• یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • یک پسر نوجوان به نام کوبو باید به دنبال یک سری وسایل جادویی بگردد تا با استفاده از آنها بتواند روحی که از گذشته آمده را شکست دهد...

  • فیلم داستان واقعی دو مرد جوان به نام های دیوید و افریم است که برنده ی یک قرارداد 300 میلیون دلاری می شوند تا مهمات جنگی آمریکا را در افغانستان تامین کنند و...

  • مکس یک سگ خانگی است که به تازگی مجبور شده سگی دیگر به نام دوک را در کنار خود تحمل کند. اما جدال این دو و اشتباهاتشان باعث می شود به دام ماموران کنترل حیوانات بیافتند و...

  • "دوری" به یاد دارد که در گذشته یِ دور خانواده ای داشته و از همین رو جستجو را برای پیدا کردن خانواده خود آغاز می کند. "نمو" و "مارلین" هم از آنجا که حافظه کوتاه مدت دوری مشکل دارد، او را همراهی می کنند تا گم نشود. این جستجو آنها را به یک موسسه زیر دریایی می کشاند و...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      بهمن ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      489
      نوشته ها
      1,558
      پسندیده : 217
      مورد پسند : 386 بار در 264 پست

      سی و سومین فیلم برتر American History X (تاریخ مجهول آمریکا) =Imdb 33




      کارگردان :
      Tony Kaye
      نویسنده : David McKenna
      بازیگران: Edward Norton, Edward Furlong وBeverly D'Angelo
      جوایز :برنده اسکار:-نامزد اسکار:-
      خلاصه داستان :
      درک (ادوارد نورتون) که پدرش به دست تبهکار سیاهپوستی کشته شده است، چند سال بعد به یکی از چهره های شاخص نژاد پرستان مبدل می شود و با جوانانی که مانند او افکار فاشیستی دارند، به آزار رنگین پوستان می پردازند. در پس پرده اعمال جنون آمیز و خشونت بی منطق آنان، کامرون (استیسی کیج) قرار دارد که در نقاط مختلف آمریکا چنین جوانانی را گرد هم آورده است. درک پس از کشتن سه جوان سیاهپوست که شبانه قصد انتقامجویی از او را داشتند به زندان می افتد و ...


      تحلیل و بررسی مفهومی فیلم " تاریخ مجهول آمریكا": تاریخ مجهول برتری جوئی


      تاریخ مجهول آمریكا فیلمی است برآمده از متن خشونت، بر ضد خشونت رایج در آمریكا، فیلمی درباره درگیری های فرقه ای، نژادی و مذهبی و حس برتری جوئی مردم این كشور. فیلم سعی می كند نظام اجتماعی آمریكا را به چالش كشیده نگاه و نحوه برخورد بیرونی و درونی این جامعه را با غیر آمریكائی ها نقد كند. آمریكا كشوری است كه بسیاری از مردم دنیا به خصوص شرقی ها آرزوی زندگی كردن در آن را دارند، اتوپیائی است كه همه سعی در رسیدن و زندگی در آنجا را دارند. در خوابها و رؤیاهایشان كشوری را می بینند آزاد، مترقی و پر از پول و درآمد كلان، اما جائی كه در مواجهه نزدیك با آن رو به رو می شوند كشوری است چند ملیتی، بی هویت، بی گذشته ای نه چندان روشن و طولانی و از همه بدتر بی آرمان. اینجاست كه سیستم غلط اجتماعی این كشور برآمده از عقده ها و سرخوردگی های اجتماعی مهاجران گریخته از نظام خشك و بی انعطاف اروپای سنتی، مهمترین آرمانش می شود: برتری جوئی.برتری جوئی در بیرون و در درون. نمود بیرونی این برتری جوئی جنگ افروزی های پی در پی و سعی وافر در تسلط بر دنیا از سوی دولتمردان این كشور است و نمود داخلی آن تلاش برای رسیدن به موقعیت مالی و اجتماعی بهتر و سعی بر تسلط بر محیط اجتماعی پیرامون.


