• یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • یک پسر نوجوان به نام کوبو باید به دنبال یک سری وسایل جادویی بگردد تا با استفاده از آنها بتواند روحی که از گذشته آمده را شکست دهد...

  • فیلم داستان واقعی دو مرد جوان به نام های دیوید و افریم است که برنده ی یک قرارداد 300 میلیون دلاری می شوند تا مهمات جنگی آمریکا را در افغانستان تامین کنند و...

  • مکس یک سگ خانگی است که به تازگی مجبور شده سگی دیگر به نام دوک را در کنار خود تحمل کند. اما جدال این دو و اشتباهاتشان باعث می شود به دام ماموران کنترل حیوانات بیافتند و...

  • "دوری" به یاد دارد که در گذشته یِ دور خانواده ای داشته و از همین رو جستجو را برای پیدا کردن خانواده خود آغاز می کند. "نمو" و "مارلین" هم از آنجا که حافظه کوتاه مدت دوری مشکل دارد، او را همراهی می کنند تا گم نشود. این جستجو آنها را به یک موسسه زیر دریایی می کشاند و...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      40
      نوشته ها
      54
      محل زندگی
      اینترنت
      پسندیده : 12
      مورد پسند : 26 بار در 17 پست

      یازدهمین فیلم برتر imdb 11=The Lord of the Rings: The Fellowship of the Ring



      کارگردان :
      Peter Jackson
      نویسنده : J.R.R. Tolkien
      جوایز :
      برنده اسکار:
      بهترین فیلم،بهترین کارگردانی،بهترین فیلم نامه اقتباسی،بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: رابرت دنیروبهترین موسیقی فیلم،بهترین کارگردانی هنری
      نامزد اسکار:
      بهترین فیلمبرداری، بهترین جلوه های ویژه، بهترین چهره پردازی، بهترین ترانه



      خلاصه داستان:




      «داستان در سرزمین میانه اتفاق می افتد و در مورد «ارباب تاریکی هاست» که در جست وجوی «حلقه یگانه» که خود ساخته است ولی سال ها پیش در جنگ از دست داده و حالا از محل آن خبر ندارد، می باشد. فیلم با صدای «گالادریل» شروع می شود و ساخت حلقه یگانه توسط ارباب تاریکی، «سائورون» را نشان می دهد، سائورون می خواهد کل سرزمین میانه را تسخیر کند ولی آخرین اتحاد «الف ها و آدم ها» جلوی پیشروی سپاه او را می گیرد، تا این که خود وارد جنگ می شود و پادشاه آدم ها «الندیل» را می کشد. سپر الندیل شاهزاده «ایسیلدور» درصدد انتقام کشته شدن پدرش به «سائورون» حمله می کند و با تیغه شکسته شمشیر پدرش، دستی که حلقه یگانه بر آن بود را قطع می کند. جسم سائورون از بین می رود ولی روحش به دلیل این که با حلقه پیوند خورده است نابود نمی شود. تا وقتی که حلقه در آتش «کوه هلاکت» (همان جا که ساخته شده است) از بین نمی رفت، «سائورون» نیز زنده بود، «ایسیلدور» جذب حلقه شد (این جاست که انسان به رسم همیشه وسوسه می شود) و از نابودکردن آن پرهیز کرد ولی در راه بازگشت در جنگ گروهی و حمله ارک ها(طرفداران سائورون) کشته شد، حلقه در رودخانه افتاد و برای هزاران سال گم شد. تا این که «گالوم» آن را پیدا کرد، حلقه به او عمری طولانی و غیرعادی داد و او برای ۵۰۰سال در غار زندگی کرد تا این که حلقه از فرصت استفاده کرد از گالوم جدا شد و خود را در راه «هابیتی» (موجودات کوچکی با گوش های بزرگ و خاص) به نام «بیلبو بگنیز» قرارداد، ماجرای فیلم از این جا شروع می شود و داستان رسیدن حلقه به فرودو بگینز و سفر او به «ریوندل» و از آن جا رفتن برای نابودی حلقه و خطرات راه در قسمت های بعدی ادامه پیدا می کند. فرود و در این کار تنها نیست و یازده نفر او را در این سفر یاری می کنند و.. »
      یاران حلقه بخش نخست سه*گانهٔ سینمایی ارباب حلقه*ها است که پیتر جکسون در سال ۲۰۰۱ بر اساس کتابی با همین نام اثر جی آر آر تالکین ساخته است.



      نقد فیلم «ارباب حلقه ها: یاران حلقه» به قلم منتقدین نیویورک تایمز و لس آنجلس تایمز


      منتقد: الویس میچل-نیویورک تایمز «احتمالا دو گروه وجود دارند که از اقتباس سینمایی پر زرق و برق جی. آر. ار تالکین«ارباب حلقه‏ها»به یک اندازه ترسیده‏اند، یکی دوستداران و طرفداران پر و پا قرص کتاب و گروه دیگر آنهای که سرتاسر زندگی‏شان از آن‏ دوری گزیده‏اند. امّا قطعا هر دو گروه از نتیجه کار پیترجکسون سازندهء فیلم‏ راضی و خشنودند؛چراکه او در مواجهه با هولناکترین فانتزی کلاسیک تاریخ‏ کاری قهرمانانه انجام داده است.



      جکسون برای تبدیل کتاب به فیلم ناگزیر شده آن‏را به فشرده‏ترین حالت ممکن‏ تبدیل کند. او به عنوان کارگردان و یکی از فیلمنامه‏نویسان «ارباب حلقه‏ها»به‏ خوبی دانسته که آنچه مردم در داستان می‏پسندند، صحنه‏های جنگ میان خیر و شر است. در جشن صد و یازدهمین سالگرد تولد بیلبو، او حلقه‏ای به برادرزاده‏اش‏ فرودو-باا بازی الیجاوود. می‏دهد و همین حلقه، فرودو را بدل به نقطهء نقل‏ درگیری‏های مربوط به آینده دنیا می‏کند. حلقه که به همراه خود«سنگدلی، بدخواهی‏ و تمایل به سلطه بر تمامی زندگی» یک جادوگر شیطانی دارد، باید در سرزمین‏ موردور از این بین برود، یعنی همان جایی‏که به وجود آمده است. حتی گاندالف‏ جادوگر هم از این لحقه هراس دارد.
      در این میان هر گروهی که تمایل به تصاحب حلقه دارد، به نوعی فریب قدرت‏ آن‏را خورده و به فساد و تباهی کشیده می‏شود. حال دیگرچه تفاوتی می‏کند. حلقه به دست چه کسانی بیفتد؛آنها که مقاصد خیرخواهانه دارند و یا افرادی‏ که فقط به خود و منافعشان می‏اندیشند. بدین ترتیب«ارباب حلقه‏ها»لبریز از صحنه‏های درگیری و تعقیب برای در دست گرفتن قدرت می‏شود. پیتر جکسون‏ هم جوهره داستان را در خدمت این صحنه‏های هیجان‏انگیز قرار داده تا به نوعی‏ به خواست مخاطبان پاسخ گفته باشد. کتابهای تالکین در عصری نوشته و سینه‏به‏سینه نقل شد که فانتزی هنوز مثل‏ جهان امروز به فرهنگ غالب تبدیل نشده بود به همین دلیل است که بخش‏ اعظم از فیلم برای آنهایی که حتی کوچکترین آشنایی هم با کتاب ندارند، آشنا به نظر می‏رسد. می‏توان در بخشهایی«ارباب حلقه‏ها»را تا حدودی مشابه‏ «جنگ ستارگان»و خود جکسون را دنباله رو جرج لوکاس دانست. گویی او در ساخت اثر به«جنگ ستارگان»و همهء فیلم‏های که در 30 سال اخیر شامل‏ جنگ‏های حماسی فراجهانی بوده‏اند نظر داشته است. در هیچ کجای فیلم جایی‏ برای زنان در نظر گرفته نشده و زنانی هم که درگیر ماجرا می‏شوند چنان حضور کوتاهی دارند که گویی شبح و اوهام هستند. جکسون برای اینکه تماشاگران بتوانند میان گروه‏های درگیر تمایزی قابل شوند، موهای افراد هر گروه را به‏ سبک گروه‏های موسیقی دهه هفتاد آرایش کرده است؟ گروه‏هایی نظیر آئرواسمیت، پیتر فرامپتن و برادران آلمن» منتقد: کنت توران- لس آنجلس تایمز «در اولین نگاه به سه‏گانه«ارباب حلقه‏ها»آنچه جلب توجه می‏کند، اعداد و ارقام هستند. هر سه فیلم این مجموعه به صورت پی‏درپی و در زمانی معادل‏ 274 روز و صرف بودجه 300 میلیون دلار درخام نیوزیلند ساخته شد و همین‏ امر کافی است تا چشم هر بیننده‏ای از شگفتی گرد شود. اما هوش، هنر، خلاقیت و احساس پیتر جکسون چنان به ثمر نشسته که در تماشای اولین‏ قسمت از تریلوژی«ارباب حلقه‏ها». همه حواشی پروژه و دلارهای هزینه شده‏ به فراموشی سپرده می‏شوند.



