• فیلم هفت دلاور، درباره هفت تیرانداز به سرپرستی مردی به نام کریس آدامز (دنزل واشنگتن) در غرب وحشی است که تصمیم می گیرند از مردم یک دهکده در برابر راهزنان دفاع کنند…

  • داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد...

  • لک لک ها دیگر به جای نوزادان، وظیفه ی تحویل محصولات اینترنتی را به عهده دارند, اما وقتی که بصورت اتفاقی یک سفارش نوزاد از راه می رسد, بهترین و سریعترین لک لک تصمیم می گیرد که نوزاد را به خانواده اش برساند...

  • خلبانی بنام چسلی سالی سولنبرگر (تام هنکس) پس از اینکه هواپیمایش دچار نقص فنی می شود، آن را سالم و بدون تلفات بر روی رودخانه ی هادسون فرود می آورد و با این عمل شجاعانه تبدیل به یک قهرمان می شود. ولی با تحقیقاتی که بعداز سقوط هواپیما آغاز میشود آبروی او در خطر قرار میگیرد...

  • یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      آذر ۱۳۹۱
      شماره عضویت
      40
      نوشته ها
      54
      محل زندگی
      اینترنت
      پسندیده : 12
      مورد پسند : 26 بار در 17 پست

      نهمین فیلم برتر imdb9 =The Lord of the Rings: The Return of the King




      کارگردان :Peter Jackson
      نویسنده : J.R.R. Tolkien
      جوایز :
      برنده اسکار:
      بهترین فیلم،بهترین کارگردانی برای پیتر جکسون،بهترین فیلمنامه اقتباسی،بهترین تدوین،بهترین موسیقی،بهترین کارگردان هنری،بهترین طراحی لباس،بهترین چهره پردازی،بهترین آواز ارژینال،بهترین صدا،بهترین جلوه*های ویژه،
      خلاصه داستان :
      داستان قسمت سوم درست از جایی شروع می*شود که قسمت دوم(ارباب حلقه*ها: دو برج) تمام شده بود. فرودو و سام به کمک گالوم به سرزمین تاریکی "موردور" نزدیک می شوند تا حلقه را در آنجا بدرون آتش انداخته و نابود سازند. آراگون، لگولاس و جیملی بهمراه دوستان هابیت خود در آستانه نبرد نهایی و بزرگ با افراد سارون با هم متحد می شوند. آراگون در تلاش است تا بعنوان وارث تاج و تخت ایزیلدور اعلام موجودیت کند. قوای ساورن برای از بین بردن نژاد انسانها پایتخت گوندور را محاصره کرده اند. گاندلف نیز در تلاش است تا به ارتش شکست خورده گوندور نیروی تازه ای ببخشد و برای اینکار از کمک پادشاه روهان که جنگاورانش را برای شرکت در این نبرد عظیم فرستاده نیز بهره مند است ..



