ادوارد نورتون در 1969 در ایالت کلمبیای امریکا به دنیا آمد و زمانی که تنها پنج سال داشت، پرستارش که بازیگر تئاتر بود او را برای بازی در نمایش سیندرلا روی صحنه برد. نورتون بعد از فارغ التحصیل شدن در رشته های نجوم و تاریخ و زبان ژاپنی از دانشگاه ییل (Yale)، نمایش های مختلفی را در برادوی بازی کرد. او در اولین نقش سینمایی اش در سال 1996 در کنار «ریچارد گیر» در فیلم ترس اولیه ظاهر شد و بعد نقش های درک وینیارد و تایلر داردن در فیلمهای «تاریخ مجهول آمریکا» ساخته تونی کی و باشگاه مشت زنی ساخته دیوید فینچر او را به اوج شهرت و بلوغ رساند.

وقتی به شمایل ادوارد نورتون نگاه می کنیم تصور اینکه او در چند تریلر اکشن بازی کرده کمی دشوار است. او جثه ای کوچک و لاغر اندام دارد و بدنش به ظاهر شکننده به نظر می رسد اما اینگونه نیست. ادوارد نورتون از آن دسته بازیگرانی است که بازی در نقش های گوناگون را به علاوه حضور در ژانرهای مختلف تجربه کرده است و حضور در ژانرهای گوناگون در کارنامه کمتر بازیگری به صورت آشکار یافت می شود. اگر «باشگاه مشت زنی» را تریلری اکشن و البته روانشناسانه بدانیم، «تاریخ مجهول آمریکا» یک درام و در سوی دیگر «همه می گویند دوستت دارم» (everyone says I love you) یک کمدی موزیکال است. وقتی با این آثار به دیدن بازی نورتون می نشینم اولین چیزی که در مورد او در ذهنم شکل می بندد همان گفته ایست که رضا کیانیان درباره بازیگران اکتورز استودیو گفته است :«بازیگرانی که آمادگی حضور در هر نقشی را دارند».

باشگاه مشت زنی یکی از بهترین بازیها و شاید بهترین بازی ادوارد نورتون باشد. نورتون در نقش تایلر داردن که در طلب آرامش روحی در زندگی و یک شب خواب راحت است؛ دست به خود ویرانگری می زند و انجمنی زیرزمینی تشکیل می دهد. شاید همان کاری که داردن با خود می کند (یعنی خود ویرانگری) همان چیزی است که نورتون با درونگراییش انجام می دهد. نورتون برای بازی در نقشی که قرار است به زد و خورد و مشت زنی بپردازد با هیکلی ورزیده و اندامی متناسب در نقش ظاهر نمی شود. او همان اندام لاغر و نحیف خود را اندام فیزیکی شخصیت داردن قرار می دهد اما تغییری اساسی در درون خود به وجود می آورد؛ او داردن را در خود غرق می کند و از قالب ادوارد نورتون بیرون می آید و از لحاظ درونی با نقش درگیر می شود، نه به لحاظ فیزیکی و ظاهری. این نوع برخورد او با نقش (درونگرایی) سبب می شود که وی در راستای هدف فیلمش حرکت کند یعنی تفکیک خودآگاه و ناخودآگاه انسان. او نقش را در ناخودآگاه خود می سازد و روحیات نقش او را به صورت ناخودآگاه راهنمایی می کنند. در صحنه ای از فیلم تایلر به سراغ مدیرش می رود، مدیری که همیشه قصد انتقام از او را دارد. او که نمی تواند خشونت مدیر را بر علیه خودش برانگیزد و با او درگیر شود خودش شروع به زدن خودش می کند. یقه خودش را می گیرد و با مشت به صورت خود می زند چند دفعه به سمت مدیرش بر میگردد و انرژی درونی خود را به صورت انفجاری خالی می کند.

نورتون در بازیگری به دو عامل فیزیکی خود فوق العاده متکی است. اولی میمیک و دومی دستان وی است. در بازی با میمیک، نورتون تکنیکهای گوناگونی را اجرا می کند و خیلی خوب با جزء جزء صورتش احساس درونی شخصیت را نمایش می دهد. مقایسه کنید صحنه هایی که او با ناخودآگاهش (با بازی براد پیت) مواجه می شود با صحنه هایی که او در آغوش باب (با بازی میت لاوف) گریه می کند. در صحنه های اول (برخورد با براد پیت)، چشمان درشت کرده و متعجب وی با صورت سرد و در هم ریخته نورتون برخورد تلخ او با واقعیت را نشان می دهد و در صحنه های دوم (برخورد با لاوف) با میمیکی کمیک و خنده آور مواجه هستیم که نشان از بی آلایشی و ساده لوحی دوران گذشته شخصیت داردن است.

