کارگردان :
Bibo Bergeron
نویسندگان : Bibo Bergeron, Stéphane Kazandjian
صداپیشگان : Matthieu Chedid, Vanessa Paradis, Gad Elmaleh

خلاصه داستان :
در جریان سیل های پاریس در سال ۱۹۱۰، هیولایی به طور تصادفی بوجود می*آید و توسط "اِمیل" یک آپاراتچی آرام و گوشه گیر سینما و "رائول" یک مخترع شوخ و شنگ در خیابان ها رها می شود. وقتی آن ها متوجه می شوند که این هیولا چیزی غیر از یک کَک عظیم الجثه با صدای یک فرشته نیست، این مخلوق را در کاباره یکی از دوستان خود به نام "لوسی" به دور از دسترس "مینوت" بیرحم که هدفش صید این مخلوق است، پنهان می کنند.






اگر با سابقه کاری "بیبو بِرگِرون"، انیماتور فرانسوی، سازنده انیمیشن های «داستان کوسه / Shark Tale» در سال ۲۰۰۴ و «به سوی اِلدُرادو / The Road to El Dorado» در سال ۲۰۰۰ آشنایی داشته باشید، احتمالاً ترجیح می دهید که از دیدن آخرین ساخته وی در مقام کارگردان به نام «هیولا در پاریس / A Monster in Paris» محصول ۲۰۱۱ خودداری کنید؛ اما ممکن است در این تصمیم دچار اشتباه شده باشید.


در جریان سیل های پاریس در سال ۱۹۱۰، هیولایی به طور تصادفی خلق می شود و توسط اِمیل (با صداپیشگی سِباستین دِژوس) یک آپاراتچی آرام و گوشه گیر سینما و رائول (با صداپیشگی گاد اِلماله) یک مخترع شوخ و شنگ در خیابان ها رها می شود. وقتی آن ها متوجه می شوند که این هیولا چیزی غیر از یک کَک عظیم الجثه با صدای یک فرشته نیست، این مخلوق را در کاباره یکی از دوستان خود به نام لوسی (با صداپیشگی وَنسا پارادیس) به دور از دسترس مِینوت بیرحم (با صداپیشگی فِرانسیس کلوزِت) که هدفش صید این مخلوق است، پنهان می کنند.


«هیولا در پاریس» با نمایش یک فیلم خبری قدیمی که صدمات ناشی از سیل در شهر را نشان می دهد، شروع می شود. سپس فیلم با سبک معروف انیمیشنی بِرگِرون مخلوط می شود. این شروع، یک درونمایه سینمایی را ایجاد می کند که در سراسر فیلم حفظ می شود و از شخصیت های ترسناک کلاسیک ادبیات و سینما به خصوص «شبح اپرا / The Phantom of the Opera» و «دکتر جِکیل و آقای هاید / Dr. Jekyll and Mr. Hyde» استفاده می کند. بعد از این آغاز اثرگذار، فیلم به صورت یکنواخت پیش می رود تا این که صحنه های سرزنده کاباره شروع می شوند. ترانه های ماندگار و تأثیرگذار اسپانیایی زبان نقش پررنگی را در هر چه لذتبخش ساختن این صحنه ها بازی می کنند، به خصوص وقتی که یکی از صداهای انگلیسی متعلق به "شان لِنون" پسر "جان لِنون" و "یوکو اونو" باشد.
چشم اندازهای انیمیشنی از شهر پاریس در عین سادگی زیبا هستند و سعی می کنند جادوی این شهر را به تسخیر خود درآورند. شخصیت ها تمامی صفات لودگی، دل فریبی، مضحکی و خباثت را که برای سرگرم کردن بیننده لازم هستند در اختیار دارند. متأسفانه فیلم در قالب سه بعدی ساخته شده است که به خوبی در فضاهای پانورامیک پاریس جواب می دهد اما در کل این کار لزومی نداشته است.لذتبخش ترین ویژگی فیلم بِرگِرون (همچون فیلم هوگوی اسکورسیزی در سال ۲۰۱۱) این است که گرچه فیلم به چیزهایی ارجاع می دهد که کودکان امروزی از آن ها اطلاعی ندارند، اما بازهم یک فیلم کودک محسوب می شود. برخلاف بسیاری از فیلم های سال های اخیر ژانر کودک، از شوخی های گزنده فراوان مختص افراد بزرگسال در این فیلم خبری نیست؛ فیلم به شعور مخاطب خود توهین نمی کند، اما به سادگی می داند که چه چیزی باعث تفریح آن ها می شود. لحظاتی از فیلم واقعاً خسته کننده اند، اما در مجموع «هیولا در پاریس» تنها به خاطر داشتن انیمیشن و ترانه های زیبا هم که شده ارزش دیدن را دارد.

منتقد: جو والش (CineVue)
مترجم: محمدرضا سیلاوی
منبع:سایت نقد فارسی