      «ارباب حلقه ها: بازگشت شاه» و پایان خوش سرنوشت سه گانه ی سینمایی


      زمانی که استیون اسپیلبرگ به روی صحنه رفت تا جایزه بهترین فیلم را اهدا کند، حتی پیش از آنکه پاکت را باز کند، تقریبا همه آماده بودند تا نام ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه را به عنوان برنده بزرگ مراسم امسال بشنوند. پیتر جکسون به همراه باری ازبورن و فران والش تهیه کنندگان ارباب حلقه ها بودند که یازدهمین جایزه این فیلم را به دست آوردند. ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه، با یازده جایزه اسکاری که دریافت کرد توانست تا به رکورد تاریخی و ناشکستنی اسکار که به بن هور و تایتانیک تعلق داشت برسد. اما نکته جالب درباره سومین قسمت از مجموعه ارباب حلقه ها این است که بر خلاف دو رکورد دار دیگر، در هیچ رشته ای بازنده نشده است. ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه، در یازده رشته نامزد جایزه بود و در همه رشته ها رقیبانش را پشت سر گذاشت، در حالی که تایتانیک در چهارده رشته و بن هور در دوازده رشته کاندیدا بودند ولی تنها در یازده رشته به پیروزی رسیدند. گزارشگر بی بی سی در کالیفرنیا، با تاکید بر همین نکته می گوید این نخستین بار است که چنین چیزی در مراسم اسکار رخ می دهد و یک فیلم به طور گسترده در همه رشته هایی که نامزد شده است جایزه را به دست می آورد. این یک پایان با شکوه برای سه گانه ای بود که هزران نفر، سالها در رویای دیدن آن بودند.... سه گانه «ارباب حلقه ها» هشت سال تمام از عمر «پیتر جکسون» را به خود مشغول کرده است. این کارگردان نیوزیلندی برای متقاعد کردن مدیران استودیوی «نیولاین سینما» برای سرمایه گذاری روی این فیلم زحمات بسیار کشیده است. شرکت های فیلم سازی هالیوود در سال های اخیر قبل از ساخت «ارباب حلقه ها» با اکراه حاضر به سرمایه گذاری های گزاف بر روی فیلم های فانتزی حماسی بوده اند. پروژه عظیم سرمایه گذاری بر روی سه گانه «ارباب حلقه ها» یک ریسک مرگ و زندگی برای شرکت «نیولاین سینما» بوده است. در صورتی که اگر «ارباب حلقه ها» در گیشه شکست می خورد قطعا شرکت نیولاین نیز ورشکست می شد. اما در نهایت جکسون ثابت کرد که فانتزی های بزرگ سینمایی هنوز هم می توانند محبوب عامه باشند. «ارباب حلقه ها: بازگشت شاه» فیلم کامل و تمام عیاری است که نقاط قوت دو قسمت قبلی را اختیار کرده و بر قدرت آن ها افزوده و در مقابل عناصر کمتر موفقیت آمیز دو فیلم نخست را حذف کرده است. همانطور که می دانید تریلوژی ارباب حلقه ها از روی کتاب جی.آر.آر. تالکین ساخته شده. کتاب تالکین بسیار مفصل و طولانی است اما پیتر جکسون و دو همکار فیلم نامه نویسش، محور های اصلی کتاب را برگزیده اند و به اجبار بخش های فرعی تر کتاب را در نسخه سینمایی حذف کرده اند. این گزینش ها و حذف ها، که در هر اقتباس سینمایی از روی منابع ادبی اجتناب ناپذیر است، به شکلی صورت گرفته که به روح کتاب تالکین صدمه ای وارد نیامده، مطمئناً اگر آقای تالکین زنده بود و سری فیلم های ارباب حلقه ها را می دید، اولین کسی می بود که به پیتر جکسون تلفن می کرد و به وی تبریک می گفت. یکی از جذابیت های ارباب حلقه ها و به ویژه قسمت پایانی آن این است که تماشاگر بدون این که کتاب ارباب حلقه های تالکین را خوانده باشد می تواند با قصه و ماجرای روی پرده ارتباط برقرار کند. صنعت جلوه های ویژه با فیلم بازگشت شاه استاندارد های تازه ای را در سینمای آمریکا مطرح کرده است. اوج موفقیت جلوه های ویژه بازگشت شاه را می توان در صحنه های نبرد فیلم شاهد بود. این صحنه ها کاملاً واقعی به نظر می رسند و هیچ نشانی از انیمیشن کامپیوتری در آن ها به چشم نمی خورد. گولوم، مخلوق کامپیوتری فیلم همانقدر واقعی به نظر می رسد که کاراکتر های غیر کامپیوتری فیلم. لوکیشن ها، طراحی صحنه و لباس در بازگشت شاه نیز نمود چشمگیری دارند. بازی ها نسبت به دو قسمت قبلی به مراتب بهتر و پخته تر است. و بالاخره باید به موسیقی متن هاوارد شور اشاره کرد که کاملا با تصاویر چفت و بست شده است. یکی از دستاورد های عمده پیتر جکسون در بازگشت شاه، شیوه ای است که او برای جمع کردن داستان انتخاب کرده. او به شکل هوشمندانه و ظریفی تمام مسیر های فرعی داستان را به شاهراه اصلی طرح داستانی اش هدایت می کند. سپس همه چیز را برای فصل نبرد بزرگ پایانی در «میناس تیریت» تدارک می بیند. نبرد بین خیر و شر بارها و بارها در دنیای تصویر در قالب های داستانی گوناگون و متفاوت روایت شده و پایانی محتوم را به نمایش گذارده است. خارج شدن روشنایی و امید از دل سیاهی مطلق در تریلوژی «ارباب حلقه ها» به بهترین شیوه به تصویر درآمده است. پیام پیروزی حقیقت خوبی بر بدی مطلق توسط این سینمایی پرخرج و زیبا به بهترین نحو انتقال یافته است. یک دستاورد مهم سه گانه ارباب حلقه ها این است که تمامیت این سه گانه – و نه جزء به جزء آن – به عنوان یک اثر هنری منسجم و تمام عیار هویت خاص خودش را دارد. سه گانه ارباب حلقه ها با موفقیت گسترده تجاری و هنری خود بر قدرت ریسک پذیری استودیو های ذاتاً محافظه کار هالیوودی افزوده است. با گذر زمان اهمیت بسیار زیاد این سه گانه در تاریخ سینما آشکار تر خواهد شد.



