کارگردان :
Bryan Singer
نویسندگان : Simon Kinberg, Jane Goldman
بازیگران : Patrick Stewart, Ian McKellen, Hugh Jackman

خلاصه داستان :
مردان ایکس، که در سال جنگ زدۀ ۲۰۲۳ گرفتار شده اند، در معرض نابودی به دست «قراولان» قرار می گیرند. قراولان موجودات جنگی گوش به فرمانی هستند که تنها برای رسیدن به یک هدف ساخته شده اند: نابود ساختن موجودات جهش یافته و همۀ کسانی که آنها را یاری و پشتیبانی می کنند. زمین به میدانی بزرگ برای کشتار تبدیل شده است. مردان ایکس، که از شکست دادن قراولان ناتوانند، همۀ امید خود را به موفقیتِ آخرین تلاش مذبوحانۀ خود بسته اند...




«مردان ایکس: روزهای گذشته آینده»، دست کم در یک تعریف سنتی، یک فیلم ابرقهرمانی به نظر نمی آید. این فیلم از صحنه های اکشن برخوردار است، امّا بسیاری از صحنه ها بیهوده به نظر می رسند. مبارزات به قتل عام هایی تبدیل می شوند که در آنها «آدم خوب ها» مقصّر خونریزی واقع می شوند. یک نفخۀ آخرالزمانی بر فضای فیلم مستولی است، به نحوی که هر لحظه احساس می شود این نفخه فرود خواهد آمد و همه چیز را محو خواهد کرد. از زمان ساخت فیلم شوالیۀ تاریکی برمی خیزد تاکنون در هیچ فیلمی چهره های قهرمانی مأنوس [با بیننده] چنین مسیر شوم و غیرمتعارفی را در پیش نگرفته اند. کارگردان این فیلم، برایان سینگر (Bryan Singer)، که چهارده سال پیش برای اولین بار این شخصیت ها را به روی پرده آورد، برای استفادۀ مجدد از امتیاز مردان ایکس، کابوس یک عاشق خستگی ناپذیر را به طرز استادانه ای دستمایۀ خلق اثر خود قرار داده است.


«مردان ایکس: روزهای گذشته آینده» بیش از آنکه فیلمی اکشن بر اساس یک کتاب مصور باشد یک فیلم علمی تخیلی است. تأثیرگذاری فیلم نابودگر و همچنین، ماجراهای «دکتر هو / Doctor Who» و «پیدایش دالک ها / Genesis of the Daleks » بر روی این فیلم به سادگی آشکار است. مردان ایکس، که در سال جنگ زدۀ ۲۰۲۳ گرفتار شده اند، در معرض نابودی به دست «قراولان / The Sentinels» قرار می گیرند. قراولان موجودات جنگی گوش به فرمانی هستند که تنها برای رسیدن به یک هدف ساخته شده اند: نابود ساختن موجودات جهش یافته و همۀ کسانی که آنها را یاری و پشتیبانی می کنند. زمین به میدانی بزرگ برای کشتار تبدیل شده است. مردان ایکس، که از شکست دادن قراولان ناتوانند، همۀ امید خود را به موفقیتِ آخرین تلاش مذبوحانۀ خود بسته اند: اینکه یکی از افراد خود را به زمانی در گذشته بازگردانند تا از خلقت قراولان جلوگیری کند. گزینۀ آنها برای این کار وولورین (با بازی هیو جَک مَن) است و عملاً معلوم می شود که مشکل وی ایستادن در برابر یک بیمار روانی به نام بولیوِر تِراسک (با بازی پیتِر دینکِلِیج)، سازندۀ قراول، نیست بلکه مشکل او دست یافتن به نسخۀ ۱۹۷۳ چارلز زِیویِر ( با بازی جیمز مَک آووی) و مَگنیتو (با بازی مایکل فاسبِندِر) است تا این دو با همکاری با یکدیگر آینده را نجات دهند. مِیستیک ( با بازی جنیفر لورِنس)، که پوست بدنش آبی است و از قدرت تغییر شکل برخوردار است، در مرکز توجه قرار می گیرد. لازم است جلوی او گرفته شود تا نتواند تِراسک را بُکشد، چون در غیر این صورت، آینده [ی انسان ها] را نابود می سازد. برداشت زِیویِر از این موضوع این است که باید او را متقاعد ساخت و او را از ارتکاب به این عمل باز داشت. برداشت مَگنیتو از این موضوع این است که باید او را نابود ساخت تا نتواند به چنین اقدامی دست بزند. از سوی دیگر، برای لوگان، که در وسط این دو گرفتار شده است، هر لحظه شرایط ناامیدکننده تر می شود.


