کارگردان :
Robert Stromberg
نویسندگان : Linda Woolverton, Charles Perrault
بازیگران : Angelina Jolie, Elle Fanning, Sharlto Copley

خلاصه داستان :
یک پری خوش قلب پس از یورش ارتش انسانها به جنگل، از بین رفتن صلح و همچنین مورد خیانت واقع شدن، به یک پری سنگدل و کینه توز بدل می شود و شاهدخت خردسالشان را نفرین می کند ...




شاید بهترین جمله ای که برای توصیف «شیطان صفت/Maleficent» میتوان گفت این است که این فیلم تصویری دوباره از جهانی جایگزین در داستان «زیبای خفته/Sleeping Beauty» است. فیلمنامه ی «لیندا وولورتون» با نگاهی به نمایش «Wicked» (نمایشی که داستان «جادوگر شهر آز» را از نقطه نظر جادوگران تصویر می کند) نسخه*ای معکوس شده از داستان را به نمایش می گذارد که در آن شخصیت بد به عنوان شخصیت اصلی در نظر گرفته شده است. تغییرات اعمال شده بر «زیبای خفته» در این زمینه ی جدید به خوبی جواب می دهند و بیشتر به دلیل نقش آفرینی پر قدرت و با ظرافت «آنجلینا جولی» است که شخصیت اصلی دچار آن تک بعدی بودن که او را در انیمیشن دیزنی محصول سال ۱۹۵۹ گرفتار خود کرده بود، نمی شود. در این فیلم او شخصیتی به شدت اندوه بار و دچار مشکلات روحی است که به دنبال تسلی خاطر می گردد و رستگاری و آرامش خود را در غیر معمول ترین روش ها پیدا می کند.


کارگردان فیلم «رابرت استرومبرگ»، بعد از جمع آوری کارنامه ای تأثیر گذار به عنوان مسئول جلوه های ویژه و طراح صحنه و تولید، اقدام به ساخت این فیلم کرده است. او با اسکورسیزی، اسپیلبرگ و کمرون همکاری کرده و برای فیلم های «آلیس در سرزمین عجایب/Alice in Wonderland» و «آواتار/Avatar» برنده ی جایزه اسکار شده است. استرومبرگ قلمروی متفاوت و غنی از جادو و تنوع خلق می کند که وقتی نیروهای شر خود را نشان می دهند خشن و شوم می شود. بیشتر قسمت های «شیطان صفت» به وسیله ی کامپیوتر تولید شده اما انیمیشن سازی آن با چنان دقتی انجام شده است که هیچ چیز غیر عادی یا تصنعی به نظر نمی رسد. تجربه ی استرومبرگ در دنیای جلوه های ویژه او را به گزینه ای مناسب برای ساخت این فیلم مبدل می سازد، فیلمی که نیاز به خلق یک دنیای تخیلی دارد. نقش آفرینی «آنجلینا جولی» به نوعی است که وزن احساسی کافی برای موازنه با زیبایی بصری او به وجود می آورد. تکنیک ۳ بعدی در فیلم قوی کار شده است اما به هیچ وجه الزامی نیست و فیلم به صورت ۲ بعدی هم به هدف خود می رسد، ضمن اینکه تصاویر روشن تری هم دارد.


«شیطان صفت» نشان می دهد که چطور اتفاقات گوناگون باعث شدند شخصیت اصلی از یک پری خوشحال و مثبت اندیش به یکی از مشهور ترین شخصیت های منفی والت دیزنی تبدیل شود. شیطان صفت وقتی دختربچه است (ایزابل مولوی) با یک انسان جوان به اسم استفان (مایکل هیگینز) ملاقات می کند و با او دوست می شود. آن دو تا سالها رابطه ی نزدیکی با هم دارند و همینطور که زمان می گذرد این ارتباط به یک رابطه عاشقانه تبدیل می شود. اما استفان به واسطه ی جاه طلبی اغوا و فاسد می شود. او برای مدت زیادی در قلمرو جنگلی شیطان صفت که جنگل مورز نام دارد حاضر نمی شود. زمانی که برمی گردد (نقش او را «شارلتو کاپلی» بازیگر فیلم «ناحیه ۹» بازی می کند) وانمود می کند که می خواهد مجدداً با عشق گمشده اش رابطه برقرار کند. اما واقعیت این است که او می خواهد شیطان صفت را به وسیله ی دارو خواب کند و بالهایش را ببرد و از آنها استفاده کند تا بتواند ثابت کند که جرأت لازم را دارد تا پادشاه بعدی انسان ها شود. وقتی این اقدام به انجام می رسد او به شهر برمی گردد و منتظر مراسم تاج گذاری اش می ماند. شیطان صفت (که حالا «آنجلینا جولی» نقش او را بازی می کند) نقشه ی انتقام خود را می کشد، نقشه ای که زمانی که شاه استفان دارای دختری می شود، آن را اجرا می کند. ساحران اعلام می کنند که نفرینی دامن آئورورای کوچک را گرفته است: او در روز تولد ۱۶ سالگی اش به خوابی به عمیقی مرگ فرو می رود. تنها چیزی که می تواند شاهزاده را از این خواب بیدار کند "بوسه ی عاشق حقیقی" است.


