آثار جاودان تاریخ ادبیات جهان کم نیستند، برخی از آنها از همان خطوط ابتدایی مخاطب را شیفته خود کرده اند.
نشریه تلگراف، آثار به یاد ماندنی از نمایشنامه گرفته تا رمان را دستچین کرده و نویسندگان آن*ها را به خاطر انتخاب بی نظیر ترین جملاتی که می توان در ابتدای نگارش یک متن به کار برد مورد تحسین قرار داده است.
از «پیرمرد و دریا» ی ارنست همینگوی گرفته تا «پرواز بر فراز آشیانه» کِن کِسی و «گتسبی بزرگ» اسکات فیتز جرالد یا «بیگانه» آلبرکامو در لیست منتخبهای منتقدین نشریه «تلگراف» قرار گرفته اند.



۱- جین آستین، غرور و تعصب، ۱۸۱۳

«در همه جای دنیا این باور مقبول است، که مرد مجردی با ثروت قابل توجه باید در فکر همسر گزیدن باشد.»






2- لئو تولستوی، آنا کارنینا، ۱۸۷۸
«خانواده های شاد همه مانند هم هستند؛ هر خانواده ی غمگینی به شیوه یخودش غمگین است.»







۳- چارلز دیکنز، داستان دو شهر، ۱۸۵۹


«بهترین دوره بود، بدترین دوره بود، دوره دوره ی خرد بود، دوره دوره ی حماقت بود، زمانه ی باور بود، زمانه ی شک بود، فصل روشنایی، فصل تاریکی، بهار امیدواری، زمستان ناامیدی، دنیا در پیش روی ما بود، هیچ در پیش روی ما بود، همه به بهشت می رفتیم، همه به راهی دیگر می رفتیم.»








۴- جورج اورول، هزار و نهصد و هشتاد و چهار، ۱۹۴۹

«روز روشن سردی بود در آوریل، و ساعت ها زنگ ساعت سیزده را می زدند»









۵- مارک تواین، ماجراهای هاکلبری فین، ۱۸۸۴

«اگر کتاب ماجراهای تام سایر را نخوانده باشید اسم مرا هم نشنیده اید؛اما ایرادی ندارد. کتاب نوشته ی مردی بود به نام مارک تواین، و کم و بیشحقیقت را تعریف کرده.»





۶- جی دی سالینجر، ناطور دشت، ۱۹۵۱
«حالا که می خواهید بشنوید، احتمالا اولین چیزی که دوست دارید بدانید این است که کجا به دنیا آمده ام، و بچگی نکبت بارم چطور گذشته، و اینکه قبل از تولد من پدر و مادرم چه کار می کردند و ماجرا از چه قرار بوده، و از مابقی خزعبلات دیوید کاپرفیلدی سر در بیاورید، اما راستش را بگویم، حالا دل و دماغ تعریف کردن این ها را ندارم.»







۷- جین ریس، دریای سارگاسوی پهناور، ۱۹۶۶

«می گویند بلا آدم ها را به هم نزدیک می کند، سفیدپوست ها هم همین کار را کردند.»






۸- اسکات فیتزجرالد، گتسبی بزرگ، ۱۹۲۵

«وقتی جوانتر و شکننده تر بودم پدرم گاهی نصیحتی می کرد که تا امروز در خاطرم مانده است. می گفت هر وقت خواستی از کسی انتقاد کنی حتما یادت باشد که همه ی مردم دنیا فرصت های تو را نداشته اند.»






۹- ال پی هارتلی، دلال، ۱۹۵۳

«گذشته کشوری است بیگانه: اوضاعش بر منوال دیگری می چرخد.»







۱۰- فرانتس کافکا، مسخ، ۱۹۱۵

«یک روز صبح وقتی گرگور سامسا از خوابی بیقرار برخاست متوجه شد در تختش به حشره ای بدهیبت تبدیل شده است.»






۱۱- هرمان ملویک، موبی دیک، ۱۸۱۵


«مرا اشمائیل صدا کنید.»







۱۲- ساموئل بکت، مورفی، ۱۹۳۸

«خورشید می تابید، چاره ای نداشت، بر همان چیزهای همیشگی می تابید.»







۱۳- جی. ام. بری، پیتر پن، ۱۹۱۱

«همه ی بچه ها، به غیر از یکی، بزرگ می شوند.»





۱۴- هنری جمیز، پرتره ی بانو، ۱۸۸۰

«زمان هایی در زندگی، تحت شرایطی خاص، دلپذیرتر از زمان اجرای مراسمی است که به نام چای عصرانه شناخته می شود.»





۱۵- ولادمیر ناباکوف، لولیتا، ۱۹۵۵


«لولیتا، نور زندگی من، آتش سینه ی من. گناه من، روح من. لو لی تا: نوک زبان سه بار به حرکت در می آید تا، سه بار، به بالای کام، روی دندان، ضربه بزند: لو لی تا.»





۱
۶- گابریل گارسیا مارکز، عشق در دوران وبا، ۱۹۸۵

«پرهیزی نبود: عطر بادام تلخ او را به یاد سرنوشت عشقی بی حاصل می انداخت.»






۱۷- کن کسی، دیوانه از قفس پرید، ۱۹۶۲


«آن جا هستند. بچه های سیاه با لباس های سفید که جلوی من ایستاده اند تا وسط سالن عشقبازی کنند و قبل از اینکه دستم برسد فلنگ را ببندند.»






۱۸- کریستوفر آیشروود، خداحافظ برلین،۱۹۳۹


«دوربینی هستم با شاتر باز که، بی اراده، ضبط می کند، فکر نمی کند.»






۱۹- جان کندی تول، اتحادیه ی ابلهان، ۱۹۸۰


«کلاه شکار سبزی روی کله ی گوشتالوی پفکی چپانده شده بود.»






۲۰- استیفن کرین، مدال سرخ شجاعت، ۱۸۹۵


«سرما آرام آرام از زمین محو شد، و در مهی که ناپدید می شد لشکری نمایان می گشت که بالای تپه ها مستقر شده، استراحت می کرد.»






۲۱- ایان بنکس، جاده ی کلاغ، ۱۹۹۲

«همان روزی بود که مادربزرگم منفجر شد.»






۲۲- شارلوت برونته،جینایر، ۱۸۴۷


«آن روز قدم زدن ناممکن بود.»





۲۳- لبر کامو، بیگانه، ۱۹۴۶


«مادر امروز مرد. شاید هم، دیروز؛ مطمئن نیستم.»






۲۴- ارنست همینگوی، پیرمرد و دریا، ۱۹۵۲


«مردی پیر بود که سوار قایقی در جریان خلیج ماهیگیری می کرد و اکنون هشتاد و چهار روز می شد که صیدی نکرده بود.»





۲۵- کورت ونه گات، سلاخ خانه ی شماره ۵، ۱۹۶۹


«کم و بیش، همه ی این ها اتفاق افتاده.»




منبع: پندار دات نت