      خط داستانی فیلم بسیار ساده است:نه نفر در سفری خطرناک برای نجات‏ جهان به پیش می‏روند. اما ماجراها و رویدادهای این سفر و ذات و جوهره آن‏ جهان به قدر کافی پیچیده و عجیب است که سادگی داستان رخ نمی‏نمایند و این دقیقا همان چیزی است که جی. آر. ار تالکین مد نظر داشته است. این‏ نویسنده موفق به قدری کمال‏گرا و مسامحه‏گر بود که برای نوشتن کتاب هزار صفحه و اندی‏اش بیش از 14 سال وقت صرف کرد و می‏توان گفت که‏ جکسون هم در مقام کارگردان، نویسنده و تهیه‏کننده «ارباب حلقه‏ها» تمامی‏ سعی خود را به کار برده تا به اصل داستان وفادار بماند. آنچه این روزها با موفقیت بر پرده سینماهای ایالات متحده و اروپاست نشان می‏دهد که فیلمساز در کار خود کاملا موفق بوده است.
      مهم‏ترین کار او در جریان تولید«ارباب حلقه‏ها»، توجه ویژه او به خلق‏ شخصیت‏هاست. فیلم همانند اثر موفق پیشین او یعنی «مخلوقات آسمانی»، درامی روانشاسانه نیست. واقعا از عجایب روزگار است که فیلمسازی چون‏ جکسون با علاقه شدیدی به پیچیدگی‏های فطرت بشری، اشتیاق خود را به‏ خلق اثری حماسی با بودجه سرسام‏آور نشان دهد و در عمل هم این همه‏ تفاوت را به منصه ظهور برساند. شخصیت‏های فیلم نه تنها با هوشمندی به‏ تصویر کشیده شده‏اند، بلکه انتخاب بازیگران هم با همان زیرکی و زکاوت‏ انجام شده شده‏اند، بلکه انتخاب بازیگران هم با همان زیرکی و زکاوت‏ انجام شده است؛حتی اگر برخی انتخاب‏ها چندان عاقلانه نباشند. کیت‏ بلانشت در نقش ملکه گالادریل، عالی است. ولی شگفتی اصلی را باید لیوتایلر دانست که یکی از بهترین نقش آفرینی‏هایش را به عنوان شاهزاده آرون ارایه‏ می‏دهد. شاید بتوان برای هریک از نه شخصیت جستجوگر«ارباب حلقه‏ها» جایگزین‏ مناسب دیگری معرفی کرد، اما بی‏تردید یان مک کلن 62 ساله به نقش‏ گاندالف جادوگر، شخصیت مرکزی و بی‏بدیل فیلم لقب می‏گیرد. دیدن جیمز ویل «خدایان و هیولاها» در هیبت یک جنگجوی تمام و کمال علیه نیروهای‏ شر یعنی درک توانایی‏های بازیگری بزرگ و کم‏نظیر. گرچه«ارباب حلقه‏ها» دو ساعت و 58 دقیقه به طول می‏انجامد، اما از حس‏ ماجراجویانه فیلم هرگز کاسته نمی‏شود و قهرمانان داستان خطرات فراوانی‏ را از سر می‏گذرانند» این یادداشت ها بعد از اکران قسمت اول فیلم نوشته شده اند. منبع: مجله نقد سینما » اسفند 1380 - شماره 30 پایگاه مجلات تخصصی نور



      نگاهی به فیلم ارباب حلقه ها: یاران حلقه


      نیوزیلند، دهکده‏ای در شایر. فرودوبگینز در صد و یازدهمین سالروز تولد عمرش بیلبو و پس از ناپدید شدن او، صاحب حلقه‏ای می‏شود که بیلبو آن‏ را طی ماجرایی طولانی نصاحب کرده است. بنابر اعلام گاندالف جادوگر، این حلقه قرن‏ها پیش و به‏ دست سارون ساخته شده و برای حکومت بر بخش‏ وسیعی از سرزمین او به کار می‏رفته است. حالل سارون با دانستن جای حلقه، 9 نفر از سواران سیاه‏ و شرور خود را برای بازپس گرفتن آن فرستاده که‏ اگر حلقه به دست سارون بیفتد، مردم آزاد منطقه‏ به هلاکت و نیستی دچار می‏شوند.