در بازی با دست ما شاهد حرکت آشکار فیزیکی هستیم که اغلب فکر می کنند با وجود این حرکات می توان ادوارد نورتون را بازیگری برون گرا و فیزیکی نامید زیرا بازی با دست ارتباطی مستقیم با فیزیک نقش دارد اما در واقع اینگونه نیست و بازیگران بزرگ درونگرا چون دنیرو هم از حرکات دست غلو شده و تکراری که تبدیل به تکنیک شده بهره می برند، زیرا حرکت دست حرکتی طبیعی برای هر شخصیت است.

در فیلم کمدی - موزیکال وودی آلن «همه می گویند دوستت دارم» که نورتون نقش کوتاهی در آن ایفا می کند شاهد یکی از بهترین و تاثیرگذارترین حرکات دست از سوی نورتون هستیم. نورتون در نقش هولدون اسپنس برای خرید حلقه طلا به جواهر فروشی معروفی می رود تا برای نامزدش هدیه ای بگیرد او که مشغول امتحان کردن حلقه ها در انگشت کوچک خود است با شنیدن قیمت بالای حلقه جا می خورد و با کوبیدن دستش به روی میز و با این سمت و آن سمت کردن انگشتش قصد دارد تا هرچه سریعتر آن را در بیاورد. نورتون در حرکت اول دست خود را بر روی میز می کوبد و لحظه ای کمیک را ایجاد می کند و بعد چندین بار دست خود را شل و سفت می کند و بالاخره انگشتر را در می آورد. در باشگاه مشت زنی هم چنین حرکت کمیکی وجود دارد. در صحنه ای که درباره بازی با میمیک او مثال آورده شد (همان صحنه ای که باب او را در آغوش گرفته) داردن که در حال له شدن در بین عضلات بزرگ باب است دستش را بر روی شانه باب می گذارد و چندین بار آن را روی کمر باب می کوبد و با این حرکت هم حس همدردی با باب را نشان می دهد و هم احساس کمیک خفگی داردن را.

ادوارد نورتون با تمام ویژگی های منحصر به فردش تابحال موفق نشده است تا مهمترین جایزه بازیگری آمریکا یعنی اسکار را ازآن خود کند. اما دو بار کاندید شدن او برای این جایزه ارزشمند دلیلی بر این مدعاست که نورتون جزو بهترین بازیگران دوران خود است.



برخی از فیلمها در مقام بازیگر

۱۹۹۶ - ترس اولیه
۱۹۹۶ - مردم علیه لاری فلاینت
۱۹۹۶ - همه می گویند دوستت داریم
۱۹۹۸ - بدنامها
۱۹۹۸ - تاریخ مجهول آمریکا/موقت
۱۹۹۹ - باشگاه مشت زنی
۲۰۰۰ - وفادار ماندن
۲۰۰۱ - امتیاز
۲۰۰۲ - فریدا
۲۰۰۲ - اژدهای سرخ (فیلم)
۲۰۰۲ - بیست و پنجمین ساعت
۲۰۰۳ - شغل ایتالیایی (فیلم ۲۰۰۳)
۲۰۰۵ - پائین دره
۲۰۰۵ - ملکوت آسمان (فیلم)
۲۰۰۶ - نقاب رنگ شده
۲۰۰۶ - شعبده باز (فیلم ۲۰۰۶)
۲۰۰۸ - هالک شگفت انگیز
۲۰۰۸ - غرور و افتخار
۲۰۰۹ - اختراع دروغ
۲۰۱۰ - برگ های چمن
۲۰۱۰ - سنگ

جوایز و نامزدی ها

نامزد دریافت جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش اول برای فیلم: American History X
نامزد دریافت جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم: Primal Fear

tds_edward_norton_v6-jpg


t2s900n18cusf5qd33wr-jpg


edwardnorton1-jpg


08205968680514638954-jpg



220px-ed_norton_shankbone_metropolitan_opera_2009-jpg


تالارهای گفتمان جی تاک - صفحه اصلی - tebyan