• داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد...

  • لک لک ها دیگر به جای نوزادان، وظیفه ی تحویل محصولات اینترنتی را به عهده دارند, اما وقتی که بصورت اتفاقی یک سفارش نوزاد از راه می رسد, بهترین و سریعترین لک لک تصمیم می گیرد که نوزاد را به خانواده اش برساند...

  • خلبانی بنام چسلی سالی سولنبرگر (تام هنکس) پس از اینکه هواپیمایش دچار نقص فنی می شود، آن را سالم و بدون تلفات بر روی رودخانه ی هادسون فرود می آورد و با این عمل شجاعانه تبدیل به یک قهرمان می شود. ولی با تحقیقاتی که بعداز سقوط هواپیما آغاز میشود آبروی او در خطر قرار میگیرد...

  • یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • یک پسر نوجوان به نام کوبو باید به دنبال یک سری وسایل جادویی بگردد تا با استفاده از آنها بتواند روحی که از گذشته آمده را شکست دهد...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      اسفند ۱۳۹۲
      شماره عضویت
      14552
      نوشته ها
      37
      سن
      16
      فیلم مورد علاقه
      A Space Odyssey, Memento, Twelve Angry Men, Fight Club, Three Colors Blue, Forrest Gump
      بازیگر مورد علاقه
      Marlon Brando, Robert DeNiro, Jack Nicholson, Tom Hanks
      کارگردان مورد علاقه
      Stanley Kubrick, Christopher Nolan, Krzysztof Kieslowski
      پسندیده : 0
      مورد پسند : 62 بار در 31 پست

      نقد و بررسی فیلم Transformers: Age of Extinction (تبدیل شودگان: عصر انقراض)



      کارگردان :
      Michael Bay
      نویسندگان : Ehren Kruger
      بازیگران : Mark Wahlberg, Nicola Peltz, Stanley Tucci

      خلاصه داستان :
      یک تعمیرکار اتوموبیل و دخترش، به کشفی نائل می شوند که اتوبات ها را به سوی خود می کشانند، همچنین بدبینی دولت روی آن ها شدت می گیرد . . .


      مایکل بی اغلب در گفته هایش به این موضوع اشاره می کند که چگونه دوست دارد "همه چیز را بترکاند". بسیار خوب، اگر علاقه او در زندگی این باشد، بنابراین بی تردید او خود را در "تبدیل شوندگان: عصر انقراض/Transformers: Age of Extinction" مایوس ساخته است. فیلم اثری است که هرکسی در هرجایی آن را مشقت بار و آزار دهنده خواهد یافت. مسئله تنها این نیست که فیلم درون مایه ای توهین آمیز دارد، بلکه بازیگری بی حس و ریتم بسیار کند فیلم و استفاده بیش از حد از جلوه های رایانه ای نیز دیگر مشکلات فیلم را شامل می شوند؛ و با همه این احوال فیلم سه ساعت تمام طول می کشد. سه ساعتی که احتمالا برای هر کس اتلاف عمر محسوب خواهد شد.




      استدلال بی این است که سری فیلم های "تبدیل شوندگان/Transformers" برای کودکی ساخته شده که درون همه ما نهفته است. این حرف ممکن است درست باشد، اما در صورتی که کودک درونی پرخاشگر، منزوی، رنجور با ظرفیتی در حد صفر داشته باشیم که در هر زمینه ای دچار کمبود انگیزشی باشد. کودک درون من اغلب از فیلم های احمقانه، پر سر و صدا، و یا در غیر این صورت از فیلم های معمولی و ساده خوشش می آید. قسمتی های از "گودزیلا/Godzilla" برایم مفرح می نماید. علاوه بر آن، من از حالا دلم را برای قسمت بعدی "جنگ های ستارگان/Star Wars" صابون می زنم. و من هنوز هم سریال "دکتر هو/Doctor Who" را، علی رغم ساخت سهل انگارانه آخرین سری اش، تحسین می کنم. اما همین کودک درون من حتی فکر تحمل یک دقیقه بیشتر از فیلم های "تبدیل شوندگان/Transformers" را نیز بر نمی تابد. تنها چیزی که بیشتر از زمان طولانی فیلم به چشم می آید، بی عاطفگی آن است.