      گاندالف ضمن ترغیب فرودو از او می‏خواهد که حلقه‏ را به خارج از منطقه شایر و دهکده بری ببرد. در آن‏جا، آنها مورد حمله سه سوار سیاه قرار می‏گیرند، اما فردی به نام استرایدر به آنها پیناه می‏دهد و از آن‏ پس رهبری گروه را به عهده می‏گیرد. حمله مجدد سواران در تپه‏ای در همان حوالی به لطف قدرت‏ حلقه با شکست مواجه می‏شود. فرودو که به سختی‏ مجروح شده، توسط زنی به نام ارون و نامزدش به‏ منطقه امن ریوندل منتقل می‏شود و در انجا به‏ عمویش بیلبو و گاندالف می‏پیوندد که به تازگی از چنگال سارومن جادوگر و نیروهای سارون گریخته است. در جلسه‏ای این سه نفر تصمیم می‏گیرند حلقه را به‏ سرزمین موردور که محل ساخته شدن آن است، برگردانند. فرودو که خود داوطلب انجام این مأموریت‏ خطرناک شده به همراه 8 نفر دیگر از دوستانش شامل‏ سام، مری و پییپین، لگولاس، آراگرن، بورومیر و گاندالف‏ پای در راه می‏گذارد. این عده در کوه‏های مه گرفته و در قلمرو مردان سارون پیش می‏روند.
      گاندالف درگیر جنگی با روح شیطانی بالروگ می‏شود و سایرین به همراه حلقه گریخته و وارد قلمرو ملکه‏ گالادریل می‏شوند. سپس سوار پرقایق شده و بر روی‏ رودخانه بزرگ به سوی جنوب می‏روند. بورومیر می‏خواهد حلقه را از فرودو بگیرد و آن‏را برای رهایی مردم منطقه‏اش‏ از شر سارون ببرد، امّا فرودو می‏گریزد و همراه سام به‏ سمت موردور می‏رود. مری و پیپین که توسط نیروهای‏ شرور محاصره شده‏اند، توسط بورومیر نجات می‏یابند و بورومیر در این راه جان خود را از دست می‏دهد. آراگرن، لگولاس و گیملی بر آن می‏شوند تا با سرگرم کردن‏ تعقیب‏کنندگان، به فرودو و سام این امکان را بدهند که‏ راحت‏تر به مقصد خود در شرق برسند. فیلم «ارباب حلقه ها» بر اساس مجموعه کتاب های «جی. ار. ام. تالکین» ساخته و عرضه شده است. تالکین در سال ۱۹۷۳ در و اجل به او اجازه نداده که شیرینی، تصویری شدن آثارش را بچشد و موفقیتی این چنینی را درک کند. اما کتاب های مذکور برای خود مشتريان و طرفداران تقريباً ثابتی پيدا کرده اند. هاليوود و سينما تا پيش ار اين به سراغ اين منبع عظيم فانتزی و ماجرايی نرفته بود. البته رالف باکشی، انيماتور معروف، 24 سال پيش يک نسخه انيميشن بر اساس نيمی از افسانه ارباب حلقه ها ساخت و ارائه کرد. ارباب حلقه ها رويکرد کاملاً متفاوتی را در برخورد با مقوله جلوه های ويژه اتخاذ کرده است. اين فيلم به رغم بهره گيری گسترده اش از انواع جلوه های ويژه رايانه ای و ديجيتالی، هرگز مقهور و مرعوب اين جلوه های ويژه پيشرفته اش نمی شود. در کمال تعجب شاهديم که جلوه های ويژه به رغم تمامی اعجاب برانگيز بودنش، نه تنها به خط داستانی قوی فيلم و مايه های غنی دراماتيک آن، هيچ لطمه ای وارد نکرده است بلکه سبب تقويت آن نيز شده است. اين ويژگی، مهم ترين و قابل ستايش ترين ويژگی فيلم ارباب حلقه ها به شمار می رود. فيلم در عين حال که چشمان تماشاگر را به سوی خود خيره می کند و او را در دنيايی از اکشن و ماجرا و فانتزی غرق می کند، همچنين ارتباط مداوم و بسيار نزديک تماشاگر را با کاراکتر های متنوعش حفظ می کند، و اين دستاورد کمی برای فيلمی در ژانر فوق، نيست. این فیلم از معدود فیلم هایی است که سرسپردگی عمیق کارگردانش را به رمان اصلی نشان می دهد «پیتر جکسون» تمام توانایی اش را برای ادای دین و احترام به کار گرفته و نتیجه ای جذاب از فیلم ساز و نویسنده خلق کرده است. یکی از نکات قابل توجه سه گانه «ارباب حلقه ها» حس تشویش و نگرانی است که در بیننده ایجاد می شود، در این حماسه زیبا همان حس تعلیقی که در شخصیت های فیلم موجود است، بدون کم و کاست به مخاطب القا می شود. یکی ديگر از ويژگی های فيلم، سکانس های اکشن آن است که بدون اينکه از خون و خون ريزی در آن ها نشانی باشد، تماشاگر را به سر حد هيجان می رساند. ضرباهنگ استادانه فيلم که ثمره کار خلاقه پيتر جکسون نيوزيلندی است نيز عامل بسيار مهمی است تا تماشاگر از تماشاي اين فيلم طولانی سه ساعته دچار خستگی و کسالت نشود. «ارباب حلقه ها» از معدود فیلم هایی است که هر چه جلوتر می رود جذاب تر و تماشایی تر می شود و این موکد قدرت و توانایی کارگردان می باشد. موسيقی متن هاوارد شور، فيلمبرداری اندرو لزنی، تدوين جان گيلبرت، طراحی توليد گرانت ميجر، و نيز کار طراحان لباس و گريم، همگی در سطح بسيار بالايی است. اما ارباب حلقه ها از عيب و ايراد مبری نيست. رگه ها و مايه های رمانتيک فيلم، درست از کار در نيامده است. علاوه بر اين برخی از کاراکتر ها به درستی پرداخته نشده اند. نکته ديگر، از کف رفتن غنای ادبی کتاب تالکين است. در کتاب، ما با «هابيت» هايی رو به روييم که می نوازند و شعر می خوانند. به نظر برخی از طرفداران کتاب، اين بخش از کتاب اهميت بسياری داشته که از سوی فيلمنامه نويسان و کارگردان حذف شده است. همچنين بسياری از کاراکتر های کوچک و حاشيه ای – اما جذاب – که در کتاب وجود دارند، از فيلم حذف شده اند. البته بايد به اين نکته توجه داشت که برگرداندن يک کتاب 1000 صفحه ای به يک فيلم سينمايی، به خودی خود سبب حذف بسياری از بخش های کتاب می شود.

      منبع: آردا، دنياي تالکين



      گفتگوی مجله پریمیر با پیتر جکسون کارگردان فیلم ارباب حلقه ها


      مترجم : نیلوفر حق جو "پیتر جکسون در 31 اکتبر 1961 در نورث آیلند کشور نیوزیلند به دنیا آمد. وی از همان کودکی علاقه خود به فیلم سازی را نشان داد. جکسون در 22 سالگی در تدارک فیلمی ماجرایی به نام " بدمزه" بر آمد که زندگی اش را تغییر داد. فیلم در کن با استقبال رو به رو شد و چندی بعدبه دلیل طنز غریب و استفاده فراوان از جلوه های ویژه تبدیل به اثری متمایز شد. پس از موفقیت نسبی بدمزه جکسون در مقام کارگردان خود را شناساند. جکسون نخستین فیلم حرفه ای اش را در سال 1992، به نام مرده مغز ساخت. آثار اولیه جکسون در عرصه جهانی فیلم های متوسط و بعضا سطح پایینی هستند ، اما با توجه به ساختشان در کشور نیوزیلند ، هزینه کم و نوآوری هایی که جکسون از خود نشان داده قابل توجه هستند. جکسون عمده فیلم نامه هایش را با همکاری همسرش فرانسیس والش ( Fran Walsh ) می نویسد. در سال 1996 جکسون فیلم«اشباح علیه اشباح» را با بودجه‏ای کمتر از آنچه پیش‏بینی می‏شد ساخت اما این فیلم با استقبالی که شایسته‏اش‏ بود مواجه نشد.در همان دوران تحقیقاتی در خصوص حقوق اقتباس از رمان«ارباب حلقه‏ها» انجام می‏داد. ارباب حلقه ها ، شاهکار جی.ار.تالکین ( J.R.Talkin ) از جمله داستان های بسیار محبوب در نزد غربیان بود که سینما بارها بر روی آن دست گذاشته بود و برای به تصویر کشیدن آن کمپانی های بزرگی برای خریدن حق اقتباس آن پیش قدم شده بودند. اما سرانجام پس از چندین بار واگذاری پروژه سرانجام کمپانی نه چندان بزرگ ( در مقایسه با کمپانی های دیگر ) نیولاین ( New Line Cinema )بود که پذیرفت ذهنیت درخشان تالکین را در خلق ماجرایی حماسی و اسطوره ای با ویژگی های منحصر به فرد به فیلم برگرداند.



