* نام اپیزود اشاره به یکی دیگر از لقب های دنریس تارگرین دارد که در طول غارت آستاپور (Sack of Astapor) این لقب را از سوی بردگانی که آزاد کرده بود بدست آورد.


*در کتاب ارتش دنریس هرگز از منجیق برای حمله به میرین استفاده نمیکند.چون در حد فاصله بین یانکای تا میرین هیچ درختی موجود نیست که بتواند از آن برای ساخت منجیق استفاده بشود.با این حال در مجموعه تلویزیونی از منجیق برای حمله به میرین استفاده می شود .


*در حالی که سرسی در حال عزاداری برای فرزندش جافری در سپت اعظم بیلور(Great Sept of Baelor) است ، کلماتی را که تیریون در اپیزود [[شاهزاده وینترفل(سریال]|شاهزاده وینترفل]] (The Prince of Winterfell) بیان کرده است را برای جیمی نقل می کند.در آن اپیزود تیریون به سرسی این را گفت که : ” من رو فراموش نکن ، هیچ وقت ، به خاطر این کارت بهت آسیب می زنم.و روزی می رسه که فکر می کنی در امانی و خوشحالی.و اون روز شادی در دهانت تبدیل به خاکستر می شه…. و اون وقت می فهمی که دین پرداخت شده.”


*صحنه بین جیمی و سرسی بسیار متفاوت از کتاب است ، و مقدار قابل توجهی جنجال برانگیزتر است.در کتاب صحنه بین جیمی و سرسی به نظر می رسد با رضایت طرفین است ( یا حداقل،این صورت سرسی نشان میدهد که تمایل به انجام اینکار دارد.)با این حال در این صحنه در مجموعه تلویزیونی بیشتر اینطور نشان داد شد که جیمی به سرسی تجاوز میکند .


*هیچ پادشاهی به نام ” اوریس اول” (King Orys the First) در کتاب وجود ندارد.تنها شخصیت به این نام که به خاندان تارگرین هم مربوط باشد اوریس براتیون (Orys Baratheon) بنیان گذار خاندان براتیون و برادر حرامزاده اگان فاتح است.این احتمال وجود دارد که این یک پادشاه محلی قبل از هفت پادشاهی بوده است و یک نام والریایی داشته است.احتمال دیگر وجود دارد که تایون به ایریس تارگرین اشاره داشته است و منظور او فردی به نام اوریس نبوده است.چارلز دنس به احتمال زیاد در طول فیلم برداری نتوانسته است اسم درست ایریس را بیان کند.


*سام در فصل اول به مول تان اشاره می کند ، و به جان اعتراض میکند که دیگر نگهبانان دیوار شب ها دزدکی به فاحـ*ـه خانه های این شهر میروند.


*هیچ شخصیتی در کتاب به نام الیو گریواس وجود ندارد.احتمالا بازیگر این شخصیت الیو گاریسا ، بنیان گذار فن سایت Westeros.org می باشد.گاریسا و همسرش لیندا در نوشتن کتاب های مرجع جهان یخ و آتش نیز همکاری میکنند.


*به عنوان یک محصول دنیا جدید سیب زمینی ( با نام مستعار”taters”) نه در کتاب و نه در دنیا وستروس وجود ندارد.چرا که وستروس در قرون وسطی اورپا قرار گرفته است.این برای سومین بار در سریال است که نام این محصول ذکر شده است.




*در خط داستانی شاهزاده اوبرین او این حرف را میزند که مردم فکر میکنند آسمان آبی است چون جهان در چشم یک غول چشم آبی قرار گرفته است.در اپیزود فلج ها، حرامزاده ها و چیزهای شکسته در فصل اول این جمله را راب بیان میکند.راب در این اپیزود برن را سرزنش میکند که تمام داستان های اولد نان افسانه ای بیشتر نیست و در بین انها به داستان یک غول چشم ابی به نام “مکابر” اشاره میکند که جهان در چشمان او قرار گرفته است.در کتاب هیچ افسانه ای در خصوص این غول وجود ندارد.