      بی بار ها عنوان کرده بود که کارش با سری "تبدیل شوندگان/Transformers" به اتمام رسیده، اما ظاهرا درست مانند کثافتی که مگس را به سوی خود می کشاند، فیلم نیز او را دوباره جذب خود کرده است. اما این بار، بازیگران حقیقی از صحنه بازی بیرون رانده شده اند. در نگاه اول این امر ممکن است جالب به نظر بیاید اما به محض این که متوجه شویم که ارزش بازیگری در فیلم بی بیش از دکوراسیون آن نیست، بی شک نظرمان تغییر خواهد کرد. در واقع همه چیز در شکل و شمایل روبات ها، جلوه های گرافیکی و جذاب تخریب، و نیز در طراحی انفجار ها خلاصه می شود. ای کاش می شد این طور فیلم را به شما توصیه کنم :"محکم بنشینید و از سواری لذت ببرید" اما حتما دلیلی وجود دارد که ترن های هوایی بیش تر از چند دقیقه سواری نمی دهند.



      سوال این جاست که آیا اصولا داستانی وجود دارد؟ این یک ماجرای جنگ و صلح نیست و اگر با دقت کافی بدنه طرح را مورد بررسی قرار ندهید ممکن است چیزی اشتباه گرفته شود. خطاب به آنانی که به سیر داستانی مستقیم یا خطی علاقه دارند، باید گفته شود که داستان "تبدیل شوندگان: عصر انقراض/Transformers: Age of Extinction" 5 سال پس از ماجراهای سری قبلی، یعنی "تبدیل شوندگان: تاریکی ماه/Transformers: Dark of the Moon" اتفاق می افتد. در طی این زمان، تبدیل شوندگان (یا همان ترانسفورمر ها) کاملا از روی زمین محو شده اند که این نتیجه پاکسازی بی حد و حصری است که در راس آن کارفرمای سرویس جاسوسی آمریکا CIA هارولد اتینگر (با بازی کلسی گرامر که ایفای نقشش حال هوای کاراکتر حیوان دست آموز بوگندو را دارد). او از سوی یک دیسپتیکون به نام "لاک داون" (با صدای مارک رایان) کمک می گیرد، و او کسی است که برای یافتن اوپتیموس پرایم (با صدای پیتر کولن) پا به زمین گذاشته است. شخصیت منفی CIA علاوه بر این اتحادی را نیز با بیلیونری جعلی به نام جاشوا جویس(با بازی استنلی توچی) برقرار کرده، با کسی که می داند چگونه یک ترانسفورمر بسازد. پروژه آزمایشی او به چیزی ختم می شود که آن را "گالواترون" می خواند؛ روباتی مهیب شبیه به "مگاترون" وحشتناک (و علی الظاهر مرده).




      چرخ داستان فیلم بر پایه حوادث ناگواری می چرخد که به سر چهار اوتوبات باقیمانده می آید: بامبلبی، هاوند (با صدای جان گودمن)، کراس شیرز(با صدای جان دی ماگیو) و دریفت(با صدای کن واتانابه). این چهار تا به جست و جوی اوپتیموس پرایمی می پردازند که توسط تعمیرکار تگزاسی کید ییگر(با بازی مارک والبرگ) دوباره احیا شده است. درکنار کید، دخترش تسا(با بازی نیکولا پلتز) و دوست پسر دخترش شین(با بازی جک رینور) حضور دارند. اتوبات ها قصد دارند تا از گرفتار شدن در دام لاک داون تا زمانی که حفظ زمین از دست گالواترون امکان پذیر است، خودداری کنند (در واقع لاک داون برای انسان ها اهمیتی قائل نیست و تنها می خواهد به اوپتیموس پرایم دسترسی پیدا کند). بی بار دیگر شهر شیکاگو را محور اتفاقات قرار داده اما خرابی های عظیم را برای هنگ کنگ نگه می دارد.



