• فیلم هفت دلاور، درباره هفت تیرانداز به سرپرستی مردی به نام کریس آدامز (دنزل واشنگتن) در غرب وحشی است که تصمیم می گیرند از مردم یک دهکده در برابر راهزنان دفاع کنند…

  • داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد...

  • لک لک ها دیگر به جای نوزادان، وظیفه ی تحویل محصولات اینترنتی را به عهده دارند, اما وقتی که بصورت اتفاقی یک سفارش نوزاد از راه می رسد, بهترین و سریعترین لک لک تصمیم می گیرد که نوزاد را به خانواده اش برساند...

  • خلبانی بنام چسلی سالی سولنبرگر (تام هنکس) پس از اینکه هواپیمایش دچار نقص فنی می شود، آن را سالم و بدون تلفات بر روی رودخانه ی هادسون فرود می آورد و با این عمل شجاعانه تبدیل به یک قهرمان می شود. ولی با تحقیقاتی که بعداز سقوط هواپیما آغاز میشود آبروی او در خطر قرار میگیرد...

  • یک سازمان دولتی مخفی چندین ضد قهرمان با قدرت های خارق العاده را به کار میگیرد تا ماموریتی خطرناک را در ازای کوتاه شدن دوره حبس شان، انجام دهند...

  • خطرناک ترین مامور سابق سازمان CIA، "جیسون بورن" کم کم به یاد می آورد که واقعاً چه کسی است و سعی میکند حقایق پنهان در مورد گذشته اش را کشف کند...

  • داستان فیلم درباره ی کودکی به نام سوفی است که با غول بزرگ مهربانی آشنا می شود و زمانی که متوجه می شود بقیه ی غول ها (که بسیار ظالم هستند) می خواهند کودکان بی گناه انگلستان را بخورند، به فکر می افتد که برای همیشه مانع کارشان شود...

  • کارمند آژانس امنیت ملی آمریکا “ادوارد اسنودن” به طور ناگهانی هزاران اسناد محرمانه طبقه بندی شده را به خبرگزاری ها لو میدهد و...

  • سه دزد جوان به قصد سرقت مقداری پول نقد وارد خانه ی یک مرد نابینا می شوند، اما این مرد برخلاف ظاهرش اصلاً ضعیف و ناتوان نیست...

  • آرتور بیشاپ (جیسون استتهام) خیال میکرد گذشته ی مرگبارش را پشت سر گذاشته، اما یکی از نیرومندترین دشمنانش پیدایش می شود و معشوقه ی او را می رباید. اکنون او مجبور است به اقصی نقاط جهان سفر کند تا سه ترور غیرممکن را انجام دهند و آنها را بصورت حادثه جلوه دهد...

  • خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    خوش آمديد

    ورود / ثبت نام

    هم اکنون وارد انجمن شويد

    • به وب سایت رسانه کوچک خوش آمدید
    LilMedia New Domain lilvpn
    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
    1. #1

      تاریخ عضویت
      اسفند ۱۳۹۲
      شماره عضویت
      14552
      نوشته ها
      37
      سن
      16
      فیلم مورد علاقه
      A Space Odyssey, Memento, Twelve Angry Men, Fight Club, Three Colors Blue, Forrest Gump
      بازیگر مورد علاقه
      Marlon Brando, Robert DeNiro, Jack Nicholson, Tom Hanks
      کارگردان مورد علاقه
      Stanley Kubrick, Christopher Nolan, Krzysztof Kieslowski
      پسندیده : 0
      مورد پسند : 62 بار در 31 پست

      نقد و بررسی فیلم Foxcatcher (شکارچی روباه) نامزد نخل طلای کن



      کارگردان :
      Bennett Miller
      نویسنده : E. Max Frye, Dan Futterman
      بازیگران :
      Channing Tatum, Steve Carell, Mark Ruffalo

      خلاصه داستان:
      بر اساس داستانی واقعی از مارک شولز، کشتی گیر المپیک که در روابطش با مربی اش جان دوپونت و با برادر کشتی گیرش دیو کار به جا های باریک می کشد . . .



