اسکات فاینبرگ تحلیل*گر جوایز سینمایی و تاد مکارتی منتقد ارشد نشریه هالیوود ریپورتر برندگان هشتاد و پنجمین دوره جوایز اسکار را پیش*بینی کرده*اند.

فصل جوایز سینمایی به آخر راه خود رسیده و این ماراتون چند ماهه 24 فوریه (دوشنبه هفتم اسفند به وقت ایران) با برگزاری هشتاد و پنجمین دوره جوایز آکادمی علوم و هنرهای سینمایی به پایان می*رسد.


مهلت رای*گیری نهایی برای انتخاب برندگان این دوره جوایز اسکار هم تمام شده است. در تعدادی از بخش*ها برندگان تا حد زیادی قابل پیش*بینی هستند و در تعدادی از بخش*ها هم پیش*بینی کار دشواری است.


اسکات فاینبرگ تحلیل*گر جوایز سینمایی و تاد مکارتی منتقد سینما که هر دو در نشریه معتبر هالیوود ریپورتر فعال هستند، در فاصله چند روز به برگزاری جوایز اسکار امسال، برندگان را پیش*بینی کرده*اند که در ادامه می*خوانید:


فیلم
اسکات فاینبرگ: این نکته که شاخه کارگردانان آکادمی بن افلک را در بخش بهترین کارگردانی نامزد نکرد، تنها عاملی است که باعث می*شود درباره اعطاء جایزه اسکار بهترین فیلم به «آرگو» دچار تردید شویم. در تاریخ برگزاری جوایز اسکار تنها سه فیلم بدون نامزدی در بخش بهترین کارگردانی برنده اسکار بهترین فیلم شده*اند، اما شاید 94 درصد دیگر آکادمی با بقیه کسانی که این فیلم را تایید کرده*اند مانند انجمن مطبوعات خارجی هالیوود بانی جوایز گلدن گلوب، انجمن تهیه*کنندگان آمریکا، انجمن بازیگران آمریکا، انجمن کارگردانان آمریکا و... موافق باشند و آن را انتخاب کنند. در نهایت «آرگو» فیلمی مفرح است، پایان خوش دارد و نگاهی خوشایند به هالیوود می*اندازد؛ همان نگاهی که پارسال درمورد فیلم «هنرمند» جواب داد.
برنده: «آرگو»


تاد مکارتی:
بجز یک مورد، بقیه نامزدهای بخش بهترین فیلم را دوست دارم، اما در نهایت سه فیلم را انتخاب می*کنم: «30 دقیقه بامداد»، «جانوران محیط وحش جنوب» و «عشق». اولی بهترین فیلم کاترین بیگلو است؛ نمونه*ای بسیار منظم از یک دغدغه و انجام یک کار دشوار. «جانوران...» یک شگفتی فوق*العاده است، فیلمی درباره «هیچ*کجا» و بی*شباهت با هر چیز که می*توان تصور کرد. «عشق» حاصل دقت بسیار زیاد یک فیلمساز بالغ است که دقیقا می*داند چه می*خواهد بگوید و چطور باید آن را بگوید.
فیلمی که استحقاق پیروزی دارد: «عشق»


کارگردانی
فاینبرگ: از آنجا که افلک - که در فصل جوایز بیش از هر کس دیگر در بخش کارگردانی برنده جایزه شد - در این بخش نامزد نیست، پیش*بینی برنده کار سختی است. بن زیتلین برای «جانوران محیط وحش جنوب» که فیلم اولش است برنده نمی*شود. میشائل هانکه برای «عشق» که فیلمی خارجی*زبان است، برنده نمی*شود و دیوید ا. راسل بیشتر برای فیلمنامه «کتاب بارقه امید» بخت دریافت جایزه را دارد. تلاش*های استیون اسپیلبرگ در «لینکلن» قابل احترام است، اما آنگ لی با «زندگی پی» فراتر از منطقه راحت خود حرکت کرده و کتابی را به تصویر کشیده که خیلی*ها فکر می*کردند قابل اقتباس نیست. جامعه فنی هم تلاش*های او را با شور و شوق مورد توجه قرار داده است. بنابراین فکر می*کنم لی بخت بیشتری برای دریافت جایزه این بخش دارد.
برنده: آنگ لی برای «زندگی پی»


