اگر بگوییم او یکی از نادرترین و عجیب*ترین کارگردانان سینمای جهان است، بی*راه نگفته*ایم. در فیلم*های او همه*چیز یافت می شود و هیچ چیزی یافت نمی*شود! تکلیفتان هیچ*وقت با او مشخص نیست که بالاخره او یک شیاد است یا یک نابغه؟ یک استاد مسلم سینماست که بلد است فیلمی متفاوت بسازد یا سینماگر بدنه است که فیلم*های معمولی می*سازد؟ از کارنامه او هم نمی*توان به نتیجه خاصی رسید، اما همه او را به عنوان یک فیلم*ساز فوق*العاده قبول دارند و این عجیب*ترین بخش قضیه است که شاید از فیلم او خوشتان نیاید، اما اخبار مربوط به او یا فیلمی که قرار است بسازد، برای شما جذاب است و دنبالش می*کنید، بهانه ما برای پرداختن به این کارگردان عجیب، اکران فیلم جدیدش است.

تارانتینو یک خوره واقعی سینماست. تنها سرگرمی زندگی او دیدن فیلم است و برایش هم فرقی نمی*کند که چه چیزی می*بیند، او باید ببیند و شاید همین «دیدن»ها ما را با آثار متفاوتی از او مواجه می*سازد. یک*باره می*رود فیلمنامه «قاتلین بالفطره» را می*نویسد که یکی از بهترین کارهای کارنامه الیور استون است، بار دیگر در فیلم*هایی به عنوان بازیگر ظاهر می*شود که برخی*شان اصلاً حتی قابل بررسی هم نیستند اما یک چیز مشخص است، او عاشق واقعی سینماست و برایش فرقی نمی*کند در کجای این سینما ظاهر شود، او باید در سینما باشد.

علاقه اصلی تارانتینو به ژانر کمدی و ترسناک است و به دلیل همین علاقه است که شما در فیلم*های او می*توانید حداقل سکانس*هایی را که براساس موقعیت طنز بنا شده است. بیابید. از طرفی خشونت را هم باید به این دو اضافه کرد. خشونتی که نه از جنس خشونت سینمای اسلشر یا فیلم*هایی نظیر «سگ*های پوشالی» ساخته سام پکین پای فقید است بلکه کاملاً اورژینال خود اوست و امضای تارانتینو را دارد.

علاقه تارانتینو به سینما تا جایی پیش می*رود که در ابتدای جوانی تصمیم می*گیرد و با هزینه شخصی اولین فیلم خودش را بسازد. چهار سال تمام وقت و هزینه او صرف ساخت آن فیلم می*شود، اما در نهایت فیلم به نتیجه نمی*رسد و فیلم بی*سروته از کار در می*آید که خود تارانتینو از آن نه به عنوان یک شکست بلکه به*عنوان یک پیروزی یاد می*کند که او را مصمم کرده است و در سراسر زندگی حرفه*ای*اش تسلیم نشود و شاید به همین دلیل است که می*توان کارهای مستقل او را که اکثراً تبدیل به کالت شده*اند، در کارنامه*اش یافت. تصور کنید «بیل را بکش» را جکی*چان می*ساخت! یا «جکی براون» را مارتین اسکورسیزی! فیلم*های او کاملاً دارای امضای اوست و این چیز کمی نیست در سینمای هالیوود.
سینمای تارانتینو یک سینمای کاملاً شخصی است که در آن تارانتینو به هرچه که فکر می*کند، جامه*عمل می*پوشاند و به تصویر می*کشد. امکان دارد فیلمی کاملاً جنگی مانند «لعنتی*های بی*آبرو» بسازد، اما شما در آن هیچ توپ و تانکی نبینید! یا حتی پا پیش بگذارد و هیتلر را تا آخر فیلم با بمب بکشد و کلاً تاریخ را آن*طور که دوست دارد روایت کند. بارها از او درباره این نوع فیلم ساختن پرسش شده است که تا کجاها او می*تواند آن*طور که خودش صلاح می*داند حرکت کند و او پاسخ روشنی نداده است. «کار من گفتن این موضوع به شما نیست که در فیلم*هایم درباره چه می*خواهم صحبت کنم، وظیفه من پنهان کردن آن است.

نوشتن فیلمنامه مهم*ترین بخش سینما از نگاه تارانتینو است. او معتقد است شما در همه حال باید فیلمنامه بنویسید. حتی در اتاق تدوین هم باید مشغول نگارش باشید و بعد که خیالتان کاملاً راحت شد می*توانید ریسک*های متفاوتی انجام دهید و بدون هیچ ترسی، هرکاری دلتان می*خواهد در فیلمتان انجام دهید.

نکته*ای که باید درباره سینما تارانتینو همیشه درنظر داشت این است که شاید ما از فیلم او خوشمان نیاید، اما نباید منکر این شویم که بازیگران فیلم های او همگی یکی از بهترین کارهای کارنامه کاری*شان را انجام داده*اند. کافی است نگاه کنید به کارنامه ساموئل ال*جسکون، تیم راث، جان تراولتا، کریستف والتز، اما تورمن و خیلی*های دیگر که بهترین بازی*های عمرشان در فیلم*های تارانتینو بوده و اکثر جوایزی را هم که به دست آورده*اند به*خاطر بازی در فیلم*های تارانتینو کسب کرده*اند

سبک عجیب سینمای تارانیتنو که یعنی کپی از آثاری که دوست دارد، به شکل بهتر ، فقط مختص سینمای اوست. شما اگر فیلم*باز حرفه*ای باشید، در همه فیلم*های او آنقدر ارجاعات مختلف به فیلم*های سینمایی دیگر پیدا می*کنید که عاقبت متوجه می*شوید با هر فیلم او، چند ده فیلم مختلف سینما را دیده*اید، اما هنر تارانتینو در این است که آن ارجاع، اصلا همان فیلم نیست! چیزی است که از فیلتر تارانتینو رد شده است و یک چیز دیگر شده است.

تارانتینو به صورت کاملا خود*آگاه فیلم*هایی می*سازد که همیشه قرار است در سطح بماند، عمقی ندارد، شعاری در آن داده نمی*شود، اما سرگرمی هم نیست. این نکته عجیب آقای کارگردان است که تکلیفتان با او هیچ وقت روشن نمی*شود. یعنی شما با اثری کاملاً تجاری روبه*رو هستید که در عین حال تمام اصول و شرایط یک اثر هنری را دارد. راز جاودانگی تارانتینو را هم باید در همین اصل جست*وجو کرد. چه از او خوشمان بیاید، چه نیاید، بی*شک او یکی از مهم*ترین و اثر*گذار*ترین کارگردانان تاریخ سینماست که باید فیلم*هایش را حتی اگر از او بدمان می*آید، دید و حرص توام با لذت برد.
منبع:Naghdefarsi