• یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • یک پسر نوجوان به نام کوبو باید به دنبال یک سری وسایل جادویی بگردد تا با استفاده از آنها بتواند روحی که از گذشته آمده را شکست دهد...

  • فیلم داستان واقعی دو مرد جوان به نام های دیوید و افریم است که برنده ی یک قرارداد 300 میلیون دلاری می شوند تا مهمات جنگی آمریکا را در افغانستان تامین کنند و...

  • مکس یک سگ خانگی است که به تازگی مجبور شده سگی دیگر به نام دوک را در کنار خود تحمل کند. اما جدال این دو و اشتباهاتشان باعث می شود به دام ماموران کنترل حیوانات بیافتند و...

  • "دوری" به یاد دارد که در گذشته یِ دور خانواده ای داشته و از همین رو جستجو را برای پیدا کردن خانواده خود آغاز می کند. "نمو" و "مارلین" هم از آنجا که حافظه کوتاه مدت دوری مشکل دارد، او را همراهی می کنند تا گم نشود. این جستجو آنها را به یک موسسه زیر دریایی می کشاند و...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3
    1. #1

      تاریخ عضویت
      دي ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      244
      نوشته ها
      1
      پسندیده : 0
      مورد پسند : 2 بار در 1 پست

      شعر نو از شاعر کهنه

      چند سالی قبل اینجا برو بیایی داشتیم
      عنوانی ، سمتی ، اسم و رسمی داشتیم

      چون که شد دره اینجا تخته از بیخ
      دل ما هم شد از ریشه بیخ

      اول کار من روی کمی داشتم
      از خجالت بالو پری نداشتم

      چون گذشت مدتی طویل اینجا بر من سپر
      رفته رفته این رو بی پروا شد از خود بی خبر

      حال باز بچه ها دور همن
      گردهمایی دارن خوش و خرمن

      فرصتی باشد من هم برخوام گشت
      دل خوشی با اهل دل اغاز خواهم گشت

      اول کار مشکوک شدم به بد وضع
      تف انداختم دیدم نه روبه راه است

      دلم اینجاست اما مشغله زیاد است
      با ممد و ملی و هلنا است

      رامینم که هنوز مشکی هست
      شبنمم که ازاده گشت

      دیدگانم در پی مریم است
      دد من و افسانه و ممد است

      بهار هم که هنوز با سالواتورست
      بقیه یا یادم نیست زین زمان

      یا این که باید بیو بدن هر زمان
      من هم این شعر را سرودم بهر الان

      به یادتان هستم در هر مکان

      اگر این تاپیک من تکراریست
      یا مرجعی دارد ز من پنهانیست

      منتقلش کنید به پیش صاحبش
      انتقالش دهید به همون مرجه اصلیش

      من نیافتم تاپیکش در این وقت کم
      زدم تاپیکی جداگونه بهر این متن کم

    2. #2

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      78
      نوشته ها
      136
      پسندیده : 60
      مورد پسند : 76 بار در 26 پست
      هر چند اسمی از من نبرده بودی حامد جان

      ولی خیلی عالی بود یاد اون روزا افتادم

      مرسی
      حالم خوب است...
      خوب...
      درست مثل مزرعه ای که...
      محصولاتش را ملخ خورده است...


    3. #3

      تاریخ عضویت
      فروردين ۱۳۹۲
      شماره عضویت
      1422
      نوشته ها
      54
      محل زندگی
      مشهد
      پسندیده : 0
      مورد پسند : 0 بار در 0 پست
      یاد شعرای نسترن افتادم
      ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

      مطمئن باش و برو ، ضربه ات کاری بود

      و چه زشت به من و سادگیم خندیدی

      به من و عشقی پاک ، که فقط مال تو بود