کارگردان :
Abderrahmane Sissako
نویسندگان : Abderrahmane Sissako, Kessen Tall
بازیگران : Pino Desperado, Abel Jafri, Toulou Kiki

خلاصه داستان :
برداشت عبدالرحمن سیساکو از وضعیت کنونی مالی و حاکمیت جدید آن.





آخرین اثر عبدالرحمن سیساکو تصویری تابناک از جایی است که مذهب بر آن حکومت می کند و اختلاف زخمهای کاری بر مردمش نهاده است.


«تیمبوکتو» فیلم زیبا و احساسی عبدالرحمن سیساکو فریادی است بر آمده از قلب که ارزشهای اخلاقی و قوانین نانوشته را با گیرایی و دقت تمام گواه گرفته است. این فیلم تصویری است از کشور دوران کودکی او در غرب آفریقا یعنی مالی و به طور خاص شهر تیمبوکتو که آداب و رسوم غنی و انسانی اش (به زعم سیساکو) زیر پای نیروهای جهادی و تعصبات مذهبی که غالبا از خارج این کشور نشات می گیرند له شده است. داستان حول مرگ یک گاو می گردد، که نام احساسی "جی پی اس/GPS" بر او گذاشته شده است؛ چه نماد بجایی برای کشوری که راهش را گم کرده است.

این متعصبان و افراطیان اسلامی لذتهای بی اشکالی مانند فوتبال و موسیقی را منع می کنند و با اشتیاق و لذتی سرد زناکاران را شلّاق می زنند و سنگسار می کنند. خشکه مذهبی های جدید از امام محلی آنجا بیزارند، چرا که او مدتهاست از آداب و رسوم و آموزه های انسان دوستانه و صلح طلبانه اسلامی پاسداری می کند؛ به همین خاطر با اسلحه به مسجد آنجا حمله ور می شوند.


این مردها در کنار اعتیاد به خشونت و زورگویی، برده های تجهیزات مدرنشان هستند؛ گوشی های همراه، وسایل نقلیه، دوربینهای فیلمبرداری (برای آپلود کردن ویدئوهای جهادی شان بر روی اینترنت) و البته اسلحه. تیمبوکتو دیگر آن شهر جادویی افسانه ای "tombouctou la mysterieuse" (تیمبوکتوی مرموز) نیست، بلکه جایی خشن، جدّی و بی رحم برای تعصب و ترس است.


سیساکو مجموعه ای از شخصیت ها و نماهای چشمگیر مرتبط را گردآوری می کند و به این وسیله صحنه هایی از زندگی یک ملت زخم خورده را نشانمان می دهد، که در طول تاریخ شرحه شرحه شده و بر سر سه زبان رایج خود یعنی طوارقی، عربی و فرانسوی در معرض فروپاشی قرار گرفته است. در مرکز این اتفاقات داستان غم انگیز یک خانواده قرار دارد: یک گله دار به نام کیدانه (با بازی ابراهیم احمد)، همسرش ساتمه (با بازی تولو کیکی) و دختر دوازده ساله شان. کیدانه با عصبانیت به سراغ ماهیگیری می رود که گاوش را کشته است و نتایج فاجعه باری به دنبال می آورد. حال حاکمیت دینسالار جدید مالی باید بر چیزی نظارت کند که مجازات آن در خلال قوانین دینی مفصلش درج نشده است، که به طرز وحشتناکی نشان از بی تعهدی و نابالغی آن نظام حاکمیت دارد.


فیلم حاوی لحظات بصری خیره کننده ای است: منظره پانارومایی از یک رود که کیدانه و آن ماهیگیر جداگانه در دو سمت انتهایی تصویر در حال حرکت اند بی نظیر است و آنچنان ماهرانه ساخته شده است که می توانست دیوید لین را به تحسین وا دارد. زمانی که یکی از نیروهای نظامی تا مرز تصدیق شیفتگی اش به ساتیمه پیش می رود، سیساکو چند تپه ماسه ای را نشان می دهد، که به طرز هوشمندانه ای چند بوته نیمه خشک را در بر گرفته اند. این تصویر ناگهان یک تصویر فرویدی از بدن عریان یک زن به ذهن می آورد، که پس از آن هدف یک حمله عجیب و غریب و زن ستیزانه قرار می گیرد.
در جایی دیگر چند مرد جوان پس از ممنوع شدن فوتبال، با در آوردن ادای آن به این بازی ادامه می دهند. آنها با یک توپ نامرئی از یک سوی زمین به سوی دیگر می دوند و با تصوّر کردن موقعیت توپ در زمین با جدیت به مسابقه می پردازند.


این صحنه ی بامزه، زیرکانه و اندوه آور هجونامه ضد شوروی [اشاره به رمان مزرعه حیوانات] را به یاد می آورد. در یک صحنه دیگر به مرد جوانی یاد می دهند که چطور در مقابل دوربین تغییر نگرش دینی اش را توصیف کند (در یک لحظه این ترس به دل راه می یابد که این ویدئو یک ویدئوی عملیات انتحاری "شهادت طلبانه" برای انفجار بمب است). این پسر در مورد این که چقدر به موسیقی رپ علاقه مند بوده است اما دیگر از آن علاقه برگشته است صحبت می کند. با این حال پس از یک دستور ناگهانی با ترس و نگرانی سرش را بالا می آورد و می فهمد ادای این سخنان خشک و اجباری از او برنمی آید.
از بسیاری از جهات تصویر سیساکو از مالی را می توان با تصویر إبراهيم البطوط از مصر و اعتراضات ميدان التحرير‎ در فیلم «زمستان ناخشنودی/Winter of Discontent» مقایسه کرد، که با احساسات زاید الوصفی شکل گرفته است و میان یاس و امید در رفت و آمد است.

منتقد: پیتر برادشاو (گاردین)
مترجم: سید مجتبی حسینی
منبع:سایت نقد فارسی