      تاریخ مجهول آمریكا میل دارد همان طور كه از اسمش بر می آید واگوینده این سیستم بیمار و پنهان تاریخی باشد. فیلم با دستاویز قرار دادن درگیری ها نژادی و تلاش گروه های نئو نازی برای اثبات برتری نژادی، دو دنیا را به تصویر می كشد و مدام در این دو دنیا در حال آمد و شد است و با تمهیدی بصری سعی در تبیین وجوه این دنیاها دارد. سكانسهای سیاه و سفید فیلم متعلق به دورانی است كه درك دنیا را سیاه و سفید و از دریچه تضاد نژادی و طبقاتی می بیند. او همه چیز را در دوشكل مجزا تصور می كند، جهانی خوب، پاك و عاری از هر نوع بدی. این جهان، جهانی است كه متعلق به سفید پوست ها است و سیاهها در آن راهی ندارند و در سمت سیاه تصویر كشوری است كه مهاجران و تازه واردهای رنگین پوست به آن وارد می شوند، نظم و آرامش آن را به هم می زنند و با جرم و جنایت آن را آلوده كرده جا را برای حضور سفیدهای پاك وتلاشگر تنگ می كنند. درك مهاجران و تازه واردها را انگل هایی تصور می كند كه برای بهره كشی از این جامعه مترقی و زندگی مجانی به آن وارد شده اند و جز جرم و جنایت و كار قاچاق و استفاده از امكاناتی كه امثال او و دیگر هموطنانش تولید كرده و برایش مالیات پرداخت كرده اند، هیچ كاری نمی كنند. غافل از اینكه نیاكان سفیدپوست درك كه روزگاری به این خاك قدم گذاشتند و آن را به تصرف خویش درآوردند، خود مهاجرانی بودند از طبقه فرودست و مترود جامعه اشرافی و سنتی اروپا كه به امید ساختن زندگی و دنیایی بهتر به این خاك قدم گذاشتند.زندان مكانی است تا درك بتواند در آن بی واسطه با خود درونی اش مواجه شود و در این زندگی اجتماعی اجباری، محیط پیرامونش را بهتر و درست تر بشناسد. او در زندان با این سؤال اساسی و درست مواجه می شود كه :«آیا كاری كه كردی احساس بهتری به تو داد؟» آیا امروز كه دو هموطن سیاه پوست را كشته ای و به خیال خودت دو انگل را از سطح جامعه پاك كرده ای احساس راحتی می كنی؟ به این ترتیب وی به این فكر فرو می رود كه «چه باید كرد كه احساس بهتری پیدا كنم؟». پاسخ این سؤال در خلال همزیستی مسالمت آمیز با آن جوانك سیاه و خوش و بش های این دو نفر با هم و بازنگری رفتارهای وقیح دوستان سابق و فعلی و نقد گذشته خشونت آمیز و ملامت بارش كشف می شود. پس جواب این چه باید كرد از درون زندان با دوست داشتن همنوع، خوبی كردن به همه و درنهایت رفاقت با یك سیاه به بیرون، خانواده و جامعه تسری پیدا می كند. از اینجا به بعد و پس از آزادی دنیای به تصویر درآمده توسط كارگردان، دنیایی است پر از رنگ و نور و عشق به خانواده. تنها فلاش بك این فیلم كه سیاه و سفید نیست، نیز جزو همین فصول است. جایی كه او زیر دوش، كودكی و بازی های شاد آن دوران را فارغ از احساسات خشن و خود پرستانه این روزهایش به خاطر می آورد.


      ادوارد نورتون نقشش را درگذار از خشونت به عشق از یك كله پوستی نئو نازی افراطی تا یك خانواده دوست معتدل، خیلی خوب از كار درآورده. او این رسیدن به آرامش و گریز از خشونت لجام گسیخته سابقش را با تغییر در نوع گویش، تن صدا، بلند كردن موهایش و در نهایت متانت خاصش پس از پوشیدن پیراهن و بستن كراوات تا خداحافظی از برادرش و سفارشهای برادرانه به او، باور پذیر و واقعی بازی می كند. نورتون به دور از احساسات زدگی و نشان های گل درشت از استحاله، مسیر سه ساله طی شده مؤثر در تغییر درونی اش و اتفاقات تأثیرگذار بر تغییر نگرشش را بازی می كند. نورتون مسیر رسیدن به ثبات از تحرك زیاد، خشم و برتری جوئی تا وقار و آقا منشی پایانی را سربلند طی می كند.
      و در پایان درك به جائی می رسد كه پلیس از او برای كنترل رفتارهای افراطی گروه كمك می خواهد. این تغییر رویكرد عضوی از همان گروه و مقبولیت گذشته اش در این گروه، بیننده را متقاعد می كند وجود شخصی از همین میان كه واقعیت را درك كرده، می تواند پایان دهنده رفتارهای افراطی و خشونت بار این جمع باشد. با این امید درك، برادر كوچكش دنی را تا مدرسه همراهی می كند تا به نوعی نشان دهنده حمایت و علاقه او به خانواده اش و رجعتش به جامعه باشد. اما تراژدی پایان فیلم این موضوع را به ذهن متبادر می كند كه وقایعی از این دست هیچ گاه تمامی نخواهد داشت و رفتارهای افراطیون همیشه شروعی برای یك جنگ تازه خواهد بود. دیروز آمریكا نبرد میان افراطیون سیاه و سپید بود، امروز كه با ریاست جمهوری یك سیاه پوست این نبرد به نظر خاتمه یافته، افراطیون مذهبی و ضد مذهب بر هم زننده تعادل نوین هستند و فردا هم شاید یك مشت افراطی گری جدید این نظم را به هم بزند. تاریخ مجهول آمریكا انتقادی است همه جانبه به این باور كه فخر آمریكا و هر آمریكایی، سلطه گری و كسب برتری است و این تفكر آمریكایی را كه برتری را به هر ترتیبی باید به دست آورد و در این كشور چیرگی به هر قیمتی باید كسب شود، حتی به قیمت خون انسانی بی گناه به محاق می كشد.