      از لحاظ بازیگری، مارک والبرگ بهتر از شیا لبوف عمل می کند، هر چند به سختی می توان تاثیر این مزیت را در فیلم مشاهده کرد. والبرگ در موقع مناسب خود را بهت زده، ترسیده و عصبانی نشان می دهد. استنلی توچی به نحوی فرا تر از اندازه های خود ظاهر شده و در بافت فیلم تاثیر مستقیم می گذارد. این امر به او، که در فیلم به طور جزئی برای پر کردن خلا کمدی مورد استفاده قرار گرفته، کمک می کند تا بهترین عملکرد بازیگر اصلی را ارئه دهد. توفیق توچی در عملکردش با شکستی که نیکولا پلتز متحمل شده، هیچ می شود. سری "تبدیل شوندگان/Transformers" به اندازه ای که باید از کاراکتر های آزار دهنده استفاده کرده ولی هیچ کدام(نه حتی کاراکتری که نقشش را مگان فاکس ایفا می کرد) نتوانستند به نقطه ای برسند که پلتز در نقش تسا در بیهودگی به آن رسید، کسی که بدترین عملکرد ممکن را در ارائه نقش زن اصلی در یک فیلم وحشت، از لحاظ ناشایستگی و ناشیگری داشته است. ناشیگری او به حدی است که احتملا در چند موقعت در فیلم آرزو کنید یک روبات او را لگد مال کند یا از بلند ترین ارتفاع ممکن به پایین پرتابش کند. به عنوان مزاحی با بی، می توانیم این موضوع را نکته ای مثبت برای فیلمش در نظر بگیریم، چون پس از نسخه های متمادی "تبدیل شوندگان/Transformers" برای اولین کاری کرد تا من نسبت به انسانیت حقیر احساسی پیدا کنم.





      در پایان، اوضاع طوری پیش می رود که گویی هیچ اتفاق خاصی در "تبدیل شوندگان: عصر انقراض /Transformers: Age of Extinction" نمی افتد، هر چند این پوچی طولانی، پر سر و صدا و پر زرق و برق است. رویکرد بی، که از لحاظ تکنیکی ماهرانه ولی فاقد جذابیت و فعالیت است، مخاطبان را به محدوده ای نزدیک جنون می کشاند. اگر کسی از فاصله ای دور نگاهی کلی به فیلم داشته باشد، دیگر داستان برایش گیج کننده نخواهد بود ولی هنگام تماشا، اوضاع به کلی فرق دارد و خس آشفتگی تقریبا بر همه چیز سایه می اندازد. وقتی شکسپیر این جمله را می نگاشت "غرش و خشم بر هیچ چیز دلالت نمی کنند" احتمالا نمی دانست که دارد دقیقا اوضاع این دنباله ترانسفورمرز را توصیف می کند.


      این نکته قابل درک است که فیلم اثری عامه پسند است و به این منظور ساخته شده تا آن هایی را خوشحال کند که با اسباب بازی های ترانسفورمر بازی کرده اند و یا حالا بازی می کنند؛ اما به هر حال چیزی که مخاطب را از فیلم ناامید می سازد، حس غرور آمیز سازندگان فیلم است وقتی افرادی را برای تماشای فیلمشان تشویق می کنند که انتظار چیزی بیشتر از جلوه های ویژه شگفت انگیز را از یک فیلم دارند(هر چند شگفتی این جلوه ها نیز با جلو رفتن فیلم کاسته می شود). این فیلم تنها برای گیشه ساخته شده، و بدتر از آن محصولی چنان بدساخت است که حتی قدرت وانمود کردن چیزی بیشتر از نمایش ابلهانه اش را هم ندارد. فیلمی چنین خسته کننده، بی پایان، و کشدار، در گیشه به توفیقی چشمگیر دست می یابد. بیشتر از دلیلی برای متنفر شدن از "تبدیل شوندگان: عصر انقراض/ Transformers: Age of Extinction" نمی بینم.



      منتقد: جیمز براردینلی
      امتیاز: 1 از 5
      مترجم: حمید بنی هاشمی

      این مطلب بصورت اختصاصی برای " انجمن تخصصی رسانه کوچک " به نگارش درآمده و هر گونه کپی برداری از آن تنها با ذکر منبع و درج لینک بلامانع می باشد.

      ویرایش توسط abed1 : ۱۳۹۳-۰۴-۰۷ در ساعت ۰۶:۰۴ بعد از ظهر