• فیلم هفت دلاور، درباره هفت تیرانداز به سرپرستی مردی به نام کریس آدامز (دنزل واشنگتن) در غرب وحشی است که تصمیم می گیرند از مردم یک دهکده در برابر راهزنان دفاع کنند…

  • داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد...

  • لک لک ها دیگر به جای نوزادان، وظیفه ی تحویل محصولات اینترنتی را به عهده دارند, اما وقتی که بصورت اتفاقی یک سفارش نوزاد از راه می رسد, بهترین و سریعترین لک لک تصمیم می گیرد که نوزاد را به خانواده اش برساند...

  • خلبانی بنام چسلی سالی سولنبرگر (تام هنکس) پس از اینکه هواپیمایش دچار نقص فنی می شود، آن را سالم و بدون تلفات بر روی رودخانه ی هادسون فرود می آورد و با این عمل شجاعانه تبدیل به یک قهرمان می شود. ولی با تحقیقاتی که بعداز سقوط هواپیما آغاز میشود آبروی او در خطر قرار میگیرد...

  • یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      40
      نوشته ها
      54
      محل زندگی
      اینترنت
      پسندیده : 12
      مورد پسند : 26 بار در 17 پست

      نقد و بررسی انیمیشن Brave (شجاع)



      کارگردان :Mark Andrews, Brenda Chapman
      نویسنده : Mark Andrews
      بازیگران: Kelly Macdonald, Billy Connolly ,Emma Thompson

      خلاصه داستان :

      مریدا، دختریست با مهرات های تیر اندازی بالا و روحیه ای سرسخت. او تک تک خواستگارانش را از خود رانده و علاقه ای به دنیای کسالت بار زنان زمانه خود ندارد. مریدا روزی به اشتباه، مادرش را دچار نفرینی می کند که برای جبران آن تنها دو روز مهلت دارد.





      والت دیزنی (که بعد از خرید سهام پیکسار به نوعی مالک اصلی استودیو محسوب می شود) فعالیت سینمایی خود را با کارتونی درباره یک شاهزاده خانم شروع کرد. حالا نوبت پیکسار است که بعد از ساخت دوازده انیمیشن با موضوعات دیگر، سری به دنیای شاهزاده خانم ها بزند. با وجود اینکه پیکسار در این پروژه هم همان ذوق و کمال همیشگی خاص خود را به کار بسته است، انیمیشن «شجاع/Brave» در مقایسه با برخی آثار پیشین این استودیو - به عنوان مثال انیمیشن «شگفت انگیز ها/The Incredibles» که تجربه ای نوع و انقلابی در ژانر ابرقهرمانی به شمار می رفت- کمی قراردادی و عادی تر به نظر می رسد. البته فکر می کنم طرفداران مشتاق آثار این استودیو که در سراسر جهان منتظر اکران این انیمیشن هستند ضمن اینکه ممکن است با من موافق باشند، اعتراضی به این رویه ی جدید نخواهند داشت.


      پیکسار برای اولین بار یک کارگردان زن را به گروه انیمیشن سازان تماماً مذکر خود اضافه کرده و اثری جهت ستایش و بزرگداشت روابط میان مادران و دختران ساخته است. این رابطه آنقدر متأثرکننده و عمیق ترسیم شده است که با رفاقت های مردانه ی کلاسیک مانند آنچه در انیمیشن «در جستجوی نمو/Finding Nemo» دیده ایم، برابری می کند.

      دیزنی مدتی ست تمایل خود را به انیمیشن های تماماً دخترانه از دست داده است و همین اواخر عنوان انیمیشن «راپونزل» را به «گیر افتاده/Tangled» تغییر داد تا مورد توجه اقشار مختلف قرار بگیرد. اما این شاهزاده خانم سلت نژاد به اندازه ی کافی خصوصیات پسر مانند دارد که سازندگان آن را تاحدی از استقبال جهانی مطمئن سازد. همانطور که از عنوان فیلم برمی آید، قهرمان مؤنث انیمیشن «شجاع» نسبت به سایر دخترهای هم سن و سالش شخصیتی سرسخت تر و به خود متکی تر دارد و هیچ کدام از شاهزادگان به نظرش چندان جذاب نیستند. فضای اسکاتلندی داستان با جزئیات دقیق و شگفت انگیز ترسیم شده و پیش زمینه ای ست برای به تکاپو افتادن روحیه ی خروشان او که مانند گیسوان مواج و آتشین رنگ اش، آرام و قرار ندارد.


