کارگردان :
David Cronenberg
نویسنده
: Bruce Wagner
بازیگران :
Robert Pattinson, Mia Wasikowska, Julianne Moore, John Cusack

خلاصه داستان:

سفری به قلب یک خانواده هالیوودی که سایه های بیرحمی از گذشته رنگ باخته خود اند به خاطر شهرت حاضرند یکدیگر را از میان بردارند . . .

تازه ترین اثر سینمایی دیوید کروننبرگ، فیلمی مفهومی و شدیدا دهشتناک درباره دوران معاصر هالیوود است و سعی دارد بیرحمی و حقارت نهفته در این کارخانه عظیم فیلمسازی را واشکافی کند. فیلم، پیچیدگی خاص خود را دارد و از هرگونه ابتذال شهرت گرایی(که عموما برای اینگونه داستان ها انتظار می رود) دوری جسته است. سرگیجه ای به نام شهرت، احوال پریشان، اشباع جنسی و همه آن ترس از شکستی موفقیت افراد را در محاصره گرفته، در اینجا با روشی کاملا جدید و استادانه نمایش داده می شوند، روشی افراطی که به مخالفت با سنت های مرسوم می پردازد، تا حدی که خود را در سوژه داستانی غرق می کند. هر ظاهری درخشش ضعیفی از تشویش را به همراه دارد، و هر چهره صورتکی از درد است که تا آخرین حد ممکن منکوب شده است. تمهید اضافه این کارگردان در این اثر وحشت و تحقیر است.

فیلمنامه "نقشه ی ستارگان/Maps to the Stars" اثر بروس واگنر است، کسی که رمان های هالیوودی اش به خاطر شاخصه ها و استاندارد های سفت و سخت اجتماعی اش معروف اند، و این اثر را نیز دقیقا بر مبنای همان معیار ها نگاشته است. گاهی اوقات با دیدن این فیلم، داستان عوامانه استیون بوکو به نام "مرگ بدست هالیوود/Death by Hollywood" در ذهن تداعی می شود، که به تندیس طلایی اسکار به چشم آلت قتل می نگرد.



منظره فیلم به گالری می ماند که پر شده از معتادان خوفناک هالیوودی، روح های گمشده ی پر جنب و جوشی که هر کدام در سطوح متفاوتی به روحی محافظ احتیاج دارند. جولیان مور در نقش ستاره بازیگری پا به سن گذاشته ای به نام هاوانا سگراند ظاهر می شود، که به طرز فجیعی گرفتار آشفتگی درونی و تشویش است، و ناامیدانه در انتظار گرفتن نقشی در بازسازی یک اثر دهه 50 ای است که مادر پیرش را که خود ستاره سینما بوده برجسته کرد. او به کمک یک روانپزشک رعب آور به نام استافورد ویس(با بازی جان کیوساک)، گذشته فراموش شده ای را به یاد می آورد و متوجه می شود که در گذشته در فیلمی مورد سوءاستفاده قرار گرفته بوده است. ما قطعه هایی از فیلم مورد نظر را می بینیم، فیلمی ملودرام با حال هوایی مانند "ناگهان تابستان گذشته/Suddenly Last Summer" با نقش آفرینی الیزابت تیلور، و سپس مادرش کلاریس (با بازی سارا گادون) به صورت کابوس ها و توهم های مرگبار بر او ظاهر می شود.



پسر 13 ساله خود استافورد، بنجی( با بازی ایوان برد) ستاره یک مجموعه تلویزیونی موفق و آزاد تحت نام "پرستار پچه بد/Bad Babysitter" در رابطه با نوجوانان است. کروننبرگ نشان می دهد چگونه موفقیت از بنجی بچه خوش قیافه و لوسی می سازد، و واگنر نیز یکی از کثیف ترین وجهه های داستان را در شخصیت بنجی قرار می دهد. بنجی که به واسطه تابستانی را که عبوسانه در بستر بیماری گذرانده، شکست مفتضحی در کارنامه کاری اش ثبت شده، دچار همان توهماتی می شود که به سراغ هاوانا رفته بودند، یعنی کسی که با بنجی به خاطر انتخاب دستیار انتخاب شده بود. این اتفاق دقیقا هدف اساسی است که فیلم در جهت مقابله با هرگونه حس همدردی دنبال می کند.




