این گزارش درباره تمام چهره هایی است که در این سال ها، آمدند و رفتند و البته ماندند و ما با آنها خندیدیم یا هنوز هم می خندیم.

● مهران مدیری

از اوایل دهه ۷۰ تا همین روزها، در حال شاد کردن مردم است. مدیری آن روزها، جوان بود و کت و شلوار می پوشید و روبروی دوربین، ادای منوچهر نوذری در برنامه قدیمی «مسابقه هفته» را درمی آورد و این روزها، برای خودش سریال هایی در شبکه نمایش خانگی دارد و بیلبوردهای سریالش در سطح شهر پخش می شود. وی در این ۲۰ سال، به خوبی موفق شده رگ خنده مخاطب را در دست بگیرد و با سریال هایش، اولین و بهترین گزینه برای داشتن ساعت هایی شاد و مفرح باشد. استعداد مدیری در بازار سریال های طنز، اتفاقی است که ثابت شده و حالاحالاها هم کسی نمی تواند رکورد او و مخاطبش را بشکند.

● پیمان قاسم خانی

نویسنده جوانی که به همان اندازه ای که می تواند فیلمنامه های کمدی خوب بنویسد، توانایی دارد با فیلمنامه ای اجتماعی و تلخ، اشک مخاطب را دربیاورد. بدون شک قاسم خانی یکی از بهترین و خاص ترین نویسنده های این روزهای سینما و تلویزیون است که وقتی امضایش پای کاری می خورد، در خوب بودن آن شکی وجود نخواهد داشت. وی با «مارمولک»، «نان، عشق و موتورهزار»، «ورود آقایان ممنوع» و «سن پترزبورگ» در سینما به یاد مانده و «روزی روزگاری» یکی از قطب های اصلی سریال های قاسم?خانی بود. او این روزها هم حسابی مشغول است و نوروز امسال به تلویزیون می آید.

● رامبد جوان

هنوز خیلی ها او را «فرید جنگل برد» سریال «خانه سبز» صدا می کنند، اما آن جوان خوشحال موفق ترین سریال دهه ۷۰ کجا و این کارگردان پخته و کاربلد دهه ۸۰ کجا. او همین سال گذشته با فیلم «ورود آقایان ممنوع» در سینما، غوغای زیادی برپا کرد و همچنان فیلمش در فهرست فیلم های پرفروش این چند سال اخیر است. البته این روزها، فرم کاری اش را کمی عوض کرده و پایش به تئاتر هم باز شده، اما باورکنید همچنان دنبال فیلمنامه خوب طنز و ساخت فیلم کمدی خوب و پرمخاطب است.

● کلاه قرمزی و پسرخاله و باقی قضایا

دیگر کار از این حرف ها گذشته که این عروسک های شیطان دوست داشتنی را فقط عروسک بنامیم و فکر کنیم برنامه شان برای مخاطب خردسال است. آنها هرسال عید به خانه های ما می آیند و هر شب نیم ساعتی همه را شاد و خوشحال می کنند و می روند. برای همین اگر اسمی از آنها نبریم و یادی از تمام تکه کلام های بامزه و دوست داشتنی شان نکنیم، خیلی بی معرفتی است و ما هم که بی معرفت نیستیم. هستیم؟

● جواد رضویان

استعداد بزرگی که این روزها معلوم نیست چه به سرش آمده و کجاست. رضویان از آن بازیگران و کارگردانانی است که جمله «حیف شد»، درباره او زیاد استفاده می شود و هیچ کس نمی داند چرا آن بازیگر بااستعداد سریال های مدیری، ناگهان وارد دنیای شبکه نمایش خانگی و با ساختن فیلم های کمدی و طنز تجاری، از مسیر اصلی اش دور شد. وی همچنان هم برای مخاطب جذاب است و وقتی نام او پای سریالی در تلویزیون خورده می شود، مدیران رسانه ملی به افزایش تماشاگران حسابی امیدوارند.

● رضا عطاران

در یک مصاحبه اعتراف کرده بود اگر بازیگر نمی شد، احتمالا دزد می شد. در مصاحبه دیگری هم تعریف کرده بود همکلاسی های دوران دبیرستانش حسابی شر و شیطان بودند و شانس آورد که راه زندگی اش از آنها جدا شد. بعد از این مصاحبه ها، خیلی ها گفتند نه تنها عطاران شانس آورد بلکه مخاطب و مردم هم شانس آوردند. آنها که این نظریه را دارند، دلیل می آورند باهوشی که عطاران دارد و از زمان «ساعت خوش» تا الان قلب مردم را در دست گرفته، احتمالا دزد بزرگی می شد و یکی از نقطه امیدهای شادی و خوشحالی و فراغت خاطر از بین می رفت.