      با وجود آنکه ساخت ارباب حلقه ها خود یک ریسک بزرگ بود ، سپردن آن به دست کارگردانی جوان و نه چندان مشهور ، ریسک بزرگتری بود. با وجود این جکسون نه تنها از پس این پروژه به خوبی برآمد بلکه پس از درخشش این فیلم توانست خود را به عنوانی فیلم سازی طراز اول معرفی کند ، فیلم سازی که می توان به راحتی بر روی او سرمایه گذاری کرد. جکسون خود درباره سه گانه ارباب حلقه ها گفته است:
      « کار بزرگی بود ، ولی آن را فیلمی شخصی قلمداد می کنم. این مهم ترین فیلم زندگی من است. وقتی 18 ساله بودم کتاب تالکین را خواندم و از آن به بعد همیشه بی صبرانه منتظر بودم تا فیلمش هم ساخته شود. بیست سال گذشت و من دیگر توانم را از دست دادم... با یاد آوری گذشته به گمانم در ابتدا قدری خام بودیم. فکر نمی کنم در ابتدا هیچ کس می دانست که کار چقدر دشوار و پیچیده خواهد بود. به هر حال ما دست به کار شدیم و فکر کردیم که می توانیم آن را به انجام برسانیم...» این پروژه با نگارش فیلمنامه در سال 1997 شروع شد.چند ماهی کار تدارکات به طول‏ انجامید،و کل کار فیلمبرداری در عرض 15 ماه‏ انجام گرفت و تقریبا نزدیک جشن نوئل سال‏ 2000 به پایان رسید.روی هر سه اپیزود همزمان‏ کار می‏شد.و به همراه گروهش بعد از پایان کار فیلمبرداری بلافاصله کارهای بعد از تولید اپیزود اول را آغاز کرد.اما جکسون با وجود حجم بالای‏ کاری که انجام می‏دهد همچنان چاق و جوان‏ باقی‏مانده و نسبت به 13 سال پیش که اولین‏ فیلم خود را در کن ادائه داد تغییر زیادی نکرده‏ است. شرح گفتگو: >فکر می‏کنید نسبت به زمانی‏که‏ طی تعطیلات آخر هفته در باغ‏ اختصاصی خودتان فیلم می‏ساختید تفاوت فاحشی کرده‏اید؟ -خیلی جالب است...امسال در کن بیست‏ و شش دقیقه از فیلم«ارباب حلقه‏ها»در همان سالنی به نمایش درآمد که سیزده سال‏ پیش«ذائقة بد»به نمایش درآمده بود.فکر نمی‏کنم به عنوان یک فیلمساز واقعا تغییر چندانی کرده باشم.من فیلم‏های متفاوتی‏ می‏سازم که همه آنها یک وجه مشترک‏ دارند؛همه آنها مخاطب خود را به مکان‏هایی‏ می‏برند که در واقعیت امکان حضور در آن‏ مکان‏ها وجود ندارد.آلفرد هیچکاک می‏گفت: «بعضی از فیلم‏ها برش‏هایی از کیک هستند.» من عاشق چنین برداشتی از سینما هستم و با آلفرد کاملا هم عقیده‏ام.نقطهء اشتراک‏ «ذائقة بد»و«ارباب حلقه‏ها»در اینجاست‏ که هر دو فیلم شما را به سوی تجربهء چیزی‏ غیر متعارف رهنمون می‏سازند. «ارباب حلقه‏ها»نقطهء اوجی است که می‏توان‏ برای یک سفر سینمایی متصور شد. همه دست‏اندرکاران این پروژه‏ احساس مشترکی دارند؛همگی‏ احساس می‏کنند که در تکوین‏ واقعهء منحصر به فردی دخالت‏ داشته‏اند. تصور می‏کنم آدم چنین احساسی را فقط یک‏ بار در زندگی تجربه می‏کند.هرچه در آینده‏ بسازم به این اثر شباهت نخواهد داشت.دیگر هرگز این فرصت را نخواهم داشت که پانزده‏ ماه پشت سر هم روی یک پروژه کار کنم. هرگز گروه بازیگرانی چنین هماهنگ نخواهم‏ یافت.وقتی گروهی چنین تجربه‏ای را پشت‏ سر می‏گذارند به اعضای یک خانواده بدل‏ می‏شوند.اما در یک پروژهء عادی همه جمع‏ می‏شوند،کار فیلمبرداری ملی هشت تا ده‏ هفته انجام می‏شود و بعد هرکس پی زندگی‏ خود می‏رود.در طول این همکاری‏ها،گاه‏ دوستی‏های عمیقی شکل می‏گیرد.اما وقتی‏ کار پانزده ماه به طول می‏انجامد این دوستی‏ها ابعاد دیگری به خود می‏گیرند.حتی در اوج‏ خستگی همه باهم شوخی می‏کردند و هیچ‏ تنشی وجود نداشت. >آیا برای درک«ارباب حلقه‏ها» خواندن کتاب‏های تولکین امری‏ اجتناب‏ناپذیر است؟ -نه،این فیلم‏ها برای کسانی‏که ااثر تولیکن‏ را خوانده‏اند و آنها را دوست دارند و نیز کسنی‏ که هرگز آنها را نخوانده‏اند قابل درک است. داستان به شیوه‏ای کاملا ساده و مستقیم‏ روایت شده تا مخاطبین بتوانند آن‏را دنبال‏ کنند.البته امیدوارم همین‏طور باشد.کسانی‏ که کتاب تولکین را نخوانده‏اند از این امتیاز بزرگ برخوردارند که نمی‏دانند چه اتفاقاتی‏ در طول داستان رخ خواهد داد.پس فیلم‏ برای این عده جالب‏تر خواهد بود. >نظرتان دربارهء نسخه‏ای که رالف‏ باکشی در سال 1978 ساخته‏ چیست؟و آیا روی شما تأثیر به‏ خصوصی داشته؟ -برایم جالب بود چون وقتی آن‏را دیدم هنوز کتاب را نخوانده بودم.این فیلم مرا به خواندن‏ کتاب ترغیب کرد.فکر می‏کنم نیمه اول‏ فیلم خوب پیش رفته اما در نیمه دوم همه صحنه‏ای از چیز مبهم و درهم و برهم است.یک مقدار فیلم ارباب حلقه‏ها گیج شدم به علاوه این فیلم داستان را تا پایان‏ روایت نمی‏کند. >مدت‏های مدیدی این تصور وجود داشت که کتاب تولکین قابل‏ اقتباس سینمایی نیست.کار روی‏ چنین اثر حساسی دشوار نبود؟ -هم خوشحال بودم و هم متأثر!برای من‏ بهترین روش اقتباس این بود که بخشهایی‏ از اثر را که دوست داشتم ببینم،به تصویر بکشم.به تعداد خوانندگان این کتاب تفسیرهای متعدد از آن وجود دارد.هرکسی‏ برداشت خودش را دارد.من این شانس را داشتم که برداشت شخصی خودم را به تصویر بکشم حتی اگر ربطی به چیزی که سایرین‏ می‏توانند از آن متصور شوند نداشته باشد. >آیا با چیزی مواجه شدید که‏ به تصویر کشیدنش دشوار باشد؟ -خیلی چیزها!می‏شود به متن وفادار بود اما نه کاملا.نوشته و تصویر دو چیز کاملا متفاوت‏ هستند.