بازیگر تازه وارد هالیوود، میا واشیکوفسکا در نقش آگاتا است؛ بازیگری که در بدو ورودش روی خود را از خوشی های هالیوود برگردانده و محنت و غم باطنی اش را آشکار می سازد، چیزی که نقش های قبلی اش در هالیوود و تا حدودی همکاری این نقشش با هاوانا را، که می خواهد به هرنحوی که شده دستیار شخصی اش شود، توجیه می کند. وی از طریق ارتباطی که شخصا با کاری فیشر(با نقش آفرینی خود کاری فیشر) دارد، با هاوانا آشنا شده و نهایتا دستیار او می شود. واگنر و کروننبرگ در ابتدا به ما اجازه می دهند که این رابطه را پوچ و توخالی بپنداریم. حضور فیشر در فیلم، طنین درامی ساخته خود او را با نام "پستکارت از لبه/Postcard from the Edge" در فیلم می افکند. تقریبا بلافاصله بعد از ورود آگاتا به داستان، به طور اتفاقی با جروم فونتانا (با بازی رابرت پاتینسون) آشنا می شود، راننده لیموزین و بازیگری بیکار که آگاتا با او دوستی کشداری پیدا می کند (چرخش 180 درجه ای که پاتینسون از نقشش در فیلم پیشین کروننبرگ به کاراکترش در این فیلم کرده، متحیر کننده است، چرا که او در فیلم قبل نقش صاحب یک لیموزین را بازی می کرد). دوستی آگاتا با جروم باعث گسسته شدن شغلش در نزد هاوانای دمدمی مزاج می شود و او را وارد دنیایی می سازد که در آن هر فرد بخشی از ترس حاکم بر کل است؛ خانواده ای بزرگ، ناراحت و غیرعادی.



آگاتا به دلیل دیگری نیز در مرکزیت فیلم قرار دارد: او یک دستیار شخصی است، یا از منظری بدبینانه تر، "یک هرزه ی روزمزد"، شخصیتی با درجه بسیار بالاتری از شهوت نسبت به ندیمه هوس بازی که نقشش را گلوریا سوانسون در "سانست بولوارد/Sunset Blvd" ایفا می کرد. شغل این گونه افراد این است که اوامر کارفرمایشان را اجرا کنند، لباس ها را از خشکشویی تحویل بگیرند، تملق اربابانشان را بگویند، از آنها دلجویی کنند، تحقیر شوند، و در کل با همه جنبه های یک زندگی پست و نکبت بار کنار بیایند. آگاتا بیچاره مدام شاهد رفتارهای غیرعادی و چندش آور هاوانا است. رویای هرزه های روزمزدی چون آگاتا این است که روزی به آمال و اهدافشان برسند و تحقیری را که متحمل شده اند را تلافی کنند. در این فیلم و در دیگر فیلمنامه هایی که واگنر به رشته تحریر در آورده، دستیاران شخصی نمادی هولناک از هالیوود مدرن اند. در مسیری انحرافی از موضوع، این کاراکتر ها می توانند همسران حقیقی و قانونی یکدیگرند و در راز ها و رویا های خود سهیم باشند. اما در دنیای عشق های سطحی، این عمیق ترین سطح رابطه طرفین، و احتمالا غیرقانونی ترین و تهوع آور ترین نوع رابطه است.

"نقشه ی ستارگان/Maps to the Stars" فیلمی کشدار و هولناک است و تاثیر ناگواری بر ذهن مخاطب خود می گذارد. در کل شاید بتوان گفت که بدبینی افراطی فیلم تصویر کاملا درستی از هالیوود و شهر لس آنجلس ارائه نمی دهد، اما نفوذ و تاثیر قوی را که بر مخاطب خود اعمال می کند را نمی توان انکار کرد. در واقع اگر نویسندگان نامدار دوران جیمز اول، همچون جان وبستر و توماس میدلتون و ویلیام رولی در قرن 21 می زیستند، چنین تصویری از هالیوود ارائه می کردند: کابوسی تنگ و محصور از ناامیدی.

منتقد: پیتر برادشاو(گاردین)
امتیاز: 4 از 5
مترجم: حمید بنی هاشمی

این مطلب بصورت اختصاصی برای " انجمن تخصصی رسانه کوچک " به نگارش درآمده و هر گونه کپی برداری از آن تنها با ذکر منبع و درج لینک بلامانع می باشد.