● شقایق دهقان

اگر تنها یک زن کمدین موفق در سینما و تلویزیون داشته باشیم، بدون شک او شقایق دهقان است. آنقدر نقش هایش را خوب بازی می کند و انرژی می گذارد که دیگر حرفی برای گفتن باقی نماند. به بازی های او در تمام این سال ها فکر کنید؛ هیچ کدام کسل و بی خود نیستند.

● علی صادقی

وقتی یک نفر خوشحال و بی خیال باشد و با همین ویژگی ها روبروی دوربین بایستد، نتیجه ای جز خوشحالی و بی خیالی برای مخاطبش ندارد. صادقی راحت و ساده با تماشاگرش ارتباط می گیرد و همین برگ برنده او در تمام این سال ها کار است.

● احمد پورمخبر

قبول کنیم یا نه، او یکی از مهم ترین چهره های طنز این روزهای سینماست. پیرمردی که کشف رضا عطاران بود و این روزها نویسنده فیلمنامه های طنزتجاری، آنقدر به او علاقه دارند که نقشی مخصوص برای او در فیلمنامه کنار می گذارند.

● مهران غفوریان


بازیگر و کارگردان خوش آتیه اوایل دهه ۸۰ که معلوم نشد چه اتفاقی او را از مسیر اصلی کارش منحرف کرد و تمام آن اتفاق های خوبی که با سریال «زیر آسمان شهر» ساخته بود، خراب کرد، اما غفوریان بعد از چند سال دوباره سرپا شد و حالا این روزها زیاد او را می بینیم و شاید بتوانیم امیدوار باشیم دوباره با سریالی مثل «زیر آسمان شهر» بازگردد.

● سروش صحت

بی ادعاترین بازیگر، نویسنده و کارگردان این حوزه. مردی که همیشه حاضر است و طوری کار می کند که هم حضورش مفید و سازنده است و هم آنقدر بی ادعاست که روی اعصاب نمی رود. کارهای او مخاطب خاص خودش را دارد و هیچ وقت هم لوس و بی مزه و روی اعصاب نمی شود.

● فلامک جنیدی

تلاشش برای حضور در عرصه طنز به عنوان یک بازیگر زن قابل تحسین است، اما این روزها آنقدری تکراری و یکنواخت شده که دیگر کم کم باید فکری به حال بازی و حضورش در سریال ها و فیلم های کمدی کند.

● امین حیایی

روزی روزگاری، امید تمام تهیه کنندگان سینما بود. با محمدرضا گلزار، تیم خوبی بودند و خیلی خوب می توانست تماشاگر را از خنده روده بر کند، اما این روزها، چندان توجه خاصی را جلب نمی کند.

● اکبر عبدی

ستاره کمدی تمام عیار دهه ۶۰ و اندکی هم دهه ۷۰، این روزها چندان پررنگ نیست و انتخاب هایش هم به دل نمی نشیند. عبدی یک روزهایی خیلی خوب می توانست دل مردم را به دست بیاورد و در دورانی که چندان طنز دغدغه هنرمندان نبود، برای خودش بروبیایی داشت.

● مرضیه برومند

وقتی کسی کارش را بلد باشد، هرچه بسازد در ذهن مخاطب می ماند و هیچ وقت کهنه نمی شود. برومند، روزی روزگاری در دنیای برنامه سازی برای کودکان فعال بود و از اواخر دهه ۶۰، سراغ سریال سازی برای مخاطب بزرگسال آمد، اما کودک شاد و خوشحال ته قلبش هم همراهش آمد تا سریالی مثل «آرایشگاه زیبا» با دردسرهای یک پیرپسر برای ازدواج، به یکی از مفرح ترین سریال های آن دوران تبدیل شود.

وی بعد از این سریال به روند تازه اش ادامه داد و سریال هایی مثل «خودرو تهران ۱۱»، «هتل مروارید» و «ورثه آقای نیکبخت» را ساخت.

این روزها یک پروژه بزرگ برای سریال سازی دارد که هنوز تکلیفش مسخص نشده و معلوم نیست چه زمانی دوباره به خانه ها برمی گردد.

● علیرضا خمسه

از قدیمی ها و کهنه کارهای سریال های طنز تلویزیون که این روزها حسابی کم کار شده، اما همچنان نمی توانیم نامش را از جماعت طناز دنیای تصویر حذف کنیم.

● حمید لولایی

خشایارخان سریال «زیر آسمان شهر» که حالا دیگر از آن نقش حسابی دور شده، اما هنوز خیلی ها او را خشایارخان صدایش می کنند و منتظرند با نقشی تازه و خندان، دوباره با او آشنا شوند.

● فرهاد آییش

کارگردان باسواد تئاتر، با مجموعه طنز «قطار ابدی» خیلی زود در دل مردم جایی برای خودش باز و با سریال «شمس العماره» یاد و خاطره پرویز فنی زاده و سریال «دایی جان ناپلئون» را خیلی خوب زنده کرد. ------------ منبع: آفتاب