روایت داستانی در سه فیلم،حتی‏ اگر مربوط به سه کتاب باشد،عملیات متفاوتی‏ را می‏طلبد.براای تبدیل قصه با فیلم مجبور هستی کارهایی مثل متراکم کردن،جدا ساختن،حذف...انجام دهی.بعضی از عناصر کتاب روی پرده خوب از آب در نمی‏آیند.آنچه باید تغییر کند پدیدار می‏شود. در نهایت امیدوارم تغییراتی که ایجاد کردم‏ دوستداران تولکین را عصبانی نکند. >می‏توانید یک‏ مثال‏ در این‏ رابطه بزنید! -مثلا مجبور شدیم شیوهء روای داستان را تغییر دهیم کتاب به‏طور همزمان تعداد زیادی‏ پرسوناژ گوناگون را ارائه می‏دهد،تولکین‏ تمایل داشته هر پرسوناژ را تا لحظه‏ای که‏ همگی دور هم جمع می‏شوند دنبال کند.در کتاب سایر پرسوناژها آنچه برایشان اتفاق‏ افتاده را رونایت می‏کنند.اما در فیلم چنین‏ چیزی ممکن نبود و ترجیح دادیم آنچه در زمان واقعی اتفاق می‏افتد را نشان دهیم. بدین ترتیب گره‏های مختلف داستان به‏طور منطقی در نقطه‏ای باهم تلاقی پیدا می‏کنند. >در رابطه با استفاده از تصاویر ترکیبی،آیا از تجربیاتی که موقع‏ کسب کردید بهره‏مند شدید؟ -من این تجربه را مدیون رابرت زمکیس‏ هستم‏[مدیر تولید فیلم اشباح علیه اشباح‏]. زمکیس عقیده دارد که تصاویر ترکیبی تنها وسیله‏ای در خدمت فیلمساز هستند؛مثل‏ دوربین،لنز،جرثقیل یا تراولینگ...طرز تفکر جالبی است.این جلوه‏های کامپیوتری‏ هستند که به تصویر کشیدن اثری چون‏ «ارباب حلقه‏ها»را میسرکرده‏اند.زمانی‏ طولانی اقتباس از این رمان امری غیر ممکن‏ بود به عنوان مثال تنها دو سال است که‏ برنامه‏های کامپیوتری امکان نمایش دقیق‏ موها و پوست حیوانات را به صورت تصاویر ترکیبی برایمان فراهم آورده‏اند. برنامه‏های گوناگونی در دسترسمان بود اما مجبور شدیم برنامه‏هایی هم برحسب نیازمان‏ طراحی کردیم این امکان را فراهم می‏ساخت‏ تا همه پرسوناژهای حاضر-حتی وقتی‏ تعدادشان به 20000 نفر می‏رسید-دارای مغز و هوش باشند.با انتخاب هرکدام از پرسوناژها تصویری ظاهر می‏شد که درواقع تصویر همان صحنه از زاویه دید آن پرسوناژ بود،و آنچه او در مقابلش می‏دید می‏توانست‏ تعیین‏کننده رفتارش باشد. این موضوع به‏طور قابل توجهی به کار حرکت‏ دادن پرسوناژها کمک می‏کرد.تنها کافی بود آنها را در دورنمایی رها کنیم، دیگر خودشان قادر بودند فی البداهه حرکت‏ کنند.شاید کمی مضحک به نظر برسد. طوری طراحی شده بود که بعضی از کامپوترها به عنوان اهالی اورک و بعضی به عنوان‏ گوندوریان‏ها واکنش نشان دهند.تنها کافی‏ بود یک کلید را فشار دهیم.بعضی از آنها با دیدن پرسوناژهای دیگر به جای نبرد پا به فرار می‏گذاشتند.با مشاهدهء این منظره‏ این ایده در ذهن آدم شکل می‏گرفت که‏ کامپیوترها واقعا باهوش‏تر از انسانها شده‏اند! چطور بازیگران بدون اینکه چیزی‏ در مقابلشان باشد بازی می‏کردند؟ -این مسأله مشکلی برایشان ایجاد نمی‏کرد.وقتی در حال گرفتن صحنه‏ای‏ بودیم که یان مک کلین(در نقش‏ گاندالف)برای نخستین بار آن موجود غول‏ پیکر را می‏بیند درواقع در مقابلش چیزی‏ نبود جز یک تکه چوب قرار داده شده بود.او ظاهر این موجود کریه را تنها چند ماه بعد کشف کرد.بازیگران بهاین شیوه عادت‏ دارند.تظاهر کردن،حرفه آنهاست.آنها باید در ذهنشان لحظه‏ای را تجسم کنند که در واقعیت وجود ندارد،و باید موفق شوند مخاطب‏ را به باور آنچه که وجود خارجی ندارد رهنمود سازند. >چطور موفق شدید این‏ پرسوناژهای کوتوله را ما بین‏ پرسوناژهایی به این بلندی جای‏ دهید؟ -با خواندن کتاب خیلی زود درمی‏یابیم که‏ پرسوناژها خیلی کوتاه قد هستند اما در طول‏ داستان به این موضوع‏ عادت می‏کنیم و کم‏کم‏ آن‏را فراموش می‏کنیم. ولی همین کوتوله‏ها به‏ سوی ماجراجویی در دنیای شرور آدم بزرگ‏ها کشیده می‏شوند.برای‏ نشان دادن این دو گروه‏ در کنار هم از تکنیک‏های‏ بسیار پیچیده‏ای استفاده‏ کردیم،مثل پردهء آبی و... همچنین به عنوان بدل‏ کوتوله‏ها از افرادی با قدی زیر یک متر استفاده‏ کردیم.البته بدل‏های بلند قد هم داشتیم که پیتر جکسون‏ بلندترین آنها نزدیک به دو متر و سی سانت‏ بود. >چطور تهیه‏کننده قبول کرد که کار رادر نیوزیلند جلوی دوربین ببرید؟ -مقامات نیولاین(مؤسسهء آمریکایی‏ تهیه‏کنندهء فیلم‏]هیچ‏وقت دربارهء محل‏ فیلمبرداری صحبتی به میان نیاورند.انتخاب‏ نیوزیلند فقط به این خاطر نبود که من در آنجا زندگی می‏کنم بلکه همه عقیده داشتند نیوزیلند از لحاظ تنوع مناظر ایده‏آل است. به علاوه ما از کمک‏های دولت نیوزیلند نیز بهره‏مند شدیم.آنها برای صحنه‏های نبرد یک گردان نظامی در اختیارمان گذاشتند. خیلی جالب بود.آنها تعداد زیادی شمشیر. کمان و سپر به ما دادند. >زبان‏هایی که تولکین اختراع کرده‏ بود مشکل ساز نشد؟ -سعی کردیم به واقع‏گرایانه‏ترین وجهی آنهارا بازسازی کنیم.به علاوه فیلم زیرنویس‏ دارد. >به کدامیک از پرسوناژها احساس‏ نزدیکی بیشتری می‏کنید؟ -بدون هیچ بحث و جدلی اعتراف می‏کنم‏ که یک کوتوله هستم.و بدون تردید بیلبو: چون ماجراجویی را دوست ندارد و ترجیح‏ می‏دهد.در خانه بماند و کنار آتش کتاب‏ بخواند.من هم وقتی پروژه‏ای را به پایان‏ می‏رسانم دوست دارم همین کار را بکنم. مترجم: نیلوفر حق جو منبع: مجله نقد سینما » شماره 30 ، دانشنامه رشد سایت نورمگز