      - یادداشتی بر «ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه»


      نویسنده: خسرو نقیبی بازگشت پادشاه حتی به شکل مستقل از سه گانه ی ارباب حلقه ها (اولی، 2001 و دومی، 2002) هم یکی از بهترین فیلم های حماسی هالیوود است. فیلمی که دو ویژگی مهم دارد. اول حضور همه ی مخلوقات و فضاهای دنیای ج. ر. ر. تالکین در این بخش و دوم، دو سه نبرد تمام عیار با ریزه کاری های فنی و جلوه های ویژه ی خارق العاده که حتی به نسبت دو فیلم قبل هم بالاتر رده بندی می شود. قسمت سوم ارباب حلقه*ها، نسبت به دو قسمت قبلش پخته*تر و حرفه*ایتر به نظر میرسد. صحنه*های اكشن و جلوه*های ویژه كمتر دیده میشود. خط پیشروی داستان، شفافیت بیشتری دارد. كار مثبت پیتر جكسون در این قسمت، این است كه با وجود كاراكترهای بیشمار، همه آنها را به خدمت گرفته و حضور هیچ*كدام از آنها بیهوده نیست. داستان از جائی شروع میشود كه فرودو، سام و گالوم در بیابانهای مونت دووم سرگردانند. بازگشت پادشاه قصه را به گونه*ای درخور توجه، كامل میكند. داستان پرفراز و نشیب «حلقه» و هابیتهای كوتاه قد به پایان رسید، و خاطره*ای زیبا و دیدنی از خود بر جای گذاشت. آن*همه موجودات عجیب و غریب و فضاهای بكر و زیبا، و داستان افسانه*ای «جی، آر، تولكین» همه دست به دست هم دادند تا پیتر جكسونِ ناشناخته، اینك تبدیل به یكی از قدرتمندترین فیلمسازان دنیای سینما شود. «ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه» داستان رویارویی نهایی فرودو و سارون است. سرانجام بیننده سریال 3 ساله جكسن، آتشفشان نابودی را خواهد دید و چشم بزرگ را از نزدیك احساس خواهد كرد. همه اینها چیزهایی است كه جكسن به تماشاگر مشتاق قسمت دوم نداد و او را منتظر نگه داشت. سه گانه ارباب حلقه ها یك فیلمبرداری 300 روزه داشت و آماده ساری هر قسمت حدود یك سال به طول انجامید. پروژه عظیم كمپانی نیولاین در هر دو سال نمایش، نامزد اسكار بهترین فیلم شد و تنها فروش قسمت نخست تمامی هزینه های زمان تولید را پاسخگو شد. قسمت تازه، داستان ادامه سفر فرودوی هابیت، دوستش و همراه تازه شان گالوم به سوی آتشفشان كوه نابودی است. سفری كه به خواست گاندولف از شایر آغاز شد و در سرزمین الف ها به ماموریت نابودی حلقه در محل پیدایشش یعنی آتشفشان انجامید. همانند قسمت دوم، گاندولف، آراگون و دیگران را هم در خطوط موازی سفر خواهیم دید و دیگر تا پایان راه همراهشان خواهیم بود


      در حاشیه سه گانه «ارباب حلقه ها»