      نویسنده: علیرضا حسن خانی
      منبع: روزنامه اینترنتی نیم نما




      نگاهی به فیلم تاریخ آمریکا ایکس

      این فیلم از سرگردانی جوانان آمریکایی سخن می گوید . جوانانی بعضا ساده لوح و گاها شکست خورده از زندگی خود را درگیر گروههای مختلف می کنند . گروههایی که در راس آنها افرادی سودجو قرار دارند که جز منافع خود به چیز دیگری نمی اندیشند.


      نورتن، ستاره از راه رسیده بازیگری آمریکا در تاریخ آمریکا ایکس به قدری می درخشد که کی در این نخستین ساخته اش، آن چنان که شایسته اش است، به چشم نیابد. فارغ از بازی اما، این تجربه اول سازندهٔ آگهی های تجاری و ویدئوکلیپ های موسیقی، اثری شسته رفته با حال و هوائی متفاوت با ذات آثار هالیوودی در اواخر دهه ۱۹۹۰ است. کی در تاریخ آمریکا ایکس روی مسئلهٔ هم چنان حساس نژادپرستی و نئونازی ها در لس آنجلس معاصر دست می گذارد و سعی می کند روایتی تأثیرگذار از تربیت نژادپرستانه و بازخوردهای آن در جامعه اطراف داشته باشد. سیر تحول ̎درک وینیارد̎ در فیلم از پذیرفتنی ترین تغییر روحیات شخصیت ها در تمام فیلم های دهه ۱۹۹۰ است. نگاه کنید به نفرت ابتدای داستان حاصل از حمله شوک آور به سیاه پوست ها توسط ̎درک̎ تا هم ذات پنداری نهائی تماشاگر با این شخصیت در پایان داستان و به هنگام قتل ̎دانی̎. این تحول تدریجی البته حاصل بازی نورتن هم هست. او در این نخستین نقش آفرینی هالیوودی جدی اش ـ پس از ترس اصلی (گریگوری هابلیت، ۱۹۹۶) در کنار ریچاردگیر ـ چنان روح تماشاگر را تسخیر می کند که هیچ جای شکی برای هم دلی با او باقی نمی ماند. نورتن در این جا میزان تسلطش بر تغییر قالب را به نمایش می گذارد؛ چیزی که در کارهای بعدی، او را از مقام یک ستاره به جای گاه یکی از معدود بازیگران واقعی دهه می رساند. با یک پایان غافل گیر کننده و هم تراز با افتتاحیه، نقش آفرینی های حساب شده بازیگران نقش های دوم به ویژه گولد، فیلم برداری رنگی و سیاه و سفید ـ کار خود کارگردان ـ و البته موسیقی شنیدنی دادلی. از بهترین فیلم های سال ۱۹۹۸ و شاید همه دهه که ارزش هایش درگذر زمان و پس از اکران اول دیده شد.
      دیالوگ برتر :"سوئینی ( معلم سیاه پوست دو برادر خطاب به درک ): وقتی من همه چیز، همه کس رو متهم میکردم، برای همه ی دردها و عذابها و چیزهای زننده ای که برای من اتفاق افتاد، دیدم برای مردمم اتفاق میفته. عادت داشتم همه رو متهم کنم، مردم سفید رو متهم میکردم، اجتماع رو متهم میکردم، خدا رو متهم میکردم. جوابی نگرفتم چون سوال های غلط میپرسیدم. تو باید سوال های درست بپرسی .درک: مثل چی ؟سوئینی: کاری کردی که زندگیت رو بهتر کنه ؟"

      منبع: مجله الکترونیکی ویستا

      ویرایش توسط mercedess : ۱۳۹۳-۰۱-۱۲ در ساعت ۰۸:۱۸ قبل از ظهر
      C U In HeLL...