*اولین بار است که سمول تارلی (Samwell Tarly) به نام مستعار “قاتل” (the Slayer) نامبرده می شود.


*سانسا استارک برای اولین بار بارانداز پادشاه بعد از گذشت دو سال ترک میکند.اولین بار سانسا در اپیزود لرد اسنو در فصل اول وارد بارانداز پادشاخ می شود و دو سال تمام به صورت وحشیانه در اسارت جافری در می آید.


*در کتاب دنتوس توسط سه تیر یکی به گلو ، یکی به سینه و یکی نیز به شکم کشته می شود.سر لوتور بران (Lothor Brune) پس از مرگ دنتوس یه مشعل به درون قایق میاندازد تا قایق اتش بگیرد.


*تایون هرگز با تامن در مورد صفات یک پادشاه خوب در کتاب سخن نمی گوید.


*اولین کاری که جیمی بعد از بازگشت به بارانداز پادشاه می کند این است که سپت اعظم بیلور(Great Sept of Baelor) میرود.که مدت بسیار زیادی است که از مرگ جافری میگذرد.


*گرن (Grenn) و ادد (Edd) قبل از جان اسنو خود را به کسل بلک میرسانند.آنها هرگز به این اشاره نمی کنند که پس از شورش زنجیر شده اند.این احتمال وجود دارد که این اتفاق بخاطر افزایش زمان رمان سوم در مجموعه تلویزیونی رخ داده باشد.چرا که شورش در خانه کرستر (Craster’s Keep) در وسط رمان سوم اتفاق افتاده است.و هر دو شخصیت قبل در پایان خود را به کسل بلک رسانده اند.اما چون در مجموعه تلوییونی رمان سوم در یک فصل پخش نشده است این اتفاق در یک بازه زمانی طولانی تر رخ میدهد.


*جان هرگز پیشنهاد ارسال نیرو به خانه کرستر برای مقابله با شورشیان نمیدهد.چرا که میداند مردم آزاد و تن ها در حال حاضر در حال حرکت کردن به سوی کسل بلک هستن.


*سم هرگز گیلی را به مول تان نمیفرستد.


*دنریس هرگز زنجیر و قلاده های بردگان آزاد شده را به سوی میرین پرتاب نمیکند.


*داووس در قسمتی به استنیس اشاره میکند که توانست است سه خاندان کوچک را به طرف او بیاورد : خاندان ماسگود ، خاندان پیزبری و خاندان های.و استنیس این ادعا را میکند که مردان آنها به اندازه کافی نیست و حتی نمیتوانن یه میخانه را تصرف کنند.در کتاب خاندان پیزبری یکی از معدود خاندان های باقی ماننده در سرزمین های طوفان است که به استنیس وفادار ماننده است.خاندان ماسگود هم در سرزمین های طوفان واقع شده است اما به عنوان حامی استنیس از آنها یاد نشده است.خاندان های نیز یک خاندان کوچک است که در خدمت خاندان فری می باشد.آنها در عروسی خونین نیز برای فری ها جنگیدند و در ادامه لشکرکشی ارتش فری به خدمت لنیستر ها در آمده اند.این نتیجه عجیب و غریب در تداوم مجموعه تلویزیونی است که در حال نشان دادن حمایان استنیس است این در حالی است که اتحاد فری-بولتون ها و لنیستر ها در اوج موفقیت خود قرار دارد.


*در کتاب داووس در خصوص مرگ جافری به استنیس و میلسنادر خبر میدهد.


*همانطور که قبلا عنوان شده است شاهزاده ابرین در سیتادل (Citadel) تحصیل کرده است و توانست از شش حلقه استادی را برای خود بدست بیاورد.ولی او هرگز در خصوص سم شناسی در سیتادل آموزش ندیده است.بلکه او در میان سفرش در بین شهرهای آزاد در خصوص سموم و احتمالا هنرهای شیطانی آموخته است.




منبع:خبرگزاری آریافیلم