اگر بگوییم که طرح داستان «مردان ایکس: روزهای گذشته آینده» طرحی «ثَقیل» است سخنی به گزافه نگفته ایم. این داستان از آن دست طرح ها نیست که بتواند تنبلی فکری را توجیه و ارضا کند. داستانهای سفر در زمان همواره مشکل آفرین بوده اند، حتی آنهایی که بر اساس قواعد نهادینه شده ای ساخته می شوند. انبوهی از صحنه های جنگی و اکشن وجود دارد امّا به استثنای یک سکانس طنزآمیز، که موجود جهش یافتۀ تند و تیزی را به نام کوییک سیلوِر (با بازی ایوان پیتِرز) به تصویر می کشد، اکثر صحنه های فیلم مملو از حس ناامیدی است. هیچ لحظۀ باشکوهی که از پیروزی ناشی شود وجود ندارد. پیروزی نهایی بیش از آنکه نتیجۀ به خاک مالیده شدن بینی آدم بدها باشد نتیجۀ شرایطی وجودی [= از قبل موجود] است.
حتی یک شخصیت منفی وجود ندارد که به راحتی قابل شناسایی باشد. در سال ۲۰۲۳ قراولان شنل می پوشند امّا نابودگرانی سرسخت و ماشین هایی بی رحم و بی وجدان هستند. در سال ۱۹۷۳ و برحسب زمان می توان تِراسک، مَگنیتو، مِیستیک یا حتّی زِیویِر را در نقش ضدقهرمان دید، امّا همۀ اینها دلایلی مشروع برای رفتار خود دارند. تِراسک به دنبال صلح و آرامش است؛ مَگنیتو برای رهایی همنوعان خود می جنگد؛ مِیستیک به انتقام جویی علیه کسانی برخاسته است که دوستانش را به قتل رسانده اند و خواستۀ زِیویِر آزاد شدن از درد و رنج است.


در «مردان ایکس: روزهای گذشته درآینده» پیامی را نیز می توان یافت. بنیامین فرانکلین گفته است: "آنهایی که آزادی را فدای رسیدن به امنیت می کنند، به هیچ کدام از اینها نخواهند رسید و شایستگی هیچ*کدام را ندارند." ساخت و پذیرش قراولان نشانگر میل به صرف نظر کردن از آزادی برای دست یافتن به امنیت است و این کار پیامدهای مصیبت باری به همراه دارد. این اولین بار، به خصوص در میان فیلم های علمی تخیلی، نیست که چنین پیامی برداشت می شود (به تازگی، فیلم پلیس آهنی به همین موضوع پرداخته است)، امّا سینگر بدون توسل به موعظه گری، در انتقال این پیام موفق بوده است.
اگر «مردان ایکس: روزهای گذشته درآینده» ضعفی داشته باشد در جلوه های ویژۀ فیلم است. لحظاتی وجود دارد که در آنها تصاویر تولید شده به وسیلۀ رایانه نامرتب و تصنعی می شوند. این موضوع به خصوص در صحنه هایی که ورزشگاه RFK و کاخ سفید را به تصویر می کشند مشهود است. این صحنه ها بیشتر شبیه برش های موجود در بازی*های ویدئویی به نظر می رسند تا تصاویری واقعی که از موقعیت هایی واقعی گرفته شده اند. این موارد احتمالاً در فیلمی با بودجۀ کمتر و با مشخصات کیفی پایین تر قابل اغماض باشد، امّا در فیلمی با این ابعاد نمی توان به راحتی از کنارش گذشت.


سینگر که بعد از ده سال دوری از مردان ایکس، دوباره به سراغ آنها آمده است (آخرین ماجراجویی سینگر با مردان ایکس در سال ۲۰۲۳ در ایکس۲ بود)، مسئولیت اتمام شروعی مجدد را برعهده گرفت که با «مردان ایکس: کلاس اول» آغاز شده بود. وی برای انجام این کار مقداری از روی دست جی. جی. آبرامز در «پیشتازان فضا» تقلب کرده است: از سفر در زمان و مفهوم چندگانگی هستی استفاده کن و از وجودی آشنا برای ارتباط دادن آنها بهره برداری کن. در «پیشتازان فضا»، این وجود آشنا عبارت بود از شخصیتی به نام اِسپاک پِرایمِ که توسط لِئونارد نیموی خلق شده بود. در «مردان ایکس: روزهای گذشته آینده»، شخصیت وولورین است که چنین نقشی را ایفا می کند. در این فیلم، پروفسور ایکسِ پاتریک اِستوارت و مَگنیتویِ یان مَک کِلن به همراه دسته ای از چهره های آشنای دیگر نیز به عنوان امتیازاتی اضافی به ما ارائه می شوند. برخی افراد فکر می کنند که «آخرین مقاومت» خروجی ضعیف برای بسیاری از این شخصیت ها بود و «مردان ایکس: روزهای گذشته آینده»، دست کم، باید مقداری از این نقص را جبران کرده باشد.
سخت است بگوییم که اقبال تماشاگران به این فیلم به چه نحوی خواهد بود. تقریباً از بسیاری جهات می توان گفت که این فیلم برای تبدیل شدن به یک فیلم پرفروش تابستانی حتی بیش از اندازه هوشمندانه است، امّا همانطور که مجموعۀ بتمن، ساختۀ کریستوفر نولان نیز به اثبات رساند، هوشمندی همیشه یک عامل تعیین کننده نیست. «مردان ایکس: روزهای گذشته آینده» سومین فیلم ابرقهرمانی عرضه شده در طی کمتر از دو ماه است. این فیلم تفاوت فاحشی با اَسلاف خود دارد؛ با این حال، ممکن است خستگی و اشباع ناشی از فیلم های ابرقهرمانی باعث تضعیف موقعیت این فیلم در گیشه شود. اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد مایه تاسف خواهد بود، چرا که این فیلم تنها فیلمی است که در طی دو سال گذشته در منحصربه فردترین و جسورانه ترین ژانر ساخته شده است و برای اینکه این فیلم از ارزش دیده شدن برخوردار گردد، همین یک نکته به تنهایی کفایت می کند.

منتقد: جیمز براردینلی
مترجم: محمدرضا سیلاوی
اختصاصی نقد فارسی