      نگاهی به کتاب یاران حلقه و دنیای تالکین: معمار سرزمین میانه


      نویسنده: شهناز صاعلی‏ «حلقه‏ای است از برای حکم‏راندن، حلقه‏ای است برای یافتن حلقه‏ای است از برای آوردن و در تاریکی به هم پیوستن حلقه‏ای سه برای پادشاهان الف در زیر گنبد نیلی حلقه‏ای هفت برای فرمان‏روایان دورف در تالارهای سنگی حلقه‏ای نه برای آدمیان که محکوم به‏ مرگ‏اند و فانی و یکی از برای فرمان‏روای تاریکی بر سریر تاریکش در سرزمین موردو و سایه‏های آرمیده‏اش حلقه‏ای است از برای حکم راندن،حلقه‏ای‏ است برای یافتن حلقه‏ای است از برای آوردن و در تاریکی به‏ هم پیوستن در سرزمین موردو و سایه‏های آرمیده‏اش» تالکین:این اثر نه فقط ثمرهء الهام و تخیل، بلکه خون و عرق و اشک است. به نظر تالکین،فانتزی موفق به خوانندهء خود این امکان را می‏دهد که‏ داوطلبانه و موقتا بی‏اعتقادی خود را نسبت به آن‏چه می‏خواند، کنار بگذراد و از این رهگذر،دنیای تخیلی را به عنوان‏ امری واقعی بپذیرد چنگ آورد و بزرگ‏ترین قدرت شود. ساختار و اصول زیبایی شناختی ارباب‏ حلقه‏ها تا وقتی که اصول زیباشناسی حاکم بر دنیای داستان تخیلی حاکم و تفاوت آن را با قوانینی که بر قلمرو دنیای واقعی ملموس‏ و ادبیات واقعگرا حاکم است،نشناسیم، درک و قضاوت درستی از ارباب حلقه‏ها نخواهیم داشت.دنیای فانتزی دنیای‏ آرزوهای به واقعیت درآمده،شرح‏ زیبایی‏های گذشته،احساس و شرارت‏ فاسد یا رستگاری است.نویسندهء دنیای‏ تخیلی،نیازمند انظباط شخصی نیرومندی‏ است،اما متضاد با آن چه نویسندهء واقع‏گرا دارد. رئالیسم(به معنای وسیع و کلی آن) ایده‏آل‏های خاص خود را دارد(مانند رئالیسیم اجتماعی که در آن،حوادث و شخصیت‏ها در خدمت اهداف ایدوئولوژیک‏ هستند).رئالیسم هرچه بیشتر به سوی‏ آرمان‏گاریی پیش برود،به فانتزی‏ نزدیک‏تر می‏شود.ادبیات فانتزی،به نوبهء خود براساس زیبایی‏شناسی خاصی شکل‏ می‏گیرد.




      تالکین،در سخنرانی مهم خود دربارهء ادبیات تخیلی و نیز اسطوره‏شناسی، مهم‏ترین نظریات بدیع خود را در این باره‏ اظهار داشت.از نظر تالکین،نیاز دنیای‏ معاصر به ادبیات تخیلی،دقیقا در ارتباط با فضای واقعی است.دنیای ما انباشته از جنگ،فقر،مسکنت و بیماری است و چون‏ ما ترجیح می‏دهیم در جهان سالم‏تر و آسوده‏تری زندگی کنیم،به ادبیات تخیلی‏ روی می‏آوریم.تالکین این حالت انسان‏ معاصر را برای رفتن به زمان‏ها و مکان‏های بسیار دور و روزگاران پیشین،با حالت یک زندانی مقایسه می‏کند.زندانی‏ در زندان،در فضایی بسیار دلتنگ کننده و محدود محصور است.او می‏کوشد برای رهایی از این دلتنگی و یأس،از زندان بگریزد.چنین‏ فراری مانند گریخت به ادبیات تخیلی است. البته نه چون هوسی کودکانه برای گریختن و رهایی از مسئولیت‏های روزانهء زندگی واقعی، بلکه آرزویی است برای یافتن دنیایی غیر از آن‏ چه در آن زندگی می‏کنیم.وقتی آن چه اکنون‏ هست،غیر قابل قبول باشد و آینده‏ای ترس آور در پیش رو،مردم طبیعتا به گذشته روی می‏آورند یا به دیگر جای‏های واقعی یا خیالی برای این که‏ آسایش خیال به دست آورند و الهام بگیرند.
      در ادبیات تخیلی،دنیای پریان،اژدها، جادوگران،جنگل‏های سحر شده،اغلب،خوب‏تر و بی‏ضررند از دنیایی است که در آن زندگی‏ می‏کنیم با بمب‏ها و سلاح‏های ماشینی آن. بر عکس دنیای واقعی،دنیای فانتزی جایی است که در آن خیر و شر کاملا از هم تمایز یافته‏اند(و بنابراین در مرحلهء بعد،اجتناب ناپذیرند)؛جایی‏ که نظام رفتاری بر شناختی فطری تکیه دارد و در پایان،با انکار بدی‏ها و رذایل،به فضایل و خصلت‏های نیک پاداش داده می‏شود.در دنیای‏ فانتزی،خطر شاید همیشه وجود داشته باشد،اما همواره می‏توان،ولوه به سختی و دشواری،آن را با قلبی پاک،خالص و مصمم و شمشیری محکم‏ نابود کرد.به نظر تالکین،فانتزی موفق به‏ خوانندهء خود این امکان را می‏دهد که دواطلبانه‏ و موقتا بی‏اعتقادی خود را نسبت به آن چه‏ می‏خواند،کنار بگذراد و از این رهگذر،دنیای‏ تخیلی را به عنوان امری واقعی بپذیرد.تالکین‏ معتقد است که قاعدهء مهم در آفرینش دنیای‏ تخیلی،این است که نویسنده،از همان عناصر دنیای واقعی که کاملا آشنا هستند،بهره گیرد و سپس آن‏ها را با قوانین خاص خود(نویسنده)و نظام طبیعت هماهنگ و موافق سازد چنین‏ دنیایی حواس یا احساسات را بی‏معنی و بی‏ارزش و احمقانه جلوه نمی‏دهد؛اگرچه‏ ممکن است تصورات آشکار غیر ممکنی چون‏ غول‏های یک چشم یا کوتوله‏های نامریی را رواچ دهد.چنین جهانی،حتی در پوچی و بی‏معنایی نیز عقلانی و همساز و منسجم‏ است. هر گاه دنیای تخیلی،در هماهنگی با دنیای واقعی باشد(البته با گوناگونی‏ها و اختلافات آن)،قصه‏گو یا سازندهء اسطوره، کم از یک خالق ثانی نیست.او«سرزمین‏ هیچ وقت و هرگز»ی را کشف می‏کند که‏ در یک زمان،هم مشابه و هم غیر مشابه‏ با جهان ماست.تالکین لقب خالق ثانی را شایسته کسی می‏داند که بازگویی و نقل‏ قصه‏های قدیمی یا تاریخی فراموش شده‏ را پیشه خویش ساخته است.بنابراین،خالق ثانی‏ کسی نیست جز نویسندهء خلاق که کاشف‏ قسم‏خورده و جدی دنیای دیگری جدای از دنیای ماست. دنیای فانتزی،قوانین خاص خود را دارد که‏ بر اساس جهان‏بینی نویسندهء فانتزی،به عنوان‏ یک خالق ثانی،آفریده شده است.این قواینین، خواننده را از دنیای اول خارج و وارد دنیای دوم‏ می‏کند و از آن جا که شخصیت‏های دنیا فانتزی،اکثرا در نقش قهرمان یا تبهکار،مردان‏ عاقل یا احمق عمل می‏کنند،ارزش یک کار فانتزی متکی بر واکنش‏های متحمل نیست‏ (چنین اعمالی متحملی در دنیای فانتزی امری‏ کاملا عادی تلقی می‏شود)،بلکه مبتنی بر غنا و کیفیت کنش‏هاست.داوری درباره غنا یا کثرت‏ کنش‏ها کار مشکلی نیست؛حتی یک خوانندهء سطحی نیز به سرعت می‏تواند دریابد که آیا مواد لازم برای موجه جلوه دادن ادامهء داستان وجود دارد یا خیر؟آن‏چه برای خوانندهء نقاد داستان‏ تخیلّی دشوار و مهم‏تر است،کیفیت‏ کنش‏هاست.موفقیت یک داستان تخیلی،در گرو این است که نویسنده تا چه حد توانسته باشد به شیوه‏ای خیال‏پرورانه،هماهنگ و منسجم، محدودیت‏ها و آزادی‏های حاکم بر دنیای‏ فانتزی را در داستان خود به کار گیرد.«قوانین‏ درونی»دنیای دوم،قوانین فیزیکی و متافیزیکی‏ آن است و از آن‏جا که داستان تخیلی،آفرینش‏ ابتکاری است،قدرت تخیلی خالق این دنیای نو، تعیین کنندهء حدود و ثغور)آن است.هر داستان‏ تخیلی را باید بر اساس پیچیدگی‏های داخلی آن‏ داوری کرد.قوانین درونی دنیای میانه،چنین‏ است: 1-عالم تحت سلطهء قدرت و مشیت الهی‏ است. 2-کارکرد ساختار ارادی یا اخلاقی سرزمین‏ میانه،بر اساس این جدول منطقی است: +--*-؛+-+*+عبارتی:کنش‏ خوب همراه نیست خوب،نیتجه خوب می‏دهد. دنیای تالکین،پیوستگی نتیجهء عمل به نیست(خواست)،چنان با ظرافت و دقت به وسیلهء اصول اخلاقی پی‏ریزی شده‏ که معنای تمام عمل‏ها را می‏توان‏ با اصطلاحلات جدول ریاضی‏ تطبیق داد 3-قانون اخلاقی و جادویی،قدرتی معادل‏ قانون فیزیکی دارد. 4-خواسته‏ها و حالات ذهنی،چه بد و چه‏ خوب،می‏تواند تجسم عینی یابد. 5-همهء رویدادهای فوق العاده،تحقق‏ حقایق حکیمانه است. این معیارها در عمل،یکیدیگر را همپوشانی‏ می‏کنند و گاه شاید حتی در ذیل یکدیگر گنجانده شوند. اینک مثال‏هایی از نحوهء کارکرد این معیارها در متن: 1)شاید واضح‏ترین نمونه از کارکرد مشیت‏ الهی در سرزمین میانه،اشارهء گندالف به‏ چگونگی پیدا شدن حلقه باشد.او به فردو می‏گوید: «از این آشکارتر نمی‏توانم بگویم که مقصود این بوده که بیل‏بو آن را پیدا کند و نه‏ سازنده‏اش.به هیمن ترتیب،مقصود این بود که‏ تو صاحبش بشوی.» یا در شورای الروند،هنگام صحبت دربارهء حلقه،الروند به فردو می‏گوید:«مقصود از فراخواندن شما به این‏جا هیمن بوده است. گفتیم فراخواندن؛هر چند من شما بیگانگان را از سرزمین‏های دور دست به این‏جا نخوانده‏ام. شما درست به موقع،انگار از سر تصادف برای‏ ملاقات به این‏جا آمده‏اید.اما این طور نیست. باور کنید چنین مقدر شده است که ما،کسانی که‏ این‏جا نشسته‏ایم و نه کسان دیگر،باید راه حلی‏ برای مخاطرات جهان بیابیم.»ص 481