      نویسنده: محسن آزرم

      سه گانه «ارباب حلقه ها» (راهیان حلقه، دو برج، بازگشت پادشاه)، ساخته «پیتر جكسن» (براساس شاهكار جی. آر. آر. تالكین) یكی از قله های تاریخ سینما است؛ به همین صراحت. هیچ تماشاگر فیلم دیده و خوش ذوقی را پیدا نمی كنید كه این سه فیلم به مذاقش خوش نیاید. یك: سه گانه «ارباب حلقه ها» (راهیان حلقه، دو برج، بازگشت پادشاه)، ساخته «پیتر جكسن» (براساس شاهكار جی. آر. آر. تالكین) یكی از قله های تاریخ سینما است؛ به همین صراحت. هیچ تماشاگر فیلم دیده و خوش ذوقی را پیدا نمی كنید كه این سه فیلم به مذاقش خوش نیاید. ارباب حلقه ها اگر مخالفانی دارد آنها هستند كه داستان هایی از این دست را، حكایت هایی می دانند برای سرگرم كردن كودكان و خیال می كنند هرچیزی كه رنگی از افسانه داشته باشد، به كودكان تعلق دارد. اما چنین نیست و استقبال پرشور تماشاگران ارباب حلقه ها، در طول سه سال پیاپی، نشان داد كه نسل تماشاگران خوش ذوق منقرض نشده و هنوز كسانی پیدا می شوند كه معنای سینما را می فهمند و می دانند فیلم ها قرار است آدم ها را از این دنیایی كه در آن زندگی می كنند، ببرند به دنیایی دیگر. دو: به فیلم درآوردن رمان های خواندنی، رمان هایی كه سرشار از جزئیات شگفت انگیز و داستان های فرعی فراوان اند، كار آسانی نیست. در واقع، كاری است ناشدنی و كم پیش می آید كه كارگردانی پیدا شود و داستان را طوری بسازد كه روح اثر، در ساخته اش باشد. همه آن شیفتگان ارباب حلقه ها كه سال های سال می گفتند كسی نمی تواند (حق ندارد) رمان محبوب شان را به فیلم درآورد، نگران بودند كه در این تبدیل، چیزی از داستان هدر برود. بخشی از آن یا شخصیتی، كمرنگ شود، یا به دلیلی حذفش كنند.این گونه است كه بعد از نمایش بخش اول (راهیان حلقه) غرزدن ها شروع شد و آنها كه رمان را بیش تر از هرچیزی دوست داشتند، گفتند جكسن این شیفته واقعی تالكین و داستان هایش، اصل وفاداری را رعایت نكرده و «تام بامبادیل» را، كه یكی از شخصیت های فرعی جلد اول است، در فیلمش حذف كرده است. آنها درست می گفتند؛ اثری از بامبادیل در فیلم نیست، اما چه كسی گفته در اقتباسی از یك رمان همه شخصیت ها (حتی شخصیت های فرعی) را باید به فیلم منتقل كرد؟ كار جكسن در این سه گانه، فشرده سازی رمان است به معنای دقیق كلمه. درست می گفتند آن منتقدانی كه نوشته بودند توقع وفاداری فیلم به رمان، چیز بیهوده ای است و مجموعه فیلم های «هری پاتر» (به خصوص قسمت های اول و دوم) را مثال می آوردند كه هرچند از بسیاری جهات به رمان وفادار بود، اما فیلم هایی دیدنی (ماندنی؟) از كار درنیامده بودند. سه: ارباب حلقه ها، سال به سال به نمایش درآمد، درست مثل رمانی كه جلد به جلد منتشر می شود.تماشاگرانی كه رمان تالكین را خوانده و دوستش داشتند، از دیدن تصاویری كه چیزی بود شبیه خیال آنها، به هیجان آمدند و این هیجان، فیلم به فیلم بیش تر شد، تا اینكه داوران آكادمی اسكار در اقدامی ستایش انگیز (این یكی از معدود دفعاتی است كه باید از اسكار دفاع كرد) یازده مجسمه طلایی اسكار را به ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه دادند. و اگر درست یادم مانده باشد، این قسمت ارباب حلقه ها در یازده رشته نامزد شده بود، یعنی در آن یازده رشته، هیچ فیلمی، در حد ارباب حلقه ها نبود. و معنای این اقدام پسندیده چه می تواند باشد، جز اینكه ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه، یكی از بهترین و بزرگ ترین فیلم های تاریخ سینما است؟ چهار: در همه نقد و تحلیل هایی كه درباره این سه گانه نوشته شد، منتقدان روی این نكته تاكید كرده بودند كه ارباب حلقه ها، در بهترین زمان ممكن ساخته شد. از سویی، پیش از آن، تكنولوژی سینما آن قدر پیشرفت نكرده بود كه بتوانند فیلمی بسازند در خور تالكین و شاهكارش. و از سویی دیگر لابد حكمتی داشته كه فیلمی درباره دنیایی خیالی را در شروع هزاره سوم ساخته اند. منتقدان توضیح داده بودند كه به اعتقاد جمعی از مسیحیان، در آستانه هر هزاره، دنیا دگرگون می شود و پیش از این دگرگونی عظیم، سخنان ناگفته را باید به زبان آورد و رازهایی را كه از هزاره های قبلی، سربسته مانده، یك به یك باید افشا كرد. (یك نمونه این عقیده را در رمان رمز داوینچی، نوشته دن براون هم می توان دید. ران هوارد از روی این رمان فیلمی ساخته كه قرار است افتتاحیه جشنواره كن باشد.) ماجرا شاید آن قدر هم كه می گویند پیچیده نباشد، اما به هرحال، مسئله این است كه ارباب حلقه ها در بهترین زمان ممكن ساخته شد و توقع تماشاگران را از فیلم های افسانه ای بالا برد. از این به بعد، نمی توان هر فیلم بی در و پیكری را به نام افسانه تحویل تماشاگران داد. پنج: از میان این سه گانه، بخش سوم (بازگشت پادشاه)، بی شك بهترین آنها است، فیلمی در نهایت كمال. یكی از بهترین حماسه هایی كه در طول سال های زندگی می توانید تماشا كنید و ببینید پیتر جكسن در این فیلم آخر، كه چیزی حدود سه ساعت و ربع طول می كشد، چگونه همه چیز را گسترش می دهد و تماشاگر را سر ذوق می آورد. اصلاً هیچ تماشاگری را پیدا نمی كنید كه تقلاهای «فرودو» را كه در این بخش بیش تر شده، با جدیت تمام دنبال نكند. جز این، فیلم در این بخش، و به خصوص بخش پایانی این قسمت، درست از همان راهی می رود كه تالكین در رمانش رفته بود و البته، این را هم داشته باشید كه وقتی فیلم تمام می شود، چیزی غریب، تماشاگر را دربر می گیرد. حسی كه شاید از جنس غم باشد: یعنی تمام شد؟ یعنی داستان ادامه ندارد؟ حیف نیست؟