      فیلم ورزشی بنت میلر، "شکارچی روباه" - که بر اساس ماجرایی واقعی و مهیب ساخته شده است – اثری ارزشمند در سبک تراژدی-کمدی است و روایتگر کابوسی است که بازندگان میادین ورزشی به آن دچار می شوند. فیلم همچنین داستانی عجیب در مورد مردی غیر عادی را روایت می کند که ناامنی برایش به امری روزمره تبدیل شده و با آن کنار آمده است.

      فیلم درام خشنی است که بر اساس کتاب جری سینفلد ساخته شده و وحشت مدال نقره گرفتن (به جای مدال طلا) را برای یک ورزشکار به تصویر می کشد (همان طور که دیالوگی در فیلم به خوبی این مطلب را بیان می کند: "مدال نقره؟ تو بزرگترین بازنده مسابقاتی!"). بالا تر از هر چیز، فیلم نگاهی تند و تیز می اندازد به جو سمی حرفه مربیگری، و به مردان رقابت جویی که نیاز شدید روانی شان به ظاهری پدرانه است تا از این طریق تنفر بورزند و ناامید شوند.


      مزرعه فاکس کچر(شکارچی روباه) خانه ای با جذابیتی جادویی است که در ایالت پنسیلوانیا واقع شده و به خانواده دوپونت تعلق دارد؛ عمارت آجری عظیمی که به تقلید از خانه های ییلاقی انگلیس ساخته شده است. ساکنان بسیار ثروتمند عمارت به طرز آشکاری رسوم قدیمی انگلیسی مبنی بر تازاندن سگ های شکاری را گرامی می دارند – از این رو وجه تسمیه این عمارت مشخص می شود. در اواسط دهه 80 مالک این خانه جان دوپونت بود که نقش او را استیو کارل با اضطرابی پوچ و بیهوده ایفا می کند. او اشرافی زاده ای تنها، خشن و پر نخوت است و به نوجوانی لوس و از خودراضی می ماند. او سال ها فرصت داشته تا آداب اشرافیگری را بیاموزد و اسم و رسمی بهم بزند و قوه هوسبازی را در خود تقویت کند. احتمال می رود که او مایه ننگی برای مادر اعیانی و بدخلق خود به شمار رود (که وانسا ردگریو ایفای نقش دلپذیری از او ارائه می دهد) و در مقطعی عمیق تر به طور ناخودآگاه گمان می رود که کسب ارث مادرش به عنوان تنها وارث او حداکثر چیزی است که او می تواند به آن نایل شود. بنابراین جان عزم خود را جزم می کند تا در چیز دیگری موفقیتی کسب کند: او تصمیم می گیرد تا به پشتوانه مالی برای لیگ کشتی آمریکا تبدیل شود و با استفاده از دارایی اش، و همین طور حس میهن پرستی و رهبری رویاگونه اش، آمریکا را به مدال طلای کشتی در المپیک سئول 1988 برساند.


      بنابراین جان با یک کشتی گیر کمربند آبی به نام مارک شولز (با بازی چانینگ تاتوم) تماس می گیرد، کشتی گیری که در رقابت های لس انجلس 1984 مدال طلا را کسب کرد و برادر بزرگ ترش کشتی گیری باهوش تر، برجسته تر و موفق تر به نام دیو شولز (با بازی مارک رافالو) بوده و اکنون نیز به مربی گری مشغول است. مارک همیشه در پشت سر برادرش بوده، و دیو نیز همیشه رفتاری مهربانانه و حمایتی نسبت به برادرش داشته است. مارک عادت کرده تا نام خود را تنها وقتی از زبان مردم بشنود که دارند درباره برادر محبوب ترش حرف می زنند. پس او از اینکه توسط آدمی مثل دوپونت برای تمرین و اقامت و برای پایه گذاری عصری طلایی در کشتی آمریکا به فاکس کچر دعوت شده، هیجانزده می شود و در پوست خود نمی گنجد.

