• فیلم هفت دلاور، درباره هفت تیرانداز به سرپرستی مردی به نام کریس آدامز (دنزل واشنگتن) در غرب وحشی است که تصمیم می گیرند از مردم یک دهکده در برابر راهزنان دفاع کنند…

  • داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد...

  • لک لک ها دیگر به جای نوزادان، وظیفه ی تحویل محصولات اینترنتی را به عهده دارند, اما وقتی که بصورت اتفاقی یک سفارش نوزاد از راه می رسد, بهترین و سریعترین لک لک تصمیم می گیرد که نوزاد را به خانواده اش برساند...

  • خلبانی بنام چسلی سالی سولنبرگر (تام هنکس) پس از اینکه هواپیمایش دچار نقص فنی می شود، آن را سالم و بدون تلفات بر روی رودخانه ی هادسون فرود می آورد و با این عمل شجاعانه تبدیل به یک قهرمان می شود. ولی با تحقیقاتی که بعداز سقوط هواپیما آغاز میشود آبروی او در خطر قرار میگیرد...

  • یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      20
      نوشته ها
      1,483
      نام واقعی
      نازنین
      محل زندگی
      TEHRAN
      فیلم مورد علاقه
      Taitanic , Twilight
      سریال مورد علاقه
      Vampire Diaries
      پسندیده : 91
      مورد پسند : 643 بار در 282 پست

      اولین حضور " میلان " پسر پیکه برای تماشای بازی پدرش

      بازی یکشنبه بارسا مقابل ختافه که با فستیوال گل بارسلونا نیز همراه بود را می توان روز کوچولوهای آبی اناری نامید.

      درحالی که میلان پیکه، فرزند جرارد پیکه و شکیرا هنوز پا به یک ماهگی نگذاشته است و سه هفته از تولدش می گذرد، او روز یکشنبه برای اولین بار به ورزشگاه نوکمپ

      رفت تا بازی پدرش را از نزدیک تماشا کند.

      بارسلونا یکشنبه برای اولین بار در طول این فصل و در ساعتی عجیب (ساعت 12 ظهر به وقت اروپای مرکزی) میزبان ختافه بود و برگزاری این بازی در روز روشن و در هوای

      مناسب ظهر هنگام به شکیرا این اجازه را داد تا نوزاد سه هفته ای اش را برای تماشای بازی پدرش به ورزشگاه نوکمپ بیاورد.

      شکیرا از این اتفاق آن قدر هیجان زده شد که این هیجانش را با دوستدارانش تقسیم کرد و با قراردادن عکسی از خودش همراه با میلان پیکه، آن هم در حالی که کاور

      شماره 3 (شماره پیکه در بارسلونا) او را در آغوش مادرش قرار داده بود را در شبکه اجتماعی توئیتر قرار داد. جالب اینجا بود که او پسر کوچولویش را در کاوری به رنگ ابی

      اناری قرارداده بود.

      اولین حضور رسمی میلان در ورزشگاه نوکمپ با گلزنی پدرش همراه بود و شکیرا و میلان شاهد آن بودند که جرارد پیکه یکی از شش گل تیمش را وارد دروازه تیم میهمان نمود.

      پیکه هم بعد از به ثمر رساندن این گل به سمت جایگاه ویژه نگاه کرد تا گلزنی اش را به همسر کلمبیایی و پسرکوچولویش اهدا کند.

      ویکتور والدس هم قبل از آغاز بازی ، در عکس گروهی تیم بارسلونا ، پسرش دالیان را در کنار خودش می دید. پسر کوچولوی دروازه بان بارسلونا هم یک پیراهن آبی و اناری برتن

      داشت تا خون کاتالانش را به نمایش بگذارد.

      این روز زیبا که با فستیوال گل بارسلونا نیز همراه بود را می توان روز کوچولوهای آبی اناری نامید.

      دختر 5 ساله ای از برادرش پرسید معنی عشق چیست :

      برادرش جواب داد : عشق یعنی تو هر روز شكلات من رو از كوله پشتی مدرسه ام بر میداری ،

      و من هر روز بازهم شكلاتم رو همونجا میگذارم ...