      یادداشتی کوتاه بر فیلم «ارباب حلقه ها»: «جنگ شیطان با انسان»

      شاید از “ارباب حلقه ها” معانی دیگری به دست اید. فیلم ارباب حلقه ها كه از روی اثر هنرمندانه جی.ار.ار.تالكین ساخته شده، در خور نقدی است متفاوت با انچه كه منتقدان تا كنون ارائه كرده اند. فروش بالای این فیلم در سایر كشورها، شاید به دلیل غیر عادی بودن ان است. استفاده از افسانه هایی كه هر كدام، میكوشند معماهای روح بشر را حل كنند. قصه ‏‏“فردو بگینز”قصه انسان در این دنیاست كه در صدد نجات دنیای درون خویش بر میاید. او نماد دل ادمی اسا كه جایگاه خداوند است. دل انسان به شوق بازگشت به سوی معبودش، باید سرزمین وجودش را از هر گونه پلیدی پاك كند. “حلقه ”به معنای نفس است كه به“سایرون”كه همان شیطان است تعلق دارد. فردو از نژاد كوتوله هاست از انهایی كه بدنبال طلا در دل زمین میگردند درست مانند انسانی كه در پی گوهر ناپیدای خویش است و تا زمانی كه نفس خود را نابود نسازد نمیتواند انرا بیابد. در راه نابودی حلقه“گاندولف”مرشد وی راه كوه نابودی را به وی نشان میدهد.3 دوستش و حتی 6 جنگجویی كه در ریوندل یا ناكجا اباد به وی میپیوندند همگی نیروهای وجودش هستند. شیطان با وسوسه ها و خیالات واهی كه همان موجودات عجیب هستند قصد نابود كردن ایمان و اعتقادات انسان را دارد. اما این باورها براحتی از میان نمیروند. انها همانند“درختهای عمیق با ریشه هایی عمیق هستند.” در این سفر پر مخاطره فردو، گاندولف و یكی از یارانش را ازدست میدهد. او كه دیگر نمیتواند به كسی اعتماد كند، تصمیم میگیرد به تنهایی به كوه “مردور” برود. سام یكی از دوستانش كه از ابتدای راه با او بوده است، تنهایش نمیگذارد و با او همراه میشود. امــید، تنها دوست انسان است كه هیچ وقت و در هیچ شرایطی او را تنها نمیگذارد.