      مریدای جوان (با صداپیشگی کلی مکدانلد/Kelly Macdonald، بازیگر اسکاتلندی) روحیه ی خود را از پدرش شاه فرگوس (با صدا پیشگی بیلی کانلی/ Billy Connolly کمدین مشهور) به ارث برده است و هنوز از خرسی که پای پدرش را از تن جدا کرده کینه دارد. مریدا که دختری مستقل و جسور است، تیراندازی با کمان و اسب سواری را به هنرهای کسل کننده ای که مادرش، ملکه الینور (با صدا پیشگی اما تامپسون/ Emma Thompson) به او یاد داده ترجیح می دهد و همین موضوع دستمایه ی بگومگو ها و سرزنش های زیادی در خانواده ی سلطنتی شده است.
      فیلم با برش هایی گذرا دوران رشد مریدا را به نمایش می گذارد و کشمکش اصلی داستان در شب نامزدی او آغاز می شود. الینور با ترفندهای خاص خود موفق می شود تا او را با این خبر که طایفه ی آنها به ازدواج های سنتی و از پیش تعیین شده اعتقاد دارد، غافلگیر کند.


      تا جایی که به مریدا مربوط است، او نیازی نمی بیند مردی را پیدا کند که در کنارش تا آخر عمر به خوشی زندگی کند. در فضای نسبتاً کوته فکرانه ای که بر منطق جاری در کارتون ها حاکم است، چنین مفهومی تازه و بدیع می نماید، و همین نوع نگاه است که اجازه می دهد داستان فیلم با جذابیت پیش برود بی آنکه قهرمان زن آن به یک شخصیت پسر کم اهمیت یا ماجرای عاشقانه نیازی داشته باشد. به همین ترتیب، مریدا پیش از آنکه تک و تنها به جنگل بگریزد، تک تک خواستگارانش را با سردی و غرور از خود می راند.
      مریدا دختری ست که به رسم و رسومات و چیزهای قدیمی بدگمان است، و کمی عجیب به نظر می رسد که آنقدر سریع به ارواح کهن جنگل اعتماد می کند و به دنبال دسته ای حباب نور آبی رنگ روانه می شود و به کلبه ی یک جادوگر می رسد. اگر مریدا مانند دخترهای دیگر کمی بیشتر کارتون های والت دیزنی را تماشا می کرد، به هیچ وجه مرتکب اشتباه بعدی خود نمی شد. او که اصلاً از پیچیدگی های دنیای سحر و جادو خبر ندارد، از جادوگر طلسمی می خواهد که نظر الینور را عوض کند اما در عوض آن یک کیک جادویی دریافت می کند که مادرش را به یک خرس سیاه غول پیکر تبدیل می کند. ساکنین قلمرو پادشاهی فرگوس از خرس ها بیزارند و مریدا ناخواسته مادرش را به یکی از رو به انقراض ترین موجودات منطقه تبدیل می کند.


      شاید نتوان «شجاع» را رومانتیک و عاشقانه دانست،اما شکی نیست که داستان آن درباره ی دوست داشتن است و با تکیه بر همین تمهید سحرآمیز به سیر و سیاحت در رابطه ی پر کشمکش میان مریدا و مادرش می پردازد. «اما تامپسون» در نهایت همدلی و نزدیکی در نقش الینور صحبت می کند و به شخصیت او عمق می بخشد. گرچه از ظاهر امر مشخص نیست، اما الینور هم به اندازه ی مریدا قوی و مستحکم است و پس از اینکه به خرس تبدیل می شود، در چند موقعیت مختلف تأثیرگذار و غیرکلامی از دختر خود محافظت می کند. هنگام به تصویر کشیدن الینور در قالب جدید و عجیب غریب اش، انیمیشن در منتها درجه ی کیفیت و ظرافت به کار رفته است.


      مریدا دو روز فرصت دارد تا اشتباه خود را جبران کند وگرنه این تغییر شکل دائمی خواهد ماند، اما از این نقطه به بعد فیلم مانند سایر قصه های پریان پیش می رود و تنها بچه های خیلی کوچک هستند که از سیر وقایع غافلگیر می شوند. گرچه ممکن است برخی عناصر تشکیل دهنده ی «شجاع» برای مخاطبان آثار پیکسار آشنا باشند، اما این انیمیشن در کل با آثار قبلی این استودیو تفاوت دارد. این تفاوت عمده نشانگر نوآوری و همه فن حریف بودن گروه انیمیشن سازان خلاقی ست که مدتی بود در آثار خود - به خصوص موقع ساختن دنباله های آثار قبلی- روندی یکسان را دنبال می کرد.