      اما چرا دوپونت به جای دیو او را بر گزید؟ دوپونت با چربزبانی از قابلیت های مارک سخن می گوید و به او اجازه می دهد تا از زیر سایه اعتبار برادرش بیرون بیاید. اما واضح است که جذب مارک تمحیدی است تا دیو نیز به آن ها در فاکس کچر بپیوندد – تمحیدی که سرانجام نتیجه می دهد. میلر (کارگردان فیلم) و فیلمنامه نویس ماکس فرای هوشمندانه به شما اجازه می دهند تا دریابید که قضیه پیچیده تر از این حرف هاست: دوپونت تصور می کرد که تحکم بر مارک بسیار آسان تر است، و همچنین از شناخته شدگی این بازیکن درجه دوم احساس ناخوشایندی داشت. دلیلش هرچه که باشد، مارک عصبانی می شود و احساس تحقیر می کند وقتی می فهمد این نیمچه مربی ثروتمندش دیو را به او ترجیح می دهد؛ دیو نیز به نوبه خود از این عصبانی است که باید جلوی چنین مربی جدیدی سرخم کند و از این بابت احساس تحقیر می نماید. دوپونت نیز خود عصبانی است و احساس حقارت می کند وقتی در می یابد این افراد – که در تلاش بوده تا شرافت نفسشان را ازشان سلب کند – او را پست و حقیر می شمرند. و حال صحنه آماده است تا فاجعه رخ دهد.


      میلر درست همانند فیلم پیشین خود "مانیبال"، در در این فیلم نیز جذابیت های ظاهری محیط های ورزشی نشان داده شده: باشگاه ها، سالن های تمرین، موسسات ورزشی و . . . . در فیلم میلر سکانسی زیبا وجود دارد که در آن دوپونت به مارک سالن تمرینی مجللی را که برایش در فاکس کچر تدارک دیده بودند، نشان می دهد و مارک با شور و اشتیاقی پسرانه سالن را ورانداز می کند.

      کشتی ورزشی طاقت فرسا است و به وضوح آدم را درگیر رقابت و ستیزه با حریف می کند. افراد رقابت کننده در آن درست به اندازه یک محفل رقص به یکدیگر نزدیک می شوند. در یک جلسه تمرینی، مارک که به روشنی از برتری دیو بر خود خشمگین است، تصادفا یا عمدا مشتی بر صورت دیو وارد می کند. دیو تنها خون صورتش را پاک می کند و به تمرین ادامه می دهد. او چیزی نمی گوید و سکوت جوانمردانه و بخشندگی اش تنها احساس شکست را در مارک عمیق تر می کند.


      سه ایفای نقش قدرتمند در فیلم وجود دارد. چانینگ تاتوم مارک را آسیب پذیر و غمگین جلوه می دهد. مارک رافالو کاراکتر دیو را به عنوان شخصیتی باهوش و حرفه ای نشان می دهد و به همین اندازه، شرم او از قبول پول دریافتی از جانب دوپونت تاثیرگذار است. و شخصیت دوپونت با بازی استیو کارل مانند هیولایی اجتناب ناپذیر است، اما هیولایی که به جای ترس، حسرت را به قربانی اش منتقل می کند.

      احتمالا "شکارچی روباه" تاکنون ژانر جدیدی مشابه ژانر فیلم های بوکس را در قواعد سینمایی تعریف کرده است: ژانر کشتی - ژانری که بارتون فینک در تلاش بود تا در فیلمی ساخته برادران کوئن آن را متمایز کند. صحنه ای که در آن مارک بر اثر خشم فراوان سرش را در آینه ای در سوئیت هتل اقامتگاهش خرد می کند و سپس به تدریج گیجی و بی حسی او را فرا می گیرد، بدون شک از سکانس مشابهی در فیلم "گاو خشمگین" (که رابرت دینیرو نقش جیک لاموتای بوکسور را بر عهده دارد) الهام گرفته شده است.

      به طور کلی می توان گفت که "شکارچی روباه" فیلمی ترسناک، نا امید و غمگین است.

      منتقد: پیتر برادشاو(گاردین)
      امتیاز: 5 از 5
      مترجم: حمید بنی هاشمی

      این مطلب بصورت اختصاصی برای " انجمن تخصصی رسانه کوچک " به نگارش درآمده و هر گونه کپی برداری از آن تنها با ذکر منبع و درج لینک بلامانع می باشد.
      ویرایش توسط abed1 : ۱۳۹۳-۰۴-۰۱ در ساعت ۱۰:۰۷ قبل از ظهر