج روز به خواص تعلق داشت


۵ـ پنج روز پنجم به لشکریان.


۶ـششمین قسمت پنج روزه به رعایا اختصاص داشت


این تقسیم*بندی به قول جاحظ در المحاسن و الاضداد زمان جمشید و به قول بیرونی در آثارالباقیه بعد از جمشید و بنا به نظر ذبیح*الله صفا در زمان ساسانیان معمول بوده است.


نقسیم*بندی دیگر هم وجود داشته است که به نوروز خاصه و نوروز عامه تقسیم می*شده. پنج روز اول را نوروز عامه و بقیه روزهای نوروز را نوروز خاصه می گفتند.


ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یک ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: ۵ روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، ۵ روز دوم را به اشراف، ۵ روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، ۵ روز چهارم را به ندیمان و درباریان، ۵ روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست کم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده به در» پایان می پذیرد. از آداب و رسوم کهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تکانی یاد کرد.


پنجه (خمسه مسترقه)


بنابر سال نمای کهن ایران هر یک از ۱۲ ماه سال ۳۰ روز است و پنج روز باقی مانده سال را پنجه، پنجک، یا خمسه مسترقه گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت که در هیچ یک از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال ۱۳۰۴ ، که تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرارداد، برگزار می شد.