کارگردان :
John Turturro
نویسنده : John Turturro
بازیگران : John Turturro, Woody Allen, Sharon Stone

خلاصه داستان :
ماری که به پول نیاز دارد، به دوستش فیورواناته پیشنهاد تبدیل شدن به یک "دُن خوان" و اغوای زنان می دهد و خود برنامه ریز وی می شود. اما با باز شدن پای عشق به این شغل، کار این دو پیچیده می شود ...


همه «جان تورتورو» را به عنوان یک بازیگر می شناسند. او پس از آغاز فعالیت حرفه ای خود در اوایل دهه ی 1980 تبدیل به یکی از عناصر ثابت فیلم های «اسپایک لی» و «برادران کوئن» شد. او برای «مارتین اسکورسیزی»، «وودی آلن» و «رابرت ردفورد» هم کار کرده است. و زمانی که نیاز داشت حساب بانکی اش را پر کند از اینکه در ازای مبلغی مناسب برای «مایکل بی» نقشی پست ایفا کند، ابایی نداشت. آنچه اکثراً درباره ی تورتورو نمی دانند این است که او نویسنده و کارگردان چند فیلم هم بوده است. فیلم هایی کم اهمیت، بی سر و صدا و کم خرج که شامل الطاف شرکت های بزرگ نشده و در سطح وسیع پخش و اکران نشده اند و شامل فیلم بسیار ستایش شده و به شدت شخصی «مک/Mac » و موزیکال ظالمانه ای به نام «رومنس و سیگار/Romance and Cigarettes» می شوند.آخرین اثر تورتورو «ژیگولوی رو به زوال/ ژیگولوی محو شده/Fading Gigolo» است که یک کمدی عاشقانه ی دمدمی مزاج است که از یک بیماری سینمایی نادر رنج می برد: بیش از حد کوتاه است.



90 دقیقه زمان نمایش «ژیگولوی رو به زوال» که پراکنده و کم مایه است، شاید واضح ترین نقص آن باشد. روابط در نیمه ی راه رها می شوند و موقع هایی پیش می آید که انگار کل یک سکانس از وسط فیلم حذف شده است. تقریباً شبیه به این است که به جای آنکه کل داستان را ببینیم در حال تماشای نسخه ی چکیده ی آن هستیم. وقایع نامرتبطی در داستان وجود دارند که به درستی به سرانجام نمی رسند گرچه اگر بخواهیم عادلانه قضاوت کنیم شاید این اتفاقات تنها به این دلیل در فیلم گنجانده شده اند تا به روند فیلم رنگ و بویی ببخشند تا اینکه بخواهند ارتباطی عمیق با خط داستانی اصلی داشته باشند.



برای فیورواناته (توتورو) همان موضوع قدیمی نخواندن دخل و خرج ماهیانه با هم در میان است. هر بار که حسابش را بررسی می کند مبلغ باقیمانده کمتر شده است. برای دوست صمیمی اش ماری (وودی آلن)، وضعیت از این هم وخیم تر است. او بعد از اینکه کتابفروشی کوچک اش ورشکسته شده بیکار می شود. اما ماری که هیچ وقت ایده کم نمی آورد، فکر می کند راهی برای به دست آوردن درآمد بلد است. متخصص پوستی که ماری پیش اش می رود، دکتر پارکر (شارون استون) با او در میان می گذارد که او و دوستش سلیمای خوش اندام (سوفیا وراگارا) دلشان می خواهد یک رابطه ی سه نفره برقرار کنند، اما تنها به شرطی که "مرد مناسب" را پیدا کنند. ماری فوراً فکر می کند که این موقعیت مناسب فیورواناته است، البته اگر زن ها حاضر باشند با مبلغ پیشنهادی او کنار بیایند. با وجود کمی تعلل در وهله ی اول، فیورواناته خیلی زود با شرایط شغل جدیدش کنار می آید و به هر مشتری ای که ماری معرفی می کند خدمات می دهد. با این وجود زمانی می رسد که فیورواناته با یک مانع مواجه می شود که سبب سقوطش می شود. آویگال (ونسا پارادیس) یک یهودی ارتدکس که دو سال است بیو شده، پیش فیورواناته می آید و تنها وسیله ای برای رهایی از تنهایی اش جستجو می کند. ارتباط میان آنها خیلی به سرعت و قوی شکل می گیرد و همانطور که هر رابطه ی بادوامی ممکن است به آن محتوم باشد، روابط متقابل آنها مسیر زندگی هر دویشان را تغییر می دهد.



کمدی جاری در «ژیگولوی رو به زوال» عجیب و غریب است و نمودهای کم رنگ تری دارد، درست همان چیزی که بیننده از کسی که ساعات زیادی را صرف کار کردن با برادران کوئن کرده است و توانسته «وودی آلن» را تنها برای ایفای وظیفه ی بازیگری به کار گیرد، انتظار دارد. گرچه باعث تعجب من نمی شد اگر می شنیدم آلن در نوشتن دیالوگ های شخصیت خودش دست داشته است، تعداد زیادی از گفته های او مختصر و مفید هستند. لذت بخش ترین صحنه ی فیلم آنی است که بین فیورواناته و سلیما (سوفیا وراگارا) اتفاق می افتد. از طرف دیگر رابطه ی عاشقانه ی میان آویگال و فیورواناته به هیچ وجه عقب نشینی نمی کند و از میان نمی رود. این رابطه حالتی سرسری دارد و مانند شخصیتی که «لیو شرایبر» آن را بازی می کند در جریان داستان فیلم حالتی اتفاقی و تصادفی دارد. این رابطه قرار است رخدادی مهم در زندگی شخصیت اصلی باشد اما به اندازه ی کافی به آن پرداخته نشده و بیشتر به یک تصویر گذرا شبیه است.



مانند بیشتر فیلم هایی که به اشکال مختلف به موضوع فحشا می پردازند، این فیلم هم مسئله را به صورت خیالی و غیرواقعی تصویر می کند. فیلم تا سر حد آثاری مثل «زنان زیبا/Pretty Woman» پیش نمی رود اما مشخص است که بهتر است آن را به عنوان یک ماجرای خیالی تلقی کرد تا نمایشگر واقعیت. ظاهر و نورپردازی فیلم احساس بی زمانی به آن می دهند. گرچه عملاً فیلم در دهه ی 2010 می گذرد، این وقایع می توانستند به راحتی در نیویورک دهه های 1970 و 1980 که «وودی آلن» تصویر می کرد هم اتفاق بیفتند. در اصل عادلانه است که بگوییم توتورو سخت تلاش کرده است تا تصویر آلن از این شهر را دوباره خلق کند و اینکه از نویسنده/کارگردان مورد اشاره خواسته است تا در این فیلم نقش شخصیتی را ایفا کند که صمیمانه با آن آشناست، خود مؤکد این مطلب است.
«ژیگولوی رو به زوال» فیلمی کوتاه اما با اینحال لذت بخش است، که حتی اگر مختصر بودن آن دلیل خاصی داشته باشد، اگر زمان بیشتری برای رشد و نمو داشت می توانست به تجربه ای غنی تر و دلچسب تر تبدیل بشود.

منتقد: جیمز براردینلی
مترجم: الهام بای
مترجم:سایت نقد فارسی