      پشت صحنه ی تولید فیلم، «برندا چپمن/Brenda Chapman » بود که تولید این پروژه را آغاز کرد و هنوز هم عنوان کارگردان را حفظ کرده است، اما طبق شنیده ها در اکتبر سال 2010 «مارک اندروز/Mark Andrews » به تیم کارگردانی پیوست. گرچه احتمالاً وظایف هر یک از این دو کارگردان پیشاپیش از هم جدا و مشخص بوده اند، فیلمی که از این همکاری حاصل شده در مقایسه با تمامی آثار قبلی پیکسار از نظر بصری تیره و پیچیده تر است. این پیچیدگی در تک تک عناصر فیلم از بافت ظریف و پر از جزئیات صخره های رشته کوه هایلند گرفته تا تارهای موی گیسوان مواج و آتشین مانند مریدا که هر کدام تک به تک رندر شده اند، به چشم می آید.
      در موسیقی فیلم دیگر از آهنگ های محلی «رندی نیومن/Randy Newman» و تم نشاط آور «مایک گیاچینو/ Michael Giacchino » خبری نیست، و این موارد جای خود را به نوعی موسیقی خاص و متفاوت داده اند که توسط «پاتریک دویل/Patrick Doyle» آهنگساز اسکاتلندی ساخته شده است. هرگاه که مریدا احتیاج دارد کمی تنها باشد، تصنیف های محلی اسکاتلندی با صدای دوست داشتنی «جولی فولیس/» در صحنه طنین انداز می شوند. اما تقریباً در تمامی لحظات دیگر فیلم، موسیقی پاتریک دویل با آوای شورانگیز نی انبان اسکاتلندی/ bagpipeو سازهای زهی روی تصاویر شنیده می شود.


      انرژی نهفته در این نوع موسیقی، روحیه ی بی قرار و تقریباً پرتلاطم فیلم را تقویت می کند. این روحیه در حرکات از بالا به پایین و تعقیب و گریزهایی که به وسیله ی دوربین های سه بعدی مجازی ضبط شده اند و جزئیات و ظرایف محیط را به نحو احسن به تصویر می کشند نیز قابل مشاهده است.
      در حالیکه برای طراحی شخصیت های مردِ دشمن خوی داستان دقت فوق العاده ای به کار رفته است (صداپیشگی بی نظیر این شخصیت ها نیز به عهده ی افرادی مانند بیلی کانلی، رابی کالترین/ Robbie Coltrane و کرگ فرگوسن/ Craig Ferguson است) به نظر می رسد مریدا و الینور دو شخصیتی باشند که کمترین ظرافت و دقت در طراحی جزئیات چهره های آنها به کار رفته است. با این وجود گیسوان سرخ رنگ و مواج مریدا آنقدر چیره دستانه طراحی شده اند که ضعف های موجود در چهره ی او را به خوبی جبران می کنند. کارتون «شجاع» بیشتر از هر کارتون دیگری یادآور «چگونه اژدهای خود را آموزش دهیم/ How to Train Your Dragon» اثر کمپانی دریم ورکس است و وضعیتی کاملاً* برعکس سرنوشت خطرناک پسر حساس داستان آن فیلم را در شخصیت قهرمان دختر ماجراجوی خود ترسیم می کند. بدون شک بررسی تفاوت های روش خاص این دو استودیو در پردازش داستان، می تواند موضوع مقاله ی تحقیقی جالبی باشد. در عین اینکه موفقیت های ارزشمند آثار هر دوی آنها شایسته ی تجلیل است، این مقایسه می تواند نشان بدهد بعد از سال 1998 که این دو استودیو با انیمیشن های «زندگی یک حشره/ A Bug's Life» محصول پیکسار، و «مورچه ها/Antz» محصول دریم ورکس، در مقابل یکدیگر سر تعظیم فرود آوردند، تا به امروز چقدر پیشرفت داشته اند. در سالن های سینما، انیمیشن کوتاه «La luna» ساخته ی «Enrico Casarosa» که نامزد اسکار 2012 بود، پیش از شروع فیلم به نمایش در می آید تا هفت دقیقه به طول آن اضافه کند. از زمان ساخت «کمپانی هیولاها/ Monsters, Inc.» تاکنون، «شجاع» کوتاه ترین اثر بلند استودیوی پیکسار به شمار می رود.

      منتقد:
      پیتر دبروگ - ورایتی
      مترجم: الهام بای
      منبع:سایت نقد فارسی


      ویرایش توسط Angel : ۱۳۹۲-۰۵-۱۰ در ساعت ۰۳:۴۳ بعد از ظهر
      برای من قشنگی زیر بارون راه رفتن اینکه : هیچ کس اشکامو نمی بینه