• ویروس "تی" که توسط شرکت آمبرلا ساخته شده بود اکنون به سراسر جهان شیوع کرده و موجب تبدیل شدن انسان ها به زامبی، موجودات شیطانی و هیولا شده است. "آلیس" کارمند اسبق این شرکت که هم اکنون یک جنگجوی سرکش است، به دوستانش ملحق شده تا وارد هسته مرکزی شرکت آمبرلا در ...

  • داستان این فیلم که مدت کوتاهی قبل از رویدادهای «امیدی تازه» (A New Hope) رخ داده، متمرکز بر گروهی از جاسوس های شورشی است که نقشه می کشند تا «ستاره مرگ»، سلاح جدید امپراتوری کهکشانی را پیدا کرده و بدزدند...

  • فیلم بر اساس اتفاقات به وقوع پیوسته در مسابقه ی ماراتن سال ۲۰۱۳ در بُستن آمریکا که با یک بمب گذاری همراه بود ساخته شده و وقایع آن روز را دنبال می کند و…

  • «سلن» (کیت بکینسیل) میجنگد تا به نبرد میان قبیله لایکن و جناح خون آشامی که به او خیانت کردند، پایان دهد...

  • زمانی که "کالوم لینچ" (مایکل فاسبندر) خاطرات جد خود "آگولار" را مرور می کند و متوجه مهارت های یک استاد قاتل می شود، در می یابد که خود او نیز یکی از نوادگان حزب مخفی "آدمکش ها" می باشد.

  • کوآلایی به نام باستر بهترین دوستش را به استخدام خودش در می آورد تا با کمک وی کسب و کار تئاترش را از طریق میزبانی یک مسابقه ی آوازخوانی رونق بخشد و...

  • یک بازیکن حرفه ای بیس بال سیاه پوست (دنزل واشینگتن) که بازنشته شده است، اکنون به عنوان رفتگر مشغول به کار است تا از پس مخارج خانواده و شرایط سخت زندگی بر آید. پسر او به فوتبال علاقه مند شده و قصد دارد به عنوان بازیکن در تیم کالج شرکت کند، سر ناسازگاری پدر و ...

  • فضاپیمایی که مقصدش یک سیاره مستعمره بسیار دور است و هزاران نفر مسافر دارد، دارای یک نقص فنی در قسمت اتاق خواب است. این نقص باعث می شود دو تن از مسافران 90 سال زودتر از زمان برنامه ریزی شده بیدار شوند...

  • داستان فیلم در سال 1926 رخ می دهد و درباره فردی به نام نیوت (ادی ردماین) است که به واسطه نگارش کتاب جدیدش رهسپار ایالات متحده و شهر نیویورک می گردد. در چمدان نیوت موجودات عجیب و غریبی وجود دارند که بر اثر یک اتفاق آزاد شده و سر از نیویورک و منطقه منهتن در می آورند و...

  • یک پسر پنج ساله هندی هزاران کیلومتر دور از خانه اش، در خیابانهای کلکته گم می شود. او مخاطرات زیادی را پشت سر می گذارد و سرانجام زوجی در استرالیا او را به فرزند خواندگی قبول میکنند. 25سال بعد او عزم خود را جزم میکند تا خانواده ی گمشده اش را پیدا کند...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      41
      نوشته ها
      1,369
      پسندیده : 146
      مورد پسند : 592 بار در 257 پست

      زنی که فکر نمیکرد به این بیماری عجیب و نادر مبتلا شود!

      آنا سامر وقتی ۱۸ ساله بود و سال آخر دبیرستان را طی می کرد، خیلی پرخواب شده بود، اما در آن زمان او توجهی به این مسئله نداشت. زمانی که او به کالج رفت، همین مسئله ادامه داشت، اما او استرس را بهانه می کرد و با خودش می گفت که بخاطر کار دشواری که دارد، بدنش نیازمند استراحت بیشتر است.

      در این زمان او همواره بعد از خوردن نهار یا تمام شدن کار روزانه یا حتی هنگامی که با دوستانش بود، نیاز داشت چرت بزند. طوری شده بود که وقتی هنگام عصر والدینش به او زنگ می زدند تا با او صحبت کنند، هم اتاقی هایش که دوست نداشتند مدام به آنها بگویند آنا خواب است، می گفتند که آنا برای مطالعه به کتابخانه رفته است.

      بعد از اتمام درسش, آنا به بانگوک رفت تا آنجا زبان انگلیسی درس بدهد، پرخوابی او ادامه داشت و همین طور هم بهانه تراشی هایش. در آن هنگام او بین کلاس هایش چرت می زد و با خودش می گفت که برای تطابق با آب و هوای گرم بانگوک نیاز به خواب دارد.

      بعد از بانگوک او مدتی به لندن رفت، آنجا هم او آسمان ابری و همیشه بارانی لندن را دلیل پرخوابی می دانست.

      بعد از آن، آنا برای تحصیل در دانشکده حقوق به آمریکا بازگشت و دوباره مقیم خانه پدر و مادر شد. در این زمان والدین او متوجه حاد بودن مسئله پرخوابی او شدند، او بالافاصله بعد از بازگشت از دانشکده، سلامی می کرد و بلافاصله به رختخواب می رفت.


      خواب یک نیاز فیزیکی غیرقابل اجتناب برای آنا شده بود، در ۳۰ سالگی آنا به یک شرکت حقوقی پردرآمد در آتلانتا پیوست. در این شرکت برنامه کاری که به او محول شده بود، انعطاف کمی داشت و به همین خاطر او دیگر نمی توانست هر زمان که می خواست، بخوابد. اینجا بود که آنا متوجه شد، باید فکری برای مسئله پرخوابی اش کند.

      در انتهای سال ۲۰۰۵، آنا به مرکز خواب کلینیک اِموری رفت، در آنجا بود که با اصطلاح hypersomnolence یا همان پرخوابی آشنا شد. شش سال بعدی، گروهی از پزشکان مشغول بررسی مشکل آنا و ۳۱ فرد دیگری که مثل او پرخواب بودند، شدند. پزشکان مواد شیمیایی مغز آنها را برای جستجوی ماده اسرارآمیزی که مدار خواب آنها را تحریک می کرد، جستجو می کردند.

      زمانی که نتیجه کارهای این پزشکان برای انتشار آماده شد، خیلی از متخصصان نتایج را باور نمی کردند. تا آن زمان باور غالب این بود که خواب زیاد ناشی از ضعف سیستم بیدارباش مغز است و نه ناشی از مواد شیمیایی خواب آور. اما مقاله ای که ماه پیش -نوامبر سال ۲۰۱۲- در نشریه Science Translational Medicine به چاپ رسید، همه چیز را تغییر داد.

      در صورت پیگیری نتایج این تحقیق توسط دانشمندان و صنایع دارویی، این مطالعه می تواند منجر به تولید قرص هایی شود که زندگی میلیون ها نفر را بهتر کنند.