مکارتی:
به همان دلایلی که «عشق» را بهترین فیلم سال 2012 می*دانم، در بخش کارگردانی هم هانکه را انتخاب می*کنم. حضور نداشتن بیگلو، کوئنتین تارانتینو و افلک در میان نامزدهای بخش کارگردانی ناراحت*کننده است. لی به جرات با بزرگ*ترین چالش دوران کاری خود روبرو بوده است. درمورد زیتلین باید صبر کنیم و ببینیم فیلم دومش چه از کار درمی*آید و آن وقت قضاوت کنیم. از اسپیلبرگ به خاطر بد بودن صحنه آغازین فیلمش و اینکه پایان «لینکلن» را خیلی بیشتر از جایی که باید، به تعویق انداخته، چند امتیاز کم می*شود. راسل هم در آینده فیلم*هایی بهتر از «کتاب بارقه امید» می*سازد (او قبلا فیلم خوبی مانند «سه پادشاه» ساخته است).
کارگردانی که استحقاق پیروزی دارد: میشائل هانکه برای «عشق»


بازیگر مرد
فاینبرگ: این بخش اگر یک برنده قطعی داشته باشد، دانیل دی- لوییس برای حضور حیرت*آورش در «لینکلن» به نقش شانزدهمین رئیس جمهور آمریکاست. او پیش از این جوایز انتخاب منتقدان، گلدن گلوب، بفتا و انجمن بازیگران آمریکا را برده است. تاکنون هیچ*کس برای بازی در فیلمی به کارگردانی اسپیلبرگ برنده جایزه اسکار نشده و هیچ کس هم بیش از دو بار جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد را دریافت نکرده، اما به نظر می*رسد دی- لوییس - که تنها 55 سال دارد و پیش از این دو بار برای «پای چپ من» (1989) و «خون بپا می*شود» (2007) اسکار بهترین بازیگر مرد را گرفته - کاری خواهد کرد که کتاب*های تاریخ اسکار در هر دو مورد بازنویسی شود.
برنده: دانیل دی- لوییس، «لینکلن»


مکارتی: وقتی چند سال پیش دانیل دی- لوییس را دیدم، برایم کاملا مشخص شد که فقط او می*تواند به درستی نقش شانزدهمین رئیس جمهور را بازی کند. وقتی هم که نقش*آفرینی دی- لوییس در «لینکلن» را با شوخ*طبعی و صدای عجیب و غریب اما قانع*کننده*اش دیدم، غافلگیر شدم و از آن لذت بردم. با این حال، به هیچ عنوان آماده دیدن نقش*آفرینی هراس*انگیز و بسیار نگران*کننده واکین فینیکس در «مرشد» نبودم. برای دی- لوییس کلاه از سر برمی*دارم، اما فینیکس این بار بهتر است.
بازیگری که استحقاق پیروزی دارد: واکین فینیکس، «مرشد»


بازیگر زن
فاینبرگ: سخت*ترین بخش برای پیش*بینی: جسیکا چاستین برای «30 دقیقه بامداد» برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر زن درام شد و جنیفر لارنس برای «کتاب بارقه امید» جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر زن و جایزه انجمن بازیگران آمریکا را دریافت کرد. امانوئل ریوا بازیگر «عشق» با 85 سال سن مسن*ترین بازیگری است که نامزد اسکار شده است. او جایزه بفتا را برده است. نائومی واتس («غیرممکن») دوستان زیادی در آکادمی دارد و کوونژانی والیس («جانوران محیط وحش جنوب») یک تازه*وارد جذاب است، اما به نظرم لارنس در این بخش بخت بیشتری دارد.
برنده: جنیفر لارنس، «کتاب بارقه امید»


مکارتی:
پیش*بینی برنده*های این بخش سخت است، چرا که تمام نامزدها خوب هستند. والیس یک کشف منحصر به فرد است، چاستین تک است. و چه کسی می*تواند عالی بودن ریوا را منکر کند، حتی اگر «عشق» واقعا فیلم ژان-لویی ترنتینیان باشد؟ اما پیروزی لارنس نه تنها تقدیر از شگفت*آور بودن شخص او بلکه تقدیر از زنان انعطاف*پذیر، سرسخت و بامزه است که هیچ*وقت این جایزه را نبرده*اند، بازیگرانی چون کارول لومبارد، باربارا استنویک و رزالیند راسل.
بازیگری که استحقاق پیروزی دارد: جنیفر لارنس، «کتاب بارقه امید»


