• فضاپیمایی که مقصدش یک سیاره مستعمره بسیار دور است و هزاران نفر مسافر دارد، دارای یک نقص فنی در قسمت اتاق خواب است. این نقص باعث می شود دو تن از مسافران 90 سال زودتر از زمان برنامه ریزی شده بیدار شوند...

  • "موانا" از استعدادهای دریانوردی خود استفاده میکند تا به یک جزیره ی افسانه ای برود و قهرمان او، "مائویی" نیز در این ماجراجویی او را همراهی میکند.

  • یک جراح با استعداد اما متکبر و مغرور که پس از حادثه ای ناگوار شغلش را از دست می دهد، راه تازه ای را پیش روی زندگی اش می بیند. او توسط یک جادوگر آموزش هایی را فرا میگیرد تا از دنیا در برابر افراد شرور محافظت کند.

  • فیلم ماجرای افسر اطلاعاتی مکس (برد پیت) می باشد که در سال 1942 و در شمال آفریقا با یک مبارز نیروی مقاوت فرانسه بنام ماریان (ماریون کوتیار) در پشت خطوط دشمن آشنا می شود. آنها رابطه ی صمیمانه ای را با هم آغاز میکند اما فشار جنگ این رابطه را تهدید میکند...

  • یک پسر پنج ساله هندی هزاران کیلومتر دور از خانه اش، در خیابانهای کلکته گم می شود. او مخاطرات زیادی را پشت سر می گذارد و سرانجام زوجی در استرالیا او را به فرزند خواندگی قبول میکنند. 25سال بعد او عزم خود را جزم میکند تا خانواده ی گمشده اش را پیدا کند...

  • این فیلم داستان مردی سیاه پوست را از دوران کودکی تا بزرگسالی روایت می کند که در شهر میامی و سردرگم در گرایش جنسی با شرایطی سخت بزرگ می شود.

  • سوزان یک گالری دار موفق است که به طور اتفاقی با رونوشتی از رمان منتشرنشده ی شوهر سابقش تام مواجه می شود که حاوی مطالب خشونت آمیز و یک انتقام نمادین است...

  • «سلن» (کیت بکینسیل) میجنگد تا به نبرد میان قبیله لایکن و جناح خون آشامی که به او خیانت کردند، پایان دهد...

  • داستان فیلم درباره مرد جوانی به نام لی چندلر است که پس از مرگ برادرش جوئی، مجبور می شود حضانت پسر برادرش را برعهده بگیرد و می بایست به این منظور به شهر زادگاه خود بازگردد. چندلر که خیلی راغب به بازگشت نیست، در هنگام ورود به شهر با افراد مختلفی از جمله همسر سابقش رندی، که ...

  • فیلم بر اساس داستان واقعیِ یک مخالف جنگ و پزشک ارتش آمریکا به نام دزموند داس (اندرو گارفیلد) است که حاضر نمی شود سلاحی حمل کند، اما طی نبرد اوکیناوا در جنگ جهانی دوم با وجود شلیک های بی وقفه ی دشمن، یک تنه جان بیش از ۷۵ نفر از هم رزمانش را نجات می دهد...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      اسفند ۱۳۹۲
      شماره عضویت
      14552
      نوشته ها
      37
      سن
      16
      فیلم مورد علاقه
      A Space Odyssey, Memento, Twelve Angry Men, Fight Club, Three Colors Blue, Forrest Gump
      بازیگر مورد علاقه
      Marlon Brando, Robert DeNiro, Jack Nicholson, Tom Hanks
      کارگردان مورد علاقه
      Stanley Kubrick, Christopher Nolan, Krzysztof Kieslowski
      پسندیده : 0
      مورد پسند : 62 بار در 31 پست

      نقد و بررسی فیلم Jersey Boys (جرسی بویز)



      کارگردان :
      Clint Eastwood
      نویسندگان : Marshall Brickman, Rick Elice
      بازیگران : John Lloyd Young, Erich Bergen, Michael Lomenda

      خلاصه داستان :

      تریلری متمرکز به داستان یک کلاهبردار و همسرش، و غریبه ای که قصد کلاهبرداری آن ها را دارد اما سرانجام کارش به کشمکشی طولانی ختم می شود ...


