• در سال 1965 یک زن بیوه به همراه دو دخترش در منزلشان با روح بی رحمی مواجه می شوند که مزاحمت های فراوانی برای آنها ایجاد میکند...

  • جف و کارن که در حال گذران زندگی شان هستند، زوج خوشحال و خوشبختی را مشاهده می کنند که در همسایگی شان حضور دارند. در ادامه آنها با یکدیگر آشنا می شوند اما بزودی مشخص می شود که آن زوج جاسوسان دولت هستند و اکنون جف و کارن نیز درگیر نقشه ی جاسوسی بین المللی آنها شده اند...

  • ریچل زن مطلقه و دائم الخمری است که هنگام رفت و آمد توسط قطار از طریق پنجره، زندگیِ زوج جوانی به نام اسکات و مگان را مشاهده می کند و معتقد است که آنها یک زوج ایده ال و خوشبخت هستند. اما ریچل بزودی متوجه می شود که مگان مفقود شده و حال، بازجویی ها از وی در دستور کار قرار گرفته. این در حالی است که ...

  • داستان فیلم درباره مردی به نام تام (مایکل فاسباندر) می باشد که در یک جزیره واقع در سواحل استرالیا نگهبان فانوس دریایی است. وی بزودی در این محل عاشق ایزابل (آلیشیا ویکاندر) می شود و در آن سو ...

  • رابرت لنگدن خود را در بیمارستانی در ایتالیا می بیند بی آنکه به یاد بیاورد به چه دلیل در این مکان حضور دارد. در ادامه او با دکتر بروکس همراه می شود تا پرده از یک توطئه جهانی بردارد...

  • داستان فیلم درباره تکنسینی واقعی به نام مایک ویلیامز (مارک والبرگ) می باشد که قرار است به سکوی نفتی "دیپ واتر هوریزن" ملحق شود و در آنجا وظیفه خودش را به نحو احسن انجام دهد. اما زمانی که مایک به محل کار خود می رود، در آنجا با ویدرین (جان مالکوویچ) مواجه می شود ...

  • «کریستن ولف» یک ریاضیدان نابغه است که تمایل بسیار زیادی برای کار با اعداد و ارقام دارد. او در پوشش یک دفتر حسابداری، برای سازمان های جنایی خطرناک پولشویی می کند و سرمایه آنها را مدیریت می کند. در همین حین که یک مامور ویژه مبارزه با جرائم اقتصادی به او نزدیک می شود، مشتری جدیدی به سراغش می آید و...

  • فیلم هفت دلاور، درباره هفت تیرانداز به سرپرستی مردی به نام کریس آدامز (دنزل واشنگتن) در غرب وحشی است که تصمیم می گیرند از مردم یک دهکده در برابر راهزنان دفاع کنند…

  • داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد...

  • لک لک ها دیگر به جای نوزادان، وظیفه ی تحویل محصولات اینترنتی را به عهده دارند, اما وقتی که بصورت اتفاقی یک سفارش نوزاد از راه می رسد, بهترین و سریعترین لک لک تصمیم می گیرد که نوزاد را به خانواده اش برساند...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      41
      نوشته ها
      1,369
      پسندیده : 146
      مورد پسند : 592 بار در 257 پست

      زنی که فکر نمیکرد به این بیماری عجیب و نادر مبتلا شود!

      آنا سامر وقتی ۱۸ ساله بود و سال آخر دبیرستان را طی می کرد، خیلی پرخواب شده بود، اما در آن زمان او توجهی به این مسئله نداشت. زمانی که او به کالج رفت، همین مسئله ادامه داشت، اما او استرس را بهانه می کرد و با خودش می گفت که بخاطر کار دشواری که دارد، بدنش نیازمند استراحت بیشتر است.

      در این زمان او همواره بعد از خوردن نهار یا تمام شدن کار روزانه یا حتی هنگامی که با دوستانش بود، نیاز داشت چرت بزند. طوری شده بود که وقتی هنگام عصر والدینش به او زنگ می زدند تا با او صحبت کنند، هم اتاقی هایش که دوست نداشتند مدام به آنها بگویند آنا خواب است، می گفتند که آنا برای مطالعه به کتابخانه رفته است.

      بعد از اتمام درسش, آنا به بانگوک رفت تا آنجا زبان انگلیسی درس بدهد، پرخوابی او ادامه داشت و همین طور هم بهانه تراشی هایش. در آن هنگام او بین کلاس هایش چرت می زد و با خودش می گفت که برای تطابق با آب و هوای گرم بانگوک نیاز به خواب دارد.

      بعد از بانگوک او مدتی به لندن رفت، آنجا هم او آسمان ابری و همیشه بارانی لندن را دلیل پرخوابی می دانست.

      بعد از آن، آنا برای تحصیل در دانشکده حقوق به آمریکا بازگشت و دوباره مقیم خانه پدر و مادر شد. در این زمان والدین او متوجه حاد بودن مسئله پرخوابی او شدند، او بالافاصله بعد از بازگشت از دانشکده، سلامی می کرد و بلافاصله به رختخواب می رفت.


      خواب یک نیاز فیزیکی غیرقابل اجتناب برای آنا شده بود، در ۳۰ سالگی آنا به یک شرکت حقوقی پردرآمد در آتلانتا پیوست. در این شرکت برنامه کاری که به او محول شده بود، انعطاف کمی داشت و به همین خاطر او دیگر نمی توانست هر زمان که می خواست، بخوابد. اینجا بود که آنا متوجه شد، باید فکری برای مسئله پرخوابی اش کند.

      در انتهای سال ۲۰۰۵، آنا به مرکز خواب کلینیک اِموری رفت، در آنجا بود که با اصطلاح hypersomnolence یا همان پرخوابی آشنا شد. شش سال بعدی، گروهی از پزشکان مشغول بررسی مشکل آنا و ۳۱ فرد دیگری که مثل او پرخواب بودند، شدند. پزشکان مواد شیمیایی مغز آنها را برای جستجوی ماده اسرارآمیزی که مدار خواب آنها را تحریک می کرد، جستجو می کردند.

      زمانی که نتیجه کارهای این پزشکان برای انتشار آماده شد، خیلی از متخصصان نتایج را باور نمی کردند. تا آن زمان باور غالب این بود که خواب زیاد ناشی از ضعف سیستم بیدارباش مغز است و نه ناشی از مواد شیمیایی خواب آور. اما مقاله ای که ماه پیش -نوامبر سال ۲۰۱۲- در نشریه Science Translational Medicine به چاپ رسید، همه چیز را تغییر داد.

      در صورت پیگیری نتایج این تحقیق توسط دانشمندان و صنایع دارویی، این مطالعه می تواند منجر به تولید قرص هایی شود که زندگی میلیون ها نفر را بهتر کنند.