      مشكلات ساخت تریلوژی «ارباب حلقه ها»
      ترجمه: مهدی ترابی مهربانی

      شاید داستان تولید «ارباب حلقه ها» قابلیت تبدیل شدن به یك فیلم مجزا را داشته باشد! در ژوئن سال ۱۹۹۸، پیتر جكسون فكر نمی كرد بتواند رویای خود را مبنی بر ساخت سه گانه «ارباب حلقه ها» عملی كند. اگر پیتر جكسون ناامید می شد؟!علاقمندان به سینمای فانتزی و ماجراجویی می توانند به زودی شاهد سومین و آخرین بخش ارباب حلقه ها، موسوم به «بازگشت پادشاه» باشند. هیچ كس درموفقیت عظیم تجاری این اثر شك ندارد، اما شاید جالب باشد كه بدانید «پیتر جكسون» كارگردان نیوزیلندی تبار این فیلم جاه طلبانه، در ابتدای راه خیلی زحمت كشید تا استودیو نیولاین را مجاب به سرمایه گذاری كند. در واقع شاید داستان تولید «ارباب حلقه ها» قابلیت تبدیل شدن به یك فیلم مجزا را داشته باشد! در ژوئن سال ۱۹۹۸، پیتر جكسون فكر نمی كرد بتواند رویای خود را مبنی بر ساخت سه گانه «ارباب حلقه ها» عملی كند. در آن سال، «هاروی وینستن» یكی از مؤسسان كمپانی میراماكس حقوق ساخت این تریلوژی را به دست آورده بود و می خواست برای دو فیلم بودجه جمع كند، اما همان طور كه می دانید میراماكس بخشی از امپراتوری خسیس والت دیزنی است و به همین دلیل وینستن هر چه تلاش كرد نتوانست بودجه ای معادل با ۱۴۰ میلیون دلار جور كند. او از طرفداران پر و پا قرص پیتر جكسون بود و حتی یكی از فیلم های او تحت عنوان «موجودات آسمانی» (۱۹۹۴) را كه كاندیدای اسكار شده بود، عاشقانه دوست داشت. اما آدم كاسب مآبی بود و زیاد چانه می زد. او دو هفته به جكسون مهلت داد تا برای ساختن «ارباب حلقه ها» استودیوی دیگری بیابد و در غیر این صورت به دنبال فیلم دیگر برود. در واقع وینستن قصد داشت پروژه را به كارگردان صرفه جو تری بسپارد. پیتر جكسون كه تحت فشار قرار گرفته بود، ۵۰ هزار دلار از جیب خودش خرج، و یك نوار تبلیغاتی ۳۵ دقیقه ای از «ارباب حلقه ها» تهیه كرد تا به استودیوهای هالیوود نشان دهد. در ضمن یكی از رفقای قدیمی او فیلم نامه پیشنهادی وی را به هشت كمپانی فیلم سازی هالیوود فرستاد، اما تنها یكی از آن ها جواب داد؛ نیولاین استودیو. جسكون در این باره می گوید: «راستش را بخواهید باورم نمی شد نیولاین علاقمند به سرمایه گذاری باشد.» در هر حال جكسون عازم نیولاین شد تا با رییس این شركت دیدار كند. رییس به او گفت به جز سری فیلم های «آستین پاورز» و «ساعت شلوغی»، تهیه كنندگانش نتوانسته اند در خلق دیگر فیلم های پرفروش دنباله دار موفق باشند. او از جكسون انتظار معجزه داشت. جكسون هم كه خیال تسلیم شدن نداشت، نوار ۳۵ دقیقه ای اش را برای رییس پخش كرد و در طول نمایش به طور مستمر به صورت او زُل زد تا شاید نشانه هایی هر چند اندك مبنی بر علاقه مندی بیابد. پس از پایان نمایش، رییس پرسید: «این پروژه براساس سه كتاب اثر تالكین ساخته خواهد شد، مگر نه؟» جكسون پاسخ داد: «بله». رییس دوباره پرسید: «پس چرا می خواهی فقط دو تا فیلم بسازی؟ سه تاش كن!» جكسون كه از خوشحالی به لكنت زبان افتاده بود، در پوست خود نمی گنجید. اما این تازه آغاز مشكلات بود. یك ماه طول كشید تا نیولاین بتواند حقوق قانونی اقتباس «ارباب حلقه ها» را از میراماكس بگیرد. نیولاین سپس دست به دامان پخش كنندگان بین المللی فیلم شد تا بلكه در پروژه سرمایه گذاری كنند. پخش كنندگان، ۶۰ درصد هزینه ها را تقبل كردند، به آن شرط كه در صورت موفقیت تجاری «ارباب حلقه ها» در بخشی از سود حاصله ناشی از اكران فیلم در كشور متبوعشان، فروش نسخه های DVD و پخش تلویزیونی سهیم شوند. در ضمن ۱۰ درصد بودجه نیز از طریق فروش حقوق «ارباب حلقه ها» به شركت های سازنده بازی رایانه ای و اسباب بازی تأمین شد. تضمین های مالیاتی كشور نیوزیلند هم تا حدودی چاره ساز شد، اما هیج كدام از این سرمایه گذاری ها جوابگوی هزینه های واقعاً سرسام آور تولید نبود. نیولاین كه از همان ابتدا بودجه ای معادل با ۲۱۰ میلیون دلار برای هر سه فیلم كنار گذاشته بود، روحش هم خبر نداشت كه در نهایت باید ۳۲۰ میلیون دلار، آن هم بدون احتساب ۲۱۰ میلیون دلار هزینه تبلیغات و بازاریابی خرج كند. «مندل استرام» یكی از كله گنده های نیولاین و از ناظران مالی تریلوژی «ارباب حلقه ها» هنوز گفت وگوی نه چندان لذت بخشی را كه در سال ۱۹۹۹ ودر حین سفر هوایی اش از لس آنجلس به نیویورك با «جرالد لوین» رییس شركت تایم وارنر انجام داد، از یاد نبرده است. تایم وارنر مالك نیولاین به شمار می آید و طبیعی بود كه لوین درباره هزینه های «ارباب حلقه ها» كنجكاوی كند. استرام به او گفت: «هر كدام چیزی حدود ۹۰ تا، صد میلیون دلار آب خواهد خورد». لوین با شنیدن این جمله سكوت كرد و استرام كه متوجه ناراحتی وی شده بود، سرش را پایین انداخت و به آرامی شروع كرد به ورق زدن مجله اش. پس از چند روز لوین به استرام تلفن زد و به او گفت: «امروز صبح جلسه ای با حضور روسای شركت برادران وارنر داشتیم و قرار شد از این به بعد فیلم های صد نسازیم». اما استرام، بیدی نبود كه از این بادها بلرزد. او پیش تر نیز با كارگردانان مستعد، اما گمنام، همكاری كرده بود. اما خودش هم اقرار می كند كه پس از بازدید از كمپ فیلم برداری «ارباب حلقه ها» در نیوزیلند در ماه مارس سال ۲۰۰۰، یعنی زمانی كه تنها پنج ماه از ساخت سه گانه گذشته بود، نگرانی، وجودش را فرا گرفت. در آن برهه خیلی ها می گفتند كه پروژه با مشكل روبه روست. نیولاین هیچ شراكتی با پخش كنندگان ژاپنی نداشت و این یعنی از دست رفتن یكی از سودآورترین بازارهای فیلم دنیا. تصور می شد به خاطر افكت های زمان بر، قسمت اول سه گانه به موقع به اكران عمومی نرسد. سرمایه گذاران به نیولاین فشار می آوردند. تایم وارنر هم ساز مخالف می زد. شایعات حاكی از آن بود كه در صورت شكست فیلم، در استودیوی نیولاین هم تخته خواهد شد. استرام با این همه نگرانی و اضطراب به اتاق اختصاصی جكسون قدم گذاشت تا به عنوان اولین نفر دست پخت او را نظاره كند، اما ناخودآگاه چشمش به پوسترهای دیواری فیلم های قبلی جكسون كه همگی كم هزینه بودند، افتاد. فیلم های ترسناكی مثل «ذائقه بد»، «مرگ مغزی» و یا كمدی سیاه اندیشی همچون «با خانواده فیبلز ملاقات كن». او ناگهان به یاد حقیقت تلخی افتاد كه تا قبل از سفر به نیوزیلند همواره آزارش داده بود: جكسون تا قبل از «ارباب حلقه ها» نه تنها یك بلاك باستر حسابی در كارنامه اش نداشت، بلكه حتی یك فیلم عامه پسند هم نساخته بود! اما طولی نكشید كه نگرانی های او برطرف شد. استرام از دیدن نوار فیلمی كه جكسون آن را تهیه كرده بود، به هوا پرید و آن را با افتخار به نمایندگان خارجی كه در محل حضور داشتند، نشان داد. جكسون هم از این كه می دید یكی از رؤسای نیولاین به جز افكت های ویژه، از مایه های داستانی و دراماتیك اثر خوشش آمده، احساس غرور می كرد. نیولاین در آن سال (۲۰۰۰) نتوانسته بود محصولات پرفروشی عرضه كند. كمدی «آدام سندلر» با عنوان «نیكی كوچولو» كه ۸۰ میلیون دلار خرج روی دست استودیو گذاشته بود، ۳۱ میلیون فروش كرد. وضع «سیزده روز» با شركت كوین كاستنر وخیم تر بود و این فیلم توانست فقط ۳۰ میلیون فروش داشته باشد. تایم وارنر هم، در این سال با آمریكا آن لاین ادغام شد و به همین دلیل تمام واحدهای تولید تحت نظارت دقیق قرار گرفتند. تا جایی كه استرام مجبور شد در جلسه هیأت مدیره تایم وارنر، به خاطر شكست تجاری «نیكی كوچولو» عذرخواهی كند. به خاطر این مشكلات، نیولاین حساب ویژه ای روی ماه دسامبر ۲۰۰۱ یعنی زمان اكران عمومی اولین بخش از سه گانه «ارباب حلقه ها» باز كرد. یكی از نمایندگان شركت مأمور شد با جیمز جیمسون یكی از همكاران پیتر جكسون ملاقات كند و این پیام را به او برساند: «به پیتر بگو كه این «ارباب حلقه ها» حتماً باید خوب از آب دربیاید و گرنه برای نیولاین خیلی بد می شود». به مسؤلان نیولاین ابلاغ شده بود كه برای ساخت آثاری كه بودجه شان بالاتر از ۵۰ میلیون دلار است از تایم وارنر كسب اجازه كنند. نیولاین حتی ۲۰ درصد كارمندانش را اخراج و آدم دیگری را جانشین شخص مهمی همچون مایكل دلوكا كه شش سال بود در نیولاین زحمت كشیده بود، كرد. بالاخره روز موعود (۱۳ ماه مِی سال ۲۰۰۱) فرا رسید. نیولاین به تبلیغات وسیع و بدیعی در جشنواره كن دست زده بود. برخی بازیگران اصلی فیلم مثل لیوتایلر، الیجاوود و یان مك كلن در میان جمعیت ۸۰۰ نفری تماشاگران، متشكل از میهمانان ویژه منتقدان و روزنامه نگاران، دیده می شدند. نیولاین در كل ۵/۲ میلیون دلار برای این مراسم كه شش ماه برایش برنامه ریزی شده بود، خرج كرد. جكسون و همكارانش سخت نگران واكنش منفی حاضران بودند. اما همه چیز به خوبی تمام شد. چنان شور و شوقی برپا شد كه تمام سال طول كشید. شور و شوقی كه تا الان هم ادامه دارد. شاید در حالی كه شما مشغول خواندن این مطلب هستید، پیتر جكسون در اتاق هتل هفت، هشت ستاره اش به فكر فرو رفته باشد و با خود بگوید: «واقعاً ارزش این همه زجر و مشقت را داشت!».

      منبع:سایت نقد فارسی
      ویرایش توسط mercedess : ۱۳۹۲-۰۵-۱۵ در ساعت ۰۱:۴۲ بعد از ظهر
      برای من قشنگی زیر بارون راه رفتن اینکه : هیچ کس اشکامو نمی بینه