      در اصل تبدیل نمایشنامه "جرسی بویز" تئاتر برودوی(Broadway) به فیلم سینمایی قرار بود توسط جان فاوریو صورت گیرد. هنگامی که او از کار کنار کشید، این وظیفه به کارگردان کهنه کار، کلینت ایستوود سپرده شد. در رویکرد ایستوود برای شرح داستان فرانکی والی و گروه "چهار فصل/Four Seasons" حالت خودنمایانه کمتری نسبت به چیزی که مثلا از راب مارشال انتظار می رود، به چشم می خورد. اگر عناصر موزیکال برخی اوقات از فاقد انرژی لازم اند، بیشتر به خاطر روشی است که طبق آن در فیلم مورد استفاده قرار گرفته اند. بازگویی بی پرده ای که از زندگی والی در فیلم صورت گرفته، نشان می دهد که زندگی او تا چه اندازه متعلق به عموم بوده است. ممکن است اتفاقات فیلم واقعی بوده باشند، اما در "جرسی بویز/Jersey Boys" چیز تازه ای وجود ندارد که ما در فیلم های هم سبکش ندیده باشیم. کیفیت برجسته فیلم در استفاده اش از موسیقی و ترانه خلاصه می شود، و به محض این که یک ترانه به پایان می رسد، ما آماده ایم تا بعدی را بشنویم. متاسفانه، اغلب دیالوگ ها و روایات طولانی پیش از رسیدن به هر واقعه اصلی وجود دارد که مخاطب مجبور است دقتش را صرف آن ها کند. این رویکرد شاعرانه تری برای فیلم کردن فعالیت هنری یک گروه موسیقی است، حد اقل نسبت به آنچه در "مامامیا/Mamma Mia" شاهد بودیم، ولی به وضوح جذابیت کمتری در آن وجود دارد.


      "جرسی بویز/Jersey Boys" از منظر سه تن از چهار نفر بنیانگذار گروه "چهار فصل/Four Seasons" روایت می شود: تامی دی ویتو(با بازی وینسنت پیازا)، نیک ماسی(با بازی مایکل لومندا)، و باب گادیو(با بازی اریک برگن)، که همشان به نوبت هدف اصلی دوربین قرار می گیرند. تنها کسی که هیچوقت دیوار چهارم را نمی شکند (یعنی هیچ گاه با فضای بیرون از فیلم و تماشاگران ارتباط مستقیم بر قرار نمی کند)، فرانکی والی(با بازی جان لوید یانگ) است. هرچند که روایت اصلی نمایشنامه در فیلم هم حفظ شده، ساختار فیلم دوباره پی ریزی شده تا حالت خطی بیشتری نسبت به حالت دورنمایی داشته باشد.


      داستان در 1951 در نیوجرسی آغاز می شود، جایی که فرانکی به عنوان خواننده اصلی برای گروهی استخدام شده که بهترین دوستش تامی، و یکی دیگر از اعضای نهایی گروه "چهار فصل"، یعنی نیک نیز حضور دارند. آن ها در می یابند که به نوازنده چهارمی نیاز دارند، و به این ترتیب با باب قرارداد می بندند، که علاوه بر نوازندگی، ترانه نویسی نیز می کند. پس از سختی هایی که گروه در اجرا های کم در آمد می کشد، آن ها یک قرار داد ضبط موسیقی می بندند که منجر به انتشار سه تا از ترانه هایشان می شود: "شری"، "دختران بزرگ گریه نمی کنند"، و "مثل یک مرد راه برو". اما به همین ترتیب که آن ها در صدر همه جدول ها قرار می گیرند و در برنامه های تلویزیونی مثل "بانداستاند آمریکایی/American Bandstand" و "برنامه اد سولیوان/The Ed Sullivan Show"، اشکالاتی هم ایجاد می شوند، خصوصا از جانب مشارکت تامی در گروه. قرض های او به یک نزول خور دارند او را ورشکسته می کنند. و در نهایت این مشکل منجر می شود به پایان همکاری گروه "چهار فصل" و فرانکی که راه خودش را در پیش می گیرد.


