• داستان این فیلم که مدت کوتاهی قبل از رویدادهای «امیدی تازه» (A New Hope) رخ داده، متمرکز بر گروهی از جاسوس های شورشی است که نقشه می کشند تا «ستاره مرگ»، سلاح جدید امپراتوری کهکشانی را پیدا کرده و بدزدند...

  • فیلم بر اساس اتفاقات به وقوع پیوسته در مسابقه ی ماراتن سال ۲۰۱۳ در بُستن آمریکا که با یک بمب گذاری همراه بود ساخته شده و وقایع آن روز را دنبال می کند و…

  • ویروس "تی" که توسط شرکت آمبرلا ساخته شده بود اکنون به سراسر جهان شیوع کرده و موجب تبدیل شدن انسان ها به زامبی، موجودات شیطانی و هیولا شده است. "آلیس" کارمند اسبق این شرکت که هم اکنون یک جنگجوی سرکش است، به دوستانش ملحق شده تا وارد هسته مرکزی شرکت آمبرلا در ...

  • «سلن» (کیت بکینسیل) میجنگد تا به نبرد میان قبیله لایکن و جناح خون آشامی که به او خیانت کردند، پایان دهد...

  • زمانی که "کالوم لینچ" (مایکل فاسبندر) خاطرات جد خود "آگولار" را مرور می کند و متوجه مهارت های یک استاد قاتل می شود، در می یابد که خود او نیز یکی از نوادگان حزب مخفی "آدمکش ها" می باشد.

  • کوآلایی به نام باستر بهترین دوستش را به استخدام خودش در می آورد تا با کمک وی کسب و کار تئاترش را از طریق میزبانی یک مسابقه ی آوازخوانی رونق بخشد و...

  • یک بازیکن حرفه ای بیس بال سیاه پوست (دنزل واشینگتن) که بازنشته شده است، اکنون به عنوان رفتگر مشغول به کار است تا از پس مخارج خانواده و شرایط سخت زندگی بر آید. پسر او به فوتبال علاقه مند شده و قصد دارد به عنوان بازیکن در تیم کالج شرکت کند، سر ناسازگاری پدر و ...

  • فضاپیمایی که مقصدش یک سیاره مستعمره بسیار دور است و هزاران نفر مسافر دارد، دارای یک نقص فنی در قسمت اتاق خواب است. این نقص باعث می شود دو تن از مسافران 90 سال زودتر از زمان برنامه ریزی شده بیدار شوند...

  • داستان فیلم در سال 1926 رخ می دهد و درباره فردی به نام نیوت (ادی ردماین) است که به واسطه نگارش کتاب جدیدش رهسپار ایالات متحده و شهر نیویورک می گردد. در چمدان نیوت موجودات عجیب و غریبی وجود دارند که بر اثر یک اتفاق آزاد شده و سر از نیویورک و منطقه منهتن در می آورند و...

  • یک پسر پنج ساله هندی هزاران کیلومتر دور از خانه اش، در خیابانهای کلکته گم می شود. او مخاطرات زیادی را پشت سر می گذارد و سرانجام زوجی در استرالیا او را به فرزند خواندگی قبول میکنند. 25سال بعد او عزم خود را جزم میکند تا خانواده ی گمشده اش را پیدا کند...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      41
      نوشته ها
      1,369
      پسندیده : 146
      مورد پسند : 592 بار در 257 پست

      نامه عجیب مرد ثروتمند به همسرش؛ این نامه را طبق دستور بخوانید!

      این نامه تاجری به نام پائولو به همسرش جولیاست که به رغم اصرار همسرش به یک مسافرت کاری می رود و در آنجا اتفاقاتی برایش می افتد که مجبور می شود نامه ای برای همسرش بنویسد به شرح ذیل ...

      جولیای عزیزم سلام ...

      بهترین آرزوها را برایت دارم همسر مهربانم.همان طور که پیش بینی

      می کردی سفر خوبی داشتم. در رم دوستان فراوانی یافتم که با آنها

      می شد مخاطرات گوناگون مسافرت و به علاوه رنج دوری از تو

      را تحمل کرد. در این بین طولانی بودن مسیر و کهنگی وسایل مسافرت

      حسابی مرا آزار داد. بعد از رسیدن به رم چند مرد جوان

      خود را نزد من رساندند و ضمن گفتگو با هم آشنا شدیم. آنها

      که از اوضاع مناسب مالی و جایگاه ممتاز من در ونیز مطلع بودند

      محبتهای زیادی به من کردند و حتی مرا از چنگ تبهکارانی که

      قصد مال و جانم را کرده بودند و نزدیک بود به قتلم برسانند

      نجات دادند . هم اکنون نیز یکی از رفقای بسیار خوب و عزیزم

      "روبرتو" که یکی از همین مردان جوان است انگشتر مرا به امانت گرفته

      و با تحمل راه به این دوری خود را به منزل ما خواهد رساند

      تا با نشان دادن آن انگشتر به تو و جلب اطمینانت جعبه جواهرات

      مرا از تو دریافت کند وبه من برساند . با او همکاری کن تا جعبه

      مرا بگیرد. اطمینان داشته باش که او صندوق ارزشمند جواهرات را

      از تو گرفته و به من خواهد داد وگرنه شیاد فرصت طلب دیگری جعبه را

      خواهد دزدید و ضمن تصاحب تمام جواهرات آن, در رم مرا خواهد کشت

      پس درنگ نکن . بلافاصله بعد از دیدن نامه و انگشتر من در ونیز*

      موضوع را به برادرت بگو و از او بخواه که در این مساله به تو کمک کند.

      آخر تنها مارکو جای جعبه را میداند. در مورد دزد بعدی هم نگران نباش

      مسلما پلیس او را دستگیر کرده و آنقدر نگه میدارد تا من بازگردم.

      .

      .

      .

      .

      نامه را خواندید؟

      اما بهتر است یک نکته بسیار مهم را بدانید :

      پائولو قبل از سفر به رم با جولیا یک قرار گذاشته بود

      که در این مدت هر نامه ای به او رسید آن را بخواند! "یک خط در میان"

      حالا شما هم برگردید و دوباره نامه را یک خط در میان بخوانید

      تا به اصل ماجرا پی ببرید!!!!