      تالکین هرگز دربارهء مبدأ کنترل خدایی،در روایت حلقه‏ها،چیزی نمی‏گوید(مستقیما). اگرچه از پیوست A در کتاب،می‏توان پی‏برد که‏ والر (Valar) ،پاسدار جهان،وظیفهء خدای یکتا را هم عهده‏دار است.
      2)در سرزمین میانه،نتیجهء یک عمل، ثمرهء انگیزه آن عمل است. این شاید مهم‏ترین تفاوت بین ساختار اخلاقی دنیای تالکین یا دنیای ما باشد.در دنیای تالکلین،پیوستگی نتیجهء عمل به‏ نیت(خواست)،چنان با ظرافت و دقت به‏ وسیلهء اصول اخلاقی پی‏ریزی شده که‏ معنای تمام عمل‏ها را می‏توان با اصطلاحات جدول ریاضی تطبیق داد و برای مثال،هنگامی که فردو به گندالف‏ می‏گوید: -«جای تأسف است که بیل‏بو وقتی‏ فرصت پیدا کرد،آن موجود رذل را با شمشیر نکشت!»منظور او گوگول،یابندهء حلقه قبل از بیل‏بو بود که حلقه او را به‏ موجود رذل و پستی تبدیل کرده بود. بیل‏بو حلقه را از او ربود و در فرصتی می‏توانست‏ او را بکشد،اما نکشت. گندالف در پاسخ می‏گوید:«بقیه زندگی‏ بیل‏بو و ماجرای حلقه‏ها،به طور مثبتی تحت‏ تأثیر آن عمل است:دلسوزی!آری از سر دلسوزی بود که او این کار را نکرد.دلسوزی و مروت(یعنی)وقتی که لازم نیست،ضربه‏ نزنی.بیل‏بو پالادش خودش را هم گرفت.فردو مطمئن شد به خاطر این نیت او،پلیدی نتوانست‏ آسیب چندانی به او بزند.دست آخر هم توانست‏ فرار کند؛چون مالکیتش را بر حلقه بدین گونه‏ آغاز کرده بود.» 3)این که قوانین اخلاقی در دنیای تالکین، هم‏چون نیروی جاذبه،به طور اجتناب‏ناپذیری‏ عمل می‏کند،از مورد شمارهء دو آشکار است و این که سحر و جادو در سرزمین میانه واقعیت‏ دارد،از خود حلقه کاملا مشهود است.این که یک حلقه،موجب نامرئی شدن گردد، چه مفهوم اخلاقی و فیزیکی دارد؟دنیایی‏ که در آن چنین حادثه‏ای دخ می‏دهد، مجموعه قوانین گسترده و متفاوتی از آن‏چه در دنیای ماست،خواهد داشت که‏ طراحی و ساختن دنیایی بر اساس این‏ قوانین،تخیلی بسیار والا می‏خواهد. چنان که تالکین گفته است:«جعل کردن‏ یک خورشید سبز آسان است.مشکل آن‏ جاست که بکوشیم دنیایی بسازیم که در آن،خورشید سبز قابل باور و ملموس‏ باشد.ابتدا در مورد معنای ضمنی و اخلاقی برخورداری از قدرت نامرئی شدن‏ بیندیشید،آن گاه شروع به ساختن دنیایی‏ دوم خویشتن خود کنید.» 4)حالات ذهنی و آرزوها می‏تواند تأثیر مادی داشته باشد.و بر دیگران،حتی‏ در فواصل دور تأثیر بگذارد.این موضوع، از قدرت بی‏کران وحشت و دامنهء آن که‏ به وسیله تزگول به وجود می‏آید،دریافته‏ می‏شود.تزگول،نه حلقه را در اختیار خود دارد.آراگون می‏گوید:«قدرت آن‏ها در وحشت است.فقط کافی است یکی از آنان به پرواز درآید و تمام آن‏چه در زیر قرار دارد،از ترس تحلیل می‏رود و اراده و خواست خود را از دست می‏دهد.» 5)در دنیای تخیلی اسطوره‏ای، علاوه بر آن که حوادث و صحنه‏های‏ مربوط به منطقه یا مکانی که داستان در آن رخ می‏دهد و نیز حواث و صحنه‏هایی‏ که خارج از آن مکان رخ می‏دهد،بیان‏ می‏شود،بلکه در آن رویدادها و ماجراهایی‏ وجود دارد که می‏توان آن‏ها را به‏ «مقولات رویدادی»تعبیر کرد.هرجا قهرمانی هست،حتما هیولایی پست و رذل نیز وجود دارد.جریان امور به طریق دیگری پیش‏ نمی‏رود.چنین چیزی در سرزمین میانه نیز وجود دارد.مطابق الهیات یا«گیتی‏شناسی‏ فانتزی»در سرزمین میانه،تنها رویدادهایی‏ صورت واقعیت می‏یابند که بازآفرینی یک‏ «صورت ازلی(مثالی)باشند؛«مقولات ازلی‏ تجربیات و آرزوهای بشری.»این مقولات در سرزمین میانه،به واقعیاتی تبدیل می‏شود که‏ چون ورد زبان مردم است.به عبارت دیگر، آن‏چه در ادبیات رمانس،به عنوان اصول‏ قراردادی این نوع ادبیات شناخته شده یعنی‏ جنگ قهرمانان با هیولاها)،در نظر ساکنان‏ سرزمین میانه،هم‏چون الگوهای ازلی است که‏ صورت واقعیت می‏یابد و ضرب المثل‏های آن‏ها آن‏چه در ادبیات رمانس،به عنوان‏ اصول قراردادی این نوع ادبیات شناخته شده‏ (یعنی جنگ قهرمانان با هیولاها)، در نظر ساکنان سرزمین میانه، هم‏چون الگوهای ازلی است که‏ صورت واقعیت می‏یابد و ضرب المثل‏های آن‏ها نشان دهنده‏ این دیدگاه است‏ نشان دهندهء این دیدگاه است. تئودن می‏گوید:«پلیدی،بارها پلیدی را نابود کرده است(خود موجب نابودی خود می‏شود).حوادث کتاب اول و درنتیجهء مابقی‏ داستان،از ترحم و دلسوزی بیل‏بو در حفظ زندگی گولوم سرچشمه می‏گیرد.کاری که از طریق آن،امکان تصاحب و نگهداری حلقه را برای فردو فراهم می‏آورد.