«شیطان صفت» در داستان «زیبای خفته» دو تغییر مهم ایجاد می کند. اول اینکه اعمال جادوگر را توضیح پذیر می سازد. کارهای او ناشی از بدجنسی و شرارت ذاتی نیستند، دلیلی برای آنها وجود دارد. هیچ چیز به اندازه ی خشم یک زن ترسناک و مهیب نیست و بلایی که استفان سر شیطان صفت می آورد او را به حالتی بسیار فراتر از خشم دچار می کند. علاوه بر این فیلم یک رابطه ی مادرخوانده ای افسانه ای بین شیطان صفت و آئورورا (که «الا فنینگ» نقش نوجوانی او را بازی می کند) به وجود می آورد. در طول زمانی که شاهزاده همراه با سه پری مهربان در کلبه ی چوبی زندگی می کند، شیطان صفت مرتباً به او سر می زند و آن دو به هم نزدیک می شوند، آن قدر نزدیک که شیطان صفت از نفرینی که کرده پشیمان می شود و سعی می کند آن را خنثی کند اما موفق نمی شود.


«شیطان صفت» بازگویی بزرگسالانه تری از افسانه ی «زیبای خفته» است و به صورت یک داستان ماجراجویی فانتزی تعریف می شود نه اینکه که یک داستان پریان معمولی باشد. از این لحاظ فیلم تا حدی به همان روشی عمل می کند که فیلم «سفید برفی و شکارچی/Snow White and the Huntsman» در راستای گسترش طرح ساده انگارانه ی انیمیشن کلاسیک «سفید برفی و هفت کوتوله» در پیش گرفت. نویسنده ی فیلمنامه «لیندا وولورتون» که بین معروفترین آثارش میتوان به «دیو و دلبر/Beauty and the Beast » و «شیر شاه/The Lion King» اشاره کرد، درک می کند برای پیش بردن یک فیلمنامه به سمتی که هم به ذائقه ی بزرگسالان و هم بچه هایشان خوش بیاید چه هنری لازم است. گرچه «شیطان صفت» برای تماشای خانوادگی هم مناسب است، گروه مخاطب هدف آن تماشاگران بزرگسال تر، به خصوص دختران نوجوان و زنانی در اوایل دوره ی بیست سالگی هستند. بعضی صحنه ها شاید برای کودکان ترسناک باشد و یک صحنه ی نبرد در طول پرده ی سوم فیلم که اژدهایی را نشان می دهد که از دهانش آتش می بارد، آنقدر پر تنش است که بتواند فیلم را در مرز گذر از رده بندی PG به سمت رده های مناسب سنین بالاتر قرار دهد.


اینکه مانند برخی «شیطان صفت» را یک "کلاسیک امروزی" بنامیم اغراق و زیاده گویی است. فیلم جذاب و زیبا است اما تنها گذر زمان مشخص می کند که آیا مانند پیشینیان انیمیشنی خود موفق می شود در یادها ماندگار بشود یا خیر. مانند بسیاری از آثار شاخص فصل تابستان، جذابیت اصلی فیلم از لحاظ بصری است. این دنیای عجیب و خارق العاده منبع حیرت و شگفتی مداوم است. برای تکمیل معادله ی سینمایی، تصویری که «آنجلینا جولی» از شخصیت اصلی ارائه می دهد - تصویری که شخصیت نسخه ی انیمیشینی را به زنی کاملاً قابل درک تبدیل می کند - عمق و وسعت عاطفی مناسب را ایجاد می کند. پیوند میان توانایی های بازیگر زن فیلم و تجربیات کارگردان آن باعث شده اند فیلمی رضایت بخش و موفقیت آمیز خلق شود.

منتقد: جیمز براردینلی
مترجم: الهام بای
اختصاصی نقد فارسی