بازیگر مرد مکمل

فاینبرگ: هر پنج نامزد این بخش پیش از این برنده اسکار شده*اند. رابرت دنیرو («کتاب بارقه امید») و آلن آرکین («آرگو») در فصل جوایز سینمایی هیچ جایزه مهمی نبرده*اند. تامی لی جونز برای «لینکلن» جایزه انجمن بازیگران آمریکا را گرفت. جایزه انتخاب منتقدان به فیلیپ سیمور هافمن برای «مرشد» رسید و کریستوف والتس برای «جانگو آزاد شده» جوایز گلدن گلوب و بفتا را دریافت کرد. والتس و هافمن بزرگ*ترین و دیدنی*ترین نقش*ها را داشته*اند. پس فکر می*کنم یکی از آن*ها برنده شود. خودم والتس را برنده می*دانم، چون به نظر می*رسد آکادمی «جانگو آزاد شده» را بیشتر از «مرشد» دوست دارد.
برنده: کریستوف والتس، «جانگو آزاد شده»


مکارتی:
شیر یا خط بین گروهی بازیگر کارکشته که همگی قبلا برنده شده*اند (پس هیچ*کدام نباید از شکست ناراحت شوند). آرکین، دنیرو، جونز و والتس فوق*العاده، بامزه، قرص و محکم و باطراوت هستند و در نهایت نسخه*ای از کارهایی که قبلا کرده*اند، انجام داده*اند. بنابراین نظر من روی هافمن است. نقش*آفرینی فراموش*نشدنی او چارلز فاستر کین را تداعی می*کند.
بازیگری که استحقاق پیروزی دارد: فیلیپ سیمور هافمن، «مرشد»


بازیگر زن مکمل
فاینبرگ: آن هاتاوی بازیگر محبوب هالیوود برای نقش*آفرینی کوتاه اما تاثیرگذار خود در «بینوایان» جوایز انتخاب منتقدان، گلدن گلوب، بفتا و انجمن بازیگران آمریکا را برده است. کار او بیش از حد دیده شده که واکنش*هایی به همراه داشته، اما سخت می*توان تصور کرد هیچ یک از دیگر نامزدهای این بخش - ایمی آدامز («مرشد»)، سالی فیلد («لینکلن»)، هلن هانت («جلسات») و جکی ویور («کتاب بارقه امید») - برای عبور از او حمایت کافی داشته باشند.
برنده: آن هاتاوی، «بینوایان»


مکارتی:
هاتاوی می*تواند خاطرجمع باشد. فیلد این بار نخواسته او را دوست داشته باشیم. هانت مثل همیشه خوب است و ویور هم چیز زیادی نمی*گوید و هوای خود را دارد. آدامز هم زیاد حرف نمی*زند، اما این حس هست که همسر تابع اما مراقب فیلم «مرشد» با بازی او خود می*تواند سوژه یک فیلم (یا رمان) موازی باشد. من به او رای می*دهم.
بازیگری که استحقاق پیروزی دارد: ایمی آدامز، «مرشد»


نظر فاینبرگ و مکارتی درباره دیگر برنده*ها و کسانی که استحقاق پیروزی دارند به این ترتیب است:


فیلمنامه غیراقتباسی: ب
رنده: کوئنتین تارانتینو، «جانگو آزاد شده» / فیلمنامه*نویسی که استحقاق پیروزی دارد: میشائل هانکه، «عشق»

فیلمنامه اقتباسی: دیوید ا. راسل، «کتاب بارقه امید» / فیلمنامه*نویسی که استحقاق پیروزی دارد: تونی کوشنر، «لینکلن»

فیلم خارجی*زبان: «عشق» میشل هانکه (اتریش) / فیلمی که استحقاق پیروزی دارد: «عشق» میشل هانکه (اتریش)

مستند بلند:
«در جستجوی شوگر من»، مالک بندالجلول / فیلمی که استحقاق پیروزی دارد: «نگهبان»، درور موره

فیلم بلند انیمیشن: «رِک-ایت رالف» / فیلمی که استحقاق پیروزی دارد: «رِک-ایت رالف»

فیلمبرداری: کلودیو میراندا، «زندگی پی»

طراحی لباس:
ژاکلین دوران، «آنا کارنینا»

تدوین: ویلیام گلدنبرگ، «آرگو»

چهره*پردازی: «بینوایان»

موسیقی: مایکل دانا، «زندگی پی»

ترانه:
ادل و پل اپ*ورث برای «اسکای*فال» از فیلم «اسکای*فال»

طراحی صحنه: دیوید گراپمن و آنا پیناک، «زندگی پی»

صداگذاری: «بینوایان»
تدوین صدا: «اسکای*فال»
جلوه*های تصویری: «زندگی پی»

مستند کوتاه
: Inocente»»، شان فاین
فیلم کوتاه انیمیشن: «Paperman»، جان کارز
فیلم کوتاه زنده: «منع عبور و مرور»، شاون کریستنسن
--------
منبع: خبرآنلاین