این شبیه همان‏ کاری است که در اواخر داستان،با مآل اندیشی‏ گندالف رحیم،کاملا مطابقت می‏کند و جور در می‏آورد(گندالف بعدها در پی گولوم می‏رود تا داستان واقعی مربوط به یافتن حلقه را از او بشنود.آن‏جا گندالف نیز علی‏رغم رذالت گولوم، دلش به حال او می‏سوزد.و او را رها می‏کند تا نزد دشمن،یعنی سائورون برود).اظهارات گندالف‏ (و شاید تالکین)دربارهء پیدا کردن حلقه‏ در اوایل داستان و این که سفر بیل‏بو و یافتن حلقه از روی تصادف و اتفاق‏ نبوده و مقصود این بوده که حلقه به‏ دست فردو برسد و اشارهء او به این که‏ در پس این ماجرا،معنایی بزرگ‏تر نهفته است،نشان دهندهء این است که‏ تقدیر و مشیت الهی،پایه و اساس‏ روایت است.واکنش فردو به چالش‏ها و درگیری‏ها،به خواست و اراده‏اش و شجاعت او در مواجهه با حوادث‏ برمی‏گردد که از لحظات تعیین کننده و شکل دهندهء رمان است.بذرهایی که‏ شکل‏دهندهء کنش‏های کتاب اول و دوم است و به دلیل شجاعت و تواضع‏ فردوی هابیت،به وجود نیروی اخلاقی‏ در پشت ماجراهای دو کتاب تصریح‏ دارد.به عبارت دیگر،دراین جا دو قانون اول عمل می‏کنند. اسطوره‏شناسی تالکین در فرهنگ قدیم،اسطوره با آفرینش‏ دیدگاه‏های ارجاعی قابل قبول و بازگویی امیدها و آرزوها و نیز با قهرمان‏پروری،با زمان کنونی‏ پیوند و ارتباط ایجاد می‏کرد.در غرب،نقش‏ اسطوره‏شناسی را عمدتا نهاد دینی برعهده‏ داشت،مذهب،خدا و قهرمان و امید و آرزو را در خلال سال‏های بسیار،برای بشر فراهم می‏کرد، اما ظهور و پیدایش جامعهء صنعتی مدرن،با مسایل و دیدگاه‏های خاص خود،به طرزی‏ تالکین به طرزی فوق العاده و استثنایی،طرز تلقی و برداشت خود را از مظامین مذهبی در ارباب حلقه‏ها گنجانده است،شاید تالکین با نوشتن‏ ارباب حلقه‏ها،می‏خواسته تمام نیروی خود را برای یک تجربهء زبانی اسطوره‏وار، به کار گیرد و نیز به عنوان یک خالق ثانی،جهانی کامل و بی نقص بنا سازد که، مقوله اسطوره‏شناسی را که او سال‏های بسیاری روی آن کار کرده بود،دربرگیرد ویرانگر،تیشه به ریشهء آن زد.البته،آن‏چه‏ اکنون بشر هنوز بدان نیاز دارد،اسطوره،خدایی‏ باورکردنی و ریشه‏های پذیرفتنی در گذشته‏ است.تالکین،با نوشتن ارباب حلقه‏ها،می‏کوشد اسطوره‏های قدیمی را امروزی و باورپذیر کند و دلیل موفقیت او،شاید نه فقط مهارت خاص او در بیان اسطوره‏شناسی،بلکه در نیاز و احتیاج‏ مبرم جامعه کنونی به اسطوره‏های جدید باشد. پسر تالکین،میشل می‏گید:«از نظر من این‏ پذیرش عام و جذب تعداد بی‏شماری از مردم به‏ نوشتهء پدرم،امری عجیب و شگفت‏آور نیست؛ زیرا نبوغ او به خواست و سرشت طبیعی مردم، در هر دوره‏ای که از زشتی‏ها خسته و ملول‏ گشته،پاسخ داده است.گسترش سریع‏ ارزش‏های پست،فیلسوفان خوش ظاهر و غلط انداز که در عوض حس زیبایی،رمزآمیزی، هیجان و ماجراجویی قهرمان‏پرستی و لذت و تفریح،جایگزین‏های ملال‏آور و بی‏روحی برای‏ بشر فراهم ساخته‏اند،موجب پژمردگی و مرگ‏ روحی بشری شده است.» تالکین به طرزی فوق العاده و استثنایی،طرز تلقی و برداشت خود را از مضامین مذهبی در ارباب حلقه‏ها گنجانده است،شاید تالکین با نوشتن ارباب حلقه‏ها،می‏خواسته تمام نیروی‏ خود را برای یک تجربهء زبانی اسطوره‏وار،به کار گیرد و نیز به عنوان یک خالق ثانی،به جهانی کامل‏ و بی نقصی بنا سازد که،مقوله اسطوره‏شناسی را که او سال‏های بسیاری روی آن کار کرده بود، دربرگیرد.تالکین خود می‏گوید: «خلاقیت زبانی یک اصل است.این‏ داستان‏ها هستند که جهانی برای زبان فراهم‏ می‏آورند و داستان در پی آن می‏آید.» و نیز می‏گوید: «موضوع این است که قبل از آن که داستان‏ خواننده را به خود مشغول کند،اسطوره‏ای که من‏ آفریده‏ام،به او منتقل شود و آن را بفهمد و درک کند.» اگر فرض تالکین را که زبان،پیش‏زمینه‏ای‏ برای اسطوره‏شناسی است،بپذیریم،می‏توان نوشتن‏ ارباب حلقه‏ها را به عنوان سهم شخصی او برای‏ درک رابطهء بین زبان و اسطوره‏شناسی تلقی کرد.جملات میان گیومه از کتاب:یاران حلقه- نویسنده:جی.آر.آر.تالکین-مترجم:رضا علیزاده نقل شده اند.

      نویسنده: شهناز صاعلی‏
      منبع: مجله کتاب ماه کودک و نوجوان » اسفند 1381 - شماره 65 سایت نورمگز
      منبع: نقد فارسی

      ویرایش توسط mercedess : ۱۳۹۲-۰۹-۱۹ در ساعت ۰۵:۲۲ بعد از ظهر
      برای من قشنگی زیر بارون راه رفتن اینکه : هیچ کس اشکامو نمی بینه