      سه تا از چهار بازیگر اصلی فیلم از اجراهای حرفه ای برودوی برای فیلم انتخاب شده بودند، از جمله خود جان لوید یانگ که در برودوی نیز نقش فرانکی را بر عهده داشت. دو بازیگر دیگر برودوی نیز در فیلم دیده می شوند: اریکا پیچینینی در نقش معشوقه فرانکی، و دانی کهر در نقش نزول خوری به اسم نورم واکسمن. همکاران یانگ، مایکل لومندا، اریک برگن، و وینسنت پیازا اند که از این بین، پیازا هیچ ارتباط قبلی با نمایش "جرسی بویز" نداشته است و در عین حال در فیلم خوب ظاهر می شود. همان طور که در اجرای نمایش هم به خوبی مشهود بود، در فیلم هم قرابت صدا های یانگ با صدای فرانکی والی یکی از نکات برجسته محسوب می شود، خصوصا وقتی متوجه می شویم که صدای یانگ هنگام فیلمبرداری ضبط شده و در تدوینات نهایی به فیلم اضافه نشده است. هر چهار بازیگر ایفای نقش خوبی دارند و به راحتی می توان فهمید چرا ایستوود پیازا را انتخاب کرده، چرا که در میان بقیه بازیگران برجسته تر می نماید. تنها بازیگر شناخته شده فیلم کریستوفر واکن است که مثل همیشه بازی اش پر کننده خلا هاست و با جذابیت فروشنده مآبش، به خوبی تاثیر مناسب خود را در فیلم می گذارد.


      نامید کننده ترین جنبه "جرسی بویز/Jersey Boys" در بیروحی و مردگی آن است. صحنه های زیادی به روابط تراژدی گونه فرانکی و دخترش، فرانسین، اختصاص می یابد. ولی وقتی هنگام جدایی آن ها می رسد، زجر روحی که هرکدام متحمل می شوند در حداقل اندازه ممکن است. ایستوود هیچ گاه روابط بین کاراکتر ها را به نحوی که ما رویشان سرمایه گذاری کنیم، طراحی نمی کند. روایت داستان از یک مسیر ساده و نه چندان جذاب جلو می رود که صرفا ایجاد بهانه ای است تا ما با آثار گروه "چهار فصل" آشنا شویم. هرچند اغلب به صحنه بردن ترانه ها مهار شده و صریح است، اما موسیقی به تنهایی قادر است تا توجه مخاطبان را به فیلم همچنان نگه دارد (هرچند ممکن است آهنگ هایی که در دهه 60 در صدر جدول ها بودند، امروزه جاذبه ی کمتری برای نسل جوان داشته باشند).


      از لحاظ بصری، ایستوود و فیلمبردارش، تام اشترن، به این توافق رسیدند تا فیلم را با رنگ های محدود به تصویر بکشند. تا وقتی که تصویر هیچ وقت کاملا سیاه و سفید نشده، این شیوه "تحلیل یافته" برای نمایش گروه موسیقی مناسب است که از روز های اوجش مدت ها می گذرد و الان فقط حضور کمرنگ در ایستگاه های رادیویی قدیمی دارد. فیلم در جزئیات زمانی عملکرد بی نقصی دارد. کاملا این حس تداعی می شود که دست اندر کاران فیلم خود را با ماشین زمان به دهه های 50 و 60 برده اند و آنجا فیلم را ساخته اند.


      تنها در پایان فیلم است که "جرسی بویز/Jersey Boys" کمی رنگ زندگی به خود می گیرد. وقتی فرانکی ترانه "نمی توانم چشمانم را از تو بردارم"(Can’t Take My Eyes Off of You) را می خواند، انرژی قابل لمسی را می توان احساس نمود. و سپس، با شروع تیتراژ پایانی، ایستوود به ما ترانه ی "دسامبر 1963 (اوه، عجب شبی)" را هدیه می کند ولحظه شگفت انگیزی را برایمان رقم می زند. و در عین حال یادآور این نکته می شود که تا چه حد فیلم می توانست بیشتر رنگ و روح داشته باشد. هرچند نه با اقتباس بی چون و چرا از نمایشنامه (که در واقع فیلم از نو پایه ریزی شده بود تا همخوانی بیشتریبا قواعد مرسوم سینمایی داشته باشد)، اما به هر حالی فیلم می بایست مخاطبانش را درست به اندازه نسخه تئاتر راضی کند. البته آن هایی که وابستگی شدیدی به گروه "چهار فصل" دارند آن را تحسین خواهند کرد، اما در کل فیلم فاقد عظمت ذاتی است که می تواند گستره وسیعی از مخاطبان را جذب خود کند. به این ترتیب، "جرسی بویز/Jersey Boys" بیشتر یک فیلم متوسط است تا یکی از آثار برجسته سال.


      منتقد: جیمز براردینلی

      امتیاز: 2.5 از 5
      مترجم: حمید بنی هاشمی

      این مطلب بصورت اختصاصی برای " انجمن تخصصی رسانه کوچک " به نگارش درآمده و هر گونه کپی برداری از آن تنها با ذکر منبع و درج لینک بلامانع می باشد.
      ویرایش توسط abed1 : ۱۳۹۳-۰۴-۰۹ در ساعت ۱۱:۳۷ بعد از ظهر